این تاپیک بازتاب نگاه یک گیک به حرکت مارکت است؛ نگاهی که مارکت را یک سیستم زنده، منظم و پر از چالش میبیند.
در طول مسیر ممکن است دیدگاه تغییر کند، کاملتر شود یا حتی اشتباه بودنش آشکار شود.
چگونگیِ(فرم) بازگشت یا چراییِ بازگشت؟
یکی از پرسشهای اساسی که ذهن اغلب تریدرها را به خود مشغول میکند، این است که قیمت چرا بازمیگردد؟ یا چگونه بازمیگردد؟
سؤال از «چگونگیِ» بازگشت، ناظر به فرم و ساختار حرکت قیمت است؛ همان چیزی که طیف گستردهای از سبکها و روشهای تحلیل تکنیکال در پی توضیح آن بودهاند. اما پرسش از «چراییِ» بازگشت، لایهای بسیار عمیقتر دارد؛ پرسشی بنیادین دربارهی خود ماهیت بازار.
تحلیل فرم، گرچه راه را برای درک رفتار بازار هموار میسازد، اما تنها به سطحی از پدیده میپردازد که قابل مشاهده و سنجش است. در مقابل، چرایی حرکت قیمت، از جنس ماهیت و علت است، نه صورت، و طبیعتاً کمتر مورد توجه قرار گرفته، چرا که ورود به آن نیازمند نگاهی فلسفیتر و تحلیلیتر است.
در حقیقت، چگونگی بازگشت، تنها جلوهای از چرایی آن است؛ جزئی از یک کل. اما چون میتواند در اشکال گوناگون و فرمهای متنوعی ظاهر شود، تکیه صرف بر آن، استنادی ناپایدار خواهد بود.
از همین رو، هر سبک و سیستمی که بر مبنای ستاپ و ساختارهای تکرارشونده شکل گرفته، در اصل در حال توضیح فرم است، نه علت. آنچه این سبکها انجام میدهند، صورتبندی حرکت است، نه تبیین چراییِ آن.
میتوان برای مفاهیم RTM فرمهای گوناگونی تعریف کرد، اما فورمسازی برای RTM تنها بازتولید سطحی از فهم آن است، نه خود حقیقت آن. قرار دادن RTM در قالب یک ستاپ یا فروکاست آن به یک ساختار تکرارشونده، خیانتیست به جوهرهی آن، چرا که RTM بیش از آنکه یک سبک باشد، یک نگاه و تفکر است.
پ ن: عکس مربوطه به سوال یکی از مسترهای اکادمی از ایف .
ممنون از ارائه این متن
یه تحلیل رو طلا الان برو
قصدم ایراد گرفتن نیست، خودم کاملا به rtm اشراف دارم.
بیشتر rtm کارا فقط شماتیک و گذشته چارت رو خوب تحلیل میکنن
الان یه حرکت رو طلا بزن بدون ترس از درست بودن یا نبودن
ببینم هفته جدید دیدت چیه
دوستانی که دنبال به چالش کشیدن و یا اثبات ادعایی هستند و کلا با هدف حاشیه سازی اظهار نظر میکنند، با کمال احترام ایگنور میشن.
اما با اغوش باز به سوالات دوستانی دیگر جواب داده میشود.
پ ن: تمام معاملاتی که در اینجا قرار میگیره، صرفا ژورنال شخصی بوده(بدون اثبات ادعایی).
پ ن۲: هدف از این تاپیک جمع اوری مثالهای واقعی و چگونگی دیدگاه در تحلیل و ترید است.
پ ن۳: لطفا فضای این تاپیک رو با حاشیه های غیر مفید اشغال نکنید. تا در نهایت تاپیکی مفید برای همه ما باشد.
اینم فعال نشد
البته رو پراپ بدرد نمیخورد در هر حال
تارگت 4606
RR 1:300
طلا که ترید میزنی؟
خب یه تحلیل چشمی بکش برای هفته بعد
ببینیم کجای کاریم
خیلی وقته دیدگاه rtm چارتو نمیبینم
پیچیدگیای که در مقالات و ژورنالهای مربوط به RTM دیده میشود، در اصل بیش از آنکه از خود مفاهیم ناشی شود، ریشه در «ناتمام بودن تصویر کلی» برای افراد تازهکار دارد. وقتی ذهن نتواند پازل کلی را ببیند، هر قطعه بهتنهایی مبهم یا حتی متناقض بهنظر میرسد. همین موضوع باعث میشود در بسیاری از مواقع حتی تعاریف کلیدی به اشتباه استفاده شوند، یا برداشتهایی سطحی و ناقص جایگزین معنای دقیق آنها شود.
اما نکتهای که باید پذیرفت این است که هیچ مسیر دیگری جز همین «شروع ناقص» وجود ندارد. هیچکس از همان ابتدا با یک تصویر کامل و بدون نقص از RTM کار خود را آغاز نمیکند. در واقع، فرآیند یادگیری RTM شباهت زیادی به کنار هم چیدن تدریجی قطعات یک پازل دارد: در ابتدا اجزا پراکندهاند، بعضی جاها بهزور کنار هم گذاشته میشوند و شاید اشتباه هم باشند، اما بهمرور با بازبینی و بازتعریف، تصویر شفافتر میشود.
از طرف دیگر، هرچند ساختارها در ظاهر شبیه به هماند، اما منطق و تعاریفی که پشت آنها قرار میگیرد میتواند برای هر فرد متفاوت باشد. این تفاوت نه به معنای خطا، بلکه بخشی از مسیر یادگیری است؛ چون هر ذهن بر اساس تجربه و زاویه دید خودش، معنا و کاربرد خاصی برای یک ساختار تعریف میکند. بنابراین، درک درست RTM صرفاً در گرو حفظ کردن تعاریف نیست، بلکه در گرو شکلگیری تدریجی یک منطق درونی و یکپارچه است که بتواند همه قطعات را به هم متصل کند.
در نهایت آهستگی را به عنوان یک فضیلت در آغوش بگیرید.
وقتی صحبت از تلاش و رسیدن میشود زمان همیشه امری نسبی است، همیشه حسی از شتابزدگی برای رسیدن به انتها و سریع تر نتیجه گرفتن در همه ی ما وجود دارد تنها کاری که میتوانید برای مقابله با این بی قراری ذاتی انجام دهید، این است که برعکس عمل کنید. باید از فرايند پرزحمت و تکراری استقبال کنید و از آن لذت ببرید.
#geek
لذت بردم از دیدگاهت فوق العاده بود موفق باشی.
در گذشته به ساموراییهایی که برای افزایش مهارت خود و یا حتی تهذیب نفس از اینجا به آنجا سفر میکردند و در حقیقت به سیر آفاق و نفس میپرداختند "شو"گیوشا گفته میشد. شوگیاشا سالکی بود که سفرش تنها یک سفر جسمانی نبود و نوعی رنگ معنوی نیز داشت.
پ ن: عکس پیوست کارکتر مووساشی در مانگای(vagabond)واگاباند است.

























