سلام رفقا
خیلیها رو میبینم که کل شبانهروز رو بیدار میمونن و منتظرن قیمت به فلان ناحیه یا اوردربلاک برسه تا ترید کنن. اما بذارید یه راز حرفهای رو بهتون بگم:قیمت بدونِ زمان، هیچ ارزشی نداره.
توی دنیای ترید حرفهای ما فقط به این نگاه نمیکنیم که قیمت کجاست، ما به این نگاه میکنیم که چه زمانی به اونجا میرسه
چند تا حقیقت که کسی بهتون نمیگه. بسیاری از نواحی نقدینگی که توی سشن آسیا ساخته میشن، صرفا پنیر توی تله برای سشن لندن و نیویورک هستن. اگه ندونی چرخه دستکاری نقدینگی توی کدوم ساعت سشن شروع میشه، دقیقا همونجایی استاپ میخوری که فکر میکردی بهترین نقطهی وروده. بانکها و مؤسسات بزرگ، اردرهای سنگینشون مثل Iceberg رو توی بازههای زمانی خاصی فعال میکنن. تریدری که دیتای لول ۲ و ۳ رو میبینه، متوجه میشه که نقدینگی در دقیقهی ۳۰ باز شدنِ فلان سشن با دقیقهی ۱ کلا ماهیتش فرق داره.
مارکت مثل نبض میزنه. یه زمانهایی برای Accumulation هست و یه زمانهایی برای Expansion. اکثر تریدرهای ریتیل توی زمان جمعآوری وارد میشن و چون قیمت بازی درمیاره، خسته میشن و با ضرر خارج میشن؛ دقیقا همون لحظهای که پول هوشمند موتور حرکت رو روشن میکنه!
به جای اینکه چشمتون فقط به عددِ قیمت باشه، ساعت مارکت رو یاد بگیرید. ترید موفق یعنی شناسایی نقدینگیِ درست + در ساعتِ درست + دیدنِ تاییدیه در دیتایِ زنده.
اگه فکر میکنید قیمت فقط به خاطر برخورد به یه خط برمیگرده، یعنی هنوز موتور محرک بازار رو نشناختید.
نظرتون چیه؟ تا حالا شده توی یه ناحیهی عالی ترید کنید ولی فقط به خاطر اینکه زود یا دیر وارد شدید، استاپ بخورید؟
سلام.. من در چند تاپیک جواب های شما رو خوندم و متوجه شدم که از سطح بالایی از معلومات در بازارهای مالی برخوردارید و حقیقتا دوست دارم از شما یاد بگیرم…در جای دیگه ای هم بحث زمان و فراکتال های زمانی شده بود که دیگه ادامه دار نشد…تحلیل زمانی برای من سخت شده و درک زمان پیچیده…حرکات قیمت در زمان خطی نیست و همانطور که گفتید پالسی و نبضی است…کندل شماری بحث خطی زمان و تایم فریم شکل ظاهری و فراکتالی زمان و سشن ها ماهیت درونی زمان هست…. یک درهم آمیختگی ایجاد می شه که حتی درک خط روند رو که خطی مایل است که زمان و قیمت رو شامل می شود رو سخت می کند و باید به آن شک کرد و ساده انگارانه خط روند رو نکشید و تحلیل بر پایه آن نگذاشت
خوشحالم از اینکه بحث رو به سطح برداری و بردی. خیلی از تریدرها اصلا به این عمق فکر نمیکنن.اجازه بدین نظرمو جوره دیگه ای بیان کنم
فرض کن قیمت توی یک ناحیه نقدینگی فوقالعاده قوی قرار گرفته. همهی اسیلوترها دارن اشباع خرید یا فروش نشون میدن. کندل پین بار درست کرده یا هر تریگر ورودی که نظرم هست چرا هنوز وارد نمیشم؟
چون هنوز زمانش نرسیده.
توی دیتای لول ۲ و بوکمپ، من دارم نگاه میکنم ببینم
آیا حجم راستهی خریدار واقعاً داره میاد یا فقط چند تا سفارش آیسبرگ لایهها رو پر کرده؟
آیا CVD با قیمت هماهنگ شده یا دیورژانس زده؟
آیا توی تایم اند سیلز، سفارشهای بالای ۵ لات پشت سر هم دارن مییان یا نه؟
تا وقتی اینا سبز نشه، اون قیمت برام ارزشی نداره. حتی اگه توی بهترین اوردربلاک دنیا باشه.این حرف من نیست. این واقعیت دیتای لول ۲ و ۳ است.
امیدوارم اینبار زاویهی دید من رو بهتر گرفته باشی. در هر صورت، خوشحالم که نظرتونو گفتید .
