تریدر شدن مسیری نیست که با باز کردن اولین معامله شروع شود. مسیری است که با اولین مواجههی واقعی با خودت آغاز میشود. و این مواجهه از هر چیز دیگری سختتر است.
چارت خنثی است. هیچ احساسی ندارد. این تویی که طرحوارههای کودکیات را روی کندلها فرافکنی میکنی. وقتی پشت سر هم میبازی، الزاماً استراتژیات خراب نیست. شاید داری الگوی «من به اندازهی کافی خوب نیستم» را در ضررها بازآفرینی میکنی. ذهن ناهشیار برای حفظ هویت آشنا، حتی اگر آن هویت دردناک باشد، هر کاری میکند.
پس تکلیف چیست؟ رصد بیرحمانهی خود. باید بفهمی در لحظهی ورود، در لحظهی خروج، در لحظهی نظارهگری سودِ در حال کاهش، دقیقاً چه چیزی در بدنت رخ میدهد. انقباض دیافراگم یعنی ترس. گرمای گردن یعنی هیجان مهارنشده. تنفس سطحی یعنی داری از منطق فاصله میگیری. اینها دشمنان تو نیستند، نشانههای تو هستند.
فرایند تخیلی ذهنت را جدی بگیر. پیش از باز کردن معامله، نه فقط سود، که احساس قدرت و شایستگی پس از سود را هم در ذهن مجسم میکنی. این یعنی پاداش واقعی برای تو پول نیست، ترمیم عزت نفس زخمخورده است. گرسنگی روانی را نمیشود با پول سیر کرد. معاملهای که از این گرسنگی متولد شود، فاجعه است.
تفاوت تریدر پایدار با قمارباز در رنجی است که تحمل میکند. قمارباز رنج ضرر را تاب نمیآورد، پس زودتر از حد منطقی از معامله خارج میشود. تریدر ناپایدار رنج سود ندیدن حداکثری را تاب نمیآورد، پس زودتر میبندد. تریدر پایدار رنجِ اجرای درستِ سیستم را تاب میآورد، حتی اگر نتیجهی آن معامله ضرر باشد. چون میداند هویت او به جای نتیجه، وابسته به فرایند است.
تریدر شو. اما آگاه باش که این شدن، بیش از آنکه ساختن یک موجود جدید باشد، شناختن و از نو سیمکشی کردن موجود قبلی است. در این مسیر، نه به آرزوی شیرین یکشبه پولدار شدن، که به حقیقت تلخ خودشناسی خواهی رسید. و این تنها چیزی است که در نهایت تو را نگه میدارد.
بله جالبه بازار آینه ی تمام نمای ما محسوب میشه وقت میگن بین ۹۰ تا ۹۸ درصد آدما بهطور مستمر به سوددهی نمیرسن علت این به هیچ وجه نمیتونه فقط استراتژی معاملاتی غلط باشه بلکه اکثرا علت روانشناسی داره همه جا این رو تکرار می کنم چون دونستنش کافی نیست عمل کردنش کافیه. باید با تمرینها عملی سینکشی مغزمون رو عوض کنیم از حالت بقا محور به حالت احتمال محور تغییر بدیم تا در رتید موفق بشیم چون رفتار مبتنی بر بقا در محیط مبتین بر احتمالات حتما شکست می خوره بنابراین هیچ انسانی در همون اولین قدم برای ترید ساخته نشده بلکه باید خود خودش رو از نو برای موفقیت در ترید بسازه
به نظرم اصل حرف درسته ولی نباید همه رفتارهای اشتباه در ترید رو به مسائل کودکی و ناخودآگاه نسبت بدیم خیلی وقت ها مشکل کاملا عملی و قابل اندازه گیریه مثل ریسک زیاد نداشتن پلن مشخص ورود و خروج تغییر مداوم استراتژی یا نداشتن نظم
خودشناسی و کنترل احساسات قطعا مهمه ولی در نهایت چیزی که تریدر رو پایدار میکنه ترکیب روانشناسی با سیستم معاملاتی مشخص و مدیریت ریسکه اینکه فقط احساسات خودمون رو تحلیل کنیم بدون اینکه عملکردمون رو با آمار و ژورنال بررسی کنیم احتمالا مشکل رو پیچیده تر میکنه