زنده باشید. ممنونم:rose:![]()
داخل رنچ کف بالاتر زده و احتمالا سقف رنج رو بشکونه
تسویه آخر هفته نه آخر ماه . خوب جهت اطلاع این موضوع رو تو اینترنت سرچ کنید .
حالا در داخل رنج اگر نشانه هایی ببینید مبنی بر پیروزی یه گروه این میشه تحلیل شما و دیدگاه شما که باید با تاییدیه سبک معاملاتیتون وورود کنید یا منتظر باشید ستاپ مورد علاقه شما شکل بگیره
با کمال احترام به جناب فرقانی عزیز ، بنده این مسائل رو قبول ندارم ، یعنی با توجه به کتاب ها و دیدگاه بزرگترین تریدر های تاریخ من همچین سخنی در داخل کتب معتبر ندیدم
چند جمله مینویسم که خلاصه ای از چند کتاب معتبر هست امید ک به درد بخوره، در کتاب شیوه لاکپشت ها به چند نفر که هیچ سابقه ای در ترید ندارن و ره گذر کنار خیابون هستن چند حساب معاملاتی میدن و یه استراتژی و چند قانون سخت ، اون افراد فقط استراتژی رو پیاده کردن و بعد مدتی حساب های خودشون رو چند برابر رشد دادن که نشون میده برای معامله گر شدن نیاز به هوش بالا و دانش زیاد نیس
فرمایش شما را قبول دارم . من هم اعتقادی به مارکت میکر ندارم ولی تسویه حساب بانکها موضوع دیگه ای هست . این مثال را د رنظر بگیرید : شرکت مرسدس بنز در آلمان محصولات را به یورو تولید و در آمریکا به دلار میفروشد و شرکت اپل محصولات خود رو در آمریکا به دلار تولید و در آلمان به یورو میفروشد . هر دو شرکت نیاز دارند تا درآمدهای خود را به کشور خودشان منتقل کنند . بانکها این کار را در پایان هفته تسویه میکنند و به جهت حجم بالای تسویه حسابها شما شاهد نوسانان شدید هستید . همین نوسانات امروز شاهدی بر این مدعاست .
در کتاب جادوگران بازار نوین بیل لیپ شوتز که تریدر اعظم بانک سالمون هست میگه من چند صد هزار لات معامله باز میکردم و اگه معامله من در جهت روند ادامه میداشت تا یک میلیون لات به معامله خودم اضافه میکردم ، وقتی یه تریدر بانک با یک میلیون لات وارد معامله میشه و میگه تازه صبر میکردم ببینم معامله من در جهت روند هست یا نه ، این نشون میده بانک ها خیلی هم کنترلی بر بازار ندارن
ببخشید این عداد فکر کنم اشتباه هست 1 میلیون لات میدونید چقد میشه!فکر کنم منظورش 10 لات که میشه 1میلیون دلار هست،البته اگه مگر برا بانک باشه شاید
حرف شما درسته تسویه بانک ها هست برای تایم های پایینه بانک نمیاد توی 1 دقیقه نقدینگی جمع کنه یا استاپ هانت کنه
بیشتر تریدر های بزرگ و موفق تایم بالا ترید میکنند اونا نتایج شون رو سالانه بررسی میکنن
نه عزیزم تریدر بانک بودن ایشون با سرمایه چند صدمیلیون دلاری ترید میکردن ، اگه کتاب جادوگران بازار نوین رو مطالعه کنید واقعا دیدگاهتون نسبت به بازار عوض میشه، در اون کتاب بزرگترین تریدر های بانک و موسسات مالی صحبت میکنن، چون سرمایه چندصدمیلیون دلاری زیر دستشون بوده مدیریت ریسک اجازه باز کردن معامله در حد چندصدهزار لات رو میداده
دوستان به نظرتون الان کدوم سمت قویتره، فروشنده ها یا بایرها؟
مشخصا فروشنده ها قوی تر بودن ولی به نظرم قیمت دنبال یه خبریه
من منطقم میگه تو اینجا، بار اول یکبار تو یک کندل ریخت، بعد حمایت شد.
