حل مشکلات روانشناسی ترید

دقیقا خودت داشتی و داری از روش شکستن چرخه ی احساسی با یک عمل فیزیکی که بهش اشاره کردم در این تایپیک استفاده میکنی از قبل و این خیلی جوابه به نظرم.

2 لایک کرده

همونطور که گفتم ترید نیاز به تمرکز مستمر و مداوم داره و این انرژی زیادی از ذهن میبره و ذهن ما یه ظرفیتی داره تا بتونه درست فانکشن بده. و از این جهت که تریدینگ دقیقا عکس ماهیتی هست که براش ساخته شده و مدام باید حواسمون به هایجکت شدن Fight - flight باشه نسبت به کریر های دیگه اصطکاک خیلی بیشتری برای ذهن ایجاد میکنه. این اصطکاک به نسبت تایم فریم که کار میکنیم، بزرگی حساب و … میتونه متفاوت باشه ولی قطعا وجود داره چه تریدر بهش آگاهی داشته باشه چه نداشته باشه.
Burnout میتونه نشونه های مختلفی داشته باشه مثل خستگی از چارت و عدم توانایی در شفاف فکر کردن ، ضعف در تحلیل و ستاپ ، همینطور کمبود انگیزه و …
برای راه حل هم بهترین کار اینکه روز های شنبه و یکشنبه برای خودمون حتما پلن تفریحی و به خصوص حضور در طبیعت داشته باشیم چون طبیعت مثل شارژر برامون عمل میکنه.
همینطور ساعت های ترید و جلوی چارت رو به 2-3 ساعت در روز کاهش بدیم.
همونطور که قبلا گفتم مهم ترین وسختترین قسمت مسائل روانشناسی آگاهی بهشونه و خیلی وقتا با آگاه شدن به اونا و تاچ شدن اون حس و فکر، میتونیم از فاجعه جلوگیری کنیم.
امیدوارم که مفید باشه

5 لایک کرده

ممنون از توضیحت. من برای خودم این موضوع رو این طوری حل کردم. البته نمیگم برای همه مفیده ولی برای من مفید بوده. اولا فقط روی یه نماد فکر میکنم این یعنی چی؟ یعنی این که فقط روی یه مورد تمرکز دارم دوما تایم پیدا کردن معامله در چارت در استارتژی من یک و نیم ساعت در روز از اوپن نزدک هست تا یک و نیم ساعت بعدش. همین دو مورد، کلی نویز رو از من دور کرده.

3 لایک کرده

من اعتقاد دارم مغز ما فوقش دو سه ساعت قدرت تحلیل داره اون زمان روحیه و کاراییشو پیدا کنیم و دقیقا تو اون تایم ترید کنیم

البته با ورزش و مدیتیشن میشه بیشترشم کرد

3 لایک کرده

تعریف زمان جستجوی معامله در استراتژیمون باید حتما مشخص بشه مثلا من فقط از ۱۸ تا ۱۹:۳۰ دنبال فرصت ورود میگردم نشد دیگه تعطیل می کنم

2 لایک کرده

این مقاله رو در تایپیک دیگه ای هم گذاشته بودم و چون با روانشناسی ترید هم مرتبط هست در اینجا هم منتشرش می کنم نظرتون رو بنویسید.

مراحل ترید (معامله گری)

آیا میشه مراحلی رو که تریدرها از صفر تا رسیدن به موفقیت طی می کنن به طور ساختارمند توضیح داد. جواب برخی منابع خارجی «بله» هست که خلاصه ی اون رو با برداشت خودم خدمتتون می نویسم:

مراحلی که یک تریدر بدون استثنا طی می کنه به قرار زیر هست:

۱- تریدر قمارباز:

هر تریدر اول به حالت یه قمارباز، ترید رو شروع می کنه هیچ استثنایی هم نداره!

تریدر قمارباز سرشار از هیجان با امید کور هست. در همین ابتدای راه عده ای سرمایه شون رو می بازند و از ترید دست می کشند ولی باقی افراد دوام میارن و به مرحله ی بعد می رسن.

۲- مرحله ی یادگیری: این مرحله پر از جاه طلبی و هرج و مرج هست. در این مرحله تریدر به جای تمرکز، هر نوع استراتژی و دوره ای رو که به نظرش به دردبخور هست در اینترنت و غیر اینترنت می بلعه در این مرحله تریدر یادگیرنده تصور می کنه که استراتژی بعدی همون استراتژی مورد نظرش خواهد بود و او رو نجات خواهد داد.

اون با وجود یاد گرفتنِ خیلی از مطالب و دیتاها هنوز داره در تریدهاش پول از دست میده با سرعت کم یا زیاد فرقی نمیکنه.

تریدر یاد گیرنده،دانشی کسب کرده که پشتش هنوز تجربه ای وجود نداره و از هیچ روانشناسی سالم تریدی برخوردار نیست، برای همین در مدیریت ریسک کم یا زیاد مشکل داره.

