حل مشکلات روانشناسی ترید

در مورد تمایلتون در مورد بررسی راه حلهای مشکلات ترید با انتخاب یکی از گزینه ها نظر بدید. به ترتیب رای بیشتر در موردشون می نویسم:

  • زود بستن معامله در سود!
  • جابه جا کردن حد ضرر (به امید برگشت قیمت به سود یا سر به سر)
  • زیاد ترید کردن (جسبیدن به چارت!)
  • سود مدتها ترید درست رو در یکی دو معامله از دست دادن!
  • احساس ترس موقع ورود به معامله
  • پیروی از استراتژی و اجرای درست ترید ولی تقریبا سر به سر موندن در سرمایه یا نتیجه ی ترید
  • احساس این که کل تریدینگ یه جور کلاهبرداریه!
0 رای دهندگان
1 لایک کرده

سلام نادر عزیز ممنون از مشارکتت
خواستم اگر محبت کنی بیشتر راجب این جملت صحبت بکنی و بیشتر برامون بازش بکنی:

شما باید از امروز در ترید نتیجه محور نباشید بلکه فرآیند محور بشید.

سپاس از مهرت :waving_hand:

2 لایک کرده

سلام خواهش می کنم.

اگر بخوام قضیه رو خیلی خلاصه کنم موضوع این هست که کارکرد بخش احساسی مغز انسان برای بقا تنظیم شده در حالی که محیط ترید، محیط احتمالات هست و در محیط احتمالات تصمیمات مبتنی بر بقا منجر به شکست میشه. در حقیقت درست ترید کردن کاری برخلاف رویه و توانایی مغز احساسی ماست. چارهی این کار داشتن اراده هم حتی نیست چون اراده در مقابل ترشح هورمونهای بدن ما در نهایت تسلیم میشه. چاره چیه؟ چاره این هست که ما قسمت احساسی مغزمون رو بازسازی و مسیرکشی مجدد کنیم. یعنی چی؟ یعنی این که تریدر باید با انجام تمرینهای خاص و تکرار اون به دفعات زیاد مغزش رو بازپروزی کنه. مثال: وقتی ترید میزنیم و سود میکنیم مغز ما دوپامین ترشح میکنه و خوشحال میشیم و وقتی ضرر میکنیم ناراحت میشیم حالا ما باید کار یکنیم که دیگه مغزمون دوپامین رو از سود کردن نگیره بلکه از اجرای درست پلن معاملاتی مون دوپامین بگیره چه نتیجه اش سود باشه چه ضرر باشه. بدون مسیرکی مجدد ذهن، با هیچ استراتژی خوبی هیچ تریدر نمی تونه سود آور بمونه سرانجام سودهاش رو به باد خواهد داد. منظر از این حرف که شما باید در ترید، متیجه محور نباشید بلکه فرآیند محور بشید همین بود. ضمنا استراتژی ساده و شفاف و امتحان شده برای ترید البته که لازم هست ولی اصلا کافی نیست به دلایلی که گفتم.

2 لایک کرده

روش کاربردی غلبه بر زود بستن معامله در سود (بخش اول)

طبق قولی که دادم چند موضوع رو به نظرسنجی گذاشتم تا به ترتیب تعداد آرای بیشتر در مورد اونها دانسته ها و تجربیات خودم رو اینجا بنویسم.

سه نفر از دوستان گزینه ی «زود بستن معامله در سود» رو برای بررسی در نظرسنجی انتخاب کردن که اول به همین مسئله زوم می کنیم و در مورد سایر مسایل هم که رای داده شده بهشون به ترتیب در اینجا خواهم نوشت.

خب

چرا اکثر تریدرها وقتی معامله در سود میره معامله رو وسط راه میبندن؟ یا دچار دلهره میشن که مبادا قیمت برگرده و سود از دست بره و تازه ضرر هم بکنن.

