بعضی از نکات و نوشته های کوتاه و جالب از کتاب های روانشناسی معامله گری
(عزیزان شما هم در این تاپیک شریک باشید)
بعضی از نکات و نوشته های کوتاه و جالب از کتاب های روانشناسی معامله گری
(عزیزان شما هم در این تاپیک شریک باشید)
اصل برتریت:
شما(معامله گرها) ارزشمندترین متغیر در معادله معامله گری میباشید.
(معامله گر هوشمند)
بسیاری از تریدرها در دام نتیجهگرایی میافتند
آنها میخواهند همین امروز، همین هفته نتیجه بگیرند و وقتی نمیگیرند، مدام سیستم عوض میکنند
جورج لئونارد به ما یادآوری میکند که تریدری یک مسیر است ، نه یک دکمه جادویی ![]()
شما چقدر میتوانید بدون دیدن نتیجه فوری، به پلن خود پایبند بمانید؟
شما حتما نباید در بازار سود کنید و پول بدست آورید. لطفا همیشه این را بخاطر داشته باشید.
تنها راهی که شما می توانید در اجرای بدون عیب موفق شوید: تمرین ، تمرین و تمرین است.
مانند مهارت های دیگر باید این کار برای شما به صورت یک عادت شود و تنها راه برای تبدیل آن به یک عادت زیاد انجام دادن آن است.
کتاب بازی ذهنی معامله گری
“هیچ راهی جز تمرین و هیچ راهی جز تکرار تمرین نداری” جمله از گادفادر بود : گاد هم که خودمم ![]()
کی از سخت ترین بخش های ترید همینه که بتونی بدون نتیجه فوری به فرآیندت پایبند بمونی ولی یه نکته مهم وجود داره اینکه پایبندی به پلن نباید کورکورانه باشه باید قبلا با بک تست و آمار مطمئن شده باشی که پلنت واقعا مزیت داره
وقتی این پایه وجود داشته باشه دیگه هر ضرر یا چند روز بدون سود باعث نمیشه سریع سیستم رو عوض کنی و ذهنت بیشتر روی اجرای درست متمرکز میمونه
یکی از سخت ترین قسمت های ترید دقیقا همینه که بین خوب بودن یک تصمیم و نتیجه همون تصمیم فاصله وجود داره ممکنه یک معامله کاملا طبق پلن باشه و باز هم ضررده تموم بشه
وقتی این تفاوت رو درک نکنی هر چند معامله ناموفق میتونه باعث بشه فکر کنی سیستم مشکل داره و شروع کنی به دستکاری قوانین در حالی که شاید فقط با بخشی از توزیع طبیعی نتایج طرف باشی
البته پایبندی هم نباید کورکورانه باشه به نظرم پلن باید بر اساس داده و تعداد معامله کافی ارزیابی بشه ولی تا وقتی اعتبارش بررسی نشده تغییر دادنش صرفا به خاطر چند نتیجه کوتاه مدت بیشتر واکنش به نتیجه است تا تصمیم منطقی
دقیقا به نظرم فرق تصمیم منطقی با واکنش احساسی همین جا مشخص میشه تا وقتی سیستم با تعداد کافی معامله و داده های قابل اتکا ارزیابی نشده تغییر دادنش بعد از چند ضرر بیشتر باعث میشه از یک سیستم به سیستم دیگه بپریم و هیچ وقت فرصت نکنیم عملکرد واقعی هیچ کدوم رو بفهمیم البته این به معنی نادیده گرفتن ضعف های احتمالی نیست بلکه باید از قبل معیار مشخصی برای بازبینی داشته باشیم تا هر تغییر بر اساس شواهد باشه نه صرفا نتیجه چند معامله اخیر
منم معتقدم پایبندی به پلن زمانی معنی داره که خود پلن پشتوانه آماری داشته باشه و بدونیم چه افت سرمایه و چه تعداد ضرر متوالی در محدوده انتظار سیستم قرار میگیره وقتی این موارد مشخص باشن میتونیم در دوره های سخت هم با آرامش بیشتری به اجرای قوانین ادامه بدیم و اگر عملکرد از محدوده تعریف شده خارج شد به جای تصمیم عجولانه در لحظه بازار در یک زمان مشخص و با بررسی داده ها سیستم رو دوباره ارزیابی کنیم
