سلام و احترام،
ببین همه چیز بستگی به دیدگاه خودت نسبت به پراپ ها داره. یکی میگه کلاهبرداریه چون با سبکش حال نمیکنه و دوست داره قوانینی برای ترید بالاسرش نباشه، یکی میگه عالیه چون سرمایه اش کمه.
کلا نسبی هستش و خوب و بدی وجود نداره عزیزم.
اما در مورد اینکه پراپ خوبه یا بدرد نمیخوره، اونم بستگی به توانایی خودت داره، هستند کسانی که دارند چندین پراپ مختلف کار میکنند و دارن برداشت میکنند و از طرفی هم شکست خورده هم زیاد داریم.
نکته اخر هم در مورد مقایسه 500 و 10کا یا 100کایی که فرمودی هم بگم که شما ذهنت هیچ وقت اندازه یک حساب 10 کایی آرامش یکسانی با حساب 500 دلاری نداره و شما قطع به یقین در فشار بیشتری روی حساب های کوچک تر هستی و خلاصه که دستت آنچنان برای مدیریت سرمایه باز نیست.
پراپ اگر ایرانب باشه که پراپ حساب نمیشه اخه پراپ ایرانی به کجا وصله؟! کدوم بازار بین بانکی کدوم فارکس؟! معاملات شبیه سازی شده رو شما فارکس مینامی؟! و چنج زدن به شیشه پول های جمع شده کلاهبردارای پراپ فروش وقتی که نقطه مقابلت پراپ تقلبی هست و سود تو = ضرر پراپ فیک رو ترید مینامی؟! حق چنین اشخاصی که تو فراز گلد و اینهای های بی مجوز و متقلب و پراپ فیک پول میزارن اینه که پولشون خورده شه.. نمیگم اون انگلا کار درستی میکنن ولی خودت فکرشو کن! سطح منطق یک فرد در چه حده که چنین کارایی میکنه؟! حالا اصلا سود ده باشه.. اگر واقعا واقعا به سودش باشه که به تو نمیده.. یه جایی یکیو به خاک سیاه مینشونه تا پول تورو بده!
فکر نکنم اونقدری که سر اکانت های چند هزار دلاری راحتی، سر اکانت های زیر هزارتایی هم راحت باشی. اصلا موجودیت هر چی بیشتر باشه، ارامش بیشتری داری به خدا
همه چیز پراپ ها مدیریت سرمایه اس، 90 درصدش فقط همینه
اونایی که پاس نمیشن باور کن مدیریت سرمایه اشون مشکل داره
اینم یه مسیر دیگه برای تایید پراپفرم ها ![]()
[نظر سنجی دعوت از برندگان مسابقات پراپ ها به انجمن توسط نمایندگان رسمی]
اون ۱۰۰ کا واقعا معادل ۱۰ کا سرمایه قابل برداشت نیست چون چیزی که در اختیار تریدره بیشتر از هرچیز همون دراودان مجازه و قوانین ریسکه
اون ۱۰۰ کا واقعا معادل ۱۰ کا سرمایه قابل برداشت نیست چون چیزی که در اختیار تریدره بیشتر از هرچیز همون دراودان مجازه و قوانین ریسکه
در نتیجه پراپ نه لزوما بازی با اعداده نه لزوما بهترین گزینه برای همه ست مهم اینه ببینی نسبت هزینه چالش به دراودان مجاز و سود قابل برداشت واقعا چه اهرمی برات ایجاد میکنه
این محاسبه یه نکته مهم رو نشون میده ولی به نظرم نتیجه گیریش یه مقدار ساده شده
اون ۵۰۰ دلار هزینه چالش معادل سرمایه معاملاتی ۵۰۰ دلار شخصی نیست چون در پراپ اگر شرایط رو رعایت کنی به سرمایه اسمی بزرگتری دسترسی داری و مقدار ضرری که مستقیما از جیب خودت میدی همون هزینه چالشه
از طرف دیگه اون ۱۰ هزار دلار هم لزوما سود قابل برداشت نیست و باید قوانین دراودان و تقسیم سود و محدودیت های حساب رو هم در نظر گرفتمقایسه درست تر اینه که ببینی با یک مقدار ریسک مشخص روی سرمایه شخصی چه بازدهی قابل تکراری داری و همون استراتژی در پراپ با قوانین و هزینه ها چه بازدهی خالصی برات ایجاد میکنه
اون موقع میشه واقعا فهمید پراپ برای اون تریدر چه مزیتی داره و کجا فقط ظاهر عدد بزرگه
من با اصل این حرف که پراپ میتونه برای بعضی تریدرها محدودیت سرمایه رو خیلی سریعتر برطرف کنه موافقم و نمونه هایی که برداشتهای موفق داشتن هم طبیعتا وجود دارن اما اینکه بگیم برای همه راه نجاته شاید کمی کلی باشه چون پراپ سرمایه اسمی بیشتری میده ولی در کنارش قوانین دراداون محدودیتهای معاملاتی و ریسک شرکت هم وجود داره و همین موارد میتونه برای بعضی سبکها محدودیت ایجاد کنه
