دقیقاً، به نظرم ترید هم مثل هر مهارت دیگهایه؛ میشه از تجربه بقیه خیلی چیزها یاد گرفت، ولی در نهایت این خود آدمه که باید ساعتها پای چارت بشینه، اشتباه کنه، ضرر کنه و کمکم به درک شخصی از بازار برسه.
به نظرم استاد خوب کسیه که بتونه دانش رو تبدیل به مهارت کنه و مهمتر از اون هنرجو رو به جایی برسونه که وابسته به استاد نمونه و خودش بتونه سیستمش رو بسازه تست کنه و آمار بگیره
وصرفن با آموزش شما به سود نمی رسید باید حتمن توانایی اجرای آموزش رو به دست بیارید که چند سال طول میکشه البته شاید نه برای همه من خودم طول کشید اجرای قوانین و بسته به هوش داره و درک درک خود من خیلی کم هست و دیر متوجه میشم و طولانی شد قضیه و الانم در تلاشم
وقتی آموزش چند نفر رو واقعا دیدی و با سبک و نگاهشون آشنا شدی طبیعیه که بیشتر بهشون اعتماد داشته باشی مخصوصا وقتی صرفا اسمشون رو نشنیدی و خودت آموزش هاشون رو بررسی کردی مهم اینه در نهایت چیزایی که ازشون یاد میگیری رو با ژورنال و تجربه و نتایج خودت بسنجی و ببینی کدوم بخش ها واقعا با سبک معامله گری خودت جور درمیاد نه اینکه صرفا چون یه مدرس گفته حتما همون رو اجرا کنی
آموزش به تنهایی قرار نیست آدم رو سودده کنه چون دونستن یه قانون با اینکه بتونی همون قانون رو وسط بازار و زیر فشار واقعی اجرا کنی خیلی فرق داره ممکنه یه نفر یه مطلب رو سریع بگیره و یکی دیگه زمان بیشتری لازم داشته باشه
لزوما به معنی کم بودن توانایی نیست خیلی وقتا تکرار و تجربه و اشتباه کردن باعث میشه اون چیزی که یاد گرفتی کم کم تبدیل به عادت بشه و اجرای قوانین برات طبیعی تر بشه مهم اینه که خودت داری ادامه میدی و هنوز روی اجرای قوانین کار میکنی همین استمرار خیلی ارزشمنده
۹۰درصد آموزش رو مارکت بهتون میده که بهش اشاره نکردم اگه اون قوانین رو رعایت نکنید مخصوص مدیریت سرمایه و اجرای سیستم به صورت دروست و تعداد معامله های کنترل شده هیچ وقت نمیتونید از مارکت یاد بگیرین آموزش یه پایه واسه گمراه نشدن هست مثل دوچرخه سواری که قبل اینکه سوار بشی یکی میگه این ترمزه و آین پایه ولی اون طبیعت سواری رو باید خودت یادبگیری و عملن استادی وجود نداره
و اینم بگم من صبح زود عکس میگیرم و معامله ها رو میفرستم توضیح میدم چه استاپ چه تیپی شاید اونایی که تازه شروع کردن بفهمن استاپ جزئ از بازار هست و بفهمن چجوری باید ترید کنن وگرنه هیچ سودی نداره برا من غیر اینکه حجم اینترنت رو هدر میدم حتا ضرر هم میکنم سر این
تشبیه دوچرخه سواری به نظرم نکته خوبی داره چون آموزش میتونه اصول اولیه و مسیر کلی رو نشون بده ولی بخش زیادی از مهارت واقعا با تجربه کردن و بازخورد گرفتن شکل میگیره البته برای اینکه بازار تبدیل به معلم مفیدی بشه باید شرایط یادگیری هم کنترل شده باشه وگرنه ضررهای بزرگ بیشتر از اینکه چیزی یاد بدن فقط سرمایه و اعتماد به نفس رو از بین میبرن
برای همین مدیریت سرمایه و اجرای درست سیستم به نظرم فقط بخشی از نتیجه نهایی نیست بلکه خود ابزار یادگیریه وقتی ریسک هر معامله مشخص باشه تعداد معاملات کنترل بشه و نتایج ثبت بشن بعد از تعداد کافی معامله میشه فهمید کجا تحلیل اشتباه بوده کجا اجرای سیستم مشکل داشته و کجا شرایط بازار متفاوت بوده در این حالت تجربه شخصی واقعا تبدیل به داده میشه و آموزش اولیه هم کمک میکنه این مسیر با آزمون و خطای کور پیش نره
برای همین مدیریت سرمایه و اجرای درست سیستم به نظرم فقط بخشی از نتیجه نهایی نیست بلکه خود ابزار یادگیریه وقتی ریسک هر معامله مشخص باشه تعداد معاملات کنترل بشه و نتایج ثبت بشن بعد از تعداد کافی معامله میشه فهمید کجا تحلیل اشتباه بوده کجا اجرای سیستم مشکل داشته و کجا شرایط بازار متفاوت بوده در این حالت تجربه شخصی واقعا تبدیل به داده میشه و آموزش اولیه هم کمک میکنه این مسیر با آزمون و خطای کور پیش نره
به نظرم آموزش اولیه هم دقیقا همینجا ارزش خودش رو نشون میده چون قرار نیست همه چیز رو از صفر و با هزینه آزمون و خطا یاد بگیری ولی بعد از اون تجربه شخصی باید تبدیل به داده بشه یعنی هر چیزی که یاد میگیری با اجرای واقعی و ثبت نتایج محک بخوره اینطوری کم کم یک شناخت شخصی از سیستم خودت پیدا میکنی که خیلی کاربردی تر از صرفا حفظ کردن یک سری قواعد آماده است