فرق پایبندی حرفه ای به پلن با تعصب روی سیستم همینجاست وقتی از قبل با بک تست و فوروارد تست میدونیم سیستم چه وین ریتی داره چه دراداون هایی ممکنه تجربه کنه و چند ضرر متوالی در محدوده انتظارشه دیگه هر ضرری باعث نمیشه کل روش رو زیر سوال ببریم از اون طرف اگر داده های جدید نشون بدن عملکرد سیستم واقعا از محدوده قابل انتظار خارج شده باید به جای اصرار کورکورانه دوباره بررسیش کنیم چون هدف اجرای بی قید و شرط یک پلن نیست بلکه اجرای منظم یک سیستم آزموده شده است
من فکر میکنم قبل از اینکه از خودمون انتظار انضباط داشته باشیم باید تا حد ممکن عدم قطعیت سیستم رو بشناسیم مثلا اگر ندونیم در یک نمونه معاملاتی احتمال چند ضرر پشت سر هم وجود داره طبیعیه که بعد از چند استاپ اعتمادمون رو از دست بدیم ولی وقتی این اعداد رو از داده های واقعی استخراج کرده باشیم میتونیم تصمیم بگیریم چه زمانی فقط باید به اجرای قوانین ادامه بدیم و چه زمانی لازم است سیستم رو دوباره ارزیابی کنیم البته بک تست هم تضمین آینده نیست اما کمک میکنه واکنش های احساسی رو کمتر کنیم و تصمیم هامون رو بر اساس شواهد بگیریم
دقیقا وقتی از قبل بدونیم سیستم چه دوره های افتی میتونه داشته باشه دیگه هر چندتا استاپ پشت سر هم باعث نمیشه سریع به پلنمون شک کنیم و تغییرش بدیم تفاوت زیادی هست بین ضرری که جزو رفتار عادی سیستم محسوب میشه و افتی که نشون میده یه جای کار نیاز به بررسی داره
برای همین داشتن یه چارچوب مشخص برای ارزیابی مجدد خیلی کمک میکنه چون اگه بعد از هر ضرر بخوایم سیستم رو زیر سوال ببریم عملا فرصت نمیدیم مزیتش توی تعداد معاملات کافی خودش رو نشون بده بهتره از قبل مشخص کنیم چه معیارهایی باعث میشن عملکرد رو دوباره بررسی کنیم تا تصمیم هامون بر اساس داده باشه نه فشار روانی همون لحظه
دقیقا فرق این دوتا توی داشتن معیار مشخص برای ارزیابیه چون اگه ندونیم سیستممون چه عملکردی باید داشته باشه هر بار با چندتا ضرر میریم سراغ تغییر روش و هر بار هم با چندتا سود دوباره بهش اعتماد میکنیم وقتی آمار داشته باشیم تصمیم هامون کمتر تحت تاثیر نتیجه معاملات اخیر قرار میگیره
یه نکته مهم هم اینه که حتی وقتی عملکرد از محدوده انتظار خارج میشه نباید فورا نتیجه بگیریم که سیستم دیگه کار نمیکنه باید اول تعداد معاملات و شرایط بازار و کیفیت اجرای خودمون رو بررسی کنیم شاید مشکل از نحوه اجرا باشه شاید هم شرایط بازار تغییر کرده باشه اینجاست که تفاوت بین پایبندی به پلن و تعصب روی اون واقعا مشخص میشه
به نظرم وقتی عملکرد سیستم از محدوده مورد انتظار خارج میشه بهترین کار اینه که قبل از هر تصمیمی علت انحراف رو پیدا کنیم باید بررسی کنیم آیا تعداد معاملات برای قضاوت کافیه و آیا تغییر شرایط بازار یا خطاهای اجرایی روی نتیجه تاثیر گذاشته یا نه چون هر افت عملکردی لزوما به معنی از بین رفتن مزیت استراتژی نیست