ولی یه چیزی… به نظرت این روان قوی داشتنیه یا ساختنی؟ یعنی آدم باید کلا مدلش جوری باشه که نترسه و طمع نکنه (مثلاً ارثی باشه! ) یا میشه با تمرین و تکرار درستش کرد؟
آخه من هر چی کتاب روانشناسی معامله گری میخونم موقعی که چارت جلوم بازه و پولم در خطره باز همون استرس همیشگی میاد سراغم
قطعا که روان یک فرد اکتسابیه و بیشترش برمیگرده به کودکی ,ولی اون برنمیگرده به iq بلکه برمیگرده به eq یا همون هوش هیجانی که پرورش اون به نسبت یکم سخت تر از مواجهه با موقعیت های عادی روزمره هستش , ولی متاسفانه به دلیل کم ارزش بودن پولمون الان یه استاپ 4 دلاری معادله با 600 هزار تومان که کمترین استاپ هستش دیگه نه ؟ من به این نتیجه رسیدم که برای اینکه تریدر خوبی شد باید به آزادی مالی به اون اندازه رسیده باشی که چنین ضرر هایی نتونه بهت استرس وارد کنه , یعنی دیدت رو نسبت به پول باید تغییر بدی یعنی در سطح منظقی و عقلانی به چالش بکشیش , با چه سیستمی ترید میکنی ؟
راست میگی انگار مغز ما ناخودآگاه داره به ریال چرتکه میندازه
در مورد سیستمم، من فعلا دارم روی سبک SMC کار میکنم و سعی میکنم نواحی عرضه و تقاضا رو پیدا کنم. ولی اعتراف میکنم هنوز اون آزادی مالی که گفتی رو ندارم و هر استاپ برام یه فشار روانی بزرگه
شما خودت با چه سبکی کار میکنی؟ به نظرت سبکی هست که استاپهای خیلی کوچیکتری داشته باشه (مثلاً در حد چند پیپ) که این فشار ریالی کمتر بشه، یا کلا باید ظرفیت روانیمون رو ببریم بالا؟
یه داستانی بود میگفتن که با مدیریت ریسک درست شانسی هم ترید بزنی بازم موفقی
خودم تاحالا تستش نکردم ولی واقعا برای آینده به ذهنم خطور کرده که یه اکسپرت بر مبنای منطقهای خفن مدیریت سرمایه بنویسم و مثلا یه منطق ساده ترید مثل شکستن خط روند رو بذارم که روش ترید کنه ببینم این منطق مدیریت سرمایه درسته یا نه
دقیقاً تفاوت تریدر موفق و بازنده همینه وگرنه همه استراتژی بلدن.
مشکل اینجاست که ما موقع معامله با پول طرف نیستیم، با ترس و طمع خودمون طرفیم. وقتی قیمت به استاپ نزدیک میشه، مغز آدم شروع میکنه به قصه بافتن که «الانه که برگرده» و همینجاست که استاپ رو جابه جا میکنیم و کال میشیم.
راهکارش ربات بودن نیست، راهکارش «عادت» کردنه. قبول داری که ترید ۹۰ درصدش جنگ با خودته؟
این ایده ای که میگی یادآور آزمایش مشهور Random Entry است که نشون داد با یک مدیریت سرمایه قوی (مثل حد ضرر متحرک یا نسبت R:R بالا) حتی با ورودهای کاملاً اتفاقی هم میشه در بلندمدت در سود موند
ولی چون کلا مدیریت سرمایه، نیازمند سرمایه اولیه بالایی هست مثلا با ۱۰۰ دلار حتی اجازه ۰.۰۱ لات ترید زدن رو هم نمیده، کلا خیلی توی مارکت بهش اهمیت داده نمیشه
با ۱۰۰ دلار اگر واقعا بر اساس اصول مدیریت سرمایه بخوایم ترید کنیم باید حساب سنت باز کنیم
این دو مشکل اساسی همه تریدر هاست اما من میخوام به نکات دیگری اشاره کنم
حد ضرر یا گرفتن سود درمعاملات باید بستگی به پلن معاملاتی داشته باشه، اینکه یک تریدر حد ضرر خودش رو جا بجا کنه یا زود از یک معامله خارج بشه دو مفهوم داره
1- اصلا پلن معاملاتی نداره
2- به پلن معاملاتی خودش عمل نمیکنه
و اصولا هر دوی این موارد خطرناک هستن
یک معامله گر در ابتدای مسیر یاد میگیره که چگونه تحلیل کنه و بعد چگونه ترید کنه اما در مرحله بعد باید یادبگیره که چگونه ترید نکنه و این به این معنی است که باید به پلن معاملاتی خودش پایبند باشه ( خود پلن معاملاتی هم مهم هست ). اولین وظیفه ما در مارکت کسب سود نیست، ما باید اول سرمایه خودمون رو حفظ کنیم و بعد با بهره گیری از قانون ضرر های کوچک ( داشتن استاپ و ریسک فیری ) و گرفتن سود های مناسب ( بسته به پلن معاملاتی ) حساب رو آرام آرام بزرگتر کنیم . کاری که نیازمند صبر، نظم و تمرین مداوم هست.
