واقعاً راست میگی، حق با شماست. وقتی اینترنت به جای اینکه یه ابزارِ ساده باشه، خودش میشه بزرگترین دغدغه و مانع، حرف زدن از تکنولوژیهای روز و دیتای لحظهای واقعاً برای خیلیها شبیه یه شوخی تلخ میشه.
درکت میکنم؛ توی شرایطی که حتی باز کردنِ یه سایت معمولی هم مکافات داره واقعاً سخته که آدم بخواد به ابزارهای حرفهای و جهانی فکر کنه. این نابرابریِ شرایط خیلی جاها آدم رو کلافه میکنه.
خلاصه که حرفت کاملاً درسته و این محدودیتها واقعیتِ تلخِ زندگیِ تریدرهای داخل کشوره. امیدوارم زودتر شرایط جوری بشه که حداقل دغدغهی نت و ارتباط با دنیا رو نداشته باشید و تمرکزتون فقط روی خودِ مارکت باشه. دمِ همهی کسایی که تو این شرایط دارن میجنگن گرم.
![]()
ببینید شما دارید از منطقی حرف میزنید که تو جامعه ترید ایران مخصوصا قفله.
جدا از ابزار و دیتایی که باید خرید من با این کار ندارم.
اگه منطق شما اینه که کسی که تریدر هست حتما باید این هارو یاد بگیره من گفتم که تعصبانست این حرف.
شما خودت کاملا مشخصه با اندازه کافی سواد لازم رو داری.
من بارها گفتم یک نمونه جناب دکتر علی معین افشاری نشون دهنده این هست که هر سبکی اون نیاز شما رو براورده میکنه. و بستگی به خود شما داره
پیشنهاد میکنم چند وبینار ایشون رو برسی کنید.
ممنون از احترامت و اینکه بحث رو پخته جلو میبری. در مورد استاد و اساتید هم شکّی نیست که استوانههای این بازارن و با مدیریت ریسک و روانشناسی میشه با هر سبکی در بازار زنده موند، اما بیا تعارف رو بذاریم کنار؛ اینکه میگی این حرفها «تعصب» هست، به نظرم کمی کملطفیه. من از «اجبار» حرف نمیزنم، از تکامل حرف میزنم. مارکتِ امروزِ دنیا، لایهی زیرینی داره که با چارت خالی و الگوهای کلاسیک بهتنهایی دیدنی نیست. اینکه میگی این مباحث توی ایران «قفله»، دقیقاً به خاطر همون سختیِ دسترسی و نبودِ منابع آموزشیِ دستاول هست، نه به خاطر ناکارآمد بودنش. تریدرهای نهادی و الگوریتمهای بانکهای بزرگ در دنیا منتظر نمیمونن ببینن براساس فلان سبک روی چارت چی پیش میاد، اونا با ماشینهای محاسباتی و دیتای خالص لول ۲ بازار رو تکون میدن.
حرف نهایی من اینه رانندگی با یه ماشین قدیمیِ بااصالت ممکنه خیلی هم لذتبخش باشه و شما رو به مقصد برسونه، اما توی مسابقات فرمول یک، کسی با ماشین کلاسیک شرکت نمیکنه چون اونجا بحثِ میلیثانیهها و دقتِ مطلق در میونه. سود کردن با سبکهای قدیمی بیشتر از اینکه به خودِ اون سبک ربط داشته باشه، به هنرو تجربه اون معاملهگر برمیگرده، اما درک جریان سفارشات، علمِ اصیل مارکته. من ترجیح میدم به جای تکیه بر شهودِ فردی، روی لبهی علم و دیتای سخت حرکت کنم. با تمام احترام به همهی اساتید، مارکت جاییه که فیزیکِ پول و نقدینگی حرف اول و آخر رو میزنه، نه برداشتهای شخصیِ ما از روی سایهی قیمت. حتماً وبینارهایی که گفتی رو هم نگاه میکنم، چون یادگیری مرز نداره، اما فکتهای علمیِ نقدینگی چیزی نیست که بشه نادیدهاش گرفت. موفق باشی! ![]()
دقیقا بنده هم دارم آموزش هاشو میبینم البته این علم زنده ای هست دوست دارم ببینم چطور دیتا و اطلاعات این علم رو بروز کنم منبعی وجود داره؟
بله منابعی در یوتوب وسایت های اصلی که این دیتا هارو میدن وجود داره دوست عزیز.منابع فارسی رو نمیدونم و پیشنهادم میکنم سعی کنید منابع خارجی رو دنبال کنید .