اگر مطالب این تایپیک رو خونده باشید توضیح دادم که قسمت احساسی مغز ما طبق قانون بقا تصمیم میگیره نه طبق قانون احتمالات از طرف دیگه مرکز تشخیص تهدید در مغز انسان دو برابر سریعتر به محرک های منفی نسبت به محرک های مثبت واکنش نشون میده. معادله اینه که درد برای مغز، موضوعی فوری هست ولی لذت برای مغز، موضوعی اختیاری هست. این مکانیسم بقا توی چارت باعث دردسر و کال مارجین شدن ما میشه چون در بازار، ضرر الزاما به معنای مرگ و نابودی نیست و در اصل سود و ضرر یک داده بر روی چارت هست ولی مغز ما ساختارش این طور هست که ضرر رو چیزی شبیه به نابودی ارزیابی میکنه. به همین خاطر هست که محققان طی آزمایشهایی فهمیدن که ناراحتی از دست دادن هزار دلار دو و یک چهارم برابر شادی به خاطر به دست آوردن هزار دلار قدرت داره. این عدم تقارن هر تصمیم بد معاملاتی رو که تا حالا گرفتید میتونه توضیح بده! به همین خاطر هست که هر تریدری (انسانی) وقتی بازنده ست ریسک پذیر میشه (مثلا تریدر حد ضررش رو بزرگتر میکنه!) و وقتی برنده هست ریسک گریز میشه (معامله رو در سود زود میبنده!) به ریسک گریزی در این حالت میگن «اثر تمایل». خب پس این »اثر تمایل» یادمون باشه تا به قسمت دوم بحث بریم.

یه مشکل دیگه که در مغز احساسی ما وجود داره و اسمش «اثر موهبت» هست با هم تیشه به ریشه ی تریدر میزنن.

حالا «اثر موهبت» یعنی چی؟ ما ارزش هر چی رو که صاحب هستیم معمولا بیشتر از ارزش واقعی اون می پنداریم. این امر موجب میشه به شکل گرفتن تفکری به اسم «مغالطه ی هزینه ی هدر رفته». مثلا یه صدایی در گوش تریدر میگه من قبلا ۱۰۰ دلار سر این ضرر کردم دیگه باید سربه سر بشم لااقل و معامله رو نمی بنده و هی میره میره تا کال مارجین شدن… این پدیده ی ذهنی فقط در ترید نیست در زندگی هم باعث اشتباهات زیادی میشه مثلا بعضی ها در رشته تحصیلی غلط یا ازدواج غلط فقط به این خاطر می مونن که حس میکنن خیلی هزینه مادی و معنوی کردن و به خاطر اثر مخرب«مغالطه ی هزینه ی هدر رفته» سخته براشون که ضرر رو قبول کنن و به همون ضرر ادامه میدن. به طور کلی انسانها برای جبران شکستهای گذشته از ریسک بیشتری استفاده میکنن و در ترید این عادت مغز ما باعث میشه که تریدر در ضرر، حجم معامله رو دو برابر کنه و بازار افرادی رو که دابل داون کنن درسته قورت میده…

پس میبینیم که هر کدوم از ما در حقیقت دو نفریم! یه نفر با مغز منطقی و یه نفر با مغز احساسی.

حالا راه حل کاربردی زود بستن معامله در سود این طوریه:

۱-در ترید به اراده متکی نباش چرا؟ چون کورتیزول بدنت هر اراده ای رو یه جایی می شکنه و اراده رو فورا به صفر می رسونه. پس تو اول باید یه استزاتژی تعریف شده و ساده و بخصوص کاملا امتحان شده داشته باشی که قابل هیچگونه تعبیر و تفسیر نباشه باید بتونی استراتژیت رو پشت یه کارت ویزیت بنویسی! این راهشه و در اون استراتژی، حد ضررت قانون مطلق هست بدون هیچ استثنایی.

۲-تعریف برنده شدن در ترید رو برا ی خودت عوض کن (خیلی مهم): تو باید به عنوان یه تریدر از امروز سیستم دوپامین خودت رو هک کنی یعنی چی؟ یعنی این که باید در ترید، «موفقیت» رو از «پول» جدا کنی! باید موفقیت در ترید رو برای خودت تبدیل به «پیروی دقیق از استراتژیت» کنی والسلام.

