خدا و ترید؛ جستجوی معنا در روزهای منفی بازار زندگی

سلام دوستان

احساس می‌کنم زندگی چه در ایران چه در هرجای جهان، بعد از اینکه سنی ازتون می‌گذره خیلی یکنواخت میشه و دوپامینی که لذتهای مختلف تو شما ترشح میکنن مثل یک روند نزولی کریپتو یا خیلی از رمزارزها که تو جوونی حماقت کردم و خریدمشون، پایین و پایین تر میان.

زندگی از یک جایی به بعد تبدیل به بازاری میشه که فقط فروشنده‌ها توش فعالیت دارن و هیچ خریداری نمیاد چیزی بخره تا قیمتو حتی یه ذره ببره بالا. نه زن، نه پول، نه ماشین و نه سودهای کلفت تو معامله‌های بی‌خود دیگه راضیم نمیکنه.

حتی دیگه وقتی اتفاقی سود می‌کنم تو بازاری که همه پیش‌بینی می‌کرد با کله میخوره رو زمینم حس قبلی رو بهم نمیده. هر چیم اندیکاتورهای مختلف رو بازار زندگیم نصب می‌کنم هیچ کدوم هیچ سیگنالی برای یه پوزیشن درست و حسابی بهم نمیده تا زندگیم معنا دار بشه.

حالا البتته جنگم بی تاثیر نیست ولی حس کردن بهترین استاد ترید و زندگی کسی جز خدا نیست و هیچ پلتفرمی به جز پلتفرم خدا نمیتونه کار منو راه بندازه

سوالم این بود که بنظرتون

خدا وجود داره؟

4 لایک کرده

نشون دادی یک ادم با درک و منطق هستی

خوشم اومد!

3 لایک کرده

وقتی با تمام اتفاقات عجیب در ایران ما هنوز هستیم به نظرم خدا هست و تازه خیلی قدرت داره

2 لایک کرده

راجع به فلسفه ی خدا!

اون چیزی که در تصور همه هست وجود نداره.اون قدرتی که مهربونه بخشنده و دلسوزه!این تخیل هست!

منظور من از ساختار همون خدای شماست ولی اون مهربون و بخشنده نیست اون اتفاقا ضعیف کشه و به قدرت و تعادلی که ساختارش را بر هم نزنه احترام میگذاره!

شما میگید خدا من اسمی روش نمیگذارم !چون از سطح درک من انسان خارج هست!

اون عاشق تغییر و تحوله!

اگر مجبور بشه موجودات را توی تئوری اشوب میبره!ضعیفترها حذف میشوند و قویترها میمانند .

در هر بی نظمی نظمی به وجود میاره!

هدف اون خدا یا از دید من ساختار فقط بقا و نسل اینده پیشرفته تره!

ما برای بقای نسل اینده فدا میشیم.ما مهم نیستیم نسل اینده ی ما مهمه!

ما موجودات زنده نقش سلولهای زنده را در یک بدن بزرگتر بازی میکنیم.هر سلولی که میمیره نسل جدید جایگزین میشوند!

به هیچ عنوان کسی که نظم این ساختار را بر هم بزنه را تحمل نمیکنه و بی رحمانه حذفش میکنه!

بر عکس

کسی که بتونه باعث ارتقا و پیشرفت این نظم ساختاری بشه به شدت به او احترام میگذاره و حمایتش میکنه!

ولی اینکه کسی بخواهد به نظم و ارتقای این ساختار کمک کنه! یک نوع بردگی و بازیچه شدن برای یک قدرت بیرحمه!

4 لایک کرده

درود بر تو

این بهترین چیزی بود که میتونستم تو این روزا بخونم

1 لایک کرده

اخه داستان اینه که بمیریم هم باز خدا هست

محدود به این دنیا نیست بنظرم

2 لایک کرده

ممنون از لطفتون

حالا بنظرتون خدا وجود داره یا نه؟

خب اخه چرا هدفش اینه؟

باور کن تمام امید من به همین یه جمله هست،

« خدا هست» ، در غیر این صورت دو ریال این دنیا ارزش سختی کشیدن نداره

3 لایک کرده

وای درود بر شرفت!!!

1 لایک کرده

فیلم Life of Pi ببینین، کمک میکنه.

1 لایک کرده

به نظرم هر فرد خودش دلیل ناراحتی و افسردگی و ناامیدی است.
مطمئن باشید در بیرون به جواب نمیرسید.

بلکه نیاز هست به درونتون سفر کنید.
با خدای خودتون حرف بزنید…

انشاالله نور امیدی بر قلبتون بتابه.
آرزوی بهترین ها رو برای شما دارم.

4 لایک کرده

دنبال پیدا کردن هیجان و معنا تو زندگی هستی تجربه کردن فعالیت‌های جدید، یادگیری مهارت‌های تازه، یا کمک به دیگران می‌تونه به ایجاد حس هدفمندی و تازگی در زندگی کمک کنه وضعیت ایران پیچیدست اما نباید بزاری شرایط باعث ناامیدی، تسلیم و در نهایت ناآگاهی بشه.

در خصوص اینکه خدا وجود داره باید نشانه هایی رو که می‌بینید حس کنید نظم موجودات زنده و طبیعت رو ببر زیر سوال تا از وجودش مطمئن بشی.

2 لایک کرده

موافقم!

