اعترافات یک تریدر فصل اول | توهم | فکر می‌کردم ترید یعنی پولدار شدن

من با فکر پولدار شدن وارد ترید شدم.

فکر می‌کردم اگر تحلیل بلد باشم، چندتا الگو یاد بگیرم و نقطه ورود خوبی پیدا کنم، بازار هر ماه بهم پول میده.

اولین سودها هم دقیقاً همین باور رو قوی‌تر کرد.

چند معامله پشت سر هم بردم و با خودم گفتم:
«فهمیدمش…»

اما چیزی که نمی‌فهمیدم این بود که بازار هنوز منو امتحان نکرده بود.

اولین ضرر که آمد، همه‌چیز تغییر کرد.

دیگه دنبال تحلیل بهتر نبودم؛
دنبال راهی بودم که ضررم رو پس بگیرم.

همون‌جا فهمیدم مشکل ترید فقط پیدا کردن نقطه ورود نیست.

گاهی بزرگ‌ترین دشمن تریدر، چیزی نیست که روی چارت می‌بینه…

چیزی‌ـه که داخل ذهن خودش می‌گذره.

و این تازه شروع داستان منه.

حالا تو بگو:

اولین چیزی که بعد از ورود به ترید فهمیدی با چیزی که فکر می‌کردی فرق داره چی بود؟

هی روزگار چه آرزوها که نداشتیم

اون اوایل که اومدم توی دمو ترید می‌زدم و یه مدتی بسیار خوب رشدش دادم، همش این توی ذهنم میومد که سیستم معاملاتی ام چقدر عالی جواب میده، از این به بعد باید سرمایه واقعی بیارم توی بازار، همون موقع ۶۰ دلار ریل شارژ کردم، هدفو گذاشتم که ۱۰۰ درصد رشدش بدم ظرف یه هفته و بعد برداشت بزنم، ۹۰ درصد طی چهار روز اول بردم بالا، روز بعدش روی nzdjpy خرید باز کردم که ده دلار دیگه بگیرم و با افتخار به همه نشون بدم،،، یادمه اومد پایین، و من حد ضرر رو آوردم پایینتر، هی قیمت میومد پایین، و منم حدضررم رو می‌وردم پایینتر،،، بعدش گفتم دیگه اگه بخواد کل بالانس و سودم رو از بین ببره، باید ۱۰۰ پیپ بیاد پایینتر، که محال ممکنه اینقدر پایین بیاد، این آخرش می‌ره بالا، فقط چند ساعت طول کشید این خیال باطلم به واقعیت تبدیل بشه، بله اولین بار اونجا کال شدم، و بعد این داستان کال شدن و ضرر کردن چندین سال ادامه پیدا کرد، و فهمیدم فارکس گاو صندوق طلایی نبود، و با واقعیت بازار و درون خودم بعداً بیشتر آشنا شدم …

این دقیقا یکی از خطرناک ترین جاهای شروع ترید رو نشون میده

وقتی چند روز پشت سر هم سود میکنی ذهنت به جای اینکه بگه سیستمم هنوز باید در تعداد زیادی معامله اثبات بشه میگه پس من بازار رو فهمیدم و میتونم سرمایه رو چند برابر کنمبعد اولین ضرر جدی که میاد به جای اینکه بپذیری معامله اشتباه بوده

استاپ رو جابه جا میکنی و کم کم تحلیل جای خودش رو به امید و انکار میده به نظرم اون ۹۰ درصد سودی که تو چهار روز گرفتی از خود کال شدن خطرناک تر بود چون همون سود باعث شد فکر کنی دیگه بازار رو شکست دادی

تجربه واقعی ترید دقیقا از جایی شروع میشه که بفهمی بازار قرار نیست به باور تو اهمیت بده و هر معامله فقط یک احتماله نه چیزی که باید حتما درست از آب دربیاد