هر وقت طبق پلنت ترید زدی و ضرر کردی حتما با صدای بلند به خودت آفرین بگو این تمرین رو باید انجام بدید. در این حالت تو به درستی ضرر رو قبول کردی. دقت کن: باید مغزت رو آموزش بدی که برای اجرای درست استراتژیت دوپامین آزاد کنه نه برای سود. این فوت کوزه گری روانشناسی ترید هست که من رو نجات داده.

۳- طرز فکر کازینویی و نه طرز فکر قمارباز: این مثال کازینو و قمارباز که میزنم سوتفاهم ایجاد نکنه (از قدیم گفتن در مثل مناقشه نیست). یه تریدر باید مثل صاحب کازینو فکر کنه نه مثل یک قمارباز! شما باید همیشه به چشم انداز بزرگ نگاه و دقت کنید نه به دو سه معامله ی اخیرتون! کازینو دارها از برنده شدن صد دست قماربازا رنگشون نمیپره چون سیستمشون ثابت کرده که در فرضا ۱۰ هزار دست بازی سود با کازینودار هست نه با قمار باز این رو هم بگم که فهمیدن استراتژی (علم) به معنای توانایی عمل به اون نیست و شجاعت به معنای نترسیدن نیست بلکه به معنای توانایی عمل کردن با وجود ترسیدن هست. معامله گری و ترید زدن عالی در حقیقت به معنای هنر احساس درد هست! یعنی انجام کار منطقی در زمان احساس غریزی برای فرار! در حالی که ترس، هر عکس العمل غلط هست.

امیدوارم این مقاله ای که از آموزشهای خارجی نوشتم براتون مفید واقع بشه برای من که مفید واقع شده. بخش دوم این مقاله رو می تونید در مطالب بعدی من در همین تایپیک بخونید.

5 لایک کرده

سلام خیلی خوب و عالی

3 لایک کرده

خواهش میکنم موفق باشید.

2 لایک کرده

موضوع دوم نظر سنجی که رای بیشتری آورده فعلا اینه:

غلبه بر عادت از دست دادن مدتها سود در یکی دو ترید!

اول بببینیم چی باعث میشه که تریدر سود چند ماه یا حتی چند سال تریدش رو در یکی دو یا چند معامله ی محدود از دست میده؟ بدیهی هست که مدیریت سرمایه نکرده، حالا چرا تریدری که هزار بار شنیده و خونده که باید مدیریت سرمایه کنه و شاید هم هزار بار مدیریت سرمایه کرده در بار مثلا هزار و یکم قوانین رو میذاره زیر پاش و حسابش رو به باد فنا میده؟ علت چی هست.

بیایید سوال رو فنی تر و شفاف تر صورت بندی کنیم: چرا تریدرها نمی تونن ریسکی رو که بقای اون ها رو در بازار تضمین میکنه همیشه بپذیرن؟

جواب:

۱-اگر اندازه ی حجم ورود به معامله بزرگتر از حد منطقی باشه باشه قسمت «آمیگدال» مغز (سیستم هشدار عاطفی مغز) قضاوت رو از قسمت منطقی شما به خودش منتقل خواهد کرد و از اون لحظه به بعد تریدر دیگه ترید نمی کنه بلکه داره برای بقا میجنگه چون روش حل مسئله ی قسمت آمیگدال مغز همین جنگیدن برای بقا و جنگیدن برای زنده موندن هست و با تمام مسائل از این زاویه برخورد میکنه و حل موضوعی که بر مبنای احتمالات هست با ابزار مبتنی بر بقا، ۱۰۰ درصد محکوم به شکسته!

۲-نکته ی مهم اینه: می دونی باید مدیریت ریسک کنی ولی باز هم نمی کنی چرا؟ چون تو می خواهی با اراده و عقیده در ترید بری جلو ولی این کافی نیست بیوشیمی مغزت باید مدیریت ریسک رو بپذیره! اون هم به صورت ایجاد مسیرهای عصبیِ صحیح از طریق گرفتن پاداش برای رعایت مدیریت ریسک و سایر قوانین پلن معاملاتیت.