سلام داداش. ممنون از لطفت. ولی بگذار صادقانه بگم من هم روزی دقیقا همین جا گیر کردم جایی که زمان خطی نیست، فراکتالها تداخل میکنند، و دیگر نمیشود فهمید روند واقعا کجاست.نکتهای که تو گفتی درباره کندل شماری در مقابل سشنها و ماهیت درونی زمان ، دقیقاهمان نقطهایه که ۹۰٪ تریدرها را از مسیر حرفهای خارج میکنه.اجازه بده یک نکته کوچک سیستمم رو با شما در میان بزارم در دیتای سطح ۲ و ۳، دیگر نیازی نیست زمان را خطی ببینی.چرا؟ چون توی بوکمپ میبینی که نقدینگی در یک لحظه مشخص مثلا دقیقه ۳۰ باز شدن لندن جمع میشود، نه در یک محدوده زمانی چند ساعته.
توی فوتپرینت میبینی که حجم واقعی در یک ثانیه خاص رد و بدل میشود، نه در کل کندل.توی CVD و دلتامیبینی که تعادل خریدار و فروشنده در یک تایم فریم ثانیهای به هم میخورد.وقتی این ابزارها را داشته باشی، دیگر خط روند به آن شکل سنتی برات بیمعنا میشه . نه اینکه بیارزش باشه، بلکه میبینی که بازار کجا واقعا ایستاده است، بدون اینکه منتظر بمونی خط روند شکسته بشه.پیشنهاد من به شما اینه یک بار تایم فریم ۱ دقیقه را با فوتپرینت و دلتا باز کن.. به جای کندل شماری، به تغییرات ناگهانی در حجم و دلتا نگاه کن.
متوجه میشوی که زمان دیگر یک خط نیست، بلکه مجموعهای از لحظات انفجاری است که بینشان سکوت نسبی حاکم است.باز هم ممنون که اینقدر عمیق نگاه میکنی. کم هستند تریدرهایی که به این مرحله از پرسش میرسند.
بذار دقیقتر بگم. شاید من درست منظورمو نرسوندم.
من هیچوقت نگفتم زمان بر قیمت برتری دارد . گفتمقیمت بدون زمان بیمعناست .حالا به سوال خوبت برسم کی زمانش میرسه؟وقتی که دیتای سطح ۲ و ۳به من بگه.یعنی وقتی ببینمCVD صاف شده.وقتی توی فوتپرینت، ابزورپشن ببینم وقتی توی بوکمپ،یسبرگها دارن لایه دوم رو پر میکنن
وقتی توی تایم اند سلز، یه دفعه چند سفارش بزرگ پشت سر هم بیاد
اینها همان تریگرهای ورود من هستند. نه اینکه بنشینم ببینم قیمت کجا رفت.
پس حرفت را قبول دارم که تا قیمت حرکت نکنه، زمانش نمیرسه اما قیمت میتونه فقط ۱ پیپ حرکت کنه و من این تغییرات رو توی دیتای لول ۲ ببینم. نه اینکه منتظر بمونم قیمت ۲۰ پیپ بره بعد وارد بشم.
خلاصه اینکه نه زمان بر قیمت برتری داردنه قیمت بر زمان بلکه دیتای زنده به من میگوید چه زمانی قیمت آماده حرکت است.
دسترسی به اطلاعات حجم بسیار سخت است و شما از ابزارهای مربوطه استفاده می کنید…اما در چارت خالی بدون ابزار و اندیکاتور شما می بایست مقوله حجم و زمان رو به طریقی متوجه بشوید….یک موضوع دیگر هم هست که من هنوز در جایی ندیدم که درباره اش کسی صحبتی کرده باشه و اون بحث LP ها هست …بروکرها با تامین کننده ای مالی کار می کنند گاهی با یکی گاهی با چند تا بستگی به بروکر داره…حالا این تامین کننده ها هم یه زمان هایی در بازار هستند وقتی تغییر شیفت می دهند هم بازار دچار نوسان غیر معمول می شه که در تایم یک دقیقه اون ها رو بهتر می بینید …فکر کنم جناب نیل فولر می گن که وقتی تیک قیمتی در یک عدد قیمتی بیشتر دیده شود با احتمال بالای ۹۰ درصد بیشترین حجم هم در همان جاست…حالا اجزا رو کنار هم بذاریم پیچیدگی و چرخش حجم در زمان کمتر و واضح تر می شه ….گاهی شما حجم بالای سفارش پودینگ رو می بینید اما این حجم بالا می تونه حذف و کنسل بشه …مثل زمان اخبار خیلی مهم که اکثر اوقات حرکت شدید قیمت به دلیل نقدینگی بالا نیست و به دلیل کنسل شدن سفارشات و نبود سفارش هست….
