احساسات و روانشناسی در ترید

من فکر میکنم بهتره این مکث فقط در حد یک توصیه باقی نمونه و براش یک چک لیست کوتاه داشته باشیم مثلا دلیل ورود مشخصه حد ضرر از قبل تعیین شده ریسک با قوانین حساب هماهنگه و این معامله جزو ستاپ های تست شده محسوب میشه اگر یکی از این موارد مبهم بود میشه از ورود صرف نظر کرد چون قرار نیست هر حرکتی رو شکار کنیم هدف اینه که فقط موقعیت هایی رو اجرا کنیم که واقعا با پلن ما سازگار هستن

دقیقا همین چند ثانیه مکث میتونه جلوی خیلی از تصمیم های عجولانه رو بگیره چون وقتی تحت فشاریم ممکنه یک ورود اشتباه رو با چند تا دلیل ظاهرا منطقی توجیه کنیم ولی اگر قبل از کلیک کردن از خودمون بپرسیم آیا این معامله دقیقا با قوانین سیستم هماهنگه یا فقط میخوام ضرر قبلی رو جبران کنم احتمال تصمیم های احساسی کمتر میشه به نظرم این مکث وقتی ارزش واقعی پیدا میکنه که به یک عادت ثابت قبل از هر ورود تبدیل بشه

دقیقا چون هر ضرری لزوما به معنی اشتباه بودن سیستم نیست و اگر معامله طبق پلن اجرا شده باشه حتی با نتیجه منفی هم میتونه بخشی از عملکرد طبیعی استراتژی باشه چیزی که باید جداگانه بررسی کنیم کیفیت تصمیم و اجرای معامله است نه فقط نتیجه نهایی اگر این تفاوت رو در ژورنال ثبت کنیم بعد از تعداد کافی معامله بهتر میفهمیم کجا سیستم واقعا مشکل داره و کجا فقط با یک ضرر عادی روبرو شدیم

پست‌های شما دست روی دقیقاً همان حلقه‌های مفقوده‌ای گذاشت که تفاوت بین یک «تریدر حرفه ای» و یک «تریدر آماتور » رو مشخص می‌کند

  1. تله‌ی بیش‌پردازش :اضافه کردن قانونِ جدید بعد از هر استاپ.
  2. مکث کوتاه :ساختن یک بین هیجان و فشردن دکمه ورود .
  3. چک‌لیست قبل از ورود :برای جلوگیری از توجیه تراشی ذهن ی.
  4. تفکیک ضرر سیستم از ضرر اجرای اشتباه:تمرکز بر کیفیت اجرا نه فقط نتی جه.

نکته‌ی اول شما درباره عدم اضافه کردن قوانین جدید بعد از هر استاپ بسیار عمیق است. خیلی از معامله‌گران (که خود من هم زمان زیادی درگیرش بودم) بعد از هر استاپ، یک فیلتر جدید اضافه می‌کنند و در نهایت سیستمی می‌سازند که فقط گذشته‌ی بازار را توجیه می‌کند اما در حالِ حاضرِ بازار رسماً قفل می‌ شود!

متشکر بابت کامنتهای عمیق و دقیقتون که باعث پویایی بحث و گفت گو شده!

به نظرم نکته مهم دیگه اینه که حرفه ای شدن فقط به پیدا کردن یک استراتژی خوب مربوط نمیشه بلکه به ساختن فرایندی برمیگرده که حتی در شرایط فشار هم قابل اجرا باشه همون مکث کوتاه و چک لیست قبل از ورود میتونه فاصله ای بین واکنش هیجانی و تصمیم آگاهانه ایجاد کنه و وقتی کیفیت ستاپ و کیفیت اجرا رو جداگانه ثبت کنیم بهتر میفهمیم ضرر از کجا اومده چون نتیجه منفی همیشه به معنی تصمیم اشتباه نیست و نتیجه مثبت هم لزوما نشونه اجرای درست نیست

به نظرم یکی از سخت ترین بخش های معامله گری همین تشخیص تفاوت بین اصلاح واقعی سیستم و واکنش احساسی به چند ضرر متوالیه چون بعد از استاپ آدم خیلی راحت میتونه برای خودش دلیل جدید پیدا کنه و یک فیلتر دیگه اضافه کنه در حالی که شاید اون ضرر صرفا بخشی از رفتار طبیعی یک سیستم سودده باشه چیزی که کمک میکنه از این چرخه خارج بشیم داشتن داده کافی و معیار مشخص برای بازبینی سیستمه تا نه با هر ضرری قوانین رو تغییر بدیم و نه از روی تعصب به سیستمی بچسبیم که واقعا نیاز به اصلاح داره

مرسی از شفاف کردن بحث.دوست دارم این نکته رو یادآوری کنم که همونطور که قبلا هم در صحبتهای روزهای قبل با دوستان داشتم،وجود ضرر که ناشی از اشتباهِ خود فرد در حین ترید هست ،یه موضوع کاملا رایج میباشد و نمیشه منکر این شد که حواسپرتی و یا فشارهای بیرونی باعث ضرر میشوند.