دانش چنین تریدری مثل شمشیری هست که به دست یه بچه افتاده، خطرناک، ناپایدار و بی اثر ولی موضوع این هست که گذروندن این مرحله برای هر تریدری امری حیاتی هست.

گفته میشه که فقط حدود ۳۰ درصد از تریدرها از این مرحله رد میشن و تاب میارن. یادگیرندگان ترید، در واقع اولین سنگ بنای بقای خودشون در بازار رو می ذارن چون شکست هاشون درسهایی به اون ها میده که هیچ استراتژی ای به اون ها نداده. این آغاز تکامل هست از قمار کورکورانه انه تا یادگیری ناامیدانه!

هر تریدری باید این مسیر رو طی کنه.

۳- تریدرهای بازمانده:

در این مرحله هست که سفر ترید خطرناک و برای خیلی از تریدرها ویرانگر میشه.

پس از ماه ها ترید قمارگونه و پس از ماه ها یا سال ها امتحان استراتژی ها و آموزش های مختلف بالاخره تریدر، استراتژی ای رو کشف می کنه که به نظر میرسه جواب میده و روی کاغذ هم منطقی به نظر می رسه. در بک تست ها اعداد امیدوارکننده به نظر می رسن و برای اولین بار جرقه ی امیدی بزرگ در دل تریدر شعله ور میشه اما این هنوز پیچش تلخ ماجراست چون زنده موندن در بازار با موفقیت در بازار، یکی نیست و فرق زیادی داره این تریدر موسوم به «بازمانده» روی هم رفته سر به سر هست و حتی گاهی باز کمی پول از دست میده چرا؟ چون فکر می کنه فقط استراتژی هست که او رو نجات خواهد داد. این «تریدر بازمانده» امروز سود میکنه و فردا با همون نوع معامله ضرر میکنه و اینجاست که دوباره فراز و نشیب احساسیش شروع میشه.

در این مرحله «تریدر یادگیرنده» گران قیمت ترین درس ترید رو داره یاد می گیره! و اون درس اینهکه ثبات در سود کردن فقط ناشی از یک استراتژی یا یک سیستم مخفی ترید نیست بلکه از انضباط احساسی و مدیریت ریسک ناشی میشه.

«تریدرهای بازمانده» سوار چرخه ای از فراز و نشیب ها میشن، یک هفته حسابشون ۵۰ درصد رشد میکنه و هفته ی بعد با یک یا دو معامله کل سود رو به بازار پس می دن! در اینجاست که بازار روانشناسی «تریدر بازمانده» رو به چالش می کشه!

«تریدرهای بازمانده»، اغلب خودشون رو قانع میکنن که فقط به یک تغییر دیگه در استراتژیشون نیاز دارن تا به موفقیت دایمی برسن، یه شاخص دیگه، یه اندیکاتور دیگه، یه تاییدیه ی دیگه و …! اما در واقع تنها مشکل باقی مانده ی اونها مشکل روانشناسی ترید هست.

استراتژی مثل موتور ترید هست، مدیریت ریسک مثل کمربند ایمنی و روانشناسی مثل فرمان تریده .

اینجاست که باز بیشتر تریدرهای باقیمانده، خسته و ناامید از ترید دست میکشن و تسلیم میشن، خسته از دیدن حسابهاشون که بالا و پایین میشه بدون این که پیشرفتی واقعی و باتبات داشته باشن، اما برای معدود تریدرهایی که تسلیم نشده و هنوز پیش میرن و جا نمی زنن در ادامه ی مسیر ترید، ناگهان اتفاق خارق العاده ای می افته…

اونها نه با باورشون بلکه با زیست شناسیشون با بیوشیمی مغزشون و با عمق وجودشون پی میبرن که مدیریت ریسک در ترید اختیاری نیست ضروری هست، این مرحله در باره ی سود نیست موضوع بقا هست موضوع در این مرحله این هست که به خودت ثابت کنی میتونی فشار روانی و مالی نابودگر بازار رو تحمل کنی، فقط کسانی که می تونن این فشار رو تحمل کنن به مرحله ی چهارم ترید صعود می کنند.

۴- روشنفکران ترید:

این مرحله، نقطهی عطف برای هر تریدری هست. پس از (اکثرا) سال ها ضرر کردن، از دست دادن و تحمل دردهای روحی و حتی جسمی مختلف، دگرگونی واقعی شروع میشه. تریدر چیزهایی رو که قبلا فقط می دونست با تمام وجودش درک می کنه این که موفقیت در ترید به معنای پیشبینی کندل و کندلهای بعدی نیست، موضوع مدیریت ریسک، کنترل احساسات و تفکر بلند مدت هست.

«تریدر روشنفکر » به جای پرسیدن این که چطور می تونم این هفته حساب معاملاتیم رو دو برابر کنم، از خودش می پرسه: چطور می تونم این هفته از حسابم محافظت کنم و اون رو به طور مداوم رشد بِدم! این نقطه ی عطف زندگی یک تریدر هست.

