آره این فاصله گرفتن مخصوصا بعد از یه دوره برد یا باخت غیرعادی میتونه کمک کننده باشه چون بعد از چندتا سود یا ضرر سنگین ذهن معمولا دیگه مثل حالت عادی به بازار نگاه نمیکنه
بعد از یه باخت سنگین ممکنه دنبال جبران باشی و بعد از یه سود سنگین هم ممکنه اعتماد به نفست بیش از حد بالا بره و هر دو حالت روی اجرای پلن اثر میذارن
به نظرم مهم تر از خود یک هفته دوری اینه که وقتی برمیگردی ببینی تو اون مدت چه چیزی از رفتار و تصمیماتت از حالت نرمال خارج شده بوده
ورزش و سفر خیلی کمک کنندس
فاصله گرفتن موقت از چارت میتونه کمک کنه مخصوصا وقتی بعد از ضرر یا سود زیاد احساسات شدید میشن
بهتره این فاصله گرفتن تبدیل به قانون شخصی و مشخص بشه مثلا وقتی از نظر ذهنی احساس میکنی تصمیماتت داره احساسی میشه چند روز معامله نکنی و بعد با ذهن آرومتر برگردی
بعد از باخت سنگین ذهن ممکنه وارد حالت جبران بشه و باعث افزایش ریسک و معاملات عجولانه بشه بعد از سود سنگین هم اعتماد به نفس بیش از حد میتونه باعث نادیده گرفتن قوانین سیستم بشه
برای همین داشتن قانون مشخص برای توقف و استراحت بعد از شرایط هیجانی میتونه کمک کنه که تصمیم گیری دوباره منطقی و طبق پلن انجام بشه
دقیقا جالبه که هم ضرر سنگین میتونه آدم رو از پلن دور کنه هم سود سنگین بعد از ضرر ذهن دنبال جبران میره و بعد از چندتا سود پشت سر هم ممکنه آدم فکر کنه شرایط رو بهتر از چیزی که هست میفهمه و ریسک بیشتری بگیرهبرای همین به نظرم ثبات رفتاری حتی از نتیجه چند معامله مهم تره چون هم برد هم باخت میتونن باعث تغییر تصمیم های بعدی بشن
دقیقا نکته مهم همینجاست که تاثیر نتیجه فقط روی معامله بعد از ضرر نیست سود هم میتونه آدم رو از حالت عادی خارج کنه وقتی چند معامله پشت سر هم خوب پیش میره ممکنه ناخودآگاه حجم رو بیشتر کنیم یا برای ستاپ هایی که قبلا قبولشون نداشتیم توجیه پیدا کنیم چون احساس میکنیم بازار رو بهتر از قبل میفهمیم
برای همین ثبات رفتاری معیار جالب تری از چند برد یا باخت پشت سر همه چون هدف این نیست که بعد از هر نتیجه ذهن و رفتارمون رو عوض کنیم هدف اینه که چه بعد از یک ضرر سنگین و چه بعد از چند برد خوب همچنان همون قوانین ریسک و اجرای پلن رو حفظ کنیم اینجوری نتیجه هر معامله کمتر میتونه تصمیم معامله بعدی رو تحت تاثیر قرار بده
ثبات رفتاری یعنی نتیجه هر معامله رو از تصمیم بعدی جدا کنیم چون بعد از چند ضرر ممکنه وسوسه بشیم برای جبران ریسک رو بالا ببریم و بعد از چند برد هم ممکنه بیش از حد به تحلیل خودمون اعتماد کنیم و از قوانین فاصله بگیریم در حالی که هیچ کدوم از این دو حالت دلیل منطقی برای تغییر پلن نیستن چیزی که اهمیت داره اینه که در هر دو شرایط کیفیت تصمیم گیری و اجرای ما ثابت بمونه
من فکر میکنم برای سنجش این ثبات بهتره کنار سود و ضرر یک معیار جدا برای پایبندی به قوانین داشته باشیم مثلا بررسی کنیم چند درصد معاملات دقیقا با ریسک تعیین شده انجام شدن و آیا بعد از برد یا باخت تغییری در حجم یا انتخاب ستاپ ها ایجاد کردیم یا نه اینطوری حتی وقتی نتیجه مالی کوتاه مدت مطلوب نیست میتونیم بفهمیم مشکل از عملکرد سیستم بوده یا از رفتار خودمون و بر اساس داده تصمیم بگیریم نه بر اساس حس همون لحظه