باور واقعی به مدیریت ریسک، موافق بودن با اون نیست بلکه باور واقعی در ترید،باید تبدیل به یک مسیر عصبی بشه، این مسیر عصبی فقط از راه تکرار یک عمل واحد میدانی در مغز تریدر میتونه حک بشه. روانشناسی درست ترید یک کنش فیزیکی هست نه دانستن و باور داشتن صرف به این که باید مدیریت ریسک کرد باید حد ضرر رو دست نزد و… و..

روانشناسی ترید فقط از کتاب خوندن و دوره دیدن به ثمر نمی نشینه بلکه با صدها بار اجرای مکانیکی تمرینها و اعمالی خاص به نتیجه می رسه و به شکل یک سیستم عصبی جدید نظم و انضباط در تریدر ایجاد می کنه. صد معامله مکانیکی که در اونها نه سود کردن بلکه رعایت قوانین پلن معاملاتی پیروزی باشه، برات بیشتر از صد تا کتاب روانشناسی مفید خواهد برد.

۳- ساختن اعتماد به نفس در ترید با داشتن اعتماد به نفس در موضوعات دیگه فرق داره. اعتماد به نفس در ترید، یک احساس نیست بلکه یک محاسبه هست. شما استراتژیت رو باید بک تست فوروارد تست دقیق در یک بازه زمانی ۶ ماه تا یک سال بگیری حداکثر ضرر متوالی حداکثر سود متوالی وین ریت و میزان بازگشت سرمایه ش رو در بیاری. اگر این کار رو کردی و استراتژیت جوابگو بود تو دیگه اعتماد به نفس رو بر مبنای احساس نداری بلکه بر مبنای ریاضی داری، این فوت کوزه گری اعتماد به نفس در ترید هست. ۱۰ تا استاپ پشت سر هم اگر بخوری چنانکه در بک تستت و محاسباتت از قبل بوده باشه اصلا ناراحت نمیشی چون در چشم انداز بزرگتر دیدی که تو سودده بودی و خواهی بود این رو در گذشته و آینده بازار در بک و فووارد تستهات قبلا دیدی.

شما باید ریاضیات پشت احتمالات رو بدونید باید بدونید که مثلا در وین ریت ۶۷ درصد احتمال روبر و شدن با پنج تا استاپ پشت سرهم چند درصده؟ این طوری باید اعتماد به نفس درست کنی برای ترید زدن. «امید سیستم معاملاتی» شما میانگین مبلغی هست که می تونید انتظار داشته باشید در هر معامله ی مشخص در دراز مدت سود یا ضرر کنید. و مشخص کردن بزرگترین زنجیره ی سودها و ضررهای متوالی در بک تست گیری ضروری هست.

وقتی تو این موضوع رو بدونی دیگه بعد از چند ضرر حجمت رو اضافه نمی کنی که سود یک ساله ات رو از دست بدی!

۴- معامله ی انتقامی: می رسیم از موضوع بالا به معمالات انتقامی که بزرگترین برباد ده حسابهای در سود هم هست.

ترید انتقامی از ترس نیست بلکه یه نوع دفاع از خود هست که دستورش رو قسمت آمیگدال مغز ما صادر میکنه (همون قضیه ی قانون بقا در شماره یک این متن).

سوال اینه: چطوری در تله ی ترید انتقامی نیفتیم؟ جواب این هست که انسان نمی تونه از حمله ی احساسی و عاطفی، با فکر کردن در امان بمونه یک یا چند قطع کننده ی فیزیکی نیاز هست!

بایدیه قانون محکم برا ی خودت بذاری که فیزیکی باشه! مثلا به محض ضرر و حس انتقام سیستم رو خاموش کنید و یک ساعت یا هر چند دقیقه پیاده روی کنید یا مثلا به محض ضرر و احساس این که میخواهید از استراتژی خارج بشید فورا کف اتاق، ۳۰ تا شنا برید! چرا؟ چون فقط عمل فیزیکی می تونه زنجیره ی حمله ی احساسی رو قطع و متوقف کنه یا روش دیگه: به محض احساس میل به معامله انتقامی دستتون رو فرو کنید توی یه کاسه آب یخ و نگهش دارید وقتی شما حمله ی احساسی- عاطفی رو با عمل فیزیکی میشکنید به قسمت منطقی مغزتون اجازه می دید که دوباره بیاد پشت فرمون و کنترل اوضاع رو در دست بگیره و در نتیجه کال مارجین نمیشید چون با عمل فیزیکی، حلقهو زنجیره ی تهاجمی قسمت احساسی مغزتون رو قطع کردید این طوری دوباره آروم میشید.

