«یک تناقضِ جالب اینجاست: کازینوها روز به روز و سال به سال سودِ پایداری به دست میآورند، در حالی که نتیجه ی هر دستِ بازی، کاملاً تصادفی است. از طرف دیگر، بیشتر معامله گران معتقدند که بازار غیرتصادفی است، اما نمیتوانند سودِ پایداری تولید کنند. مگر نباید یک نتیجه غیرتصادفی، نتایجِ پایدار بدهد و یک نتیجه تصادفی، نتایجِ ناپایدار؟
اما واقعیت این است: رویدادهایی که نتایجِ احتمالی دارند، اگر شانس به نفعِ شما باشد و تعدادِ معاملات (حجمِ نمونه) به اندازهیِ کافی بزرگ باشد، میتوانند نتایجِ پایداری تولید کنند. رازی که صاحبانِ کازینو و بهترین معامله گران میدانند، اما معامله گر معمولی درکش برایش دشوار است، همین است. آنها نتیجه هر رویدادِ منفرد را پیشبینی نمیکنند؛ بلکه به برتریِ آماریِ خود در بلندمدت ایمان دارند و میدانند که اگر به اندازهوکافی تکرار شود، سودِ پایدار به دست میآید.»
تا وقتی ذهنت درگیر ترس از نتیجه ی معامله باشد، مدام درگیری داری و نمیتوانی از تحلیل هایت استفاده کنی. اما اگر بتوانی به جایی برسی که رفتار بازار روی ذهنت تأثیر نگذارد، این درگیری از بین میرود و همهدچیز برایت راحت میشود.
سؤال اصلی اینجاست: چطور میتوانی بدون اینکه بترسی، ریسک کنی، در حالی که میدانی ممکن است پولت را از دست بدهی؟
جواب این است: اشتباه و ضرر را به عنوان بخشی از بازی بپذیری، نه اینکه آنها را شکستِ خودت بدانی. وقتی یک معامله ضرر میکند، یعنی آن معامله ضرر کرده، نه اینکه تو آدمِ شکست خورده و بدبختی هستی
دقیقا مشکل خیلی از تریدرها همین فاصله بین دانستن و اجرا کردنه ممکنه طرف تحلیلش کاملا درست باشه ولی موقع ورود یا بعد از ورود ترس و طمع و عجله همه چیز رو خراب کنه
به نظرم توی ترید قرار نیست ذهنمون رو کاملا از احساسات خالی کنیم باید کاری کنیم که احساسات نتونن تصمیمی که از قبل گرفتیم رو تغییر بدن چون در نهایت چیزی که نتیجه میسازه اجرای درست سیستم و مدیریت ریسکه نه صرفا تحلیل خوب
دقیقا همینجاست که خیلی از تریدرها گیر میکنن چون دنبال قطعیت توی بازاری هستن که ذاتا هیچ قطعیتی نداره وقتی بپذیری که نمیدونی معامله بعدی چی میشه دیگه هر ضرر قرار نیست تبدیل به فاجعه بشه و هر سودی هم قرار نیست باعث اعتماد به نفس کاذب بشه در نهایت چیزی که تریدر رو سرپا نگه میداره مدیریت انتظار و اجرای درست پلنه نه پیش بینی آینده
معاملهگری یکی از چالشبرانگیزترین مشاغل است، زیرا معاملهگران مرتبا با شرایطی روبرو میشوند که کنترلی بر آنها ندارند. پژوهشهای روانشناختی نشان میدهد که یکی از پایههای مهم اعتمادبهنفس، خود-کارآمدی (Self-Efficacy) است، ادراکی که ما میتوانیم پیامدهای مهم برای خود را کنترل کنیم. اما چگونه میتوانیم در معاملهگری اعتمادبهنفس را حفظ کنیم، در حالی که نمیتوانیم سودآوری روزانه را کنترل کنیم؟
شما چگونه معامله میکنید را کنترل میکنید؛ بازار کنترل میکند که کی و چقدر به شما پاداش دهد.
· اعتمادبهنفس یعنی انتظار بهترین را نداشتن، بلکه از ته دل دانستن که میتوانید بدترین شرایط را مدیریت کنید.
· اعتمادبهنفس از درست بودن همیشگی نمیآید؛ از جان سالم به در بردن از بارها اشتباه کردن میآید.
· اعتمادبهنفس، غرور یا خوشبینی سطحی نیست؛ این حس آرامِ «من اینجا بودهام؛ من میتوانم این را مدیریت کنم» است.
مرحله ۱: برنامه ضرر (Plan for Losing) خود را بنویسید.
· حد ضرر (Stop-Loss) خود را مشخص کنید (برنامه شما برای یک معامله ضررده).
· بعد از چند روز ضررده، حجم معاملات را کاهش دهید و روی معاملات با بالاترین احتمال موفقیت تمرکز کنید.
· معاملات ضررده و دورههای ضررده را مانند دوره آموزشی سخت (Ranger School) خود در نظر بگیرید که شما را برای شرایط سخت آماده میکند.
مرحله ۲: نامه تأمل (Memo to Self) بنویسید.
هر بار که یک اشتباه بزرگ در معامله مرتکب شدید، یک نامه مفصل به خودتان بنویسید که شامل این سه بخش باشد:
· ۱. چه اشتباهی رخ داد؟
· ۲. چرا این اشتباه رخ داد؟
· ۳. برای جلوگیری از تکرار آن در آینده چه خواهید کرد؟
مرحله ۳: پاسخگویی (Accountability) ایجاد کنید.
این نامه را برای یک همتای معاملاتی معتمد بفرستید و از او بخواهید که شما را برای اجرای برنامه پاسخگو نگه دارد. به این ترتیب، هر اشتباه بزرگ به یک کاتالیزور برای تغییر معنادار تبدیل میشود.
مرحله ۴: سناریوهای بدترین شرایط را ذهنی تمرین کنید.
ذهناً تمرین کنید که چگونه یک معامله ضررده بزرگ، یک روز ضررده، یک هفته یا ماه ضررده را مدیریت خواهید کرد. آمادهسازی و تمرین، استرس را به پریشانی تبدیل نمیکند و اعتمادبهنفس را حفظ میکند.
هر معاملهگری به یک برنامه برای ضرر کردن نیاز دارد. ضررهای شما و دورههای ضررده، آزمایشهای آتشینی هستند که تابآوری و اعتمادبهنفس را میسازند. بحرانها فرصتهایی برای تغییر هستند؛ شما باید با آمادهسازی برای هر چیزی که ممکن است اشتباه پیش برود، آن فرصت را پیدا کنید.
درسته ،البته این احساسات به چند معامله قبلش هم بستگی داره،اگر چند معامله سود کرده باشه توی یه حالت ذهنی قرار میگره و اگه چند معامله ضررده باشه توی یه حالت ذهنی دیگه.بهترین عملکرد زمانی بدست میاد تو لحظه حال باشیم و کار سختیه چون ذهن انسان عادت داره همه چیزو بهم ربط بده تا نیتجه گیری کنه بر اساس اطلاعاتی که تو ذهنش داره
بعد از چندتا برد ذهن آدم سریع اعتماد به نفس کاذب میگیره و بعد از چندتا ضرر هم ممکنه دنبال جبران باشه در حالی که بازار اصلا کاری به نتیجه معاملات قبلی ما نداره
اینکه بتونی هر معامله رو مستقل از قبلی ببینی و فقط بر اساس شرایط همین لحظه تصمیم بگیری واقعا یه مهارت مهمه و شاید یکی از تفاوت های اصلی تریدر باتجربه با تازه کار همین باشه