خدا و ترید؛ جستجوی معنا در روزهای منفی بازار زندگی

سلام دوستان

احساس می‌کنم زندگی چه در ایران چه در هرجای جهان، بعد از اینکه سنی ازتون می‌گذره خیلی یکنواخت میشه و دوپامینی که لذتهای مختلف تو شما ترشح میکنن مثل یک روند نزولی کریپتو یا خیلی از رمزارزها که تو جوونی حماقت کردم و خریدمشون، پایین و پایین تر میان.

زندگی از یک جایی به بعد تبدیل به بازاری میشه که فقط فروشنده‌ها توش فعالیت دارن و هیچ خریداری نمیاد چیزی بخره تا قیمتو حتی یه ذره ببره بالا. نه زن، نه پول، نه ماشین و نه سودهای کلفت تو معامله‌های بی‌خود دیگه راضیم نمیکنه.

حتی دیگه وقتی اتفاقی سود می‌کنم تو بازاری که همه پیش‌بینی می‌کرد با کله میخوره رو زمینم حس قبلی رو بهم نمیده. هر چیم اندیکاتورهای مختلف رو بازار زندگیم نصب می‌کنم هیچ کدوم هیچ سیگنالی برای یه پوزیشن درست و حسابی بهم نمیده تا زندگیم معنا دار بشه.

حالا البتته جنگم بی تاثیر نیست ولی حس کردن بهترین استاد ترید و زندگی کسی جز خدا نیست و هیچ پلتفرمی به جز پلتفرم خدا نمیتونه کار منو راه بندازه

سوالم این بود که بنظرتون

خدا وجود داره؟

وقتی با تمام اتفاقات عجیب در ایران ما هنوز هستیم به نظرم خدا هست و تازه خیلی قدرت داره

درود بر تو

این بهترین چیزی بود که میتونستم تو این روزا بخونم

اخه داستان اینه که بمیریم هم باز خدا هست

محدود به این دنیا نیست بنظرم

ممنون از لطفتون

حالا بنظرتون خدا وجود داره یا نه؟

خب اخه چرا هدفش اینه؟

باور کن تمام امید من به همین یه جمله هست،

« خدا هست» ، در غیر این صورت دو ریال این دنیا ارزش سختی کشیدن نداره

وای درود بر شرفت!!!

فیلم Life of Pi ببینین، کمک میکنه.

به نظرم هر فرد خودش دلیل ناراحتی و افسردگی و ناامیدی است.
مطمئن باشید در بیرون به جواب نمیرسید.

بلکه نیاز هست به درونتون سفر کنید.
با خدای خودتون حرف بزنید…

انشاالله نور امیدی بر قلبتون بتابه.
آرزوی بهترین ها رو برای شما دارم.

دنبال پیدا کردن هیجان و معنا تو زندگی هستی تجربه کردن فعالیت‌های جدید، یادگیری مهارت‌های تازه، یا کمک به دیگران می‌تونه به ایجاد حس هدفمندی و تازگی در زندگی کمک کنه وضعیت ایران پیچیدست اما نباید بزاری شرایط باعث ناامیدی، تسلیم و در نهایت ناآگاهی بشه.

در خصوص اینکه خدا وجود داره باید نشانه هایی رو که می‌بینید حس کنید نظم موجودات زنده و طبیعت رو ببر زیر سوال تا از وجودش مطمئن بشی.

موافقم!

ممنون از راهنماییتون

ممنون از شما دوست عزیز

در چه مورده فیلمه؟

در مورده یه داستانیه که توش خدارو پیدا میکنین

نه عزیز خدا رو پیدا نمیکنن

فقط یک درک شخصی برای شخصیت اول ایجاد میشه

لینک دانلود :backhand_index_pointing_down:

https://dls7.iran-gamecenter-host.com/DonyayeSerial/movies/2012/tt0454876/SoftSub/Life.of.Pi.2012.720p.BluRay.SoftSub.YIFY.DonyayeSerial.mkv

-همین که از بیرون ناامید شدید عالیه وبهترین کار اینه که از خودش بخایید که خودش رو بهتون نشون بده
و مطمعن باشید اگر واقعا خواهان این کار باشید قطعا پیداش میکنید.

