عرض ادب ..برای اینکه مسیر رو برای تریدر های تازه کار تر روشن کنیم، بیشتر از تریدر های حرفه ای تر میخوام این تاپیک رو پاسخ بدن…به زعم بنده الزامی به یادگیری روانشناسی در معامله گری نیست…فرض کنید یک فردی میترسه و زودتر از موعد معامله رو میبنده….اگر این فرد ، مشرف به احتمالات باشه ، امکان ندارع معامله رو دستی ببنده…چون میدونه تو بلند مدت طبق اصل احتمالات به مشکل میخوره و برایندش میره توضرر..تمامی مشکلات روانشناسی ترید با احتمالات درست میشه..از شما تریدر های حرفه ای دعوت میکنم که در این بحث شرکت کنید که بقیه بتونن استفاده کنن..![]()
باید بر اساس احتمالات باشه!
حست خوبه ترید کن حست بد بود به نمودار ترید نکن!
فشارخوانی و حجم و شتاب روند را در نظر بگیری و ترید کنی نتیجه بهتری میگیری تا تمرکز روی یک استراتژی ثابت.
اگر شما تاپیک میزنی
سعی کن تضاد حرفهات را تشخیص بدی و بعد متنی را بنویسی برای تازه کار ها .چون این طوری مشخص میشه شما خودت هم تازه کاری!
ببین چی نوشتی ![]()
چون میدونه تو بلند مدت طبق اصل احتمالات به مشکل میخوره و برایندش میره توضرر..تمامی مشکلات روانشناسی ترید با احتمالات درست میشه
یکجا میگی با احتمالات به مشکل میخوره یک جا میگی تمام مشکلاتش با احتمالات درست میشه!
استاد بزرگ سعی کن اول با خودت کنار بیای بعد به تازه کارها درس روانشناسی بدی!
عرض ادب…اولا من نمیدونم چرا ما اینطوری ایم که همیشه منتظریم ببینیم بقیه چی میگن اگه دوتا چیز بیشتر بلد بودن سریع شروع کنیم به تخریب…شما شمشیر از رو بستی همین اول ، دنبال بحث منطقی نیستی کاملا مشخصه…
حرف من تضادی نداره برداشت شما اشتباه بود…. چون منظور حرف من این بوده که چون ریوارد به ریسک بهم میریزه، در بلند مدت طبق اصل احتمالات برایند میرع تو ضرر…( نمیگم احتمالات ، باعث ضرره!!)
حالا کسی به احتمالات اشراف داشته باشه و این موضوع رو بدونه، دیگ نیازی بع روانشناسی نیست…روانشناسی امریست مستحب به قول مذهبیا….اینکه شما و یا هر کس دیگ ای از این حرف ، تضاد پیدا میکنه ، اتفاقا من باعث میشه شک کنم که تازه کاره…
دنبال جنگیدن نباشه دوست عزیز من…شما فرض کن اصن من تازه کار.. این شیوه ی شما صرفا مسیر رو برای من سخت تر میکنه..
اگر با تجربه ای و فکر میکنی اطلاعاتی داری که بدرد مردم میخوره ، بسیار عالی …میتونیم همدیگر رو به چالش بکشیم و در نهایت اگر نتیجه ای داشت، اطلاعاتمون رو در اختیار مردم قرار بدیم…
با این گزاره موافق نیستم؛ «دانستن احتمالات» شرط لازم هست، اما کافی نیست. خیلی از تریدرها دقیقا میدانند امید ریاضی سیستمشان مثبت است، اما در لحظه ضرر یا سود، بهخاطر ترس، طمع یا بایاسهای شناختی، از پلن خارج میشوند. روانشناسی یعنی توان اجرای پایدار همان احتمالات روی تعداد زیادی معامله. بدون انضباط ذهنی، حتی بهترین سیستم آماری هم بهدرستی اجرا نمیشود. بنابراین احتمالات و روانشناسی مکمل هم هستند، نه جایگزین.
