کلی گویی هیچ نتیجه ای ندارد و وقتی این سیستم درست شد به صورت دستی رسم می شد پس فکر کنیم همون زمان هست و با اون روش و دید ببینیم تا به نتیجه برسیم
در ضمن ژاپنی ها انسانهای منظم و فرهنگی هستند و دیدگاه کاملا اصیل بدور از واژه ها و افکار دیگر کشور ها دارن
اتفاقا منم ویدیوهای کریس رو دیدم حدود ۵ سال پیش ولی با درکی که الان از مارکت دارم می بینم که کریس هم هیچ نکته مهمی ارایه نکرده. من بحث زمان رو با یه سیستم دیگه می بینم و فقط از ایچی الگو گرفتم ولی همین ایده خودمم جوابگو هست واسم
درسته علی جان،من خودمم کریس رو یه استاد به تمام معنا میدونم چون اون زمانی که هیچ کسی حتی نمیدونست ترید چیه داشت ایچیموکو رو تدریس میکرد و برمیگرده به ده سال پیش،خیلیییی حرفه.
اما اینکه طوری طرح مسئله میکرد که تمام سووینگ ها قابل پیش بینی دقیق هستن و بعدش یه سریا اومدن روی اون موج سوار شدن و کاسبی کردن از مردم که اره ما بازار رو صددرصد پیشبینی میکنیم اونجاشو زیاد قبول ندارم.
ایچی خیلی خفنه ولی زمان احتمالا صرفا یه ایده هست نه یک عدد یا ساعت دقیق.
من اعتقاد دارم که سیستم معاملاتی باید ساده باشه. ایچی به شکل دیفالتش بنظرم درکش یکم سخته و بخاطر همینه که کمتر کسی میتونه باهاش ترید بزنه. چون عملکرد اصلی ایچی مبهم مونده و هیچ راهنمایی هم وجود نداره. مثلا نقش چیکو چی هست ایا داره آینده رو نشون میده اگه اره به چه شکلی کار میکنه. یا تایم بالاتر ما رو نشون میده؟ همین عدم شفافیت عملکرد اجزا کار رو سخت کرده و باعث شد که برم دنبال ساده سازیش
بله بنظرم بحث زمان خیلیا رو درگیر کرده و حتی رو آوردن به شمارش دقیق تعداد کندل در صورتی که بحث زمان رسیدن همه اجزای کوچیکتر به اضافه قیمت به یک جز بزرگتره و خودمم به همین قناعت کردم
این روش تبعیت است که حالت دیداری قابل اجراست
ساسان جان در حد دیپلم بگو😁
باهات موافقم،تعریفی که به منطق نزدیک تر باشه و واقع بینانه تر باشه همینه
و همین بحث زمان هست که باعث میشه جلوتر از مارکت بدونین چه اتفاقی قراره بیوفته. مثلا تو سیستم من دیشب طلا یک دق هنوز اون بحث زمانی در یکی از چرخه ها تکمیل نشده بود و من همون موقعیت رو که بای بوده از قبل بخاطر تایم زمانی میدونستم که هنوز اون نواحی بای داره . یعنی بهترین شکل ترید توی ایچی همین بحث زمانی هست که توی هر چرخه تا قبل از تکمیل شدنش میتونین تریدای مطمئن بزنین
به نظر مشکل اینه که ما داریم به جای بررسی و هم فکری بیشتر در مورد مطالبی که دیگران بیان کردن و هیچ نتیجه ای نداشته صحبت می کنیم
فرض بگیرید که این یک نوع سیستم آماری و ریاضی است و با یک دید دیگه نگاه کنید
سه نمونه آماری از سه دوره بدست آمده
برای چی و دنبال چی بوده
چیکو چرا کلوزه رو نشون میده
فاصله قیمت لایو تا نوک ابر ۲۶کندل و تا چیکو ۲۶چرا از نوک ابر تا نوک چیکو ۵۱است
اصلا بحث پیش بینانه بودن ایچی با همین شرایطه . بشرطی که درک بشه و حتی ساده سازی بشه . بحث زمان و چرخه ها بهتون میگه که شروع یه حرکت میتونه تا چه محدوده های زمانی ادامه داشته باشه و با کمک همینا میتونین برای ترید هر روزتون چرخه رو انتخاب کنین و داخل اون چرخه تا قبل از اتمامش تریدتون رو بزنین. مثلا چرخه های کوچیک هر روز اتفاق میوفتن و یه چرخه متوسط یا بزرگ ممکنه تو تایم یک دق کل هفته طول بکشه و شما تو همون چرخه بزرگ کل هفته ازش سیگنال بگیرین
سوالات بسیار ساده که در یک بررسی مشخص میشه
هیچی صرفا علی کالجی با تکیه بر خیار دورهشو فروخت پولدار شد رفت ژاپن
ایچی موکو پارامترهاش زمانی هست بجز اسپن A که میانگینی از دو میانگین هست و در واقع تعادل حرکت رو نشون میده
معنیش میشه تعادل در یک نگاه (ichimoku kinko hyo)
ichimoku :یک نگاه
kinko: تعادل
Hyo: نمودار
هر کدوم از پارامترها یک ویژگی خاص خودشون رو دارن مثلا چیکو خودش به نوعی داره زمانی که انتظار یک ریاکشن رو داریم نشون میده مثلا وقتی چیکو به یک کندل سقف یا کف میرسه زمانی هست که ۲۵ کندل جلوتر لایو بازار هست و داره بر اساس اعداد ایچی موکویی متناظرش رو نشون میده ضمن اینکه بر اساس کلوز کار می کنه و در یک جاهایی از این کلوزها و برگشتهاشون استفاده های خاصی میشه البته صرفا اینها نیست.
ابر کومو هم زمانی هست و در هر تایمفریم نشان دهنده وضعیت روند هست که با برگشت قیمت سوئیچها اتفاق میفته و یک سری صفر تعادلی اون تایم همون حوالی سوئیچ.
تعادلها در ابر با کوموهایی که بهش میگن فیک هم نمایش داده میشه در واقع فقط اسمش فیکه ولی معنی تعادلی خاص خودش رو داره در استفاده از اسپن A
یکی از بهترین روشهای کار استفاده از اسپن A هست که خودم با این روش خیلی کار می کنم و اینجا توضیحات مختصری دادم
روش دیگه استفاده از کراسها هست به دو روش مختلف یکی کراسهای جابجایی که نقاط تعادلی دقیق میدن
و یک روش دیگه برگشت به گذشته (حدود ۸ باکس ۵۲ کندلی) از یک کراس و محاسبه تعادلها و بدست آوردن تفاضل قیمتی که باید پیمایش بشه که البته این کار دست نیست باید حتما اندیکاتور باشه و توش از محاسبات ریاضی تو در تو و سنگینی استفاده میشه.
اسپن بی هم که میانگین حرکتی ۵۲ کندل گذشته هست میتونه بسیار کاربردی باشه و واکنشهای زیادی قیمت نشون بده روش اما شاید کاربرد اصلیش در تفاضل تنکن و اسپن بی باشه که سوئیچ رو می سازه
دوستان یه نکته بگم از تجربه خودم. خیلی درگیر اعداد نشین چرا اینو میگم چون خودم تو سیستم خودم دارم می بینم که یک چرخه که یک مقدار عددی ثابت هم داره در یک برهه زمانی خیلی زود تموم شده و در یک برهه دیگه به لحاظ زمانی کشدارتر شده پس خیلی درگیر اعداد دقیق ۲۶ و ۵۲ نباشین