-اگر دنبال لذت واقعی میگردید پیشنهاد میکنم که گزینه هیچ شدن و هیچ نخاستن رو امتحان کنید.باور کنید که لذتی بالاتر ازش وجود نداره
تمام رنج و درد ما از خاستن میاد.شما دنبال دوپامین نباشید چون دیفالت همه چیز دوپامینه و اون خاستنه مانعش میشه.
فقط یک هفته امتحان کنید
هیچی نخایید
هر چیزی که هست رو بپذیرید
و هر اتفاقی افتاد به خودتون بگید این همون اتفاقی هست که باید میفتاد

سخته چون ذهن ممانعت میکنه و چون تمام اینها پایانی بر خودش هست اذیت میکنه ولی شما اهمیتی ندید و خودتون بعد از یک هفته تغییرات حالتون رو

سلام دوست عزیز

احساس شما در یک کلام اینه که هیچ چیزی انگار دیگه شما را خوشحال نمیکنه چرا که فکر می کردید اگر فلان چیز رو داشته باشم به آرامش میرسم در حالی این دنیا اصلا این گونه نیست و ما همیشه در هر لول از سطح زندگی چه فقیر چه پولدار از مشکلی به مشکل دیگر میرسیم ، خدا به حضرت موسی گفت به قوم خود بگو من در این دنیا آسایش قرار ندادم ، خدا در آیه 64 سوره عنکبوت می فرماید این دنیا چیزی جز بازی و سرگرمی نیست و زندگی واقعی سرای آخرت است اگر می دانستند

اینکه میگید آیا خدا وجود داره یانه بستگی به توجه ما به خدا داره اینکه ما چقدر در زندگیمون خدا وجود داره اصلا به خدا اهمیت میدیم خدا از ما چی خواسته اصلا هدف چی بوده میرسیم به این شعر معروف از مولانا :

روزها فکر من این است و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم

از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود
به کجا می‌ روم آخر ننمایی وطنم

مرغ باغ ملکوتم نِیم از عالم خاک
چند روزی قفسی ساخته‌ اند از بدنم

قلب ما در اثر گناهان و بی توجهی به خدا زنگار میگیره و تنها راه پاک کردن این زنگار ارتباط مداوم و با حضور قلب به خداست ( انجام واجبات ، ترک محرمات ) ، کمک کردن با دست خودتون به نیازمندان ، فقیران و یتیمان به صورت خالصانه و در پنهانی ترین حالت و در کل کار خیر ، گاهی سر زدن به مزار رفتگان

وقتی از خدا دور میشیم دیگر هیچ چیزی خوشحالمان نمی کند و افسرده ایم حتی اگر در رفاه کامل باشیم انگار چیزی کم داریم مثل بعضی از افراد که پولدار هستن ولی کارشان به خودکشی رسید و در مقابل بعضی از افراد که خدا با تمام وجود در زندگیشان جاری بود با اینکه وضع مالی خوبی نداشتن ولی بی نهایت آرامش داشتند مثل آیت الله بهجت و شیخ رجبعلی خیاط و …

به نظرم منطقی ترین دیدگاه به این گونه مسائل رو بودا داره و بحث تناسخ خیلی جالب و منطقی‌تر از دیدگاه های دیگه در رابطه با خدا و جهان هستیه . . .

و همچنین دیدگاه شعرا و عارف های ایرانی از جمله خیام نیشابوری ،مولانا و حافظ . . .

این کوزه چو من، عاشق زاری بوده است

در بند سر زلف نگاری بوده‌ست

این دسته که بر گردن او می‌بینی

دستی‌ست که برگردن یاری بوده‌ست

هر ذره که در خاک زمینی بوده است

پیش از من و تو تاج و نگینی بوده است

گرد از رخ نازنین به آزرم فشان

کانهم رخ خوب نازنینی بوده است

گویند کسان بهشت با حور خوش است

من میگویم که آب انگور خوش است

این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار

کاواز دهل شنیدن از دور خوش است

گویند مرا که دوزخی باشد مست

قولیست خلاف دل در آن نتوان بست

گر عاشق و میخواره بدوزخ باشند

فردا بینی بهشت همچون کف دست

می لعل مذابست و صراحی کان است

جسم است پیاله و شرابش جان است

آن جام بلورین که ز می خندان است

اشکی است که خون دل درو پنهان است

من هیچ ندانم که مرا آنکه سرشت

از اهل بهشت کرد یا دوزخ زشت

جامی و بتی و بربطی بر لب کشت

این هر سه مرا نقد و ترا نسیه بهشت

ادامه رباعیات 1-50 خیام نیشابوری

تشکر از شما بابت پیشنهاد

عه!!! شما فیلم دیگه‌ای هم میشناسین در این رابطه؟