دوباره تو سه کندل ریخت، بازم حمایت شد و بایرها سریعتر قیمت رو اوردن بالا و تعداد کندل های منفی هم کمتر شده
الان که شده بار سوم، تعداد کندل ها شده 4 و به نظرم باید بیشتر تمایل به بالا رفتن باشه ولی خب اصلا انگار بایرها هم کاری نمیکنن
لطف داری شما ![]()
![]()
![]()
شاید این تصویر سازی به درک بهتر رابطهٔ تحلیل نموداری (technical) و ذاتی (fundamental) کمک کند. اقیانوسی رو در نظر بگیرید (بازار) که یه عده ماهی ریز (سرمایههای کوچک retail traders- با احترام به همهٔ دوستان، که خودم هم جزوشون هستم) در عمق چند متری اون زندگی میکنن. هر چقدر تو این اقیانوس پایینتر بریم (افزایش سرمایه) ماهیهای بزرگتری زندگی میکنند، از کوسهها شروع میشه تا نهنگها (سرمایههای بزرگ) و اَبَرماهیها (حکومتها و سازمانهای زیردستشون- مثلا دولت آمریکا، فدرال رزرو و کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا SEC) که نزدیک کف هستند. ماهیهای ریز غذای کوسهها و نهنگها هستند (جمعکردن نقدینگی) که باعث میشه اونا هر از گاهی به سطح آب بیان برای غذا پیدا کردن. اَبَر ماهیها ( و زیر دستهاشون) موظف حفظ اکوسیستمهای محلی (کشورها، اتحادهای منطقهای و غیره) توی دریا هستن و مواظبن هم نهنگها به اندازه غذا بخورن هم نسل ماهی ریزها ور نیفته.
تو کف اقیانوس و عمق زیاد جریانهای بزرگ و تعیین کننده، زلزلهها و آتشفشانهایی (سیاستهای پولی و مالی حکومتها، تنشهای ژئو پلتیک، تغییر و تحول دولتها و تصمیمگیران کلیدی در حکومت، ناآرامیهای داخلی کشورها و ….) اتفاق مییفته که بعضی وقتا تو سطح آب برای ماهی ریزها میشه موج و گاهی طوفان. بعضی وقتا هم تند میشه و خونهشون رو ویرون میکنه.یه وقتایی هم نهنگها و کوسهها برای غذا میان به سطح آب که اومدن اونها هم تا وقتی به سطح آب نرسیدن برای بالاییها لرزش و خیزابهایی میشه که چراییش رو نمیدونن. ولی سعی میکنن با پیدا کردن الگوی اتفاق افتادنشون خودشون رو سازگار کنن (تحلیل فنی/نموداری). چند تا ماهی بزرگتر که چند وقتی با نهنگها بودن (طراحای استراتژی مثل هادلستون و دکتر جعفریان) و یه چیزایی دیدن به بالایی خبر دادن که پایین یه خبریایی هست و یه سیستم هشدار اختراع کردن (استراتژیها) که ماهی ریزا جای این که خورده بشن پشت نهنگها شنا کنن و یه غذایی هم این وسط گیرشون بیاد. البته اونا ،شاید با قدری سادهسازی، فقط از نهنگها گفتن و اَبَرماهیها و زلزلهها و آتشفشانها و امثال اون رو نیاوردن. شکی نیست که این کاشفها کار بسیار با ارزش و قابل تقدیری انجام دادن و کلی اونهایی رو که در سطح هستند رو جلو میاندازند. شخصا از همهشون بینهایت سپاسگزارم.
