دقیقا چون خیلی از اشتباهات از خود نتیجه معامله شروع نمیشن بلکه از لحظه ای شروع میشن که هنوز وارد بازار نشدیم یا تازه از یه معامله خارج شدیم مثلا ترس از جا موندن باعث میشه ستاپ ناقص رو بپذیریم یا تردید باعث بشه ورود درست رو از دست بدیم وقتی این لحظه ها رو ثبت کنیم بهتر میفهمیم کدوم رفتارها بیشتر از همه به اجرای ما آسیب میزنن
یه نکته مهم اینه که فقط نوشتن احساسات کافی نیست باید ببینیم اون احساس در نهایت چه اثری روی تصمیممون گذاشته مثلا ترس داشتم ولی طبق پلن عمل کردم یا عجله داشتم و بدون تایید وارد شدم بعد از چند هفته میشه برای هر الگوی تکراری یه راهکار مشخص تعریف کرد و در بررسی های بعدی سنجید که واقعا تونستیم رفتارمون رو اصلاح کنیم یا نه
خیلی وقتا آدم دقیقا میدونه باید چیکار کنه ولی درست همون لحظه ای که پای پول وسط میاد همه چیز فرق میکنه یه ستاپ رو بارها دیده و میدونه کجا باید وارد بشه ولی وقتی معامله باز میشه با اولین حرکت خلاف جهت میترسه یا زود میبنده اینجاست که فاصله بین دونستن و انجام دادن خودش رو نشون میده
البته یه نکته هم هست که نباید هر مشکلی رو گردن ذهن و روانشناسی انداخت گاهی تریدر فکر میکنه چون تحلیلش خوبه پس سیستمش هم حتما سوددهه در حالی که شاید هنوز لبه آماری مشخصی نداشته باشه اول باید مطمئن بشیم روش معاملاتی واقعا جواب میده بعد بریم سراغ اینکه چرا نمیتونیم درست اجراش کنیم وگرنه ممکنه مدت ها دنبال کنترل ذهن باشیم در حالی که مشکل از خود سیستم بوده
آره دقیقا چون اینکه بنویسیم ترسیدم به تنهایی چیزی رو عوض نمیکنه مهم اینه که ببینیم اون ترس باعث شد معامله رو زود ببندیم یا با وجودش طبق برنامه جلو رفتیم من خودم فکر میکنم آدم وقتی چند بار یه رفتار رو جلوی چشمش میبینه تازه میفهمه کجای کار گیر داره وگرنه خیلی راحت میشه همه چی رو گردن استرس انداخت و دوباره همون اشتباه رو تکرار کرد
یه چیزی که به درد میخوره اینه که برای هر اشتباه تکراری یه راهکار کوچیک و مشخص داشته باشیم مثلا اگه عجله باعث ورود زودهنگام میشه تا وقتی تایید کامل نشده اصلا اجازه ورود ندیم بعد آخر هفته ببینیم چند بار تونستیم جلوش رو بگیریم قرار نیست با یه تصمیم همه عادت هامون عوض بشه ولی وقتی کم کم اثرش رو توی معاملات میبینیم میفهمیم داریم واقعا پیشرفت میکنیم یا فقط داریم درباره تغییر حرف میزنیم
آره دقیقا مشکل اینه که خیلی وقتا اشتباهمون رو میشناسیم حتی میدونیم دفعه بعد نباید تکرارش کنیم ولی وقتی دوباره توی همون شرایط قرار میگیریم باز هم همون کار رو انجام میدیم برای همین باید یه کاری کنیم که جلوی تکرارش رو بگیره نه اینکه فقط به خودمون قول بدیم دیگه انجامش نمیدیم
منم با این بخش که آخر هفته عملکردمون رو بررسی کنیم موافقم چون ممکنه یه هفته سود خوبی کرده باشیم ولی هنوز همون اشتباهات قبلی رو تکرار کرده باشیم وقتی تعداد دفعاتی که تونستیم جلوی یه رفتار اشتباه رو بگیریم ثبت کنیم کم کم متوجه میشیم واقعا داریم تغییر میکنیم یا فقط نتیجه معاملات باعث شده حس کنیم بهتر شدیم
نظریه «اثر برنده» (The Winner Effect)
این مدل از دنیای حیوانات (نبرد دو حیوان نر برای قلمرو یا جفت) گرفته شده است
· مکانیسم: وقتی حیوان نر برنده میشود، سطح تستوسترون او بالا میرود. این هورمون اعتماد به نفس و تمایل به ریسک را افزایش میدهد. حیوان با تستوسترون بالاتر وارد نبرد بعدی میشود و شانس برد بیشتری دارد. این یک حلقه بازخورد مثبت است.
سودهای پیاپی در بازار باعث افزایش تستوسترون معاملهگر میشود، که منجر به ریسک بیشتر میشود. اما در نقطهای، این تستوسترون بالا باعث اعتماد به نفس کاذب و رفتار بیپروا میشود (مانند حیوانی که بیش از حد به داخل فضای باز میرود و طعمه شکارچی میشود). این همان لحظهای است که «گرگ» (خطر) از «سگ» (امنیت) قابل تشخیص نیست.
همانطور که تستوسترون حباب را میسازد، هورمون استرس کورتیزول در بازار نزولی عمل میکند
کورتیزول در کوتاهمدت هوشیاری را بالا میبرد، اما در بلندمدت و دوز بالا، باعث اضطراب، یادآوری انتخابی خاطرات بد، و دیدن خطر در جایی که خطری نیست میشود. این باعث میشود معاملهگران در بازار نزولی به طور غیرمنطقی از ریسک فرار کنند (Risk-Aversion) و سقوط بازار را تشدید کنند.
این اتفاق رو توی معامله گری خیلی میشه دید که بعد از چندتا سود پشت سر هم آدم کم کم احساس میکنه بازار رو بهتر فهمیده و دیگه بعضی از ریسک ها اونقدری که قبلا خطرناک بودن به چشمش نمیان در حالی که شاید فقط چند معامله خوب پشت سر هم اتفاق افتاده باشه و هنوز دلیل خاصی برای تغییر روش معاملاتی وجود نداشته باشه
چیزی که اینجا مهمه اینه که بعد از بردهای پیاپی قوانین مدیریت سرمایه رو شل نکنیم و اجازه ندیم سودهای اخیر روی تصمیم معامله بعدی اثر بذاره چون بازار خیلی راحت میتونه اعتماد به نفس آدم رو به ضرر خودش تبدیل کنه بهتره حتی وقتی چند روز عالی داشتیم همون ریسک و همون معیارهای ورود رو حفظ کنیم و نتیجه رو در تعداد بیشتری از معاملات بسنجیم