وقتی روانشناسی ترید در مرکز توجه قرار میگیره به جای دنبال کردن هر استراتژی جدید و درخشان، «تریدر روشنفکر»، صبرش رو پرورش میده، این نوع تریدر عمیقا یادمیگیره که جا موندن از معامله بهتر از مجبور کردن خودش به معامله گرفتن هست، چون این بخشی از بازی تریده.

اون یاد میگیره که ضرر کردن بخشی از بازی ترید هست و نه نشانه ای برای ترس، و یادمیگیره ثبات واقعی همیشه از صحیح بودن تحلیل به دست نمیاد بلکه از مدییت ریسک درست در زمان هایی که اشتباه کرده به دست میاد.

«تریدر روشنفکر »پشت میز کارش میشینه، با انضباط تمام، بدون کلیک دیوانه وار، بدون فروپاشی احساسی و فقط با صبر، تمام پلن معاملاتی مکانیکی و از قبل امتحان شده ی خودش رو اجرا می کنه اون هم با اعتماد به نفس تمام. اون محاسباتش رو انجام میده حد سود و حد ضررش رو قرار میده و کنار میکشه، تمام.

از اینجا به بعد هست که حساب معاملاتی تریدر روشنفکر شروع به رشد مداوم می کنه نه به صورت انفجاری بلکه به طور مداوم و حساب شده به صورت پله ای با سودهای کوچیک که در طول زمان روی هم جمع میشن و به مرور،توان تبدیل شدن به یک ثروت رو پیدا می کنن و اینجاست که یک چیز مثل روز برای تریدر روشن میشه این که ترید کردن یک بلیت قرعه کشی نیست بلکه یه کسب و کار واقعی هست واقعی تر و با حسا ب و کتاب تر از هر کسب و کار دیگه ای که فکرش رو میکرد!

«تریدر روشنفکر » کم کم مثل یه سرمایه گذار فکر می کنه نه مثل یک قمارباز. او «لبه ی معاملاتی»، ریسک به ریوارد و تمام جزئبات معاملاتی خودش رو به خوبی میشناسه و فقط روی اجرای درست استراتژیش یعنی روی انجام درست فرآیند معاملاتیش تمرکز میکنه نه روی سود و ضرر! و این تغییر ذهنی، زندگی «تریدر روشنفکر« رو عوض می کنه. ترسش می ریزه، دیگه حرص و طمع اولویتش نیست، تکانشگری رو رها میکنه و بازار در نظرش دیگه مثل یک دشمن نیست بلکه عرصه ای هست برای اجرای منظم استراتژیش.

مرحله ی «تریدر روشنفکر » هنوز به معنای کامل شدن تریدر نیست، «تریدر روشنفکر» هنوز هم گاهی دوره های ضرر دهی رو خواهد دید اما تفاوت، الان در تاب آوریش هست چون «تریدر روشنفکر» دیگه به فکر انتقام از بازار نمی افته، دیگه اهرم اضافه نمی کنه، اون باخت رو بدون ناراحتی قبول میکنه و در ژورنال خودش همه چیز رو مثل یک پزشکی قانونی توضیح میده و کشف و ثبت میکنه.

برای اون دیگه هر معامله، چه سود و چه ضرر، بخشی از یک چشم انداز بزرگتر هست. این مرحله ای هست که تریدر در اون، موضوع بقا در بازار رو پشت سر میذاره و شروع میکنه به شکوفایی واقعی در بازارهای مالی.

فقط حدود ۱۰ درصد از تریدرها (یا کمتر) به این مرحله می رسن!

در این مرحله تریدر روشنفکر از «چرخ همستر» ضررها پایین میاد و صعود آهسته و پیوسته و رو به سمت سودآوری پایدار رو شروع میکنه و سرعت سودآوریش هم کم کم بیشتر میشه.

در ضمن، این مرحله ی چهارم اثبات این موضوع هم هست که تکامل تریدر ممکن و عملی هست و این دروازه ای به مقصد نهایی تریدرها یعنی تبدیل شدن به سرمایه دار هست!

۵- تریدر سرمایه دار:

از هر ۱۰۰ تریدر دو نفر به این مرحله میرسن ولی سود کسب شده توسط این دو نفر بیشتر از مجموع سود کسب شده توسط ۹۸ نفر هست!

در این مرحله تریدر دیگه فقط ترید نمی کنه بلکه داره رسما یک کسب و کار قابل توجه رو مدیریت میکنه، یک کسب و کار سود آور و مقیاس پذیر که بر پایه ی انضباط، صبر و تسلط بنا شده.

در این مرحله، «تریدر قمارباز»، «تریدر یادگیرنده»، «تریدر بازمانده» و «تریدر روشنفکر» همگی رفتن و اونچه که باق مونده یک «تریدر سرمایه دار» هست.

«تریدر سرمایه دار » استراتژی داره ولی نه هر استراتژی ای، یک استراتژی تکامل یافته در طی سالیان سال، استراتژی ای که در طول سالها آزمایش و اثبات شده و بهبود پیدا کرده.