کل این تاپیک در مورد نوع برخورد ما با اشتباهات و اتفاقات درون چارت و واکنشهای ما هست.

با این حال پذیرش نفس ضرر چه سیتماتیک و جز استراتژی باشه و چه ناشی از اشتباهات فردی ،قدم اول هست.بعد از اون میشه بدنبال دلیل گشت.و همونجور که همیشه میگم در این ماجراجویی باید با اشتباهات کنار اومد و خودمونو ببخشیم.بارها و بارها و بارها.

نکته مهم همین تفاوت بین پذیرش ضرر و توجیه اشتباهه ما باید بپذیریم که ضرر بخشی از معامله گریه اما وقتی ضرر به خاطر رعایت نکردن قوانین یا حواس پرتی اتفاق میفته نباید به سادگی از کنارش رد بشیم پذیرش کمک میکنه بدون سرزنش کردن خودمون دلیل اتفاق رو بررسی کنیم و برای دفعه بعد راهکار داشته باشیم چون تا وقتی از نظر ذهنی درگیر تنبیه خودمون باشیم معمولا نمیتونیم با آرامش و دقت کافی اشتباهمون رو تحلیل کنیم

منم فکر میکنم بخشیدن خودمون به اندازه پیدا کردن دلیل اشتباه اهمیت داره چون اگر بعد از هر خطا خودمون رو تحت فشار بذاریم ممکنه برای جبرانش تصمیم های عجولانه تری بگیریم ولی بخشش به معنی بی تفاوتی نیست باید مسئولیت تصمیممون رو بپذیریم و ببینیم چه چیزی باعث شده از پلن فاصله بگیریم بعد برای همون شرایط یک قانون یا محدودیت مشخص تعریف کنیم هدف این نیست که دیگه هیچ وقت اشتباه نکنیم هدف اینه که اشتباه تکراری رو به تجربه ای تبدیل کنیم که کیفیت تصمیم های بعدی رو بهتر کنه

دقیقاً همین‌طور است؛ «بخشش خود بدون بی‌تفاوتی» همان مرز باریکی است که تریدر را از تله‌ی سرزنش و تصمیمات انتقامی نجات می‌دهد و اجازه می‌دهد اشتباهات به «تجربه‌ی اصلاحی» تبدیل شوند.

از نکات و هم‌فکری‌های بسیار مفیدی که در این گفتگو مطرح کردید صمیمانه سپاسگزارم. ماجراجویی خوش بگذره!:slightly_smiling_face:

دقیقا وقتی چک لیست از قبل مشخص باشه تصمیم گیری خیلی راحت تر میشه چون دیگه لازم نیست وسط هیجان بازار با خودمون چونه بزنیم من فکر میکنم علاوه بر دلیل ورود و حد ضرر باید شرایط خروج و میزان ریسک هم قبل از معامله مشخص باشه و در نهایت بررسی کنیم آیا این موقعیت واقعا جزو نمونه هایی هست که قبلا تست کردیم یا فقط به خاطر حرکت سریع قیمت وسوسه شدیم وارد بشیم اگر حتی یکی از شروط اصلی برقرار نبود معامله نکردن هم خودش یک تصمیم درست و حرفه ای محسوب میشه

به نظرم مزیت اصلی این چک لیست اینه که به مرور جلوی تصمیم های سلیقه ای رو میگیره و باعث میشه معاملات قابل مقایسه باشن میشه بعد از هر معامله هم ثبت کرد که تمام شروط برقرار بودن یا نه و اگر با وجود کامل بودن چک لیست ضرر کردیم نتیجه رو به حساب عملکرد طبیعی سیستم بذاریم نه اینکه فوری قوانین رو تغییر بدیم اما اگر ورود بدون تایید یا با ریسک خارج از برنامه انجام شد اون رو به عنوان خطای اجرایی جداگانه بررسی کنیم اینطوری هم کیفیت سیستم بهتر سنجیده میشه و هم نقاط ضعف رفتاری مشخص تر میشن

دقیقا چک لیست وقتی ارزش پیدا میکنه که بعد از معامله هم بررسیش کنیم نه اینکه فقط قبل از ورود چندتا گزینه رو تیک بزنیم اگر تمام شروط برقرار بوده و معامله به ضرر ختم شده لزوما ایرادی در سیستم وجود نداره اما وقتی بدون تایید وارد شدیم یا ریسک رو تغییر دادیم باید اون رو جدا ثبت کنیم تا آمار واقعی سیستم با اشتباهات اجرایی قاطی نشه