وقتی صحبت از تحلیل قیمتی میشود باید در کنار آن به تحلیل زمانی هم توجه کرد .
مثلا در یک روند صعودی وقتی ما اصلاح قیمتی داریم باید بررسی کنیم که این روند اصلاح زمانیش کامل کرده یا نه و این به ما کمک میکنه برای ورود مجدد و همچنین خروج به موقع
تحلیل زمانی با فیبوها میشه انجام داد و کلاستر کردن چند فیبو که همزمان اصلاح قیمت و زمان به ما نشون میده
واقعا لذت بردم از خوندن کامنتت. اینجا دیگه بحث نظر نیست. اینجا تجربه واقعی حرف میزنه.حق با شماست . در چارت خالی، تنها راه حدس حجم، سرعت حرکت قیمت و اندازه کندل هاست.کندل بلند بدون شدو یعنی حجم بالا. کندل کوتاه با شدو بلند یعنی حجم پایین. اما این فقط یک تخمین است. به همین دلیل من بدون فوتپرینت و بوکمپ، وارد معامله نمیشوم. درباره LPها و تغییر شیفت دقیقاً به نقطهای زدی که ۹۹٪ تریدرها حتی اسمش را هم نشنیدهاند.
بله، تغییر شیفت LPها معمولا در اوایل سشن لندن و اوایل سشن نیویورک ایجاد نوسانات کاذب میکند. توی تایم فریم ۱ دقیقه، میبینی که قیمت ناگهان ۵-۱۰ پیپ میپرد، ولی توی فوتپرینت حجم خاصی نمیبینی. این یعنی نقدینگی حذف شده، نه حجم واقعی آمده .درباره حرف نیل فولر بله، اصولاتیک قیمتی که بیشتر تکرار میشود، معمولا همان POC والیوم پروفایل است. اما در دیتای لول ۲، من میتوانم ببینم که آیا آن تیک قیمت توسط سفارشات واقعی پشتیبانی میشود یا فقط نویز الگوریتمی است درباره کنسل شدن سفارشات در زمان اخبار
این مهمترین بخش حرفت بود.بله. خیلی از تریدرها فکر میکنند حرکت شدید قیمت در خبر یعنی حجم عظیم خرید یا فروش. اما در بوکمپ میبینی که سفارشات لایه دوم و سوم ناگهان حذف میشوند و قیمت در خلا حرکت میکند. به این میگویندLiquidity Void یا Ghost Move .بهترین کاری که من در این شرایط میکنم وتجربه کردم اینه که تا ۲ دقیقه بعد از خبر هیچ معاملهای نمیکنم
منتظر میمونم تا بوکمپ دوباره لایههای سفارش را پر کند
بعد اولین اصلاح را روی همان ناحیه خالی که الان پر شده معامله میکنم.
باید به این درک رسید که قیمت رو سفارشات باز در لحظه حرکت میدن نه پندینگ اوردرها …پس شاید یکی بگه پندینگ ها چه کارایی دارند…من که بر روی چارت خالی کار می کنم زمان تغییر شیفت ها رو مطابق نظر شما به صورت تجربی متوجه شده ام و البته نوسان بی دلیل اسپرد در یک سری از تایم ها که بازار نقدینگی کمی دارد و رنج هست هم یک نشانه دیگری هست که بر اساس تجربه در زمان های مختلف بازار به اونها می رسید…چرا اسپرد البته در حسابهای اسپرد متغیر در زمان هایی شدید کم و زیاد می شود…در هر صورت این تغییرات در بازار درست است که تکانه ایجاد می کند اما تکرار پذیر هم هستند و می شود ردپای حرکات رو دید
کاملا درست میفرمایید که تحلیل زمانی میتونه کیفیت ورود و خروج رو بالا ببره و ابزارهایی مثل فیبوی زمانی یا کلاسترها برای خیلی از تریدرها کاربردی بوده. نکتهای که من در این تاپیک روش تأکید کردم، اینه که زمان صرفاً یک عدد یا نسبت فیبویی نیست، بلکه بستر فعال شدن نقدینگی و اجرای سفارشهاست.
وقتی از زمان صحبت میکنیم، منظور فقط تکمیل شدن اصلاح زمانی روی چارت نیست؛ منظور اینه که آیا بازار وارد فاز مناسب از چرخهی خودش شده یا نه.
