بررسی تفاوت های استراتژی سم سایدن و البروکس

نمیدونم درست هست که این دو تا رو مقایسه کرد یا نه ولی نظرتون رو بگین برای تریدر هایی که میخوان یاد بگیرن کدوم یکی از این دو تا بهتر هستن؟

فکر میکنم تمرکز سم روی ناحیه های حمایت و مقاومت و آنالیز قدرت اون محدوده هاست که آیا مثل برخوردهای قبلی توانایی دارن یا امکان شکسته شدنشون هست

برای درک و تشخیص شکست های صحیح از فیک میتونه کمک کننده باشه

تمرکز عمو ال هم روی تقسیم بندی حرکت و توضیح چرخه های قیمتی و تفکیک روندهای اصلی و اصلاحی و تشخیص پایان یک چرخه یا ادامه اش هست

به نظرم مطالعه هر دو میتونه در کنار هم خوب باشه و چون در یک فاز نیستن نمیشه گفت کدوم خوبه،کدوم بد

خیلی مفید بود، ممنون.

ولی برای یه تریدر صفر کیلومتر بنظر من البروکس قطعا گزینه مناسب تریه.

کتاب های البروکس رو گرفتم تا مطالعه کنم

مشکلی که من باهاشون داشتم اینه که خیلی توضیحات زیادی میده

به نظرم برای کسی که صفر کیلومتر هست،سردرگمی میاره و برای فردی که کارکرده باشه حوصله سربر هست

هر کتابش حدود ۳۰۰تا۶۰۰ صفحه هست

کورس های تصویری رو ندیدم و نمیتونم بگم چجوری هستند

خوبیش اینه که بازار رو به ۳فاز اسپایک کانال رنج تقسیم کرده و باز به نظر من یادگیری ترید در هر ۳فاز برای همه لازم نیست.اگر کسی بتونه در یک فاز مستر بشه عالیه

مثلا پورصمدی توی اسپایک مستر هست و خودش همیشه میگه که اسپایک تریدره

3 کتاب آخر بروکس از روی کورس 2018 هست و نسبت به ویدیوها توضیح خیلی بیشتری داده ولی من خودم با ویدیو هاش شروع کردم چون راحت تر از کتابش میشه فهمید و بنظرم کتاب هاش مکمل ویدوهاشه ولی خود ویدیو ها هم انقدری مطلب داره که برای چند سال اول ترید کافی باشه

یه دوره ای که من ازش دارم خیلی طولانیه حدود 120 قسمته. کلا حرف زیاد میزنه انگار😁

منم همینطور، تا ویدیو نباشه کتاب اصلا مفهوم نیست

یه نکته حاشیه ای که در رد صحبتهای این تاپیک نیست. من نظر شخصیم این هست که درسته که اول باید یه استراتژی سودده داشت ولی باور کنید که تریدرها خیلی خیلی زیاد روی استراتژی وقت میذارن در حالی که باید روی روانشناسی ترید این همه وقت گذاشت.

اصلا همه استراتژی ها اونایی که البته بهترین هستن فقط یک سیستم دارای احتمال بیشتر برای موفقیت هستن و لاغیر و تازه اونها هم هیچکدوم مرتب سودده نیستن فاصله هست و تفاوت هست در تعداد و مقدار سوددهیشون. مشکل روانشناسی هست چون ترید برخلاف طبیعت بشر طراحی شده باید کلا سیمکشی ذهن رو با تمرینات دوباره از نو انجام داد. از رفتار بقا محور باید رفت به رفتار احتمال محور.

این تجربه من هست بعد از مدتی ترید تمام وقت :

ترید مجموعه ای از رفتار معامله گر در تحلیل نمودار،پیدا کردن لبه معاملاتی،مدیریت سرمایه در معامله و مدیریت معامله پس از ورود هست

هر تیکه از این پازل بدون ذهن آرام و برنامه ریزی شده اجرا نمیشه

همچنین همه تیکه باید با هم باشن.هر قسمت این کار لنگ بزنه،اون ذهن آرام رو به آشفته تبدیل میکنه

فرض کن روشی آموزش دیدی که نقطه ورود شما مناسب نیست و همیشه قیمت پس از ورود به معامله تا نصف حدضرر میره.به مرور ذهن کنترل رو از دست میده

شما وقتی ذهن آرام و پیروز داری که کل قواعد درست اجرا شده باشه

کاملا درست میگین، این حرف رو من از یه استادی هم شنیدم، فاندامنتال و سنتیمنتال تاثیرش می‌تونه از تکنیکال خیلی بیشتر باشه