بازار به ما بابت ورود زود یا خروج دیر هنگام سود پرداخت نمیکنه، بازار به ما برای جای درست و زمان درست ورود و خروج از معاملات سود پرداخت میکنه اما بیشتر ملامله گران دنبال هیجان هستن، ترس جاماندن از مارکت (گاهی حس عقب افتادن از زندگی) اما این بازی بیشتر انجام دادن نیست بلکه باید صبور باشید و کلیک درست رو انجام بدین و وقتی کلیک کردین طبق پلن معاملاتی که قبل از ورود به معامله مشخص کردین عمل کنید اگر معامله اشتباه باشه باید با استاپی که در پلن مشخص شده از معامله خارج بشین.
جابجا کردن استاپ و امید به تغییر مسیر چارت بزرگترین اشتباه بین 99 درصد تریدرهاست و بسیار از خروج زود هنگام خطرنک تر هست. خودتون رو سوار بر قطاری فرض کنید که به اشتباه سوار شدید هر چقدر که از نقطه ورود دور میشین برگشت به ناحیه ورود سختر و زمان برتر و پرهزینه تر میشه و کار درست اینه که شما تو اولین ایستگاه از قطار خارج بشین.
تعجب میکنم چرا همه به ریسک فری اعتقاد دارید؟!؟!؟!
مارکت همیشه و به وضوح نشون میده که در بیشتر موارد قبل از حرکت اصلی به نقطه ورود برمیگرده!!!
توصیه بنده به عنوان کوچیک همه دوستان این هست که برای همیشه ریسک فری رو فراموش کنید ولی خرج بخشی از ترید رو رد نمیکنم.
ریسک فری ظرفیت ذهنی شما رو برای تصمیمات بعدی به شدت پایین میاره! و اگه بخوره احساس پوچی به آدم دست میده و این بدتر زمانی هست که حدضرر میخورید. ینی خود حدضرر خوردن خودش ی نوع پیروزیه و میتونه محرکی برای حرکت به سمت جلو با دقت بیشتر و جنگندگی بیشتر باشه که اگر با کنترل همراه باشه میتونه مفید باشه ولی ریسک فری حس درماندگی و سرگردانی و پوچی رو منتقل میکنه.
این تجربه من در مورد ریسک فری هست و از یجایی به بعد به هیچ وجه ازش استفاده نمیکنم و منتظر میمونم یا حدضرر بخوره یا حدسود
من خیلی روی رفتار درمانی کار کردم شاید 6 ماه طول کشید تا به کنترل بهتری برسم و ضمنا از یک مشاور روان و یک کوچ ترید در قسمت روان کمک گرفتم و متوجه شدم که باید از یک سری ابزارها استفاده کرد.
مثلا: شروع کردم به یادگیری کاریوگرافی یا بیشتر شطرنج بازی کردن تا فعالیت مغز رو برای صبر های طولانی بالا ببرم
از یک ویس دائمی قبل از شروع معاملات روزانه استفاده میکنم که همه موارد رو بهم یادآوری میکنه
شمارش تنفسی هم وقتی وارد معاملات میشم و خیلی چیزهای دیگه
مهمترین مسئله پایبندی به پلن معاملاتی هست، به دلیل اینکه RTM نقاط ورود رو تقریبا دقیق نشون میده من اکثرا استاپ نمیخورم ( خوب گاهی هم ممکنه اشتباهی در تحلیل باشه و استوپ زده بشه ) و حتما از ریسک فیری استفاده میکنم. مهم پایبندی به پلن معاملاتی هست
در نهایت از 30 درصد به 90 درصد رسیدم
اما هنوز از هر 10 معامله یکی باز دچار ایراد رفتاری میشه، به هر حال ما انسانیم و شرایط مختلف رومون تاثیر میذاره
برای همین بعد از هر معامله سود یا قسمت عمده ای از سود رو از چرخه ترید خارج میکنم و به یک safe heaven مثل طلا یا …. تبدیل میکنم ( بسته به تحلیل )
با رعایت همه موارد الان بیشتر از 4 ماهه که هیچ روزی رو منفی نبستم و بدترین روزا روزایی هست که فقط سود حاصل نمیشه