خطر دیگه ای هم هست که میتونه باعث یک معامله ی برباد دهِ مدتها سود بشه که خیلی مهم هست و از همه ی اونچه که تا اینجا گفته شد مهمتر هست.

۵-توهم منحصر به فرد بودن در ترید: این موذی ترین و خطرناکترین تله ست چرا؟ چون برخلاف تله های بالایی در قالب احساس خودش رو نشون نمیده بلکه ابتدا در لباس نوعی گفتگوی منطقی ذهنی خودش رو نشون میده! چطوری؟

آیا تا حالا به عنوان تریدر این صداها توی ذهنت پیچیده که: «بابا من ۱۰۰ دلار سود کردم فوقش توی این معامله این ۱۰۰ دلار رو پس بدم به بازار… و ای بسا نه تنها صد دلار سود رو پس دادی فرد بلکه حساب رو هم در ادامه باختی …

یا آیا این صدا رو در ذهنتون وقت ترید شنیدید که میگه: فقط همین یه دفعه حد ضرر رو میبرم عقبتر فقط همین یک دفعه…!

یا این صدا رو چطور؟ شنیدید که کسی در ذهنتون وقت ترید گفته باشه: تو با بقیه فرق داری تو همونی هستی که (مثلا)۱۰۰ دلار رو ۱۰ هزار دلار کرده… بگیر این معامله رو بره…

این همون حس فوق خطرناک «توهم منحصر به فرد بودن» در ترید هست در ترید همون لحضه که فکر میکنی «فقط همین یک بار…» از قبل باختی، چرا؟ چون تو منحصر به فرد نیستی، هیچ کس در ترید، منحصر به فرد نیست، بنابراین قوانین پلن معاملاتیت رو باید بدون استثنا دقیقا انجام بدی و ذوق و عشق رو در ترید از سود کردن و پول در آوردن نه از درست انجام دادن استراتژیت باید کسب کنی یعنی سیستم دوپامین مغزت رو باید هک کرده و قسمت عاطفی مغزت رو سیمکشی مجدد کنی، با تکرار و تکرار و تکرار دقیق وبی چون چرای یک استراتژی ساده، شفاف کاملا امتحان شده طبق شرایطی که در بالا توضیح دادم.

پس وقتی دونستی که هیچ کس در ترید، منحصر به فرد نیست، وقتی اعتماد به نفست رو نه از اراده بلکه از ریاضیات پشت استراتژیت (بک تستها و جزئیاتش) کسب کرد، وقتی فهمیدی که مدیریت ریسک از طریق دانستن و اعتقاد داشتن عملی نیست بلکه رعایت مدیریت ریسک باید از طریق عمل فیزیکی وارد زیست شناسی و بیوشیمی مغزت بشه، اون وقت هست که دیگه هیچ وقت حسابِ در سود رو به ضرر نخواهی برد، هیچوقت!

امیدوارم این مقاله که از آموزشهای منابع خارجی با برداشتها ی خودم بود مورد استفاده تون قرار بگیره. ازتون میخوام که حتما این مقالات کاربردی رو به کسانی که فکر میکنین گیر این مسائل هستند و احتیاج دارن برسونید.

موفق باشید.

5 لایک کرده

موضوع انتخابی بعدیتون در نظرسنجی رو بررسی میکنم.

روش کاربردی غلبه بر عادت جابه جا کردن حد ضرر (به امید برگشت قیمت!)

