اکثر تریدرها اینجا یک Order Block کاملا معتبر میبینن و وارد معامله میشن…
اما بازار بدون هیچ واکنش جدی ازش عبور میکنه و استاپها رو جمع میکنه.
جالب اینجاست که چند پیپ پایینتر، یک Order Block و FVJ دیگه وجود داره که قیمت دقیقا از همونجا برمیگرده و حرکت اصلی رو شروع میکنه.
در این چارت:
یک OB کاملا واضح تبدیل شد به Smart Money Trap
و یک FVJ تنها چند پیپ پایین تر شده مبدا حرکت اصلی بازار (full TP)
سوال چالشی برای تریدرهای SMC:
اگر هر دو ناحیه از نظر ظاهری Order Block هستن،
چی تعیین میکنه کدومشون تله نقدینگی باشه و کدومشون اوردربلاک واقعی؟
چرا قیمت از ناحیه نارنجی ما که بخشی از FVJ محسوب میشود باعث حرکت شدید قیمت شده و تا ناحیه مشکی رنگ به ظاهر اوردربلاک معتبری است پولبک نزده ؟!
وچرا زمانی که قیمت حرکت کرده از ناحیه نارنجی به سمت بالا زمانی که به ناحیه سبز که با SMT مشخص شده،رسیده با یک واکنش محدود به راحتی از آن عبور کرده !! ما همین سناریو را در ناحیه قرمز رنگ میبینیم !
به نظرتون تفاوت در کجاست؟
Liquidity که قبلش جمع شده؟
Inducement داخل ساختار؟
FVG و inefficiency؟
یا تایمفریم بالاتر؟
میخوام ببینم چند نفر واقعا منطق پشت حرکت اسمارتمانی رو میفهمن، نه فقط رسم کردن مستطیل روی چارت. خوشحال میشم نظراتتون کامنت کنین برام
درود بر شما . واقعا هم راهی نیست که به شما اطمینان 100 بدهد که قیمت از کجا شروع به حرکت میکنه . در این موردی که شما زدی میتونی از کامفرمیسن استقاده کنی . یعنی به محض ورود قیمت به اولین مکان احتمالی شروع حرکت وارد مارکت نشی . بلکه ابتدا صبر کنی تا یک کامفرمیشن مثلCHOCH lower time frame ببینی و سپس وارد بازار بشی . که البته این مورد هم طبعا باعث ساخته شدن وین ریت 100 نمیشه و شما باید با احتمالات بازی کنی . در نهایت OB اول ممکنه استاپ بزنه و شما دوباره از مکان بعدی وارد بازار میشی . که اگر نسبت RR معامله خوب باشه با یک وین ریت 30 درصدی هم به سود میرسی .
منی که براساس عرضه و تقاضا ترید میکنم همچین ناحیه ایی قابل معامله نیست برام !
وضعیت کندلا قبل از تشکیل ناحیه , میزان حرکت بعد از تشکیل ناحیه ، اصلاح با مونتوم زیاد باعث میشه که قابل معامله نباشه و هدف قیمت احتمالا زدن سقف هستش
البته جایگاه ناحیه در تایم فریم های بالاتر هم پارامتر مهمی هست
به دیلینگ رنج 4 ساعته یورو دقت کنید . قیمت امروز با همه صعودی که تو روزهای قبلی داشته ، هنوز توی دیسکانت دیلینگ رنج 4 ساعتش بوده. تو ناحیه دیسکانت همیشه به دنبال پوزیشن های بای هستیم نه شورت. مگه اینکه دنبال اسکلپ کردن باشید.
