یک جمله دارم در معاملات وقتی زیر فشار هستم و معاملاتم استاپ میشه : من مجری سیستم هستم ، نه قاضی آن . کار من اجرای بی نقص قوانین است .
من ترید رو زندگی می بینم . دنبال بهتر شدنم تا دنبال پول در آوردن . این هم بعد روانشناسی داره (دنبال پول بری ازت فرار میکنه ) و هم بعد زیستن ، سعی کنیم آدمهای بهتر و کاملتری بشیم . در کار بهتر بشی حتما سودشو می بینی .
پارسال وقتی کل پول ام رو بر اساس احساسات از دست دادم همون موقع این نوشته رو بزرگ زدم جلو کامپیوترم
یادآور این موضوع میشه که اگه یک ستاپ سوده ای داری و بک تستش رو گرفتی و باور هم بهش داری و امتحانش رو پس داده
مهم فقط انجام درست اون پروژه است نه سود نه ضر مهم نیست
دیگه خوشحال و ناراحت شدنم نه از سود و ضرر کردن بود بلکه زمانی که روی پروژه معامله باز میکردم از زمان ورود به سیگنال تا لحظه خروجش اگر تمام چیزی اون پروژه گفته بود انجام داده بودم خوشحال میشدم حتی اگر با ضرر بسته میشد و ناراحتیم هم برعکس اگر روی پروژه عمل نمیکردم
بعد شیش سال معاله کردن
از پارسال فقط باهمین جمله زندگیم روند کارم کلا تغییر کرد
دقیق ۱۵ بهمن ۱۴۰۳ هیچ وقت اون روز رو یادم نمیره
زیاد فعالیت تو کامیونیتی ندارم
اما گفتم اینو حتما بنویسم برای من که خیلی مفید بود
اقیانوسی به عمق یک سانتیمتر نباشید، گودالی به عمق صدها متر باشید. منظور اینکه از هرچیزی فقط یخورده بلد نباشی و همه کارهی هیچ کاره نباشی. از این شاخه به اون شاخه نپرید و یک چیز (سبک و استراتژی) رو به طور عمیق یاد بگیرید.
چیزی ننوشتم ولی همیشه یه جمله تو ذهنم هست هم موقع باز کردن پوزیشن هم موقع استاپ خوردن:
”I was on the other side of the probability“ یعنی “من طرف دیگه احتمالات بودم”
که بهم یادآوری میکنه توی این کار دو طرف احتمالات وجود داره.
جمله مجری سیستم هستم نه قاضی اون خیلی خوبه چون کمک میکنه نتیجه یک معامله رو از کیفیت تصمیم جدا کنیم فقط یه نکته مهمه که اجرای بی نقص قوانین وقتی معنا داره که اون قوانین قبلا تست شده باشن و واقعا لبه آماری داشته باشن
اون بخش نگاه کردن به ترید به عنوان مسیر بهتر شدن رو هم خیلی قبول دارم چون وقتی تمرکز فقط روی پول باشه هر برد و باخت میتونه روی تصمیم بعدی اثر بذاره ولی وقتی تمرکز روی کیفیت کار و بهتر شدن باشه نتیجه هر معامله کمتر آدم رو از مسیر خارج میکنه
این جمله که مجری سیستم هستیم نه قاضی اون خیلی به دلم نشست چون کار ما این نیست که بعد از هر استاپ درباره درست یا غلط بودن کل سیستم حکم بدیم باید ببینیم وظیفه خودمون رو درست انجام دادیم یا نه وقتی تمرکز از نتیجه هر معامله برداشته بشه و روی کیفیت اجرا قرار بگیره فشار روانی هم کمتر میشه
اون بخش حرفت درباره بهتر شدن به جای صرفا پول درآوردن هم خیلی قابل تأمله چون اگه هر روز فقط با هدف سود کردن پای چارت بشینیم ممکنه برای رسیدن به نتیجه عجله کنیم و از اصولمون فاصله بگیریم البته بهتر شدن هم باید قابل اندازه گیری باشه یعنی ببینیم در اجرای پلن و کنترل اشتباهات واقعا پیشرفت کردیم یا نه چون سود پایدار بیشتر نتیجه همین پیشرفت هاست تا دنبال کردن مستقیم پول