قسمت احساسی مغز که از قانون بقا پیروی میکنه از انتظار و صبر متنفره چون قسمت احساسی مغز، انتظار رو به عنوان یک خطر، درک میکنه! وقتی روی چارت هیچ اتفاقی نمی افته، قسمت احساسی مغز شروع به جستجو برای یافتن دلیلی برای ورود به معامله یا باز نگه داشتم معامله در ضرر کرده و یک فوریت رو اختراع میکنه. در قانون احتمالات، اشتباه بودن یک امر طبیعی هست ولی در قانون بقا اشتباه بودن مثل یک تهدید بنیادی خودش رو نشون میده. قسمت احساسی مغز، ضرر رو از شکست شخصی نمی تونه جدا کنه لذا وقتی تریدر در ضرر هست نمی تونه ضرر رو بپذیره چون قسمت احساسی مغز شروع میکنه به مذاکره ی درونی و بهانه هایی برای بزرگتر کردن حد ضرر پیدا میکنه تا شاید معامله از ضرر برگرده چون ضرر برای قسمت احساسی مغز ما جنبه ی بقا و بودن و نبودن داره.

نکته ی مهم این هست که اگر طبق روشهایی که در پستهای قبلی گفتم عمل نکنید در طی زمان نه تنها این عادتِ باز نگه داشتن معامله در ضرر رو ترک نخواهید کرد بلکه بدتر هم عمل خواهید کرد چون مغز انسان استعداد زیادی در مهارت بر اثر تکرار داره حالا چه اون عمل درست باشه و چه غلط. به عبارت دیگه، زمانِ بیشتر به خودی خود از شما نمی تونه الزاما معامله گر بهتری بسازه. به همین خاطر هست که بیشتر معامله گران میتونن با اطمینان، بازار رو تحلیل کنن ولی نمی تونن از همون بازار سود مداوم بگیرن.

اگر دست به اصلاح رفتارهای مخرب در ترید نزنید بعد از یک مدت باختن براتون عادی میشه و به جای زیر سوال بردن روندِ تریدتون، شروع می کنید به زیر سوال بردن بازار و گفتن این که ترید کلاهبرداریه.

حرفه ای ها به زمان، وابسته نیستن اونا نه فقط نتایج رو بلکه تصمیمات خودشون رو بازبینی می کنن اونا به بازخورد ساختار یافته متکی هستن.

یک تریدر حرفه ای برای رهایی از آفتِ جابه جایی حد ضرر و باز نگه داشتن معامله در ضرر، ابتدا باید یک استراتژی کاملا مکانیکی، ساده و غیر قابل تعبیر و تفسیر داشته باشه، بعدش اون استراتژی رو بک تست و فورواردتست گرفته باشه، میزان بازگشت سرمایه و تعداد سود و ضررهای متوالی و وین ریت و ریسک به ریوارد اون استراتژی رو دقیق درآورده باشه و سپس فقط و فقط به اجرای دقیق و بدون قید و شرط استراتژیش متمرکز بشه. همین.

تریدر حرفه ای باید حس خوب رو نه از سود کردن بلکه از اجرای درست استراتژیش کسب کنه. این کار با تمرین عملی و تشویق کلامی و فیزیکی خودِ تریدر بعد از هر اجرای دقیق استراتژی (بدون توجه به نتیجه ی سود یا ضرر) باید بارها و بارها انجام بشه تا مغز تریدر برای اجرای درست استراتژی دوپامین آزاد کنه نه برای سود کردن.

تنها با این تمرینات هست که در شرایط سختِ ترید میتونید منضبط باقی بمونید.

مغز احساسی انسان طوری طراحی شده که «درد» (ضرر) رو بزرگنمایی می کنه. سوگیری اجتناب از ضرر، کنترل تریدر رو به دست میگیره و باعث میشه که معاملات سودده رو زود و معاملات ضرر ده رو دیر ببنده و اونچه که باید یک بازی اعداد باشه رو به میدان نبرد احساسی تبدیل می کنه. تا زمانی که احساس از اجرای ترید جدا نشه مشکل همچنان باقی خواهد بود.

با افزایش ضررها این بار ترس از ورود به معامله در معاملات بعدی پدیدار میشه: ترس از دست دادن حرکت بزرگ بعدی، ترس از اشتباه دوباره و حالا تریدری که در هر کندل، فرصتی رو می دید، در هر کندل خطری رو می بینه و فلج ترید شروع میشه و دیگه نمی تونه از فرصتهای بازار استفاده کنه این همون تله ی بازار هست: خروج زودهنگام از سود و موندن زیادتر در ضرر تا خالی شدن حساب!