مرسی از نظرت …بله منم در نظر دارم که روانشناسی میتونه کمک کننده باشه و بالاتر نوشتم که مستحبه از نظرم ولی الزامی نمیبینم براش…چون بخوایم ریشه ای تر موضوع رو بررسی کنیم ، همش برمیگرده به احتمالات ، چون در دل خودش ، همه چیز رو حل میکنه ….ترس ، طمع ، خشم و… همه ی اینها با احتمالات درست میشه…من به همراه گروهی که میشناسم ، همگی بسیاری از کتابهایی که در مورد روانشناسی معامله گری بوده رو خوندیم و نتیجه ای که در نهایت گرفتیم این بود…ولی در کل دانستن روانشناسی خالی از لطف نیست…مثلا دانستن سوگیری ها میتونه کمک کننده باشه ولی شما ویدیوهای مارک داگلاس رو هم ببینی ، تهش میرسه به بحث احتمالات…
نکته اول این هست که من شخص حرفه ای در ترید به کسی میگم که روی اجرای دقیق استراتژیش همیشه متمرکز هست .
در مورد جواب سوالتون: روانشناسی برای ترید بسیار ضروری هست. ابتدا شما باید یک استراتژی امتحان شده داشته باشید. هرچقدر زودتر این استراتژی رو پیدا کنید عادتهای نادرست و زخمهای روانی کمتری رو خواهید خورد. ضمنا اصلا لازم نیست حتما دنبال استرتژی خفن یا راز بازار باشید نه. یک استراتژی ساده کاملا واضح بدون امکان تفسیر.
بعدش باید روی روانشناسی خودمون کار کنیم.
عملکرد طبیعی قسمت احساسی مغز در هنگام ترید، برخلاف روش موفقیت در ترید هست مثال: مغز باستانی انسان بیکار نشستن رو مساوی با گرسنگی و بی ثمری میدونه در حالی که در ترید ما برای صبر درستمون سود کسب می کنیم.
انسان وقتی در دوران شکار بود اول سعی داشت بقاش رو حفظ کنه بعدش اگر شد غذا به دست بیاره برای همین وقتی میرفت مثلا میوه بچینه و مار نیشش میزد دچار تردید میشد و بارهای بعد احتیاط میکرد حالا در ترید همین حس گاهی باعث میشه به خاطر ضررهای قبلی یک معامله رو که میدونیم معامله خوبی هست نگیریم یا دیر وارد بشیم مثالهای زیادی هست.
نتیجه: روانشناسی ۸۰ درصد از ترید هست چرا؟ چون استراتژی رو میتونی یاد بگیری ولی روانشناسی رو نمی تونی با یاد گرفتن اصلاح کنی بلکه باید برای موفق شدن در ترید کل سیستم عصبی خودت رو مجددا بازسازی و سیمکشی مجدد کنی برای این کار باید آموزشهای متعددی رو نه تنها ببینیم بلکه با تمرینهای خاص رفتار مغز خودمون رو عوض کنیم وگرنه دیر یا زود در ترید میبازیم
چندتا مسئله باعث میشه روان یک تریدر به هم بریزه
اول اینکه استراتژی مناسب نداشته باشه و با هربار ورود ضرر میکنه و به مرور زمان بعد از باز شدن معامله ناخودآگاه ذهنش منتظر ضرر میشه
دوم اینکه استراتژی رو داره اما محل یا سشن مناسب ورود رو نمیدونه که باز هم مثل بالا میشه
سوم استراتژی اوکیه،ورود و خروج اوکیه،اما اون روش توی چند روز می افته توی لوپ ضرر و باعث میشه تریدر دنبال روش دیگه ای بره و حداقل ۱تا۲سال بین سبک ها میچرخه و ثبات کاری نداره
چهارم شخصیت هر فردی مناسب ترید نیست
مثلا کمال گراها با اولین ضرر ناامید میشن