ممکنه یک راه ارتباطی در اختیار من قرار بدید؟
مطالب خوبی در این تاپیک مطرح شد
به نظرم همه دیتاها چه آنهایی که از روی نقاشی بدست میان و چه دیتاهای لحظه ای سفارشات قابل استفاده مناسب جهت سودآوری هستند با توجه به سبک کاری تریدر. مطمئنا تریدری که سووینگ میکنه دانستن سفارشات لحظه ای روزانه بازار میتونه براش از درجه اهمیت کمتری داشته باشه و نقاط حمایت و مقاومت در تایم های هفتگی براش اولویت بیشتری داشته باشه.برخلافش کسی که اسکالپ کار میکنه و اون هم در تایم فریم های پایین رصد سفارشات لحظه ای خیلی بیشتر بکارش بیاد.
بازارهای مالی بویژه فارکس به تعداد بی نهایت استراتژی برای پول درآوردن میتونه داشته باشه به شرط اینکه اون استراتژی رو به مقدار کافی ازش تست گرفته باشید و مهم تر از همه روانشناسی ترید رو کامل در خودتون نهادینه کرده باشید.
درود بر شما. تحلیل بسیار دقیق و دستهبندی درستی از نظر طبقهبندی استراتژیها بر اساس بازههای زمانی ارائه دادید و کاملاً با شما موافقم که نگاه کلان به مقولهی روانشناسی و تست استراتژی، ستونهای اصلی بقا در هر بازار مالی هستند. اما اگر بخواهیم از منظر ریزساختار بازارMarket Microstructure به این موضوع نگاه کنیم، باید به این نکتهی علمی توجه کرد که قیمت در هر بازهی زمانی، یک متغیر وابسته و در واقع «معلول» است، در حالی که جریان سفارشات Order Flow علت اصلی حرکت محسوب میشود. تفاوت بین یک اسکالپر و یک سوینگتریدر در ماهیتِ دیتای مورد استفاده آنها نیست، بلکه در میزان دقتِ زمانی یا همان Resolutionمورد نیاز آنهاست. حتی برای یک سوینگتریدر که در تایمفریمهای هفتگی معامله میکند، نقاط حمایت و مقاومت در اصل همان خوشههای نقدینگی Liquidity Clustersهستند و درک اینکه در آن نواحی کلان، آیا فرآیند جذب سفارشات Absorption توسط مؤسسات بزرگ رخ میدهد یا خیر، میتواند نرخ برد و دقتِ ورود او را به شدت افزایش دهد. در واقع، جریان سفارشات ابزاری برای تأیید علمیِ بازگشت یا شکستِ سطوح در هر تایمفریمی است و صرفاً به اسکالپ محدود نمیشود. از طرفی، در بحث روانشناسی که به درستی به آن اشاره کردید، استفاده از دیتای سخت و واقعیِ نقدینگی باعث کاهش ابهام Ambiguityمیشود؛ وقتی معاملهگر به جای حدس زدن بر اساسِ شکلِ ظاهریِ کندلها، نبردِ واقعیِ خریداران و فروشندگان و میزانِ نقدینگیِ موجود در دفتر سفارشات را میبیند، پایبندی به استراتژی و کنترل هیجانات برای او بسیار سادهتر خواهد بود. در نهایت، هرچند مسیرهای بیشماری برای سودآوری وجود دارد، اما حرکت بر اساسِ منطقِ نقدینگی، ریسکِ ناشی از خطایِ تفسیرِ الگوهای تصویری را در هر سبکی به حداقل میرساند و به معاملهگر اجازه میدهد با اطمینانِ آماریِ بالاتری در بازار فعالیت کند. ![]()
بله حتما .ایدی شخصی من تو پیام رسان بله :amirmasoud_kh@