اسمارت مانی دنبال اردرای بزرگه جایی که بیگ پلیرا (کله گنده های مارکت) اردر میزارن یا از قبل گذاشتن
قطعا این اردرا که خیلی هم بزرگن توی 10 یا 20 دقیقه پر نمیشن و چند ساعت برای پر شدنشون زمان لازمه که در نهایت خودشونو به شکل اردربلاک نشون میدن چون زمان پر شدن اردراشون طولانیه نمیشه اردربلاک درست حسابی ای در تایم فریمای دقیقه ای پیدا کرد مگر اینکه این اردربلاکای تایم فریمای دقیقه ای در اردربلاک های تایم فریم های میانی (1ساعته به بالا) دیده بشه
این عکس چارت 1 ساعته طلا برای همین امروزه اون محدوده ای هم که میبینی از لگ شماری اومده
من در ماه کلا 5 تا 7 تا پوزیشن میگیرم یعنی در ماه 5 تا 7 بار میام تایم فریم زیر 1 ساعته
جمع بندی:اساس اسمارت مانی در تایم فریم های میانیه و بدون توجه به این تایم فریم ها معامله گرفتن در تایم فریم پایین بی معنیه این به این معنی نیست که اسمارت ماهی هیچوقت تبد یل به نقدینگی نمیشه(خیلی کم پیش میاد که جز نقدینگی بشه) این به این معنیه که 90 درصد تریدرا اسمارت مانی اصول این سبکو رعایت نمیکنن
درمورد تیتر که نوشتی چرا اسمارت مانی کار ها خودشون تبدیل به نقیدنگی میشن(البته بیشتر حرف من جنبه فان دار)
داخل lit این مبحث توضیح داده شده:اسمارت مانی میگه حمایت مقاومت کار ها و خط روند ها نقدینگی هستن
حالا لیت علاوه بر اینکه موارد بالا رو میگه__میگه خود اسمارت مانی کار ها نقدینگی هستن و استپاشون میخوره
حالا اگر استاپ لیت کار ها بخوره چی؟ فردا یه دوره جدید میاد میگه لیت هم نقدینگی هست (:
ولی حالا اینکه میگید 90دردصد تریدهای اسمارت مانی_به نظرم بگیم 90درصد همه ترید ها چرا استاپ میشن؟ که این بحثش جدا حساب میشه
ولی اینکه چرا استاپ میشیم داخل حالا سبک های مشابه که با نقدینگی کار میکنن
یه جمله معروف داخل نقدینگی کار ها البته بیشتر دوره های اسمارت مانی:یا نقدینگی رو تشخص بده یا تبدیل به نقدینگی میشی
دید هرکس به چارت فرق داره_ولی خب من یه ستاپ داشتم یاد میگرفتم که نت پرید شاید این چند نکته دیدم رو بهتر کرد:
به زبان ساده بگم در پیام بعدی
نقدینگی (حتما) باید نزدیک اوردربلاک یا عرضه تقاضا باشه_ بعضا میبینم نقدینگی خیلی فاصله اش تا اوردربلاک زیاده
چیزی که من میگم یه ستاپ هست_نه کل دوره های نقدیگی و اسمارت مانی چون اونا یه سبک هستن و بیشتر بخش های مارکت رو میگن
2.و همچنین مبحث لیکویدیتی سوییپ_
ما یک نقدینگی و اوردربلاک داریم که نزیدک هم هستن
مثلا داخل تایم یک ساعته_قیمت میاد نقیدنگی رو سوییپ میکنه داخل یک ساعته و به اردربلاک هم میخوره_
سریع نمیپریم تایم پایین برای ورود و چاک. صبر میکنیم تا کندل کلوز کنه و سوییپ نقدینگی رخ بده_
وقتی کلوز کرد به شکل سوییپ_ اون موقع میریم تایم پایین تر
کندلی که سوییپ کرد_باید تایم پایین همین کندل سوییپ_ چاک داشته باشه_ نه کندل قبلش یا کندلش بعدش
اینطوری وقتی کندل سوییپ کلوز کرد_اطمینان بیشتری پیدا میکنیم که نقدینگی و اوردر بلاک رو به (احتمال)بیشتری درست پیدا کردیم_(منظور به وین ریت 100 نیست_فقط تاییدیه هست)
1.یک اوردر بلاک و نقدینگی نزیدک هم داریم_ که معلوم نیست ایا درست هستن یا نه
2.یک کندل سوییپ که هم به اوردربلاک بخوره و هم به نقیدینگی_اگر روند نزولی هست_(کلوز حتما زیر نقدینگی باشه
3.وقتی کندل سوییپ کلوز کرد_میریم تایم پایین و این کندل سوییپ در تایم پایین باید چاک یا کیو ام تشکل داده باشه
دیدگاهتون برام قابل احترامه، ولی این دقیقا همون جاییه که تفاوت نگاهها مشخص میشه.