اما تریدر بعد از ضرر و استراحت فکری،با بررسی بیشتر ورود میزنه و علاوه بر جبران،سود هم میکنه
مرسی از توضیحاتت نادر عزیز…ولی بحث اصلی اینه …اسمشو بزاریم اشراف به احتمالات یا روانشناسی ترید؟
من اسمشو میزارم یادگیری احتمالات…چون بسیاری از مردم با دیدن عناوین روانشناسی معامله گری، گول دوره های عجیب و غریب رو میخورن و پول زیادی رو صرف این موضوع میکنن…در صورتی ک اصل موضوع، چیزی که خودم دقیقا باهاش کار میکنم و نیازی به چیز دیگ ای ندارم ، دونستن احتمالات و داشتن یکسری یادداشت برای یاداوری به اینکه باید به صورت بلند مدت نگاه کنیم و در لحظه لایو، تمرکز صرفا روی اجرای درست باشه…
ممنونم ازت🌹
مرسی از شما ، درسته همه حرفاتون..اما لطفا بفرمایید به نظر شخصی شما ، روانشناسی ترید درسته یا فهم عمیق احتمالات؟
فهم احتمالات
وقتی شخص بدونه همیشه تحلیلش درست در نمیاد و عوامل بزرگتر و بیشتری در جابجایی قیمت دخیل هست با آرامش بیشتری ترید میکنه
بیشترین فشار روانی بر مغز ما بخاطر جنگ با خودمون و نموداره
عقیده ای مثل احتمالات دقیقا مانند یک مذهب و باور باید زیاد باهاش کار کرد مثلا دین که از بچگی باهاش سروکله نرم میکنیم پس فهمیدن اینکه بازار کلا بازی احتمالات است با باور داشتن به ان زمین تا آسمان فرق میکنه
راهای سریع ساختن باوری مثل … احتمالی فکر کردن ![]()
۱. یک گروه دو سه نفره برای تجزیه این باور
۲. خواندن کتاب های مثل . تفکر نامطمئن. تحلیل تکنیکال ذهنی مارک داگلاس . قوی سیاه و….
زمان لازم برای نهادینه کردن اینکه همه چیز احتمالی است تابعی از زمان نیست بلکه هرچی متمرکز تر سریع تر
درود و ارادت
کاملا با حرفاتون موافقم
یکی از کارهایی که باعث میشه تریدر در بلند مدت ضررده باشه همین مشرف نبودن به اصل احتمالاته ؛ به این صورت که معاملات سودده رو زود میبنده و معاملات ضررده رو ادامه میده !
بسیار عالی کاملا موافقم با شما…اینکه بازار بر اساس احتمالات کار مبکنه رو همه تقریبا میدونن، ولی نمیتونن بر اساسش عمل کنن…نیازبه راهکار های عملی داره که مارک داگلاس بسیار قوی توضیح داده این موضوع رو…ممنون از نظرت🌹
بله و این موضوع که فرد معامله رو زود میبنده چون مشرف نیست به بحث احتمالات رو من به عنوان مثال مطرح کردم و درسته…تقریبا تمامی مسائل و مشکلاتی که پیش میاد در معامله گری ، با فهم درست احتمالات اوکی میشه…ممنون
ترید درسته بر مبنای آمار و احتمال هست ولی روانشناسی هم هست.
قطعیت در مارکت وجود ندارد همین الان یک خبر میتواند باعث استاپ خوردن شود از نظر احتمال بله درسته هر چیزی ممکنه اتفاق بیفتد ولی دیگه سکه نیست و شما باید این احتمال برد را افزایش بدید.
حالا این که شما استاپ لاس خوردید و میخواهید اونو سریع جبران کنید از نظر من احتمال نیست و نمیشه اونو گذاشت احتمالات اون میشه روانشناسی ای که فرد بر خودش تسلط ندارد.
کسانی که رشته ریاضیات خوانده اند هم دبیرستان هم دانشگاه اینو بهتر درک میکنن من خودم جزو اون دسته بودم.