این تفکیک خیلی مهمه چون اگر هر ضرری رو نشونه ضعف استراتژی بدونیم مدام قوانین رو دستکاری میکنیم و هیچ وقت فرصت نمیدیم عملکردش رو درست بسنجیم از اون طرف اگر خطاهای اجرایی رو هم نادیده بگیریم ممکنه به اشتباه فکر کنیم سیستم مشکل داره در حالی که مسئله از نحوه اجرای خودمونه چک لیست و ژورنال کنار هم کمک میکنن این دو مورد رو دقیق تر از هم جدا کنیم

دمت گرم بابت اینکه وقت گذاشتی و رک گفتی چه حسی از نوشته ها گرفتی اتفاقا حرفت رو میفهمم چون وقتی مدام از مدیریت سرمایه و نظم و قانون حرف میزنیم انگار داریم یه چیز تکراری رو تحویل هم میدیم در صورتی که اصل ماجرا اون لحظه ایه که آدم بعد از چندتا ضرر میمونه با خودش و باید با ذهنش کنار بیاد سعی میکنم از این به بعد کمتر شبیه گزارش بنویسم و بیشتر از خود تجربه و چیزایی بگم که واقعا زیر پوست ترید میگذره

راستی درباره عکس پروفایل خندم گرفت از بس گفتی لوسیا شبیهشم :grinning_face_with_smiling_eyes: ولی درباره متن کاملا قبول دارم خیلی وقتا حرف درست میزنیم اما چون از دل تجربه گفته نمیشه هیچ حسی به آدم منتقل نمیکنه تریدر با تعریف مدیریت ریسک غریبه نیست چیزی که کمتر درباره اش حرف میزنیم اون لحظه ایه که میدونی نباید وارد معامله بشی ولی یه چیزی توی وجودت هل میده سمت چارت یا وقتی ضرر میکنی و بیشتر از پول از این عصبانی هستی که چرا دوباره همون اشتباه رو کردی سعی میکنم از این به بعد از همین جاها بنویسم نه فقط از اصولی که همه حفظیم

دقیقا چون بعضی وقتا بعد از چندتا استاپ آدم به خودش میگه این استراتژی دیگه جواب نمیده و شروع میکنه همه چیز رو تغییر دادن در حالی که شاید اگه همون معاملات رو دوباره بررسی کنه ببینه نصف ضررها اصلا طبق پلن نبوده از اون طرف هم نمیشه هر اشتباهی رو گردن روانشناسی انداخت و ضعف سیستم رو نادیده گرفت باید یه جایی بشینیم و بدون توجیه کردن خودمون ببینیم واقعا چه اتفاقی افتاده

چیزی که کار رو سخت میکنه اینه که موقع ضرر معمولا دلمون میخواد سریع یه دلیل پیدا کنیم تا خیالمون راحت بشه یا میگیم بازار بد بود یا میگیم استراتژی خراب شده ولی ژورنال وقتی به درد میخوره که جواب دلخواه خودمون رو ازش نگیریم چک لیست کمک میکنه بفهمیم طبق قوانین وارد شدیم یا نه و ژورنال نشون میده نتیجه اون تصمیم چی بوده بعد از یه تعداد معامله میشه فهمید کجا باید روی اجرا کار کنیم و کجا واقعا نیاز به بازبینی سیستم داریم

درود منم خودم خیلی حرف میزنم که بعد می‌خونم میگم عجب چیزیه بعد میبینم خودم گفتم و بعد میبینم عملکردم این نیست و به این حرف ها نمیخوره من خواستم یه چیزی رو تست کنم و حجم تو تایم خبری بالا بردم و تو چند ثانیه تا نزدیک کال مارجین رفتم و حساب که 50 واریز رو رشد داده بودم و تقریبا 167 بودبعد 3 ماه رو زدم نابود کردم و رسیدم 48 و نوسان به 43، 55. 49 و 43. و 50 شدم دارم دوباره از اول رشدش میدم خداکنه نیروگاه‌های برق نزنه چون دیگه تا 1 سال از ترید دوریم بی برقی حتی نانوایی ها و بانک ها هم به مشکل میخورن .بعضی وقت ها به خودم نگاه میکنم و هیچ دستاوردی نمی‌بینیم نه برداشت های سنگین نه تیک خوردن رویا و ویژن هامون فقط مثل انیمه های ژاپنی خیلی خفنیم و شکست نمیخوریم ولی کاری هم جلو نمیبریم

دقیقا بعضی وقتا ضرر اول اونقدری به حساب آسیب نمیزنه که تصمیم هایی که بعدش میگیریم آسیب میزنن آدم میخواد هر طور شده برگرده به نقطه قبل و کم کم دیگه کیفیت ستاپ براش مهم نیست فقط دنبال یه فرصته که ضرر رو جبران کنه خطرش هم اینه که ممکنه چند بار جواب بگیره و همین رفتارش رو تقویت کنه در حالی که در بلندمدت میتونه هزینه خیلی سنگینی داشته باشه