از دست دادن د ررتید موضوع شخصی نیست، شکست نیشت؟ کم هویتی نیست، اونها صرفا بخشی از ترید هستند چون گفتم شما چشم انداز برگتر استارتژی امتحان شده تون رو دارید و با ریاضیات مطمئن هستید که ضررها بخشی از کسب و کار شما هستند و صرفا ممکن هست توزیع دفعات ضرر متفاوت باشه ولی در چشم انداز بلند مدت شما سوددده هستید شما این موضوع رو دقیقا در بک تست و فورواردتستهاتون باید استخراج کرده باشید. اگر این کار رو انجام دادید دیگه ترس برای چی هست حد ضرر هست و باید زده بشه در بعضی از معاملات این روی سیستم شماست نه خارج از سیستمتون.

با یک استراتژی درست و امتحان شده وظیفه ی شما به عنوان یک تریدر فرار از ضرر نیست بلکه مدیریت ضرر هست. فرار از ضرر هست که باعث شکست شما میشه اون رو باید تبدیل به مدیریت ضرر کنید. مدیریت ضرر هم خیلی ساده ست بایدمطمئن بشید که مقدار باختهاتون از مقدار بردهاتون کوچکتر باقی می مونه. راهش استارتژی ساده بسیار شفاف و کاملا امتحان شده است.

بنابراین از امروز فقط روی اجرای دقیق و درست استراتژیتون تمرکز کنید نه روی سود کردن و ضرر نکردن. شما باید عاشق اجرای دقیق ترید بشید و از اون حس لذت رو بگیرید.

6 لایک کرده

درود بر شما اقای نزدکی
مطالبی که نوشتید و وقتی که گذاشتید براش، بسیار با ارزش و مفید بود و بسیار از شما سپاس گزارم.
امیدوارم تریدرهای عزیز ایران بروکر این مطالب رو حتی داستان وار هم که شده مطالعه کنند.
موفق و موید باشید.

2 لایک کرده

درود بر شما آقای نیما، ممنون و سپاسگزار از توجه و عنایت شما.

1 لایک کرده

عالی بود ممنون @nader
برای من مورد سوم هنوز هم گاهی خودشو نشون میده. البته برای من بیشتر از اینکه مربوط به بزرگی ریسک باشه به ایگو برمیگرده. هرزمان از اینکه گزاره درست که من دخلی در سودده بودن یا ضررده بودن ترید نداشتم دور میشم، این ایگو شدیدا میتونه بهم غلبه کنه و تنها راه حلی که اکثرا برام جواب داده، آگاه بودن به افکارم هست و زمانی که ذهنم داره سوییچ میکنه به اون <عجب تریدری هستم به به> - براش آماده باشم.

1 لایک کرده

ممنون از توجهت. یه تمرین فیزیکی لازم هست برا ی خودت بذاری یعنی به قول خودت به محض این که اون ایگو سر و کله ش پیدا شد مثلا برو پیاده روی یا فورا کف اتاق یه حرکت فیزیکی مثلا ۲۰ تا شنا انجام بده یا دستت رو فرو کن در آب یخ اینها رو برای شوخی نمیگم اینا پیشنهادهای روانشناسای ترید هست این حالتی رو که میگی، نمیشه با فکر و اراده جلوش رو گرفت باید فورا تا اومد با یک حرکت جسمانی، زنجیره احساسی آمیگدال مغزت رو قطع کنی تا جنبه ی منطقی مغزت دوباره کنترل رو در دست بگیره این که چه حرکت فیزیکی برات مناسب باشه در اون لحظه انتخابش با خودت هست من فقط چند تا مثال زدم موفق باشی

