وایکوف سبک مادره و ریشه در تموم سبکا داره
با هر سبک دیگه ای میتونی کار کنی بستگی به انتظارات خودت داره.
من خودم شخصا هم با البروکس هم با RTM در کنار وایکوف کار میکنم
وایکوف سبک مادره و ریشه در تموم سبکا داره
با هر سبک دیگه ای میتونی کار کنی بستگی به انتظارات خودت داره.
من خودم شخصا هم با البروکس هم با RTM در کنار وایکوف کار میکنم
فرض کنیم قیمت به نقدینگی روزانه رسیده اما کندل در تایم فریم روزانه بسته نشده در تایم های پایین تر دنبال تاییدیه هستیم و در تایم فریم یکساعته انتظار داریم قیمت به اوردر بلاک واکنش نشون بده اما در تایم فریم یکساعته کندلی که بالای اوردربلاک بسته بشه نداریم.قیمت در ناحیه دیسکانت است و در محدوده ote و انتظار صعود قیمت را داریم.اگر ما در فاز c قرار داشته باشیم و اسپرینگ داشته باشیم و اسپرینگ در محدوده ote باید در تایم فریم یک دقیقه ورود با fvg در این نقطه منطقی است یا نه؟میتوان به چنین مواردی رسید که در پایینترین نقطه ممکن ورود کرد؟
فعلا یک شماتیک و هزار داستان!![]()
تایم 5دقیق رو هم بفرست بیزحمت
همونجای چارت
کاملا مخالفم و اصلا طرز تفکر مون شبیه هم نیست دوست عزیز
اره میشه.
من خودم تو اینجور مواقع از ورود کندلی البروکس استفاده میکنم
سؤال خیلی خوبیه؛ «قورت دادن وایکوف» یعنی از حالت تئوری خارجش کنی و به ابزار تصمیمگیری روزانه تبدیلش کنی. واقعیت اینه که Richard D. Wyckoff یه فریمورک میده، نه سیگنال آماده. اگه درست بخونیش، کنار ICT هم خیلی خوب میشینه.
هستهی وایکوف سه تا قانون و یک چرخهست:
قانون عرضه/تقاضا
قانون علت/معلول
قانون تلاش/نتیجه
چرخهها: Accumulation → Markup → Distribution → Markdown
تا اینو نفهمی، هرچی اسم فاز و رویداد حفظ کنی فایده نداره.
بجای غرق شدن در اصطلاحات:
ساختار رنج (جایی که بازار درجا میزنه)
شکستهای فیک (Spring/UTAD)
ورود پول هوشمند (Volume + Reaction)
۸۰٪ کار همیناست.
Michael J. Huddleston (ICT) خیلی از مفاهیم وایکوف رو:
عملیاتیتر کرده
تایمینگ داده (Killzone، Liquidity grab)
نقطه ورود دقیقتر داده
ولی حواست باشه:
ICT = ابزار اجرا
Wyckoff = منطق پشت بازار
اگر اینو قاطی کنی، ذهنت شلوغ میشه.
یه پلن ساده و واقعی:
سناریو خرید (لانگ):
بازار در رنج → احتمال Accumulation
یک Spring زیر کف
برگشت سریع داخل رنج
شکست ساختار کوتاهمدت
ورود: بعد از تایید برگشت
استاپ: زیر لو
تارگت: سقف رنج یا شروع مارکآپ
رنج در سقف → Distribution
یک UTAD بالای سقف
برگشت داخل
شکست ساختار نزولی
دنبال اینن که «این فاز دقیقا چیه؟»
به جای اینکه بپرسن: پول بزرگ الان چی کار میکنه؟
وایکوف زبان بانکهاست، نه اسمگذاری فازها.
۱۰۰ تا چارت قدیمی رو برو
خودت فازها رو علامت بزن
بعد ببین واقعا چی شده
اینجا مغزت «الگو» میسازه، نه با دیدن دوره.
اگر بخوام خیلی خلاصه بگم:
وایکوف رو نمیخونی که حفظ کنی،
میخونی که «رفتار بازار» رو بفهمی.
و مسیر پیشنهادی:
وایکوف = درک مارکت
ICT = اجرای دقیق
تمرین = تبدیل به مهارت
ممنونم امید جان.انگیزه ام چند برابر شد
دومین شماتیک
این مدل دوم از روش انباشت،حالتی را توصیف می کند که در آن رویداد آزمون (Test)در فاز C به کف های ساختار نمی رسد.
ویژگی ها و دلایل:
-هدف قیمت این است که به منطقه نقدینگی سر بزند،اما معامله گران بزرگ با ورود تهاجمی در خرید از کاهش بیشتر قیمت جلوگیری می کنند.
-آنها اجازه نمیدهند قیمت به سطوح پایینتر برسد تا هیچکس نتواند در قیمت های پایینتر خرید کند.
