مهارت عاطفی به جای مهارت تکنیکال!

راهی که همه میرن اینه ُ تمرکز کامل روی چارت و تحلیل تکنیکال
ههمون چارتیست شدیم
مایکل و لنس و سم سایدن و ال بروکس رو گذاشتیم تو جیبمون

اما….

کی تا حالا از قدرت پشیمانی برای گرفتن تصمیمات درست استفاده کرده ؟
کی از اصلاحات ارگونومی استفاده کرده برای کاهش تنش های فیزیکی بدن ُ که نتیجه اش میشه کاهش تنش های احساسی
کی تلقینات روانشناسی رو به صورت روزانه با حواس ۵ گانه استفاده کرده ؟
کی افکار و احساساتش رو وقت ترید با صدای بلند میگه ُ یا اونارو یادداشت میکنه ؟

ما هممون استاد ict شدیم استاد پرایس اکشن استاد الیوت ….

اما کی استاد صبر کردن شده ؟
کی استاد آگاه بودن از افکار و احساساتش شده ؟
کی استاد متنفر شدن از الگوهای مخرب شده ؟
کی استاد نظم شده ؟

به طور خلاصه ما روی نقطه ای اشتباهی تمرکز کردیم.
برگردید تا دیر نشده

من روی روانشناسی ترید مقالاتی دارم خواستید بخونید

احسنت سربرگ تاپیکتو خوندم قضاوت اشتباهی کردم

ولی توضیحت عالی بود .

و نیاز به تفکر درست و تصمیم درست تر در معاملات داره .

موفق و پایدار باشی

حرفت خیلی درسته دداش

ین نگاه به نظرم خیلی قابل تامله چون خیلی وقتا تریدر فکر میکنه مشکلش کمبود دانش تحلیلیه و مدام میره سراغ یه سبک جدید و یه مدرس جدید در حالی که مشکل اصلی ممکنه جایی خارج از چارت باشه ممکنه آدم ساختار بازار رو خیلی خوب بشناسه ولی هنوز نتونه صبر کنه یا بعد از ضرر تصمیم منطقی بگیره یا وقتی شرایط طبق انتظارش پیش نمیره احساساتش رو مدیریت کنه

حتی همین شناختن افکار و احساسات حین معامله میتونه خیلی مهم باشه چون وقتی تریدر بفهمه دقیقا چه زمانی ترسیده چه زمانی عجله کرده یا چه زمانی دنبال جبران ضرر بوده تازه میتونه الگوهای رفتاری خودش رو پیدا کنه

در نهایت چارت فقط بخشی از معامله ست و شناختن خود تریدر هم به همون اندازه میتونه تعیین کننده باشه شاید خیلی وقتا چیزی که باید بیشتر تمرین کنیم تحلیل کردن بازار نباشه بلکه تحلیل کردن رفتار خودمون موقع مواجهه با بازار باش

مشکل خیلی وقتا اینه که دانش تحلیلی دیگه مسئله اصلی نیست ممکنه تریدر چندین سبک و مدل تحلیل رو بلد باشه ولی هنوز ندونه وقتی ضرر میکنه بدن و ذهنش چه واکنشی نشون میدن یا چرا دقیقا همون لحظه ای که نباید وارد بشه نمیتونه خودش رو متوقف کنه

به نظرم شناختن الگوهای رفتاری خود آدم یه جور تحلیل کردنه منتها این بار به جای چارت داری خودت رو تحلیل میکنی

اینکه بفهمی چه زمانی عجله میکنی چه زمانی دنبال جبران ضرری چه زمانی از ترس موقعیت خوب رو از دست میدی و چه زمانی فقط میخوای توی بازار کاری انجام داده باشی

شاید بعد از یه جایی دیگه پیشرفت تریدر با یاد گرفتن یه الگوی جدید اتفاق نیفته بلکه با شناختن همون الگوهای مخربی اتفاق بیفته که بارها باعث تکرار یک اشتباه شدن

بارها همینجا عرض کردم بازم میگم تریدری اگر وارد معامله اشتباه بشه و بدون کنکاش و پیدا کردن علت اشتباهش بره سراغ معامله بعدی عملا رو خطای قبلیش سرپوش گذاشته و بارها همون اشتباهو احتمال زیاد تکرار خواهد کرد.این خطا ها هستن که با زوم روشون میشه استراتژی رو بهینه کرد .وگرنه معاملات درست رو درسش رو حتما درست فرا گرفتیم .

دقیقا همینطوره شناخت احساسات یکی از مهمترین بخش های ترید محسوب میشه وقتی تریدر متوجه بشه چه موقع از ترس یا عجله تصمیم گرفته میتونه این رفتارها رو ثبت کنه و بعد از مدتی الگوهای تکرارشونده خودش رو پیدا کنه و برای کنترلشون راهکار مشخص داشته باشه

یه جورایی داری به جای چارت رفتار خودت رو تحلیل میکنی و دنبال الگوهای تکرارشونده میگردی وقتی بفهمی معمولا چه شرایطی باعث عجله ترس یا طمع میشه میتونی قبل از تصمیم گیری اون رفتار رو تشخیص بدی و بهتر مدیریتش کنی

بررسی معاملات اشتباه خیلی بیشتر از معاملات درست میتونه به رشد تریدر کمک کنه چون باید بفهمیم خطا از تحلیل بوده یا اجرای پلن یا مدیریت ریسک و احساسات وقتی علت خطا مشخص بشه میشه همون بخش رو اصلاح کرد و به مرور سیستم رو بهینه تر کرد و مهمتر از همه جلوی تکرار همون اشتباه رو گرفت

حرف اصلیش به نظرم درسته ولی یه نکته مهم داره که نباید از اون طرف بوم افتاد

تکنیکال و روانشناسی رقیب هم نیستن که بگیم یکی رو کلا ول کن و بچسب به اون یکی

اگه سیستم و ستاپت واقعا برتری آماری نداشته باشه صبر و نظم و تلقین به تنهایی کاری از پیش نمیبره

ولی وقتی سیستم داری خیلی وقتا چیزی که جلوی نتیجه گرفتن رو میگیره نحوه اجرای همونه

اینکه بدونی چرا وارد شدی چرا زود بستی چرا استاپو جابه جا کردی یا چرا بعد از یه ضرر دوباره پریدی تو بازار خیلی بیشتر از یاد گرفتن یه الگوی جدید میتونه بهت کمک کنه

به نظرم آخرش باید هر دو طرف رو ساخت تکنیکال برای اینکه بدونی چی داری انجام میدی و روان برای اینکه همون چیزی که بلدی رو درست اجرا کنی

به نظرم اصل حرفت در مورد بررسی معاملات اشتباه خیلی مهمه چون اگر فقط نتیجه رو ببینی و بدون اینکه بفهمی چرا وارد اون معامله شدی بری سراغ بعدی عملا از اون ضرر چیزی یاد نگرفتی

اتفاقا خیلی وقتها همین معاملات بد اطلاعات بیشتری درباره ضعفهای سیستم میدن چون مشخص میکنن مشکل از تشخیص ستاپ بوده یا ورود عجولانه بوده یا شرایط بازار اصلا مناسب اون استراتژی نبوده و این تفکیک خیلی مهمه

فقط به نظرم نباید هر معامله ضرردهی رو صرفا به عنوان خطای استراتژی در نظر گرفت بعضی ضررها کاملا جزو ماهیت سیستم هستن و قرار نیست حذف بشن چیزی که باید پیدا کنیم الگوی خطاهای تکرارشونده ست تا همون بخش رو اصلاح کنیم و با داده جلو بریم