دقیقا چون ممکنه یک سیستم از نظر آماری درست عمل کنه اما ما با تغییر حجم یا ورودهای خارج از پلن نتیجه واقعی اون رو خراب کنیم به نظرم ثبت درصد پایبندی به قوانین در کنار سود و ضرر کمک میکنه بفهمیم هر معامله چقدر به اجرای ایده آل نزدیک بوده حتی میشه برای هر معامله یک امتیاز جداگانه در نظر گرفت که مشخص کنه ورود و خروج و ریسک طبق برنامه انجام شده یا نه اینطوری ارزیابی عملکردمون فقط وابسته به نتیجه مالی کوتاه مدت نمیمونه
منم موافقم که باید رفتار معاملاتی رو قابل اندازه گیری کنیم مثلا بررسی کنیم بعد از چند ضرر آیا تعداد معاملاتمون بیشتر شده یا بعد از چند برد با اعتماد به نفس بالا حجم رو تغییر دادیم این الگوها وقتی در ژورنال ثبت بشن خیلی بهتر دیده میشن و میتونیم برای هر کدوم قانون مشخص بذاریم البته بهتره پایبندی به پلن رو از سودآوری سیستم جدا ارزیابی کنیم چون اجرای درست یک معامله لزوما به معنی سودده بودن اون معامله نیست اما در تعداد کافی معامله کمک میکنه بفهمیم مشکل از سیستم بوده یا از نحوه اجرای خودمون
دقیقا ژورنال وقتی ارزش واقعی پیدا میکنه که فقط نتیجه مالی رو ثبت نکنیم بلکه رفتار خودمون رو هم بررسی کنیم مثلا ببینیم بعد از چند ضرر حجم یا تعداد معاملات تغییر کرده یا بعد از چند برد قوانین ورود رو راحت تر گرفتیم این الگوها شاید موقع معامله متوجهشون نشیم ولی وقتی چند هفته یا چند ماه داده جمع بشه خیلی واضح تر دیده میشن و میشه برای هر کدوم قانون مشخص تعریف کرد تا تصمیم های لحظه ای کمتر روی اجرای سیستم اثر بذارن
به نظرم جدا کردن کیفیت اجرا از نتیجه معامله خیلی مهمه چون ممکنه یک معامله کاملا طبق پلن انجام بشه ولی به خاطر ماهیت احتمالاتی بازار با ضرر بسته بشه و از اون طرف یک معامله خارج از قوانین اتفاقی سود بده اگر فقط سود و ضرر رو معیار قرار بدیم ممکنه رفتار اشتباه رو تقویت کنیم بهتره هم درصد پایبندی به پلن رو بسنجیم و هم عملکرد سیستم رو در تعداد کافی معامله بررسی کنیم اینطوری مشخص میشه کجا باید روی انضباط کار کنیم و کجا واقعا نیاز به بازنگری در خود استراتژی داریم
آدم چیزی رو مطالعه میکنه و خودش هم توی عمل نتیجه میگیره طبیعیه که بخواد تجربه اش رو با بقیه به اشتراک بذاره شاید همین مطالب برای یه نفر دیگه هم مفید باشه و کمک کنه دید بهتری نسبت به مسیر معامله گری پیدا کنه
اتفاقا به اشتراک گذاشتن تجربه هایی که خودمون ازشون نتیجه گرفتیم میتونه برای بقیه هم ارزشمند باشه چون هر کسی از یه مسیری به شناخت میرسه و قرار نیست همه تجربه های یکسانی داشته باشن مهم اینه که بتونیم بدون قضاوت و توهین درباره دیدگاه هامون صحبت کنیم و از تجربه های همدیگه استفاده کنیم
دقیقا خیلی از اشتباهات رفتاری همون لحظه برای خودمون قابل تشخیص نیستن مثلا بعد از چندتا ضرر فکر میکنیم فقط داریم یه فرصت دیگه رو امتحان میکنیم در حالی که شاید ناخودآگاه دنبال جبرانیم یا بعد از چند برد بیش از حد به تحلیل خودمون اعتماد میکنیم وقتی این موارد رو توی ژورنال ثبت کنیم بعد از یه مدت میتونیم الگوهای تکراری رو پیدا کنیم و قبل از اینکه دوباره تکرار بشن براشون راهکار داشته باشیم
به نظرم ارزش اصلی ژورنال اینه که کمک میکنه به جای قضاوت کلی درباره خودمون رفتارهای مشخص رو بررسی کنیم مثلا بفهمیم معمولا بعد از چه شرایطی از پلن خارج میشیم و چه چیزی باعث تغییر حجم یا تعداد معاملات میشه بعد میتونیم برای همون موقعیت ها قانون عملی تعریف کنیم مثل توقف بعد از حد ضرر روزانه یا محدود کردن تعداد ستاپ ها اینطوری ژورنال فقط دفتر ثبت معاملات نیست بلکه تبدیل میشه به ابزاری برای اصلاح رفتار و بهتر شدن اجرای سیستم