باورهای غلط و بی دلیل شماها که مانع سودده شدنتون میشه!

درود امیدوارم حالتون عالی باشه.

چه باورهای غلط و بی دلیلی در ساخت و پایبندی به استراتژیتون داشتین که باعث ضررده شدنتون شده بوده؟ حتی اگر خنده دار هم بوده بگید شاید یکی دیگه هم همین باور رو توی ترید کردنش داشته باشه، بهم دیگه کمک کنیم تا هممون استراتژی های بهتری داشته باشیم🤍

(همه ی نظراتتون رو میخونم و جواب میدم پس حتمااا شماهم دیدگاهتون رو برام بنویسید)

-پرسود و موفق باشید

یک سیستم نمیتونه وین ریت 100 درصد داشته باشه.شما با یاد گیری انواع سبک هاوترکیب اونها نمیتونید به سود دهی برسید نکته مهم استراتژی های معاملاتی لایه اوله که در دسترس هست لایه اصلی و مهم راونشناسی معامله گری دیدگاه انظبات شخصی هستش

اهداف بسیار بلند پروازانه سعی کنین که اصلا تا چند سال اول به سود و پول فکرنکنین”اهداف پولی نذارید

انتظارات نادرست نداشته باشین

موفق و پر سود باشین

2 لایک کرده

ممنون از دیدگاه های زیباتون

بنظرتون رسیدن به کدومش بیشتر از همه طول میکشه؟

اولیش

بدون تمرین صرفا با یادگیری سبک و تمرین در گذشته چارت میشه ترید کرد

اثرش این میشه توی چارت هر طوری دوست دارید رفتار میکنید هر ثانیه استراتژیتون عوض میشه و عملا آخرش اور ترید میکنید.

چک لیست نداشتن

باید یه چک لیست داشته باشید که حتی شده یه نیم نگاهی موقع ترید بهش داشته باشین.

ننوشتن ژورنال

اولین پراپم رو من با اور ترید اینطوری دادم که ۴ ۵ تا ستاپ داشتم و یکیشون ستاپ هانت سقف choch بود یا همون سقف mss یا همون diamond در rtm که حتی من دبلش رو هم میگرفتم انقدر این کارو رو توی تایم ۱ مین تکرار کردم که دیدم توی یه روز تقریبا توی دو ساعت ۱۰ تا ترید باز کردم و همیشه پیش خودم میگفتم امکان نداره آدم ده تا ترید پشت سرهم ضرر کنه که اونجا فهمیدم کاملا شدنیه.

3 لایک کرده

عالی عالی

منم واقعا اثرات مفید ژورنال و داشتن چک لیست رو به چشم دیدم.

ممنون از دیدگاه های زیباتون🤍

1 لایک کرده

درود به همه هموطنان عزیزم . البته که استراتژی حرف اول در ایجاد سود و زیان میزنه اما هر استراتژی هم با نظم و پایبندی به اصول اون می‌تونه نرخ سود آوری نسبتا ثابتی را ایجاد کنه . آنچه که در مورد استراتژی من خیلی اهمیت داره اینه که خودم را به حد نرمالی از سود قانع کنم که غیر از این حالت در بیشتر از ۹۰ درصد مواقع ناگزیر شدم در معامله ، حد معقولی از سود را با حد نامعقول از زبان معاوضه کنم !!! این یعنی اینکه یک تریدر باید متناسب با میزان سرمایه بکار گرفته شده و حجمی که در ترید وارد کرده ، باید انتظار سود داشته باشد و نه فراتر از آن !!! . . . معنی دیگه این گفته اینه که حد طمع خود را در مورد یک معامله و انتظار سود آن ، باید منطقی و متعادل باشد و در یک جمله ، «در ترید طمع نباید کرد! »

2 لایک کرده

درود امیدوارم حالتون عالی باشه.

دقیقا این بحث طمع نکردنه خیلی مهمه

بنظرتون چیز دیگه ای توی ترید کردن هست که مهم تر از مدیریت ریسک و کنترل طمع باشه؟؟

برای من اینکه نمیشه استراتژی با وین ریت خیلی بالا برای همیشه (تمام ماه های سال)زمان زیادی برد

  1. یه سیستمی یجایی هست که اگه دنبالش کنم میتونه منو مستمر سودده کنه. (اکثرا سیستم ها سودده هستن و چیزی به نام سوددهی مستمر وجود نداره - هر سیستمی یه سایکلی کار میکنه و توی یه سایکل دیگه از کار میوفته - سطح حرفه ایی و مبتدی رو این تعیین میکنه که تریدر حرفه ایی میدونه کی بیشتر گاز بده و کی ترید کردن رو متوقف کنه قبل از اینکه خیلی دیر بشه - شخص مبتدی حتی اگر هم بدونه سایکل ضرر شروع شده، نمیتونه ترید کردن رو متوقف کنه چون به اون دوپامین و پول نیاز شدید داره)

باورهای اشتباهی که تو این سالها داشتم و خیلی طول کشید که کنارشون بذارم:
1-اینکه من تافته جدا بافته ام و صرفا قراره جزو تریدرهای سودده باشم چون خیلی خاصم :rofl: . که جوری این باور کوبید منو و نابودم کرد که یاد گرفتم تا قیامت همچین توهمی نزنم
2-وزن بیش از حدی به روانشناسی میدادم و فکر میکردم به داشتن لبه معاملاتی ارجعیت داره و اگه نتیجه نمیگرفتم تو سال های ابتدایی دلیلش روانشناسیم بوده. (که بعدا فهمیدن قبل از مطرح شدن روانشناسی تسلط روی تکنیکال و آنالیز چارت و کار با دیتاهاست و بعد مساله روانشناسی مطرح میشه. با حل این باور فهمیدن دلیل ترس از استاپم آشنا نبودن با کلیات سیستمم و انتظاراتیه که میبایست ازش میداشتم بود و بعد تسلط روی سیستمم 90 درصد مشکلات روانشناسیم اتوماتیک از بین رفت)
3-اینکه بیش از حد خودم رو با بقیه مقایسه میکردم (فک میکردم همه راست میگن و خدای مارکتن و فقط منم که دارم درجا میزنم و این موضوع ناامیدم میکرد. بعدتر که گرگ تر شدم فهمیدم 90 درصد مواقع کسایی که حرف و ادعایی داشتن کاملا دروغ و خیالی بود)
4-به کیس استادی بک تست و فوروارد تست اعتقادی نداشتم و دیتا از سیستمم جمع نمیکردم و فکر میکردم چشمی میتونم تجربه کسب کنم (که باز بدجوری سر این باورم کوبیده شدم و مارکت یادم داد ضعیف ترین جوهرها از قوی ترین ذهن ها موندگار ترن :laughing: )
5-به جای تمرکز روی پروسه همش به فکر لایف استایل استخری و نتیجه نهایی بودم جوری که همش دنبال میان بر میگشتم (که باز طبق معمول کوبیده شدم و صبر و ثبات و پیشرفت تدریجی رو یاد گرفتم طوری که سرلوحه زندگیم شد و حتی آیدیم هم از اون گرفته شده. کایزن به معنای کمی بهتر از دیروز و رشد تدریجی کوچیک اما با ثباته)

5 لایک کرده