متوجه هستم که این راهکار ها خیلی مفیدن ولی سوییچ شدن ذهن به اون مود در 0.03 ثانیه اتفاق میوفته و آگاهی ازش سختترین و مهم ترین قدمه، اینکه به افکار و نجوا های ذهنمون دائما ذهن آگاهی داشته باشیم واقعا دشواره و خیلی از کسایی که وارد این شغل میشن اینو نمیدونن. من اینو به عنوان کسی که سالها ترید کرده و سالها روانشناسی خونده و ذهن آگاهی کار کرده میگم، کار شدنیه ولی انرژی زیادی میطلبه.
همیشه توی ذهنم یه مثال براش دارم عین دیکته نوشتنه یعنی شما میتونی 10 هفته بهترین پرفورمنس رو داشته باشی و بهترین ذهن آگاهی رو به افکارت داشته باشی و فقط با یک اشتباه تا نابود شدن همه اون 10 هفته فاصله داری. دیکته نوشتن هم همینه مهم نیست چندکلمه درست نوشتین، شما با کلمات اشتباهتون قضاوت میشین. باز هم تکرار میکنم من تونستم و اعتقاد دارم شدنیه ولی ذهن آگاهی به اون سطح که در تریدینگ بهش نیاز دارین به تلاش خیلی زیادی نیاز داره.

2 لایک کرده

د رمورد اون کسر ثانیه که اتفاق می افته کاملا درست میگی. من فقط روی اجرای دقیق و کامل استارتژیم که حسابی امتحانش کردم متمرکزن نیم ساعت قبل از معامله یه چک لیست کالیبره کردن ذهن دارم که در هر روز معاملاتی دقیقا انجام میدم و اون من رو از اشتباه دور نگه میداره روش کالیبره کردن ذهن رو در همین تایپیک نوشتم حوصله دشاتی یه نکاهی بهش بنداز

1 لایک کرده

قبلا چندین بار مطالعه کردم نادرخان ، عالی هست استفاده کردیم.

2 لایک کرده

خواهش می کنم لطف کردی. بهترین روش ممکن رو با در نظر گرفتن جمیع جهات انتخاب کنید و یا بسازید.

1 لایک کرده

آقای Tendler یه سیستمی دارن برای مشکلات روانشناسی تریدرها، دقیقا توی این سیستم تلاش میشه نشونه ها و علائم و افکار و پترن ها قبل از اینکه فاجعه اتفاق بیوفته و ذهنمون هایجکت بشه، شناسایی بشه و براش اقداماتی انجام بشه ولی همونطور که عرض کردم قسمت آگاهی بهش مهم ترین بخشه. هرچقدر دیتا بیشتر و عمیق تری قبل از فاجعه داشته باشیم میتونیم اون اتفاق رو لول بندی کنیم و با راهکارهایی مثل راهکاری های شما زمانی که احساسات دارن بهمون چیره میشن، بهشون اگاهی داشته باشیم و به قول معروف حرفشون گوش نکنیم. ( جنگیدن فایده نداره) حالا اگه حوصله داشتین از اخرین اررور خودم خدمتتون بگم باورتون نمیشه که 40 روزه هروز بهش فکر میکنم و توی چارت نگاهش میکنم تا دیتا و جزییاتی بیشتری ازش خاطرم بیاد.

2 لایک کرده

من فقط یه راه پیدا کردم جواب هم داد سیستم رو از خودم دور کردم یعنی جایی که ترید میکنم خونه خودم نیست یه حرکت دیگه هم زدم متا رو سیستمم از ساعت ۸ صبح تا ساعت ۲ باز میشه و تا روز بعد بسته میمونه

2 لایک کرده

یه موردی دیگم که شخصا هنوز باهاش درگیرم و فکر میکنم دلیل اصلی آخرین ارورم بود burnout هست.
فکر میکنم تریدرهای زیادی باهاش درگیرن ولی راجبش صحبت نمیشه چون بهش آگاهی ندارن.
Burnout برای من میتونه به شکلی خودشو نشون بده که انگار هیچ تجربه ترید ندارم و هیچی از ترید و روانشناسی نمیدونم، بخاطر همین خیلی خطرناکه.
جدیدا خیلی سعی میکنم مشکلات بزرگی که باهاش دسته پنجه نرم میکنم و بیشترین آسیب رو به اکانتم میزنن دونه دونه شناسایی کنم و سعی کنم کم کم فیکسشون کنم.

2 لایک کرده

در مورد Burnout لطفا بیشتر توضیح بده مطلع بشیم

2 لایک کرده