در نگاه عرضه و تقاضای کلاسیک شاید این ناحیه قابل معامله نباشه، اما در مدلهای مبتنی بر Liquidity و SMC خیلی وقتها همین حرکتهای تند و اصلاح با مومنتوم، نشونهی جمعآوری نقدینگی قبل از حرکت اصلی هست.
ضمن اینکه صرفا قدرت اصلاح یا شکل کندلها تعیینکننده نیست
باید دید قبل از ناحیهکدوم سمت بازار نقدینگی گرفته شده و مارکت دنبال پر کردن چه inefficiencyا بوده.
دوست عزیزم ممنون از کامنت شما من سعی کردم این مباحث بدون توضیحات order flow جلو ببرم،ولی خب چون بحث سوویپ هارو کردین چند نکته رو به شما گوش زد کنم ، که نکاتت قابل احترامه، اما مشکل اصلی اینجاست که تمام تحلیلی که گفتی روی چارت خام انجام میشه و کاملا وابسته به ساختار ظاهری کندلهاست.
در مدلهای مبتنی بر جریان سفارشات Order Flow، چیزی که جهت واقعی مارکت رو مشخص میکنهIcebergوجذب سفارش Absorptionوعدم تقارن بین Bid/Askو رفتار واقعی نقدینگی در لول۲ و لول۳هست نه صرفا اینکه یک کندل در تایم بالا سوییپ کلوز کرده یا در تایم پایین چاک دیده شد.
خیلی از این سوییپها و چاکها فقط واکنشهای سطحی هستن که پشتش هیچ جریان واقعی سفارش نیست.
به همین دلیل میبینی خیلی وقتها یک سوییپ و چاک کامل تشکیل میشه… ولی مارکت اصلا برنمیگرده، چون جریان نقدینگی اونجا وجود نداشته.برای همین بحث اصلی من اینه قبل از اینکه به سوییپ و چاک نگاه کنیم، اول باید ببینیم اون ناحیه واقعا liquidity engineering ، imbalance، absorption داشته یا نه.
اگه این سهتا نباشه، هیچ تاییدیهای و سیستمی نه lit، نه QM نه RTMنمیتونه ناحیه رو معتبر کنه.شما به راحتی رو سبک هایی مثل LIT میتونید استاپ بخورید.این خیلی مهمه که چطوری به بازار و با چه ابزار و چه ساختار فکری بهش نگاه میکنید.
ممنون از نظرت امید وارم بد برداشت نشده باشه.شما فرمودین مبحث لیکویدیتی سوییپ ،و مبحث لیکوییدی سویپ در مورده دیتا های مارکته،من برای این به شما توضیح دادم.قطعا من اشتباه متوجه شدم و منظور شما لایه های ابتدایی بود .در مورده احتمالات هم خب اگر فک کنیم اقتصاد با احتمالات جلو میره یکم سطحی نگریه و این که فک کنیم سیستم ما هم 100% تی پی بده اشتباه.کلا احتمال کلمه بسیار گسترده ایه و به نظرم نباید پشتش قایم شد به دلیل کارا نبودن سیستم معاملاتیمون
من همیشه تو این موقعیت بین 2 ناحیه مشکوک اما 100% فقط Scaling In انجام میدم و این روش همیشه مزایاش از میزان ریسک و ضررش بالاتر بوده ، خوبیش اینه که هیچوقت جا نمیمونی و سودش تضمینیه!