«تریدر سرمایه دار» به دنبال بردهای سریع نیست، او به احتمالات فکر میکنه نه به تضمین، مزیتِ «لبه ی معاملاتی» اون می تونه حتی کم باشه اما چون با مدیریت ریسک بسیار سخت گیرانه ترکیب شده غیر قابل توقفه و مهم تر از همه روانشناسی «تریدر سرمایه دار» بی نقص هست، ضرر، «تریدر سرمایه دار» رو به لرزه نمیندازه، سودها ، اون رو بزرگ و مغرور نمی کنه.

«تریدر سرمایه دار» با بی طرفی احساسی و آرامش حساب شده و ثبات، عمل می کنه و از هر نوع نتیجه ی تریدش (چه سود و چه ضرر) به طور ذهنی و روحی فورا جدا می شه! و اینجاست که آزادی مالی واقعی آغاز میشه…

«تریدر سرمایه گذار» شروع میکنه در دارایی های بسیار متنوع سرمایه گذاری کردن و قسمتی از سیستم معاملاتی خودش رو خودکار و رباتیک میکنه و حتی از پول دیگران برای رشد کسب و کارش سود درست و قانونی میکنه.

دوستان تریدر من!

تمام مراحلی که با استفاه از منابع خارجی و برداشت خودم توضیج دادم نشانه و دلیلی واضحی هست مبنی بر این که مقصدِ ترید، ارزش زحمتش رو داره و این کار عملی هست.

بازار به خودی خود به تو موفقیت نمیده اما اگر تکامل پیدا کنی، اگر بر خودت مسلط بشی و اگر از جازدن از ترید خودداری کنی جایگاه خودت رو در بین اون ۲ درصد «تریدر سرمایه دار» می تونی به دست بیاری.

اگر دوست داشتید بنویسید که نظرتون راجع به این تقسیم بندی و توضیحاتش چیه و این که حس می کنید خودتون الان در کدوم یک از این مرحله ی پنجگانه ی ترید هستید؟

موفق باشید.

8 لایک کرده

عالی بود، خیلی خوب این پروسه تکامل تریدر به عنوان یه شخص رو توضیح دادین.
همیشه فکر میکردم همه برای پول وارد مارکت میشن و در نهایت زمانی به پول از طریق ترید میرسن که دیگه به آدمی تبدیل شدن که پول براشون همه چیز نیست :))
تریدینگ پره از این پارادوکس ها
اینو فقط یه تریدر که این تکامل شخصیت رو طی کرده متوجه میشه.

4 لایک کرده

ممنون از توجه و عنایتت. کاملا درست فکر کرده بودی، واقعا کسی تریدر موفق میشه که کلا ذهنیتش رو بازسازی میکنه و دیگه مثل انسانهای معمولی تابع قانون بقا نیست بلکه مسلط به قانون احتمالات هست در عمل

4 لایک کرده

موضوع بعدی که در نظرسنجی از شما چند تایی رای آورده: «راه غلبه بر اور ترید» هست که خدمتتون با استفاده از منابع خارجی و برداشت خودم می نویسم.

چطور بر اورترید (ترید بیش از اندازه) غلبه کنیم؟

اعتیاد به واکنش، ویروس مخربی هست که باعث ترید بیش از اندازه یا همون «اور ترید» می شه.

بیش از حد معامله کردن علامته نه خود بیماری. وقتی قسمت احساسی مغز، کنترل رو به دست می گیره تریدر دست به کارهای مخربی در ترید می زنه که یکیش اور ترید هست.

سوال اول این سهت که چه پیامی در معامله ی بیش از حد وجود داره؟

در واقع وقتی شما بیش از حد معامله می کنی داری به خودت این پیام رو می فرستی که من به استراتژی خودم به «لبه ی معاملاتی» خودم اطمینان ندارم! این اولین چیزی هست که باید ازش آگاه بشی.

معامله ی بیش از حد ترسی هست که در لباس اعتماد به نفس پنهان شده، شما در این حالت، بازار رو معامله نمی کنی داری استرس خودت رو معامله می کنی!

وقتی معاملات بیش از حد رو حذف کنید دیگه انضباط به شما تحمیل نمی شه بلکه خودش اتفاق می افته.

نکته ی بعدی که باید برای حذف اورترید بدونید این هست که برای تریدر، برخلاف مردم عادی، صبر و انضباط، یک خصیصه ی اخلاقی و شخصیتی نیست بکه یک مهارت سرنوشت ساز هست! به داشتن صبر در ترید مثل داشتن مدرک دکتری نگا کنید لطفا!

نکته ی بعدی که باید برای غلبه بر اورترید یادتون بمونه این هست که اگر معامله ای نیاز به قانع شدن برای ورود داشته باشه کنسله اصلا نباید بگیریدش. هیچ ارفاقی برای ورود به معامله نکنید.

مفاهیم بالا بیشترش پیش زمینه و آگاهی ذهنی بود؟ حالا قبل از هر معامله باید این سه تا سوال رو از خودت بپرسی تا اور رتید نکنی:

۱-آیا این معامله با استراتژی من کاملا منطبق هست؟

۲- اگه امروز در ضرر (یا سود) نبودم این معامله رو باز می کردم؟!