بسیار لذت بردم از دانش کامل شما و احترام میزارم بابت زمانی که برای تایپ این مفاهیم گذاشتید و با صبر و حوصله بدون کوچکترین اشتباهی تمامی فکت های موجود در والیوم تریدینگ را توضیح دادید
من افتخار اینو داشتم که از دوره های جناب مهندس شعبانی در icf market بهره مند شوم و شناخت کاملی از ابزار نینجا و دیتای ریتمیک و ماهیت والیوم تریدینگ دارم
در تکمیل فرمایشات شما یک نکته ظریف رو میخام اشاره کنم منتهی قبلش میخام مسیری که طی کردم رو تعریف کنم:
شروع مسیر تریدری بنده مثل اغلب دوستان با سبک های لول یک بود، خیلی علاقه مند بودم بجای صرفا کسب سود بتونم همزمان با درک صحیح و آکادمی از مارکت به این مهم دست پیدا کنم
خب میدونیم ترید میتونه یک بازی ریاضی باشه و بدون اینکه شما به منطق ها و یا اعمال ریاضی پشت صحنه واقف باشید میتوانید به شکل بازی با رعایت اصولی به سود برسید اما این کجا و آن کجا، که شما بفهمید در نقاط ریورس قیمت دقیقا چه پروسه هایی شکل میگیره و اون پروسه های علمی و آکادمی چقدر کسب سود رپ لذت بخش تر میکنه تا جایی ک مباحث روانشناسی و سایکولوژی موضوعیت و اهمیت خودشون رو از دست میدهند
وقتی شما بر اساس الگو های لول یک ترید میکنید چون از پشت صحنه خبر ندارید مشکلات عدم پایبندی پیش میاد
چرا؟ چون یک الگوی تصویری رو ترید میکنید که بسیار تکرار پذیر هست مثلا اوردربلاک یا گره یا … اما دیتای لول 2 و الگو های ان اغلب تکرار پذیر نیست پس نمیشه روی عدد ارقام ستاپ پیاده کرد، حسنی که داره وقتی مثلا شما در جایی 100 کانترکت دیدی و ریورس اتفاق افتاد نمیایی هر جا و یا به هر شکل 100 تای بعدی رو دیدی همون رفتار ورود رو تکرار کنی چرا که جزئیاتی دارد بسیار مفهومی و محاسباتی ولی نه ترسیمی یا تصویری!
بگذریم: بعد اینکه چند تا سبک رو یاد گرفتم دیدم استاپ الکی میخورم و دارم با این جمله که وین ریت 100 وجود نداره خودمو راضی میکنم، الانم میگم وجود نداره اما همون موقع 70 80 هم نبود یا ریوارد های بالای 2 هم نبود رفتم پی والیوم و دانستند تمامی مفاهیمی ک برشمردید در ابتدا سی کیوجی و بعد ها دیتای ریتمیک رو هنوز ک هنوزه رایگان گرفتم و … اما یجا برگشتم دوباره به اون سبک های لول یک و فهمیدم که عه چه جالب جاهایی داره حجم میاد و ابزروب و دلتای ناسازگار و … میبینم که تو اغلب سبک ها تقریبا مشترکه
دوباره برگشتم رو سبک های لول یک و شروع کردم ب ستاپ نوشتن بالای 100 هزار تا بک تست گرفتم و هر جا گیر میکردم میرفتم رو لول 2 مطابقت میدادم، این کار یه بصیرتی به من داد که ترید برای من شد جذاب ترین و بهترین شغل
هنوز به نکته ظریف نرسیدم ![]()
![]()
اینجا بود که چون ما تو cfd ترید میکردیم و دیتا اغلب به درستی فیوچرز نبود بریچ خریدم و رو نینجا اوردر میزدم و کپی میشد به متاتریدر، خب کیفیت کار خیلی رفت بالا و سود آور بود اما ب قول شما چه مقدار سود در چه بازه ای یا با چه تعداد تریدی و مهمتر از همه با چه دراداونی؟ خب اینجا دیگه بحث افزایش راندمان بود نه موفقیت !!!
