یه چیزی رو باید از همون اول بگم:
اگه امروز ضرردهاید، ۹۹٪ احتمال داره مشکلتون استراتژی نباشه… مشکل خودتونید!
بله، خودتون:
طمعتون، حجمهای غیرمنطقیتون، لوریجهای مریخیتون، و استاپ هایی که یا نمیذارید یا جابهجا میکنید تا «معجزه» بشه!
بعد هم میگید: «استراتژیم مشکل داشت.»
نه عزیز من…
استراتژی قربانی اشتباهات شما شده.
بذارید یه بار برای همیشه تکلیف رو روشن کنم:
اگه شما جزو اون دسته هستید که فکر میکنید با یه استراتژی توپ یا یه سیستم رباتیک میتونید تو بازارهای مالی موفق بشید، وقتشه از خواب بیدار شید!
واقعیت اینه: شما اصلاً تریدر نیستید!
شما صرفاً یه ریسککنندهی بازندهاید که با هر چقدر سود یا ضرر، در نهایت به سمت نابود شدن حساب سیر میکنید.
چرا؟ چون قمار با مدیریت ریسک صفر، قمار نیست؛ خودکشیه!
به جای اینکه دنبال استراتژی «رویایی» بگردید، که تا آخر عمر واستون کار کنه، اما با یه مدیریت ریسک اشتباه نابود میشه، بیاید خودمون رو گول نزنیم..
اگه استراتژی خوب داشته باشی ولی مدیریت ریسک نداشته باشی = مردهای.
ولی اگه مدیریت ریسک عالی داشته باشی و استراتژی متوسط = زندهای، و زندهها همیشه فرصت رشد دارن.
قبول داری؟
یا هنوز فکر میکنی با یه استراتژی «جادویی» میشه عمری بدون مدیریت ریسک دوام آورد
واقعاً بدون مدیریت ریسک، بهترین استراتژی دنیا به چه درد میخوره؟ چند بار با استراتژی عالی رفتید داخل پوزیشن، ولی چون مدیریت ریسکتون صفر بود، نابود شدید؟ چند بار حجم رو زیاد کردید فقط چون «این یکی مطمئنه»؟چند بار استاپ رو بردید عقب چون «الآن برمیگرده» ؟ چند بار از ترید سود کردید، ولی انقدر طمع کردید تا سود تبدیل به ضرر شد؟
اگه مجبور بودید بین این دوتا انتخاب کنید، کدوم رو رها میکردید ؟
داشتن یه استراتژی عالی با مدیریت ریسک صفر.
داشتن یه استراتژی کاملاً معمولی و حتی ضعیف، ولی با مدیریت ریسک بینقص.
جواب شما چیه ؟
ببینیم اینجا چند نفر حاضرن اعتراف کنن که باور غلطشون به استراتژی، پوششی بوده برای فرار از مسئولیت مدیریت ریسک و پذیرش شکست واقعی.
هر کی ادعایی داره، بیاد اثبات کنه چرا فکر میکنه استراتژی از مدیریت ریسک مهمتره… اگه جرات داره!