۳-آیا من الان آرومم یا دارم سعی می کنم با ترید زدن، حالم بهتر بشه؟!

اگر هر کدوم از جوابهایی که به سه سوال بالا میدید باعث تردید شما شد نباید وارد اون معامله ای که می خواهید بگیرید، بشید.

نکته و کار بعدی این هست که هر معامله ای رو که رد کرده و نگرفتید یادداشت کنید و بنویسید که قضیه ی اون معامله که می خواستید بگیرید چی بود؟ چرا می خواستید تریدش کنید؟ چرا ترید نزدید؟ بعد نگاه کنید به چارت و ببینید که اگر معامله رو زده بودید چه اتفاقی می افتاد.

در ادامه یه نکته ی فنی که شاید کمی عجیب به نظر بیاد ولی حقیقت داره رو بدون لطفا: هر چقدر بالانس حسابتون کمتر باشه احتمال این که اور ترید کنید بیشتره! هر چی حساب کوچیکتر باشه فشار روانی بیشتره. شما با ۱۰ درصد ۱۰۰ دلار که میشه ۱۰ دلار خیلی راحتتر از مدیریت سرمایه خارج میشی تا با ۱۰ درصد ۱۰ هزار دلار که میشه ۱۰۰۰ دلار. دوتاش یه حرفه ولی زیر پا گذاشتن ۱۰ دلار خیلی راحتتر از زیر پا گذاشتن ۱۰۰۰ دلار به نظر میاد و احتمالش بیشتره! پس یادت باشه.

خب الان باید به یه سوال دیگه جواب بِدی: وقتی قراره وارد یه معامله بشی اولین فکری که به ذهنت می رسه چیه؟

بیشتر تریدرها توی دلشون فکر می کنن که آیا این تریدم سود میشه یا ضرر؟ در حالی که باید بدونی همین سوال یه دام روانشناسی برات درست می کنه و ده ها تا هزاران دلار می تونه به تو ضرر بزنه، چرا؟ چون وقتی می پرسی که آیا این ترید من جواب میده یا نه، در واقع دا ی از یه محیط نامطمئن درخواست اطمینان میکنی و با این کارت محیط ترید رو که محیط احتمالات هست تبدیل می کنی به محیطی با نتیجه ی دو دویی، یعنی برد/ باخت، درست/ غلط، موفقیت/ شکست.

به محض انجام این کار، چیزی خطرناک در مغزت شکل می گیره: شما به نتیجه ی اون ترید از نظر احساسی وابسته می شی و اگر سود کردی احساس نابغه بودن می کنی و اگر ضرر کردی احساس می کنی هنوز عددی نیستی! دوست عزیز! این دقیقا ذهنیت یک قماربازه! نه ذهنیت یه تریدر حرفه ای.

تریدر حرفه ای به نتیجه ی چند ترید محدود وابسته نیست اون تصویر بزرگتر رو مثلا ۱۰۰ معامله بعدی رو می بینه چون استراتژیش رو روی ۱۰۰ یا ۳۰۰ معامله بنا کرده.

کلید نجات از اورترید، فهم این نکته هم هست که معامله گر حرفه ای نیازی نداره بدونه آیا این تریدم جواب میده یا نه، چون ترید رحرفه ای توی بک تستاش دیده که احتمال داره مثلا ۱۰ تا ضرر پشت سر هم بخوره، اون به چشم انداز کلی نگاه میکنه و فقط این لحظه رو معامله نمی کنه، تریدر حرفه ای در حقیقت یک بازه ی زمانی از قبل تعریف شده رو ترید می کنه.

باز هم بر میگردم به مثال کازینودارهایی که با محاسبات قبلی و طبق ریاضیات، مطمئن هستن که در میان مدت و دراز مدت برد، نصیب اونهاست و نه قماربازها، برای همین اگر قماربازها از کازینوی اونها چندین دست ببرن کازینو دارها فورا نمیان جلسه تشکیل بدن و نگران بشن که شاید ورشکست بشم! نه، اونها ۱۰ یا ۱۰۰ دست بعدی رو نمی بینن اونها ۱۰ هزار دست بعدی رو میبینن که استراتژیشون بعد از ۱۰ هزار دست، حتما برنده ست چون قبلا با آمار و احتمالات ثابت شده، تریدر هم از نظر محاسباتی باید مثل یه کازینودار فکر کنه نه مثل یه قمارباز!

اگر می خواهی اورترید نکنی و مثل یه تریدر حرفه ای ترید بزنی باید هوای این ۵ اصل اساسی رو هم در تریدهات داشته باشی:

۱- در ترید هر چیز ی ممکن هست اتفاق بیفته، مثلا ممکنه مو به مو طبق بهترین استراتژی دنیا ترید بزنی ولی باز ضرر کنی! بازا ربه تو بدهکار نیست.

۲- لازم نیست حتما بدونی بعدا چه اتفاقی قرار ه در بازار بیافته تا پول دربیاری، اصلا برتری تو در باره ی درست بودن تحلیلات نیست موضوع اینه که استراتژیت رو به اندازه ی کافی دقیقا اجرا کنی تا قانون احتمالات به نفع تو عمل کنه.