پیچیدگی در شناسایی:
-این نوع محدوده های معاملاتی شناسایی سخت تری دارند،زیرا اقدام shakeout (حرکت شدید نزولی)اتفاق نمی افتد و این موضوع باعث کاهش اعتماد به رویکرد صعودی میشود.
مناطق کلیدی معاملاتی:
۱-پتانسیل spring:
• اولین منطقه معاملاتی در پتانسیل spring قرار دارد.
•هنگام خرید در یک LPS(آخرین نقطه حمایت)همیشه شک وجود دارد که قیمت،به احتمال زیاد ابتدا منطقه پایین را برای توسعه spring بازدید کند.
۲-شکست محدوده:
• اولین نشانه قدرت صعودی که منجر به شکست محدوده می شود،معمولا از دست میرود.
۳-BUEC(بازگشت به لبه جریان)
• تنها فرصت خرید واقعی در این نوع ساختار،در BUEC است.
• در این نقطه باید توجه بیشتری داشته باشید تا بهترین نقطه ورود به معاملات خرید را پیدا کنید.
این مدل دوم،به دلیل نرسیدن قیمت به کف ساختار و نبود نشانه های قوی از shakeout،تحلیل و تصمیم گیری را پیچیده تر می کند.معامله گران باید در مناطق بازگشت(BUEC)تمرکز کنند تا از فرصت های معاملاتی بهره ببرند.
خب من یه توضیح ای درمورد این که خودم شخصا به چه صورت از مفاهیم وایکوف در کنار سبک های دیگه استفاده میکنم.
صرفا از وایکوف به عنوان چهارچوب بندی و شناخت ساختار استفاده میکنم نه ورود. وقتی چارت رو نگاه میکنم سعی میکنم با ساختار وایکوف بفهمم تو چه فاز و سایکلی هستیم تا تصمیماتم رو نصبت به نوع روند بازار فیلتر کنم.
بعد از اینکه ساختار بازار مشخص شد شروع به نگاه کردن بازار از طریق مفاهیم RTM میکنم تا چند موضوع رو برسی کنم
۱. کجای بازار قرار داریم و کجا احتمالش هست بریم
۲. تارگت های احتمالی
۳. اردر های جا مونده و نقاط تمیز عرضه و تقاضا
۴. ردیابی سفارشات از طریق FL های سلمان
بعد از دیدن مناطق کلیدی تو لحظه حال مارکت رو بر اساس مفاهیم البروکس میرم جلو تا کندل به کندل چک کنم و تاییدیه بگیرم بر اساس سناریویی که تحلیل بهم گفته. اینجا جاییه تایید میکنه این سناریو درست بوده یا غلط.
البته این مورد هم اضافه کنم TP بر اساس اتفاقات در لحظه امکان جابجایی داره.
کلام اخر وایکوف یک ساختار هست بیشتر که میتونه فریم بده به دیدگاه بازار.
یه سوال. در کل خود سبک وایکوف نواحی مهم عرضه تقاضای مخوص خودش رو هم داره ؟ یا فقط ساختار شناسیه؟
مثلا عین گره های ار تی ام یا نواحی رعضه تقاضای سم سیدن یا بلاکای ایستی و چنین نواحی
عرضه و تقاضا رو سم سیدن یا سایدن از همین وایکوف استخراج کرده
نواحی ساختار وایکوف همون نواحی کلاسیک هست و با حجم برسی میشه
صرفا زیاد به کار من نمیاد چون با RTM نواحی داینامیک تری میتونم پیدا کنم
پس یعنی خودت اومدی و ساختار و سایکل ها و اینا رو کلا از وایکوف گرفتی که مسیر کلی رو پیدا کنی . و واسه پیدا کردن نواحی دقیقتر چرخش و اون انتهای حرکات فاز ها و.. و پیدا کردن جزئی تر مسیر از از تی ام استفاده کردی
در مورد البورکسم گفتی ولی من حس میکنم همون ار تی ام هم خودش تاییدیه ها و نقاط دقیقی داره که اصن خیلی به البروکسم شاید نیاز پیدا نکنی چون اون خیلی ریز میشه تو قدرت و ضعف کندلا (البته بازم سیستم خودته و خودت بهتر میدونی) در کل دیدگاه جالی بود دمت گرم
معمولا در چه فازی ورود میکنی؟
سبک ict نسبت به rtm چه نقاط ضعفی داره؟
اره درسته این استدلالت
درمورد البروکس باید بگم ار تی ام تو لایو بازار و لحظه حال کمی ضعف داره و برا اینکه بتونم نقاط ورود رو از دست ندم کندل به کندل البروکس هم چک میکنم ولی ار تی ام بیشتر از البروکس نقش داره برام