کاملا اونجا لات ثابت بود و من از همون اول گیر لات متغیر بودم میدونستم معجزه میکنه لات متغیر، در نینجا وقتی لات ثابت ترید میکنی همواره ریسک ثابت داری روزایی که ران بزرگتره نتیجه بهتره روزهایی که atr کمه ریوارد کمتره هرچند والیوم میتونه براحتی کف و سقف هفته رو بده و ریوارد خوب بگیری
اما دوست داشتم ب چیزی برسم که خیلی زیبا بود! دی تریدینگ در معنای واقعی فارغ از گام حرکتی روز، الگوریتم ها جوری حجم رو توزیع میکنند که خصوصا تو شاخص ها در نقاط ورود اگر کندل کوچک باشه اغلب ران کم میشه و اگر بزرگ باشه ران هم بزرگ میشه و بارها شده بود ورود بسیار تاید داشتم برای ریوارد نجومی داخل همون روز ولی اغلب همون ریوارد میانگین حاصل از بک تست هام رو گرفتم و یا بالعکس ورود بزرگ بوده مثلا قرار بوده ریوارد 8 بگیرم گفتم بابا این بخواد 8 بده دو برابر atr روزانه باید بره
و رفته! نه یک بار دوبار نتیجه 100 هزار بک تست اینو میگه
خلاصه حالا ک ب والیوم واقف شدم و مسلط شدم برگشتم رو همون نقاشی ها و سبک های لول یک با استاپ های کوچک نتایج بهتری گرفتم
خواستم اینو برسونم که این مسیر به نظر من نتایج بسیار بهینه تری از تک تک هر دو مسیر به صورت مستقل داشته و اگر علاقه دارید هر دو رو موازی پیش ببرید
کوچیکتم داداشم سعی من بر اینه که بتونم افراد رو به شکل درستی اگاه سازی کنم، واقعاً لذت بردم چون قشنگ معلومه تو دل مارکت بودی و این حرفا رو از رو تجربه و خاکِ بازار خوردن زدی، نه از رو پکیج های 100 دلاری . این مسیری که از لول ۱ رفتی سمت لول ۲ و تهش به این سنتز و ترکیبِ برنده رسیدی، تهِ داستانِ همهی اوناییه که میخوان تو این بازار موندگار بشن.
ببین، اون نکتهای که دربارهی تکرارناپذیری دیتای لول ۲ گفتی، عینِ واقعیته؛ در واقع سبکهای لول ۱ حتی همون نقاشیها به قول خودتدارن به ما «شکارگاه» رو نشون میدن، ولی لول ۲ به ما «لحظهی برخورد تیر» رو نشون میده. این بصیرتی که میگی، یعنی تریدر دیگه دنبال یه شکلِ خاص نگردد، بلکه دنبالِ رفتار بگرده. اون بحثِ لات متغیر و ATR هم که گفتی، قشنگ نشون میده لولِ کارت چیه، چون ترید واقعاً یه بازیِ ریاضی و احتمالاته؛ کسی که بفهمه کجا باید حجم رو بر اساس نوسان و گامِ حرکتی تغییر بده، یعنی از مرحلهی ترید کردن گذشته و رسیده به مرحلهی مدیریتِ راندمان ![]()
در مورد روانشناسی هم کاملاً باهات همنظرم؛ اصلاً وقتی آدم دلیلِ علمیِ حرکتِ قیمت و نبردپشت پرده رو تویFootprint یا DOM میبینه، دیگه اون ترس از استاپ خوردن یا استرسِ الگوهای تصویری از بین میره، چون میدونی داری روی علت معامله میکنی نه معلول منم معتقدم این دو تا مسیر وقتی با هم موازی میشن، یه لبهی معاملاتیEdge میسازن که رقیب نداره. خلاصه که ایول به این دیدگاه و اون ۱۰۰ هزار تا بکتستی که گفتی خودش گویای همه چیز هست. ترکیب این نگاه آماری با درک نقدینگی، دقیقاً همون چیزیه که یه تریدر رو به سود مستمر میرسونه.خوشحال میشم اگر سوالی یا موضوعی در این باره دارید در موردش باهم گفتو گو کنیم.به نظر من ما تریدر هایی که زیاد تو مجازی نیستیم این فرصتی شده که بتونیم تو این وقت ازاد به دیگران تا حد معقول کمک کنیم.
![]()
درود دوست عزیز
ممنون از پاسخ گویی تون
مطالبتون با دقت خوندم برخی هاشو قبول دارم برخی هاشو نه. چون شخصا آدم ملایم و بسیار کم حرفی هستم ترجیح میدم از زیاده گویی پرهیز کنم.