۳-در ترید، بردها و باخت ها به طور تصادفی توزیع می شن، ممکنه پنج برد پشت سر هم یا پنج ضرر پشت سر هم داشته باشی، توالی مهم نیست تنها توزیع در طول زمان مشخص اهمیت داره.

۴- استراتژی و «لبه ی معاملاتی» تو فقط یک «احتمال بیشتر» هست نه یک تضمین!

۵- هر لحظه در بازار، منحصر به فرده، اون ستاپی که ۱۰ سال بود کار می کرد ممکنه از امروز تا مدتی کار نکنه! این شکست نیست این معامله ست.

اگر واقعا باور داشته باشی که ضرر های تریدر داده هایی در یک چشم انداز بزرگتر هستن از چیزی نمی ترسی و ترست در لباس اورترید هم پنهان نمیشه.

تمام داستان، داشتن یک استراتژی غیر قابل تفسیر، ساده و به شدت امتحان شده و اجرای دقیق و مداوم اون هست و وظیفه ی توخیلی مشخصه: «لبه ی معاملاتی» امتحان شده ی خودت رو بارها و بارها بدون نقص اجرا کن نه یک ترید کمتر بزن نه یک ترید بیشتر. در این صورت هست که «احتمال بالاتر» وارد عمل میشه و در نتیجه ی نهایی برنده تو خواهی بود.

در پایان یه چالش هم برای تمرین بگم، خواستید انجام بدید:

برگردید به ۲۰ معامله ی آخرتون و بررسی کنید که چند تا از اون ۲۰ ترید رو با انضباط کامل اجرا کردید؟
در چند تاشون دچار تردید شدید و تنظیماتتون رو دستکاری کردید؟

چند معامله رو که نمی خواستید بگیرید گرفتید؟!

امیدوارم این مقاله که با استفاده از منابع خارجی و برداشتهای خودم براتون نوشتم مفید واقع بشه. موفق باشید.

4 لایک کرده

دوستان در پستهای این تایپیک موضوعات مطرح شده در نظر سنجی بالا رو به شکل مقاله براتون نوشتم، می تونید در پیامهای بالا و پیامهای بعدی من بخونیدشون.

1 لایک کرده

دقیقا، مرسی از توضیحاتتون

2 لایک کرده

غلبه بر عادت زود بستن ترید در سود (بخش دوم)

این شاید مهمترین درس معامله گری باشه که دارید مطالعه می کنید.

دونستن و اجرا دو چیز کاملا مجزا هستن بخصوص در ترید. مدیریت ترید فقط یه چالش فنی نیست بلکه یه آزمون تحمل احساسی روانی هست. بازار فقط به هوش پاداش نمیده بازار به ثبات احساسی شما وقتی که تحت فشار شدید هستید پاداش میده.

فشا روانی بعد از ورود به معامله هست که خودش رو نشون میده بخصوص وقتی که تریدتون می ره داخل سود. اینجاست که شروع می کنید به خارج شدن از استراتژیتون چون حس می کنید که الان سودتون در معرض خطره می ترسی؟ چون چیزی برای از دست دادن داری و قسمت احساسی مغزت شروع می کنه به نجوا کردن که : اگر سود رو پس بدم چی؟ اگر الان همین مقدار سود رو ببندم چی؟ این سوالات، ظاهرا سوالهای هوشمندانه و ناشی از احساس مسئولیت به نظر می رسن ولی بیشتر اوقات ترسی هستند که در لباس منطق پنهان شدن.

معامله گر حرفه ای فرق فوریت احساسی رو با دیتای بازار اشتباه نمیگیره. تریدر حرفه ای می دونه که سخت ترین بخش معامله بعد از رفتن معامله به سود هست که شروع میشه، به همین دلیل هست که دو تا تریدر با استراتژی و نماد یکسان نتایج متفاوتی دارن، چون یکیشون استراتژیش رو دقیقا اجرا می کنه و دیگری در ذهنش با احساساتش مذاکره میکنه، تفاوت در مهار روانی تریدرهاست!

اجازه دادن به حرکت قیمت در سود، از لحاظ زوانشناسی کار پیچیده ای هست چون مستقیما با نحوه ی سیمکشی مغز انسان در تضاد هست. مغز شما سود تحقق نیافته رو چیزی می دونه که به سادگی می تونه از دست بره و درد از دست دادن یه مقدار پول، خیلی بیشتر از شادیِ به دست آوردن همون مقدار پول هست. مغز تریدر عادی در اینجا به جای دیدن فرصت، ریسک رو میبینه (در باز نگه داشتن ضرر هم به جای دیدن ریسک، فرصت رو یعنی امکان برگشت قیمت رو میبینه!) چون سیستم عصبی انسان به دنبال آرامش هست نه انتظار.

