یه راه کاربردی اینه که برای هر معامله دو ارزیابی جدا داشته باشیم یکی اینکه ستاپ طبق معیارهای سیستم معتبر بوده یا نه و دیگه اینکه ورود خروج و مدیریت ریسک رو درست اجرا کردیم یا نه حتی اگه معامله ضرر بشه ممکنه از نظر اجرا کاملا درست بوده باشه و برعکس یه معامله سودده میتونه حاصل تصمیم خارج از پلن باشه وقتی این دو مورد رو جدا ثبت کنیم مسیر اصلاح خیلی روشن تر میشه
دقیقا وقتی تریدر بدون شناخت کافی از رفتار سیستم وارد حساب واقعی میشه هر ضرر براش تبدیل به یه علامت سوال بزرگ میشه و ممکنه خیلی زود به تغییر استراتژی فکر کنه در حالی که اگر از قبل افت های معمول و تعداد ضررهای متوالی سیستم رو دیده باشه راحت تر میتونه بین یه دوره ناموفق طبیعی و مشکلی که واقعا نیاز به بررسی داره تفاوت بذاره
به همین خاطره که فوروارد تست در کنار بک تست اهمیت زیادی داره چون فقط دیدن نتیجه گذشته کافی نیست باید تجربه کنیم که سیستم در شرایط زنده و با هزینه های واقعی چطور عمل میکنه وقتی این اطلاعات رو داشته باشیم هم اعتمادمون به قوانین منطقی تر میشه هم اگر عملکرد از محدوده مورد انتظار خارج شد به جای واکنش عجولانه میتونیم دقیق تر بررسی کنیم چه چیزی تغییر کرده
دقیقا بک تست یه تصویر اولیه بهمون میده ولی تا وقتی سیستم رو توی شرایط زنده تجربه نکنیم نمیدونیم موقع اجرای واقعی چقدر با چیزی که روی گذشته دیدیم فاصله داره مخصوصا وقتی اسپرد و اسلیپیج و سرعت اجرای سفارش هم وارد کار میشه ممکنه نتیجه کمی متفاوت بشه و این تفاوت ها رو باید قبل از اینکه با سرمایه جدی وارد بشیم بشناسیم
یه فایده دیگه فوروارد تست اینه که کم کم با دوره های مختلف بازار آشنا میشیم و میفهمیم سیستم فقط توی چه شرایطی خوب جواب میده و کجاها ممکنه ضعیف تر عمل کنه این شناخت باعث میشه انتظار واقع بینانه تری از روش داشته باشیم و با دیدن چند معامله ناموفق سریع سراغ تغییر قوانین نریم چون از قبل میدونیم چه نوساناتی در عملکردش طبیعیه
یکی از مزیت های مهم فوروارد تست اینه که به مرور با فازهای مختلف بازار آشنا میشیم و بهتر درک میکنیم که سیستم معاملاتی ما در چه شرایطی عملکرد مطلوبی داره و در چه موقعیت هایی ممکنه با افت عملکرد مواجه بشه