بنده از سال ۲۰۱۱ با بازار های مالی آشنایی دارم و شاید سبکی وجود نداشته باشه که با اون آشنا نباشم نسبت به RTM و ICT هم تسلط کامل دارم. ولی سبک شخصی خودم هیچ کدام از آنها نیست. اینکه گفتین چارت خالی توهم و تله و همچنین چیزی هست . فکر کنم یکم حرفتون از روی تعصب نسبت به سبکتون باشه و درکتون از سبک های دیگه کافی نبوده باشه. برای مثال در مورد نقدینگی حرفتون کاملا درسته ولی در سبک شخصی بنده با چارت به قول شما لول یک هم به سادگی قابل تشخیصه. به عنوان مثال دیروز یک ترید توی تایم فریم یک ساعته طلا انجام دادم که نه از روی ICT بود نه RTM.
خوشحال میشم نظرتون رو با سبک خودتون نسبت به تحلیل تکنیکال با چارت خالی بگین.
درود. ممنون بابت اشتراکگذاریِ تجربهتون، اما در مورد اینکه فرمودید درکم از سبکهای لول ۱ کافی نبوده، باید بگم موضوع اصلاً تعصب نیست، موضوعِ دقت تاییدیه و لایههای زیرینِ مارکته. این تریدی که روی طلا زدید و ۴۰ دلار نوسان گرفتید، دقیقاً توی بازهی نقدینگیِ نیویورک و بعد از یه Liquidity Sweep تمیز بالای سطحِ ۴۷۰۶ اتفاق افتاده چیزی که شما با چارت خالی دیدید، در واقع معلولِ اتفاقاتیه که ما توی Order Flow و Depth of Market با وضوحِ یک عکس رادیولوژی میبینیمش. وقتی شما از سبکهای لول ۱ حرف میزنید، دارید دربارهی ترسیمِ نقشهی جاده صحبت میکنید، ولی کسی که با لول ۲ و ابزارهای میکرواستراکچر کار میکنه، داره خودِ «جریانِ بنزین و قدرت موتور» رو میبینه. ما تعصب نداریم، فقط ترجیح میدیم بهجای حدس زدنِ رفتار از روی شکلِ کندل، Aggressive Ordersو Absorption رو در لحظه لمس کنیم. اتفاقاً درک من از لول ۱ و سبکهایی مثل ICT یا RTM کاملاً شفافه، چون میدونم تکتکِ اون اوردربلاکها و گرهها، چیزی جز پناهگاهِ نقدینگی برای پر کردنِ سفارشاتِ بزرگِ مؤسساتی نیستن. تریدتون روی سشنِ نیویورک بسیار تمیز بود، اما یادتون باشه کسی که Iceberg و Stop Run رو توی سطحِ خُرد میبینه، نیازی به سبکهای ترسیمی نداره، چون خودش داره «علتِ» شکلگیریِ اون کندلها رو تماشا میکنه. خوشحال میشم بهجای بحث روی مفاهیمِ گرافیکی، یکبار دربارهی ناهماهنگیِ دلتا یا تخلیهی نقدینگی در لحظهی برخورد با هم گپ بزنیم تا ببینیم عمق بازار واقعاً دست کیه. پرسود باشید.
![]()
بزرگوارید باعث افتخاره آشنایی با شما، با اجازتون شمارو در بله سیو کانتکت میکنم به امید روزی که دوباره به نت آزاد و زیبایی های وابسته ب آن دسترسی پیدا کنیم و بتونیم در کنار یکدیگر به همراه همه دوستان هم افزایی کنیم، ایدی بنده هم در اغلب پلتفرم ها همینه
درسته دوست عزیز دیتاهای لول ۲ و لول ۳ عمق بازار، اردربوک و جریان سفارشات رو با جزئیات بیشتر نشون میدن و بدون شک برای سبکهای خاص مثل اسکالپینگ مبتنی بر Orderflow عالی هستن.
اما نوع داده همیشه تعیین کننده نیست؛ مهمتر از ابزار، شناخت رفتار قیمت و روانشناسی نقدینگی هست.