از طرف دیگه وقتی شما سود رو زود میبندید این کار به شما حس کنترل داشتن و حس مسئولیت هم میده. مغز تریدر و انسان عادی یک پیروزی کوچک و تضمینی رو به بک پیروز ی بزرگ ولی نامطمئن ترجیح میده. یادتون باشه که مغز انسان هر وقت اجازه داشته باشه، راحتی رو انتخاب می کنه.

وقتی معامله ی یه تریدر عادی وارد سود میشه معامله تبدیل میشه به بخشی از هویتش!و دیگه نسبت به تریدی که انجام داده حالت خنثی نمی تونه بگیره چون احساس تهدید می کنه، (تهدید از دست رفتن سود در حال نوسان) در این مرحله دیگه معامله در مورد فقط پول نیست موضوع، تصور ذهنی از خود هست. مغز در اینجا نمی خواد پشیمونی رو تجربه بکنه مغز نمی خواد غرور شما با برگشتن قیمت از سود بشکنه پس وادارت می کنه که زودتر از تارگتت از معامله با سود کم خارج بشی.

از طرف دیگه تریدری که از لحاظ روانی پخته نیست نسبت به تنش های روانی کم تحمل هست ولی ترید رحرفه ای این موضوع رو می دونه، اون ناراحتی احساسی و فشار روانی معامله ی باز رو که در سود هست به عنوان هزینه ای که برای معامله باید بپردازه می پذیره در حالی که تریدر آماتور، ناراحتی در جریان ترید رو مساوی با خطر می دونه و می خواد به این خطر به نوعی زود پایان بِده.

آیا تو هم معاملات سودده خودت رو زود می بندی؟! اگر بله، پس تغییری که شما باید بکنی این هست که دیگه سعی نکنی در معاملات حتما راحت باشی! یعنی چی؟ یعنی فقط استراتژیت رو دقیقا اجرا کنی حتی اگر می بینی که قیمت از سود داره برمیگرده به ضرر. با این کار دیگه تو تریدر آماتور نیستی که فقط داره برای بقای احساس خوبش می جنگه بلکه تریدری هستی که تصمیم گیری حرفه ای انجام داده.

تفاوت تریدرهای حرفه آ و آماتور در اعتما به نفس بیشتر یا تحلیل بهتر بازار نیست تفاوت در باره ی نحوه ی ارتباط اون ها با عدم قطعیت هست!

معامله گری به معنای اجتاناب از ناراحتی نیست بلکه به معنای انجام عمل درست در زمان ناراحتی و استرس هست. این رو باید در ذهنتون حک و این اصول رو باید عمیقا وسلولی درک کنی:

۱-سود معامله ی باز که هنوز به تارگتت نرسیده متعلق به تو نیست! معامله گر حرفه ای این نوع سود رو به عنوان دارایی شخصی خودش تلقی نمی کنه اون نمی گه این پول الان مال من باشه اون میگه این معامله هنوز داره توسط سیستم (استراتژی) من مدیریت می شه! دقت کنید که این تمایز ذهنی خیلی مهم هست چون به محض این که شما سود تحقق نیافته رو ادعا کنی که مال من هست شروع می کنی به دفاع از اون سودِ تحقق نیافته و این دفاع، باعث ایجاد اختلال در سیستم معاملاتی تو می شه. تو باید از پول سود بسته نشده دفاع نکنی بلکه باید از یکپارچگی فرایند معاملاتی خودت دفاع کنی و مراقبش باشی.

باید با جایگزین کردن استراتژی کاملا تعریف و تایید شده به جای تکانه های احساسی، قدرت رو از واکنشهات به ساختار معاملاتیت منتقل کنی. برای این کار ۵ تا ابزار دیگه بهت معرفی می کنم که می تونی ازشون استفاده کنی:

۱-خروجِ از پیش تعیین شده: حد ضررت کاملا تعریف شده باشه و دقیق و بدون استثنا اجرا بشه اگر قیمت از سود برگشت و حد ضررت رو زد اگر استراتژیت رو اجرا کردی خودت رو تشویق کن والسلام.

۲-در پلتفرمت عدد دلار رو حذف کن و پیپ رو به جاش فعال کن تا از لحاظ ذهنی با دیدن ارقام دلار وسوسه نشی که سود رو زود ببندی.

۳- ترس رو از بین نبر بلکه مشاهده اش کن و درک کن که ترس یه سیگنال فیزیولوژیکی هست، این فکر باعت ایجاد شکاف بین احساس و عمل میشه و خطر زود بستن معامله رو کمتر می کنه.

۴- بخشی از معامله رو سئیو سود کن. این کار باعث میشه که کم کم آستانه ی تحمل تو برای باز نگه داشتن معامله ی در سود بالاتر بره و فشار روانی کمتری تحمل کنی.

۵- هر روز در یه تمرین ذهنی چند دقیقه ای تصور کن که در معامله هستی و قیمت وارد سود شده و اصلاح زده و برگشته داخل ضرر. تثبیت، کسالت و پولبک ها رو تمرین ذهنی کن. روزی چند دقیقه این کار رو انجام بده خواهی دیدکه در واقعیت یعنی موقع معامله گرفتن، فشار روانی وارده بر تو کمتر هست.