به نظرم تفاوت اصلی اینجاست که پراپ میتونه مسیر دسترسی به سرمایه رو کوتاه کنه ولی لزوما مسیر حرفه ای شدن رو کوتاه نمیکنه تریدر اگر استراتژی و مدیریت ریسک درست داشته باشه میتونه از این اهرم سرمایه استفاده کنه و زودتر به برداشت برسه ولی اگر هنوز از نظر اجرا آماده نباشه همین سرمایه بزرگتر فقط اندازه اشتباهاتش رو بزرگتر میکنه برای همین ارزش پراپ بیشتر به نحوه استفاده از اون بستگی داره تا صرفا مبلغ حساب
فقط درباره اینکه پراپها عمدا تریدرهای سودده رو حذف میکنن به نظرم بهتره بین تجربه شخصی و ادعای کلی تفاوت بذاریم چون شرایط شرکتها و مدل درآمدیشون یکسان نیست و بدون بررسی قرارداد سابقه پرداخت و قوانین هر مجموعه نمیشه با قطعیت درباره همه حکم داد ولی دقیقا به همین دلیل قبل از خرید باید سابقه برداشتهای متوالی شرایط نقض حساب و نحوه برخورد شرکت با تریدرهای سودده رو بررسی کرد چون ریسک طرف مقابل در پراپ بخشی از ریسک اصلی این مدل محسوب میشه
از نظر مقایسه سرمایه شخصی و پراپ نکته مهمی گفتی چون اگر بازدهی و برداشت رو در چند دوره پشت سر هم حساب کنیم تفاوت مدلها خیلی بهتر مشخص میشه مخصوصا وقتی سرمایه شخصی محدوده و تریدر برای رسیدن به درآمد قابل توجه مجبور میشه ریسک هر معامله رو بالا ببره در حالی که ساختار پراپ میتونه با محدود کردن ریسک و در اختیار گذاشتن سرمایه اسمی بزرگتر این فشار رو کمتر کنه
دقیقا مقایسه وقتی معنی پیدا میکنه که فقط به درصد سود نگاه نکنیم و ببینیم بعد از کسر هزینه چالش و کمیسیون و شرایط برداشت در چند دوره متوالی چقدر پول واقعا به دستمون رسیده چون ممکنه یک مدل روی کاغذ بازدهی بالاتری داشته باشه ولی در عمل به خاطر محدودیت دراداون یا از دست رفتن حساب نتیجه متفاوتی بده مهم اینه که بازدهی واقعی و احتمال تکرار اون رو کنار هم بررسی کنیم
به نظرم پراپ میتونه برای کسی که سرمایه شخصی محدودی داره فشار نیاز به بازدهی بالا رو کمتر کنه اما نباید باعث بشه فکر کنیم سرمایه اسمی بزرگتر یعنی ریسک کمتر در هر شرایطی چون قوانین دراداون و هزینه چالش و احتمال از دست دادن حساب هم بخشی از معادله هستن اگر تریدر با ریسک منطقی و یک سیستم آزموده شده بتونه چند دوره متوالی برداشت واقعی داشته باشه اون وقت میشه منصفانه تر با سرمایه شخصی مقایسه کرد
دقیقا نکته اصلی همینه که پراپ میتونه برای کسی که سرمایه شخصی محدودی داره فرصت خوبی باشه تا بدون درگیر کردن سرمایه بزرگ وارد مسیر معامله گری بشه اما نباید فراموش کنیم که سرمایه اسمی بالا لزوما به معنی آزادی عمل بیشتر نیست چون محدودیت دراودان و قوانین شرکت تعیین میکنن واقعا چقدر فضا برای نوسان داریم به نظرم تا وقتی تریدر چند دوره متوالی برداشت واقعی نداشته باشه نمیشه صرفا با پاس کردن چالش درباره سودآوری پایدارش قضاوت کرد
من فکر میکنم مقایسه پراپ با سرمایه شخصی زمانی معنی پیدا میکنه که هزینه چالش های ناموفق احتمال از دست دادن حساب و محدودیت های معاملاتی رو هم حساب کنیم نه اینکه فقط به عدد بالانس نگاه کنیم اگر کسی با ریسک ثابت و سیستم تست شده بتونه در بلندمدت برداشت های منظم داشته باشه پراپ میتونه ابزار مناسبی براش باشه ولی اگر برای حفظ حساب مجبور بشه از استراتژی خودش فاصله بگیره یا مدام هزینه چالش جدید بده باید دوباره کل این معادله رو بررسی کنه
دقیقا برای مقایسه پراپ با سرمایه شخصی باید کل هزینه و بازده واقعی رو بررسی کنیم نه فقط عدد حساب یا مبلغی که میشه برداشت کرد هزینه چالش های ناموفق و احتمال ریست حساب و محدودیت دراداون و شرایط برداشت همگی روی نتیجه نهایی تاثیر دارن ممکنه یک روش روی کاغذ جذاب به نظر برسه ولی وقتی همه این موارد رو وارد محاسبه کنیم ببینیم بازده واقعی خیلی کمتر از چیزیه که انتظار داشتیم