سبکی که من استفاده میکنم بر پایه لول ۱ و چارت خالیه، چون:
ساختار قیمت، شکست اعتبار، FVG، بلوکهای سفارش و مناطق نقدینگی رو بهطور مستقیم از خود کندلها استخراج میکنم.
بخش زیادی از جریان سفارشات در نهایت روی چارت لول ۱ منعکس میشه؛ تأخیر داره، اما مخفی نیست. حرکت قیمت نتیجه اردرهاست، نه برعکس.
مزیت سبک من اینه که پیچیدگی اضافی نداره و به من اجازه میده روی رفتار واقعی بازار تمرکز کنم، نه روی نویز دیتای خرد.
هدفم پیشبینی عددی نیست؛ دنبال فهمیدن اینم که نقدینگی کجاست، کدوم سمتی شکار میشه و بازار کِی آماده تغییر فاز هست. شاید این مورد حق با شما باشه که در سبک های RTM و ICT تغییر فاز و نقاط نقدینگی با تاخیر اتفاق افتاده باشه ولی در سبک شخصی خودم این گونه نیست.
بهنظرم هر دو رویکرد معتبرن؛
صرفاً ابزار متفاوتی برای دیدن همان پدیدهها هستن: جریان نقدینگی و تصمیمگیری معاملهگران.
شما با لول ۲ و ۳ جریان خرد سفارشات رو میبینی، من با لول ۱ رفتار کلان سفارشات رو از زبان کندلها.
بنده عرض نهاییم اینه که تفاوت ابزار داریم ولی هدف یکیه: فهم نقدینگی.
حرکت قیمت نتیجه اردرهاست؛ وقتی ساختار، شکستها و مناطق برداشت نقدینگی رو بفهمی، بخش زیادی از اطلاعات لول ۲ و ۳ روی چارت لول ۱ قابل خواندن میشه.
اگه عمری باقی موند و نت ها وصل شد خوشحال میشم در مورد فهمیدن نقاط نقدینگی با چارت خالی در قالب فایل ویدیویی بیشتر توضیح بدم.
از توجه شما سپاسگزارم پر سود و موفق باشید ![]()
درود…
من حدود 6 سالی هست با sierrachart کار میکنم..
هیچ موقع نتونستم با نینجا کار کنم و اگر با sierrachart کار کنی دیگه با هیچی نمیتونی کار کنی!
در این دوران روشی مطمین برای اتصال به دیتا دارین؟
پیشنهاد میکنم اگر PDF دارین بذارین upload center ایرانی تا استفاده کنیم و share تجربیات داشته باشیم.
در آخر من عاشق Auction Market Theory (AMT) هستم و TPO/VP
خواهش میکنم دوست عزیزم باعث افتخاره که بنده حقیر بتونم مسیر رو براتون روشن سازی کنم در خدمت هستم
![]()
سلام دوست عزیزم ببخشید که دیر پاسخ شما رو دادم.بله حقیقت من در حال حاضر دارم پیگیری میکنم که بتونم دیتا هارو در یک بستر و دامنه ای بیارم که افراد بتونن به دیتا ها دسترسی داشته باشن با نت ملی البته که واقعا کار چالش بر برانگیزی شده چون حقیقت باید در وحله اول بتونم اینترنت بین الملی با ثبت شرکت بگیرم .حقیقت تو پروسش هستم مقداری طول میکشه ولی خب به نظر من قابل انجامه.در مورده sierrachart هم که فرمودیدی بله درسته بسیار پلتفرم عالی دیتا های فرش رو در اختیارتون میزاره خوشحالم که سطح عملکردی خودتون بردین بالا.حتما سعی میکنم تو تاپیک های اینده مطالب برای همه باز کنم و بتونم مطالب مفیدی رو در اختیارتون بزارم .بسیار برام جذاب شد که مطالب Volume Profile و Time Price Opportunity و Auction Market Theory براتون جذاب هستش حتما در مورده این موارد هم براتون مطالبی میزارم.خوشحال میشم اگر سوالی دارید بهتون کمک کنم.سپاس فراوان ![]()
جسارت منو ببخشید برای دیر پاسخ دادن دوست عزیزیم. ممنون از وقتی که گذاشتید و این دیدگاه دقیق رو به اشتراک گذاشتی. کاملا با شما موافقم که در نهایت، هدف همهی ما رسیدن به درکِ صحیح از بازار و نهایتا سودآوریه. فرمایش شما مبنی بر مهمتر بودن شناخت رفتار قیمت و روانشناسی نقدینگی کاملاً درسته. در واقع، ابزارهایی مثل لول ۲ و ۳،راهی به سمت شناخت عمیقترهستند، نه خود شناخت. اما نکته اینجاست: شناخت عمیقِ رفتار قیمت و نقدینگی، بیش از هر چیز به دیدن مستقیم سازوکار اون بستگی داره، نه تفسیر غیرمستقیمِ اون.