اعتماد به استراتژی نیازمند تسلیم شدن هست و تسلیم شدن برای مغزِ بقا محور، خطرناک به نظر می رسه. تریدر حرفه ای از محیط نامطمئن آرامش نمی خواد در عوض او خودش رو به قوانین تریدش، داده ها و تکرار اجرای بی نقص استراتژیش متصل نگه می داره.

بازار به تریدرهایی پاداش می ده که بتونن در حالی که عدم قطعیت شدید وجود داره آروم بمونن؟ پس دفعه ی بعد که در سود بودی و دستت خواست دخالت کنه . معامله رو زودت ار موعدش ببینده، این جمله رو به یاد بیار: وظیفه ی تو این نیست که احساس امنیت و راحتی کنی، وظیفه ی تو اینه که به درستی استراتژیت رو اجرا کنی اون هم، همیشه!

موفق باشید.

1 لایک کرده

سلام بسیار عالی بود استفاده کردیم اگه مطالب دیگه ای هم دارید خوشحال میشم اراِئه بدین :waving_hand:

2 لایک کرده

سلام ممنون. بله در فرصتهایی که پیدا می کنم این مطالب رو ادامه خواهم داد. در ضمن هر یک از دوستان مشکلات روانشناسی ترید خودشون رو می تونن در این تایپیک مطرح کنن تا از دانسته ها و تجربیات خودم در اختیارشون قرار بدم.

1 لایک کرده

ببینید من دو مورد از این موارد رو خودم بهش رسیده بودم که نگاه کردن به عدد سود زیان آدم عصبی می‌کنه و باعث تصمیم احساسی میشه و اینکه همیشه فکر معامله فرضی تو ذهن باشه مخصوصاً برای من که سویینگ تریدرم و باید یادآوری داشتم باشم واقعا صبر کردن در سود خیلی سخته

2 لایک کرده

خیلی عالی ذهن پویایی داشتی من فکر میکنم با ترکیب تجربیات خودت و موارد این مقاله می تونه برای همیشه با این مشکل خداحافظی کنی

1 لایک کرده

خواهش میکنم حالا نکته ای که اخیرا بهش رسیدم برای خودم در معاملات سویینگ اینکه خیلی کمتر به چارت نگاه کنم و طبق بررسی های که انجام دادم دیدم که من وقتی معامله باز دارم و تو سود هستم تا یه عددی مثلاً 20 بار به چارت نگاه کنم اون اصطلاحا ظرفیت تاب آوریم پر میشه و بعد معامله رو می‌بندم قبل از tp

یادمه خیلی سال پیش فکر کنم جام جهانی 2006 یه مهاجمی از تیم اروپایی در تورنومنت ها و تمرین های قبل از جام جهانی تو تمرین ها گل نمیزد بهش خورده گرفتن که تو مهاجمی پس چرا گل نمی‌زنی در جواب گفت من اگه داخل تمرین گل بزنم گل هام تموم میشه و دیگه تو مسابقه نمیتونم گل بزنم اون حسم ارضا میشه خلاصه هرکسی یه مدلی هستش دیگه

3 لایک کرده

بله نکته ی ظریفی هست این که گفتی مثلا در هنر هم گفته میشه که وقتی هنوز اثر هنریتون رو کامل نکردید در موردش با هیچ کس حرف نزنید چون اگر حرف بزنید بخشی از انرژی و شور خلاقیتتون هد ر میره مثل مثالی که برای گل زدن اون فوتبالیست گفتی. این که خودت رو دقیق سنجیدی یه امتیاز هست.

یه معیار خیلی خنده دار بگم ول ی واقعا معیار درستی هست. (البته برای تریدرهای سووینگ و پوزیشن به درد می خوره) اگر تریدری می خواد ببینه که آیا تریدی که گرفته از نظر روحی روانی براش کار درستی بوده یا نه باید به کیفیت خوابش توجه کنه، شبهایی که ترید باز دارید چطور می خوابید؟! کیفیت خوابتون اگر خوب باشه مشخص هست که ترید درستی گرفتی حتی اگر ضرر بشه نتیجه ش

2 لایک کرده

سپاس فراوان از وقتی ک برا توضیحات میزارید خدا خیرتون بده

بی‌زحمت در مورد ورود نکردن و شک و تردید هم راهنمایی کنید. در واقع فرصت از دست دادن ها

خداروشکر من نه طمع میکنم نه تست به حد ضرر میزنم حتی اگ بدونم احتمال خیلی بالا ضرر میشه هم کاری ندارم فقط فرصت از دست میدم

2 لایک کرده

یجا اندروتیت که مثلا خدای انگیزشیه داشت میگفت :

پاشو احمق تنبلی نکن ! اگه تو ایران یا نیجریه بودی بهت حق میدادم ولی الان که نیستی باید تلاش کنی …:neutral_face:

مشکلات روانشناسیمون خیلی بالاتر از fomo و این چیزاست … خیلی عامل هارو باید درست کنی یا باهاش کنار بیای . بنظرم اگه اخبار نخونی نصف راهو رفتی.

1 لایک کرده