ممنون از راهنماییتون

1 لایک کرده

ممنون از شما دوست عزیز

در چه مورده فیلمه؟

1 لایک کرده

در مورده یه داستانیه که توش خدارو پیدا میکنین

2 لایک کرده

نه عزیز خدا رو پیدا نمیکنن

فقط یک درک شخصی برای شخصیت اول ایجاد میشه

لینک دانلود :backhand_index_pointing_down:

https://dls7.iran-gamecenter-host.com/DonyayeSerial/movies/2012/tt0454876/SoftSub/Life.of.Pi.2012.720p.BluRay.SoftSub.YIFY.DonyayeSerial.mkv

-همین که از بیرون ناامید شدید عالیه وبهترین کار اینه که از خودش بخایید که خودش رو بهتون نشون بده
و مطمعن باشید اگر واقعا خواهان این کار باشید قطعا پیداش میکنید.

-اگر دنبال لذت واقعی میگردید پیشنهاد میکنم که گزینه هیچ شدن و هیچ نخاستن رو امتحان کنید.باور کنید که لذتی بالاتر ازش وجود نداره
تمام رنج و درد ما از خاستن میاد.شما دنبال دوپامین نباشید چون دیفالت همه چیز دوپامینه و اون خاستنه مانعش میشه.
فقط یک هفته امتحان کنید
هیچی نخایید
هر چیزی که هست رو بپذیرید
و هر اتفاقی افتاد به خودتون بگید این همون اتفاقی هست که باید میفتاد

سخته چون ذهن ممانعت میکنه و چون تمام اینها پایانی بر خودش هست اذیت میکنه ولی شما اهمیتی ندید و خودتون بعد از یک هفته تغییرات حالتون رو

2 لایک کرده

سلام دوست عزیز

احساس شما در یک کلام اینه که هیچ چیزی انگار دیگه شما را خوشحال نمیکنه چرا که فکر می کردید اگر فلان چیز رو داشته باشم به آرامش میرسم در حالی این دنیا اصلا این گونه نیست و ما همیشه در هر لول از سطح زندگی چه فقیر چه پولدار از مشکلی به مشکل دیگر میرسیم ، خدا به حضرت موسی گفت به قوم خود بگو من در این دنیا آسایش قرار ندادم ، خدا در آیه 64 سوره عنکبوت می فرماید این دنیا چیزی جز بازی و سرگرمی نیست و زندگی واقعی سرای آخرت است اگر می دانستند

اینکه میگید آیا خدا وجود داره یانه بستگی به توجه ما به خدا داره اینکه ما چقدر در زندگیمون خدا وجود داره اصلا به خدا اهمیت میدیم خدا از ما چی خواسته اصلا هدف چی بوده میرسیم به این شعر معروف از مولانا :

روزها فکر من این است و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم

از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود
به کجا می‌ روم آخر ننمایی وطنم

مرغ باغ ملکوتم نِیم از عالم خاک
چند روزی قفسی ساخته‌ اند از بدنم

قلب ما در اثر گناهان و بی توجهی به خدا زنگار میگیره و تنها راه پاک کردن این زنگار ارتباط مداوم و با حضور قلب به خداست ( انجام واجبات ، ترک محرمات ) ، کمک کردن با دست خودتون به نیازمندان ، فقیران و یتیمان به صورت خالصانه و در پنهانی ترین حالت و در کل کار خیر ، گاهی سر زدن به مزار رفتگان

وقتی از خدا دور میشیم دیگر هیچ چیزی خوشحالمان نمی کند و افسرده ایم حتی اگر در رفاه کامل باشیم انگار چیزی کم داریم مثل بعضی از افراد که پولدار هستن ولی کارشان به خودکشی رسید و در مقابل بعضی از افراد که خدا با تمام وجود در زندگیشان جاری بود با اینکه وضع مالی خوبی نداشتن ولی بی نهایت آرامش داشتند مثل آیت الله بهجت و شیخ رجبعلی خیاط و …

3 لایک کرده

به نظرم منطقی ترین دیدگاه به این گونه مسائل رو بودا داره و بحث تناسخ خیلی جالب و منطقی‌تر از دیدگاه های دیگه در رابطه با خدا و جهان هستیه . . .

و همچنین دیدگاه شعرا و عارف های ایرانی از جمله خیام نیشابوری ،مولانا و حافظ . . .

این کوزه چو من، عاشق زاری بوده است

در بند سر زلف نگاری بوده‌ست

این دسته که بر گردن او می‌بینی

دستی‌ست که برگردن یاری بوده‌ست

هر ذره که در خاک زمینی بوده است

پیش از من و تو تاج و نگینی بوده است

گرد از رخ نازنین به آزرم فشان

کانهم رخ خوب نازنینی بوده است

گویند کسان بهشت با حور خوش است

من میگویم که آب انگور خوش است

این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار

کاواز دهل شنیدن از دور خوش است

گویند مرا که دوزخی باشد مست

قولیست خلاف دل در آن نتوان بست

گر عاشق و میخواره بدوزخ باشند

فردا بینی بهشت همچون کف دست

می لعل مذابست و صراحی کان است

جسم است پیاله و شرابش جان است

آن جام بلورین که ز می خندان است

اشکی است که خون دل درو پنهان است

من هیچ ندانم که مرا آنکه سرشت

از اهل بهشت کرد یا دوزخ زشت

جامی و بتی و بربطی بر لب کشت

این هر سه مرا نقد و ترا نسیه بهشت

ادامه رباعیات 1-50 خیام نیشابوری

1 لایک کرده