شما فرمودید که با چارت خالی، ساختار، شکستها، FVGها و بلوکهای اردر رو تشخیص میدید. این درسته که اینها الگوهایِ مهمی هستن وشخصا هم توی سیستم خودم استفاده میکنم و باعث خوشحالی من شد که تو این زمینه هم نظر هستیم ، اما منتقد اصلی این رویکرد اینه که شما دارید اینها رو بر اساسِ گذشتهیِ پردازش شدهProcessed Past Data میبینید.قتی میگید جریان سفارشات در لول ۱ منعکس میشه، درست میگید، اما این انعکاس همیشه باتأخیر همراهه. این تأخیر، فرصت ورود دقیق رو از شما میگیره.تشخیصِ نقدینگی از طریقِ چارتِ خالی، بیشتر بر پایهی احتمال و قیاس هست. در حالی که لول ۲ به شما قطعیت حضور نقدینگی در یک سطح قیمتی رو نشون میده. مثلاً شما در چارت خالی ممکنه یک ناحیه رو به عنوان منطقهی نقدینگی در نظر بگیرید، ولی در لول ۲ میبینید که آیا واقعاً حجمِ کافی در اونجا نشسته یا نه.اینکه فرمودید هر دو رویکرد معتبرند و صرفا ابزار متفاوتی برای دیدن همان پدیدهها هستند، برداشتِ جالبی است و قطعا هم قابل احترام است برای من. اما واقعیت این است که لول ۲ و ۳، کالبدشکافیِ دیتایِ لول ۱ هستند. مثل این است که شما یک سیب را از بیرون ببینید و من آن را زیرِ میکروسکوپ لایه به لایه تحلیل کنم. هر دو، سیب را دیدهایم، اما درکِ من از اجزایِ داخلی و نحوهیِ رفتارِ آن عمیقتر است. فرمودید هدف نهایی فهم نقدینگی کاملا حق با شماست، هدف همه فهم نقدینگی است. اما چگونگیِ فهم مسئله اصلی است. اگر من بتوانم نقدینگی را در لحظه و با جزئیات microstructure (مثل حجمِ معاملات در هر سطح و شناسهی اردر) ببینم، درک من از چرخه بازار و نقاط ورودِ بهینه قطعاً شفافتر از کسی خواهد بود که صرفاً به الگوهایِ قیمتیِ گذشته اتکا میکند.بازم میگم واقعا خوشحال شدم که نظرتونو گفتید و مطالب رو کاملا علمی بدون تعصب و با پشتوانه تجربه شخصیتون اراععه دادید .خوشحال مشیم بتونیم بازم باهم در این موارد گفتوگو کنیم
بر اساس سخنان شما پول درآوردن از هر سبکی غیر از چیزی که شما دارین معرفی میکنین عملا غیر ممکن هست و با این منطق امثال پورصمدی که پرایس اکشن کار میکنن همه از دم شیاد و کلاهبردار هستن . من به این فکر میکنم که اکثر افراد در ترید ضرر ده هستن ( اکثرا به خاطر موارد مرتبط با روان ) ولی خب قطعا ستاپ مورد استفاده هم تأثیر داره ، دوست عزیزی که مدعی داشتن ستاپ با وین ۸۴ درصد بودن هم همین حرف رو میزد و میگفت اگر سبک های مرسوم جواب میداد که الان همه سود ده بودن ( با اینکه پکیج فروش بود ولی با این حرفش موافق هستم ) حقیقتا از چیزی که معرفی کردید خوشم اومد چطور میشه دنبالش بود و اصولی یادش گرفت ؟