این وسط اونایی که اقیانوس و اکوسیستمهاش روی میشناسن (تحلیل ذاتی)یه دوربین گذاشتن تو عمق - بسته به دانش و تجربهشون تا جای ممکن پایین- که از پایین تا بالا رو میبینه و نه فقط الگوها ی سطح و کمی پایینتر که ریشهها و چراها رو نشون میده. این نفی دانش سطح و ماهی ریزا نیست - نشون دادن تصویر بزرگتر (big picture) و چرایی اون الگوهای سطحه و این که الگوهای سطح کی و کجا - و چرا- جواب میدن، چه سادهسازیهایی کردن و کجا جواب نمیدن. تحلیل ذاتی عمقه ولی سطح رو هم نشون میده و توضیح میده. ماهی ریزها هم به تجربه فهمیدن که برای تحلیل سطح حتما باید جریانهای و اتفاقهای پایینتر رو هم بشناسن ( تحلیل چند سطحی- تشخیص روند در تایم بالا و معامله در سطح پایین، که تقریبا یه اصل جا افتاده است. البته باز هم فقط چگونگیه و با چرا در عالم واقعی کار نداره). ولی اگه ماهیریزها بتونن دانش سطح و شناسایی الگوشون رو با دانش عمقی و چرا گونهٔ اقیانوسشناسها (تحلیل ذاتی) ترکیب کنن، درکشون خیلی عمیقتر میشه و به احتمال زیاد نتیجهٔ بهتری میگیرن.
ولی واقعا ماهییای سطح احتیاج به دانش و تصویر عمقی دارن؟ یا همون الگوهاشون جواب میده و دیدن عمق فقط وقتی لازمه که به عمق بریم (معاملههای بزرگ و بلند مدت swing، ماهانه، غیره) ؟ اصلا دیدن عمق به درد سطح میخوره؟ چون تصویر اونایی که از عمق و نشانههاش گفتن (استراتژیها) اقیانوس و کفش رو ساده کرده و یه چیزایی رو حذف کرده ، همیشه احتمالش هست که یه جاهایی جواب نده (اتفاقهای ناگهانی، جریانهای عمقی که دیر فهمیده میشن و تغییرشون، تنشهای ژئوپلتیک،…). از اون طرف نهنگها هم بیشتر و بیشتر میخوان و ترفندهای سطح نشینها رو یاد میگیرن و بَدلش رو میزنن (تدوین روشها و استراتژیهای جدید از طرف سرمایههای بزرگ برای فریب استراتژیها). اما چون تصویر اقیانوسشناسها کاملتره، به نسبت دانش و مهارتشون، این کار رو با اقیانوس شناسها نمیتونن بکنن. البته اقیانوسشناسها (تحلیلگران بازار ) هم سطحها و دسترسیهای مختلف دارن. از اقتصاددانهای دانشگاهی گرفته تا کارشناسان و مسئولین دولتی با دسترسی به آمارهای محرمانه و تحلیلگرهای مالی حرفهای که در خدمت نهادها و موسسههای خصوصی هستند. شاید بهترین کاری که معاملهگرهای خرد میتونن بکنن، در عین افزایش مدام دانش بنیادیشون، اینه که با خوندن و جمعبندی تحلیلهای اونها و تحلیلهای خودشون به نتیجه برسن. این کار بالقوه میتونه شانس موفقیت در معامله رو بالا ببره.
فکر میکنم منظورم رو رسوندم. تو پست بعدی یک مثال عملی از استفاده تحلیل بنیادی/ذاتی برای معامله در تایم فریم پایین میدم.
==============================================
پینوشت: در عمل تقویمهای اقتصادی کار تحلیل بنیادی را تا میزان زیادی برای معاملهگرهایی که فقط دنبال نحوهٔ عمل در زمان رویدادهای اونها هستند (news trading) ساده کردند. تقریبا هر تقویم اقتصادی که من دیدم با کلیک روی هر رویداد داخلش توضیحی رو مییاره که در حد چند خط توضیح میده معنی نماد چیه و از اون مهمتر بالا یا پایین رفتنش چه تاثیری روی قدرت دلار میذاره (برای نمادهایی مثل طلا که طرف دومشون دلاره). بعد از اعلام خبر بر اساس این راهنمایی تقویم اقتصادی میشه انتظار داشت دلار بالا یا پایین بره که در نتیجهش در جهت عکس روی طلا فشار مییاره. بالا پایین رفتن ارزش دلار رو هم میشه از روی شاخص دلار dxy دید. مثال زیر از تقویم ForexFactory فارسیه.
1500 کاراکتر و تصویر