فیبوی زمانی و کلاسترها میتونن کمک کنن، اما از دید من تا وقتی با ساختار سشنها، تغییر ماهیت نقدینگی در طول ساعتهای مختلف بازار و نشانههای زندهی Order Flow همراستا نشن، بیشتر نقش راهنما دارن تا تریگر. به زبان ساده، زمان به ما میگه کی بازار مستعد حرکته، ولی اینکه واقعا حرکت شکل بگیره یا نه، به فعال شدن نقدینگی و رفتار سفارشها در همون بازه زمانی بستگی داره.
در مورد فیبوناچی هم، چه قیمتی چه زمانی، باید اینو بگم که فیب دلیل حرکت بازار نیستدرست مثل اندیکاتورها فقط ابزار توصیفیه. بازار به خاطر ۰٫۶۱۸ یا تکمیل فیبوی زمانی حرکت نمیکنه، واکنشها زمانی شکل میگیرن که نقدینگی و Order Flowدر اون ناحیه و در زمان مناسب فعال بشه. فیبو فقط ناحیهی بالقوهی نقدینگی رو هایلایت میکنه، نه موتور حرکت رو.
اگر فیبو رو کنار ساختار سشنها، رفتار قیمت و تاییدیهی زنده ببینید، نه بهعنوان علت حرکت، سبکتون قطعا یک لول حرفهایتر میشه؛این نفی ابزار نیست، ارتقای نگاه تحلیلیه😉
درسته که مارکت فرکتاله، اما فرکتال بودن به این معنی نیست که زمان و کیفیت نقدینگی بیاهمیته. فرکتال فقط میگه الگوها در تایمفریمهای مختلف تکرار میشن، نه اینکه چرخهی نقدینگی، سشنها و زمان اجرای سفارشها هم یکسان عمل کنن.اگر بازار صرفا با منطق فرکتال جلو میرفت، تفاوتی بین آسیا، لندن و نیویورک وجود نداشت و عمق بازار در همهی ساعتها یکی بود؛ در حالی که نیست. آنچه واکنش میسازه، Order Flow و نقدینگی فعاله در یک بازهی زمانی مشخصه، نه شباهت ظاهری الگوها.
فرکتال یک خاصیت بازاره، نه توجیهی برای نادیده گرفتن زمان. ترکیب فرکتال با زمان سشنها و رفتار نقدینگی، سبک رو ارتقا میده تکیهی صرف بهش معمولا همونجایی درد میگیره که بازار تصمیم میگیره همون الگو این بار جواب نده
تحلیل زمانی کمی پیچیده و سخت است …ابزار تحلیلی می تواند به شما کمک کند ..اما وقتی فقط با ابزاری مثل فیبوناچی و غیره تحلیل می کنید ناخودآگاه ذهنتون بسته می شه ….شما باید چارت رو در زمان های مختلف و به صورت منظم مشاهده خام کنید تا ذهنتون باز بشه….این استمرار و مشاهده شما رو با تجربه می کنه ….
سلام، ممنون از دیدگاهتون و تجربهای که به اشتراک گذاشتید. کاملا موافقم که تحلیل زمانی ذاتا پیچیدهست و اگر کسی صرفا به یک ابزار خاص بچسبه، خیلی راحت ممکنه دچار محدودیت ذهنی بشه. مشاهدهی خام و منظم چارت در زمانهای مختلف، بدون شک یکی از پایههای اصلی شکلگیری تجربه و درک عمیقتر از رفتار بازاره. مشکل معمولاً از جایی شروع میشه که ابزار، هدف تحلیل میشه نه وسیلهی تحلیل.در عمل، ما ابزارها رو نه بهعنوان دلیل حرکت بازار، بلکه بهعنوان فیلتر برای شناسایی نواحی بالقوهی مهم استفاده میکنیم. اینکه در اون ناحیه و در اون زمان، بازار واقعا واکنش نشون بده یا نه، فقط با مشاهدهی مستقیم رفتار قیمت، حجم و جریان سفارش مشخص میشه دقیقا همون چیزی که شما به درستی روش تاکید کردید. نکتهی مهم اما اینجاست که مشاهدهی خام بهتنهایی تحلیل نیست؛ بلکه مادهی اولیهی تحلیله. نکتهی مهم اما اینجاست که مشاهدهی خام بهتنهایی تحلیل نیست بلکه مادهی اولیهی تحلیله.پس نه نفی ابزار ما رو حرفهای میکنه، نه وابستگی کورکورانه بهشون. حرفهای شدن معمولا جایی اتفاق میافته که ابزار سر جاشه و مشاهده هم سر جاش هر کدوم بیش از حد بزرگ بشه، نتیجهاش اغلب چیزی جز توهم قطعیت نیست.
باز هم ممنون از مشارکتتون چنین بحثهایی دقیقا همون چیزیه که کیفیت نگاه به بازار رو بالاتر میبره.