دیدگاه شما کاملا واضعه شما برید صد معامله باز بسته کنید با رعایت هر معامله یه درصد به شرطی که مثل یک رباط عمل کنید هر روز دو سه تا معامله انجام بدین و حد سود و ضرر برای خودتون تعیین کنید من اینجا شرط میبندم شما حداقل جز لوزرر ها نخواهید بود با هر تکنیکی دوست داری با همون سکه
میخوام بگم تکنیکال و فاندا فقط بهانه ای هستند برای ورود و خروج و اگه قرار باشه استراتژی بهت سود بده سود حاصل نظم طریقه ی ورود و خروج و توانای تکرار آنه نه انواع تکنیک و سبک
به نظر من اشراف به احتمالات و روانشناسی ترید هر دو هست چون فرد در قدم اول بدون استثنا برای سود مداوم میاد به سمت یادگیری ترید خود این موضوع، نقض احتمالات هست و هم بیس غلط روانشناسی.
چون احتمال داره استراتژی فرد و بک و فووارد تستهاش درست باشه و درست هم اجرا کنه ولی باز در مجموع ضررده باشه (احتمالش کم هم باشه منتفی نیست).
نکته ی منشعب از این موضع این هست که تریدر باید عاشق ضررهای کنترل شده باشه و تمرکزش روی اجرای درست استراتژی باشه و با هر سود و ضرر تقریبا در حالت خنثی بمونه به نظر غیر ممکن میاد ولی کسی که از لحاظ ذهنی و روحی به این حالت نرسه مشکل مداوم سودده بمونه
در اصل روانشی همون ۹۵ درصد راه اصلی ترید گردنه ۵ درصد همون تکنیکال هستش !)
موضع اصلی اینکه روانشناسی فردی نسبت به هرکس متفاوت اینتفاوت تضاد تا و نظرات مختلفی ایجاد میکنه !
مثال فردی که هیچ شناختی اولیه نسب به جارت و تردینگ نداره ،! با یک فردی که شناخت کلی یک ساله تردینگ داره چقدر ؟)
تردینگ هیچ ربطی به سواد ریاضی نداره خیلی دوست از دوستان اشاره کردن به این مسله خطی کشی و هندسی وجود نداره بیشتر ابتکارها باعث عمیق دیدن میشه! بخاطر همینه چندین چند سال ممکن طرف رو خطوط و خطکشی مهارت کسب کنه تا ترید کردن !
شناخت چارت شناخت رفتار چارت بخش تکنیکال . شناخت بالانس و شناخت مارجین شناخت لات یا لورج همه شون بخش اصیل ترید کردن هستش ، اما روانشناسی ! فرد بزرگترین بحث تاپیک که گفتم برای هر فرد متفاوت هستش چون شرایط هر فرد متفاوت ، مثال وقتی شما بک تست یا فرانت تست میگرید ! هیچ حسی نسبت به کندل ها ندارید ! اما وقت که پوزشین ریل میگیری نسبت هرکندلی حس پیدا میکنی این همون روانشناسی فرد حساب میشه ،
من تا ۲سال نیم راحت ایزی پیزی داشتم کریپتو و اخوار سال فارکس ترید میکردم سوده همبودم یک واحد بیت برا خودمهولد کردم با سوده که کسب میکردم هر موقیت (کوین متفاوت خریداری میکردم تمرکز هم بر هاوینگ یا بعد هاوینگ بیت بود) بجز هولد بیشتر میذاشتم رو آستکینگ بعضی از کوین ها که حساس میکردم بلند مدت رشد میکنن میذاشتم برای بلند مدت مثلا دوره ها ۳ ماهه و شیش ماهه که اخوار ۲۰۲۲ دوره ها ۱۸۰ روزه داخل بایننس اومد، امنای که حس میکردم کوتاه مدت هستند فیلکسبیل استیک میکردم تا اکه سرمایه تریدم از دست دادم که بتونم به ترید زدنم ادامه بدم ، که البته من یک کی سرمایه دانم با ۱۰۰ دلار ترید میزدم همون میاوردم تا یک یا ۵۰۰ دلار میرفتم کوین میخریدم !