بنده به شخصه اعتراف میکنم استاپ جابجا کردن جلوی موفقیت و میگیره

استاپ رو قبل ورود بر اساس ساختار مشخص میکنی ولی وقتی قیمت نزدیکش میشه یهو شروع میکنی برای موندن توی معامله دلیل پیدا کردن و استاپ رو عقب میبری

به نظرم استاپ خوردن خیلی بهتر از اینه که یه ضرر مشخص رو تبدیل به یه ضرر بزرگ و کنترل نشده کنی چون اونجا دیگه مشکل تحلیل نیست مشکل قبول نکردن اشتباهه

از این اعترافات اگه من بخوام انجام بدم یه کتاب میشه

ین داستان دقیقا نشون میده دمو و ریل چقدر میتونن دو دنیای متفاوت باشن تو دمو وقتی معامله خلاف جهت میره راحت تر صبر میکنی چون چیزی واقعا در خطر نیست ولی تو ریل وقتی پای پول وسط میاد تازه مشخص میشه واقعا چقدر به قوانینت پایبندی

ه نظرم اون ۶۰ دلار شاید از خیلی از دوره ها درس مهم تری داده اینکه سودهای قبلی هیچ تضمینی برای معامله بعدی نیستن و یه معامله بد با مدیریت اشتباه میتونه کل زحمات چند روز رو از بین ببره تقریبا خیلی ها یه نسخه از این داستان رو تجربه کردن فقط مبلغ و شکلش فرق داشته

به نظرم خیلیامون دقیقا با همین تصور وارد شدیم که اگه تحلیل بلد باشیم پول درآوردن دیگه کار سختی نیست

منم بعدا فهمیدم سخت ترین قسمت ترید پیدا کردن نقطه ورود نیست بلکه اینه که وقتی شرایط برخلاف انتظارت پیش میره بتونی همون آدمی بمونی که طبق پلنش تصمیم میگیره نه کسی که میخواد ضررش رو سریع جبران کنه

اونجاست که تازه میفهمی بازار بیشتر از اینکه تحلیل آدم رو امتحان کنه خود آدم رو امتحان میکنه

دقیقا اوایل مسیر آدم فکر میکنه اگه تحلیل رو خوب یاد بگیره بخش اصلی کار حل شده ولی وقتی وارد معامله واقعی میشی تازه تفاوت بین دونستن و اجرا کردن خودش رو نشون میده

برای منم قسمت سخت تر همون لحظه ایه که معامله خلاف انتظار پیش میره چون اونجا دیگه بحث پیدا کردن نقطه ورود نیست و بیشتر مشخص میشه چقدر میتونی به همون تصمیمی که قبل از ورود گرفتی پایبند بمونی

خیلی وقتا میل به جبران سریع ضرر باعث میشه آدم از همون پلنی که خودش قبولش داشته فاصله بگیره

مطلب خیلی خوبی نوشتید :heart: :joy:

به نظرم خیلیامون دقیقا با همین تصور وارد شدیم که اگه تحلیل بلد باشیم پول درآوردن دیگه کار سختی نیست

منم بعدا فهمیدم سخت ترین قسمت ترید پیدا کردن نقطه ورود نیست بلکه اینه که وقتی شرایط برخلاف انتظارت پیش میره بتونی همون آدمی بمونی که طبق پلنش تصمیم میگیره نه کسی که میخواد ضررش رو سریع جبران کنه

به نظرم یکی از مهمترین مهارت ها همین توانایی جدا کردن معامله فعلی از ضرر قبلیه چون وقتی ذهن دنبال جبران سریع باشه حتی یک ستاپ معمولی هم میتونه تبدیل به ورود اضافه و ریسک غیرضروری بشه اگر تریدر بتونه بعد از ضرر هم همون حجم و قوانین قبلی رو حفظ کنه کم کم نتیجه هر معامله از تصمیم بعدی جدا میشه و اینجاست که نظم واقعا خودش رو نشون میده