همیشه در مورد روانشناسی میفهمیدم هست داخل ترید اما برای این موضع برای خودم زمان مشخص کرده بودم مثل چند سال ترید کنم و دیگه ترید نزنم برای چند مدت داخل پروسه تریدم همیشه ۱۵ تا ۲۰ درصد هر دوره که مثلا میخواستم کوین بخرم برای خودم خروجی میگرفتم خرج میکردم تا حس انگیزه برام بمونه ! کل هدف من این بود علم ترید کردن یاد بگیرم ، تو دوره سه سال خودم بودم که حساس کردم بیام با بالانسها بالاتر ترید کنم البته اول سال دوم فکرم رودرصد ها بو از هر موقیت ، ابتدا با لورج ۲ شروع کردم پله لورج افزایش دادم هر سه ماه و چهار ما لورج میبردم بالاتر تا لورج ۳۸ ممتد ترید کردم ، برای تست لورج صد بعضی بروکر ها مثل بیتگت گذاشت بود تست زدم رو بیت ، که با اینترنت همراه که داشتم دیگه اینکارو نکردم برگشتم به لورج متوسط که خودم باهاش راحت بودم ۱۱ و ۱۸ ، تو دوره چهار سال حساس خستگی شدید و فرسودگی مهاوجه شدم همون موقع برای کنجکاوی بیشتر بالانس سرمایه به قولی سوده ۲۰ درصد بالانس در ماه گرفته بودم که نقص قوانین خودم بود از ابتدا ترید کردن یک کار خیلی ریسک میدیدم جدا از قطعی ها نت و شیلتر شکن که با قطع وصل شدند ها ممکر چندتا صرافی از جمله بایننس و بای بیت به مشکل بر خوردم صرافی هولدم بایننس بود صرافی ترید کردنم بای بیت که اواخر سال ۲۰۲۲ بای بیت سمت ربات های رفته بودم ، که بگذریم واقعا نسبت به ترید کردن آسونتر سوده بود برای من ، وقتی که به مشکلات ای پی بر خوردم ۹۵ درصد سرمایه خم بلاک شد از جمله ۵ کی که گرفته بودم برای طرف سود بدم اینجا بود وضعیت برای من خیلی شت ، کریپتو پاول از خواب بیدار شد تصمیم گرفت ده تا کوین اعلام من این جزو سهام بهادار نیستن که واکنش مارکت کریپتو نزولی پترن شد ! و چندتا موقیت لانگ من که هر کدوم ۳۷۰ دلار و هزار دلاربود سه تا موقیت کال شدند و ربات ۸۹ درصد بالانس خودشون ضرر رفته بودن، سعی کردم به دانش که کسب کردم اکتفا کنم دور باشم از مارکت برای چند مدت حدقل تونستم دوهفته خیلی کم دور باشم. اما اون طرف یک دفه راست کرد بود پولش میخواست جوری که باهاش بسته بودم یکسال سمت پولت نیا. که متسفانه دبه بازی در آورد خیلی اذیت شدم ، از این طرف چارت کریپتو خاموش شده بود یک رینج کوچک تخیلی که فقط ربات ها بودن داخل مارت بر خورده بودم همون موقع با مفهوم روانشی روبرو شدم هرکاری میکردم نمیتونستم ترید بزنم برای خودم سوال شده بود چرا نمیدونم ترید معمولی بزنم ! قدرت لورج یک کردم آنقدر داغون شدم سایکولژی ام بهم ریخت اصلا ترید کردنم یادم رفت ، همون موقع ها دوتا از عزیزانم از دست دادم داییم و زن داییم که واقعا ناراحت کنند بود برام از اونجا که یک بیس سه کی ماشین داداشم فروختم داخل اون صرافی بایننس بلاک شده بود من خار و ذلیل کرد حقیر شدم حس پوچی داشتم خیلی شرایط تخیلی بدی بود برام قابل توصیف نیست بدهکار سده باشم ، از ابتدا کل قانون این بود تر پول قرار تتر باشه باید از ترید کردن خودش بدست بیاد هر کاری که دلت میخوا. بکنی باید با پول خودت باشه که همین دو نکته رایت نکردم یعنی سه سال اول خوب بود گیر یکجرخه پوچ کلیشه که دوستام تجربه کرده بودن قرار بود اونا برای من الگو باشند گیر کردم ؛) اخر سر دیدم نمیشه من به اصل قرارداد برگشتم یعنی وقتی صرافی بلاک کرده دیگه دست من نیست ریسک پنجا درصد سرمایه پیذرفت طرف که من نابود کرد من ۱۷۵ واحد سولونا تی این همه مدت خریدار کرده بودم که من مجبور کرد سلونا رو نرخ ۱۶ و ۲۵ بفروشم دردناک ترین بخش تردینگ کردنم بود هیچ وقت یادم نمیره هدف تارگت خیلی نزدیک بود دقیقا بعد ۲۳ سه روز بعد فروختن مارکت برگشت سولنا پرواز کرد به ۲۵۰
خیلی اسرار کردم مجبور نکن اینکارو بکنم صبر کن برات این پولت بهت میدم اما حیف ادم نبود ،
من تو ۲۳ تا صرافی اون زمانی که کریپتو بود داخل ۱۶ تاش پول واریز کرده بودم و داشتم ترید میزدم از مارجین بگیر تا فیچرز و ای تی اف ها هات بیت ،
درس که اول باید رعایت میکردم نکردم پول هیچ وقت از کسی نگیر ، تا به قیمت چهار سال تلاش ها ممتد ۰.۱۸ واحد بیت ختم شد انکار که در این چهار سال از خواب و تفریح و دورهم فامیلی زده بودم هیچ به هیچ شد
آن روی سک بد مارکت درک کردم اپیال ابتدا خیلی اسرار داشتم به دوست آشنای بیا بابا ترید بزن این شغل ها الکی با این تورم وقت جدا دادن هستش که همین (فید ) تردینگ باعث تخریب شدند زحمات چندین سالم شد ،
که از اون موقع فکر کنم سه سال مگذره دیکه هیچ وقتکسی رو تشویق نکردم بیاد ترید بزن ، تنها کسی ببینم مثل سه سال پنج سال داره ترید میزنه کمکش میکنم درک بهتری نسبت به چارت پیدا کنه و موضعات روانشناسی براش مطرح میکنم تا در تله ها این مارکت نیوفته البته خیلی اندک ،
![]()
وقت بخیر…من فکر کنم قبلا با شما صحبت کردم، متاسفانه به نتیجه نرسیدیم…اوکی این نظر شخصی شماست و اگر نتیجه گرفتید بسیار عالی…
حرفت کاملا درسته و اتفاقا داری به یکی از مهمترین تفاوتهای تریدر سودده و زیانده اشاره میکنی.
مارکت بر پایه احتمال کار میکنه، اما اجرای اون احتمال کاملا روانشناسیه.
تو میتونی بهترین سیستم با وینریت بالا داشته باشی، ولی اگر بعد از یک استاپ بخوای سریع جبران کنی، عملا از فضای «احتمالات» خارج شدی و وارد فضای «هیجان» شدی.
اون چیزی که گفتی خیلی کلیدیه:
جبران سریع ضرر، دیگه probability نیست… اون واکنش احساسی به درد ضرره.
از دید ریاضی:
یک ترید فقط یک نمونه از یک توزیعه، نه نتیجه نهایی.
ولی ذهن انسان هر ترید رو شخصی میکنه، انگار باید همونجا “درست” دربیاد.
مزیت کسی که پسزمینه ریاضی داره (مثل خودت) اینه که میفهمه:
-
باخت بخشی از سیستمه، نه نشونه خراب بودنش
-
نتایج در بلندمدت معنا پیدا میکنن، نه در یک یا دو ترید
-
مهم اجرای consistent هست، نه نتیجه تکترید
جمعبندی کوتاه حرفت اگر بخوای ماندگارش کنی:
تریدر موفق کسی نیست که تحلیل بهتری داره، کسیه که اجازه میده آمارش کار خودش رو بکنه، بدون دخالت احساسات.