به نظرم حتی ترتیب معاملات هم توی پراپ اهمیت زیادی داره چون ممکنه یک سیستم در پایان صد معامله سود مثبت داشته باشه اما وسط مسیر از حد ضرر روزانه یا دراودان مجاز عبور کنه و حساب از دست بره برای همین باید علاوه بر وین ریت و سود نهایی بیشترین افت سرمایه تعداد ضررهای متوالی و نحوه توزیع ضررها رو هم بررسی کنیم و مدیریت ریسک رو دقیقا مطابق قوانین همون شرکت تنظیم کنیم وگرنه بک تست سودده لزوما به معنی توانایی پاس کردن چالش نیست
دقیقا همینطوره توی پراپ فقط این مهم نیست که سیستم در نهایت چقدر سود ساخته بلکه مسیری که برای رسیدن به اون سود طی میکنه هم اهمیت زیادی داره ممکنه یه استراتژی از نظر آماری عملکرد خوبی داشته باشه اما چندتا ضرر پشت سر هم یا یه افت سرمایه سنگین باعث بشه قبل از اینکه فرصت جبران پیدا کنه حساب به محدودیت مجاز برسه برای همین بررسی ترتیب معاملات و بیشترین افت سرمایه گاهی حتی از وین ریت هم اطلاعات مهم تری بهمون میده
یه نکته مهم دیگه هم اینه که بک تست باید با شرایط واقعی قوانین پراپ بررسی بشه چون محدودیت ضرر روزانه و کل دراودان و حتی نحوه محاسبه افت سرمایه میتونه نتیجه نهایی رو کاملا تغییر بده بهتره استراتژی رو فقط بر اساس سود نهایی ارزیابی نکنیم و ببینیم در دوره های بد بازار چقدر دوام میاره و آیا با مدیریت ریسک منطقی میتونه از اون دوره ها عبور کنه یا نه در نهایت سیستمی که سودش کمتره ولی افت سرمایه کنترل شده تری داره ممکنه برای پراپ انتخاب مناسب تری باشه
دقیقا مخصوصا توی کریپتو نباید فقط به چارت نگاه کرد و نتیجه گرفت که اجرای سفارش هم با همون کیفیت انجام میشه چون ممکنه منبع قیمت نمودار با زیرساخت اجرای معاملات تفاوت داشته باشه برای همین قبل از انتخاب پراپ بهتره شرایط اجرا و اسلیپیج و منبع قیمتش رو تا جایی که میشه بررسی کنیم
در مورد حساب شخصی و پراپ هم موافقم هر کدوم مزایا و محدودیت های خودشون رو دارن کسی که سرمایه کافی داره شاید با حساب شخصی آزادی عمل بیشتری داشته باشه ولی برای کسی که سرمایه محدودی داره پراپ میتونه فرصت خوبی باشه البته به شرطی که استراتژیش با قوانین مجموعه سازگار باشه و هزینه چالش و ریسک رد شدن حساب رو هم در محاسباتش در نظر بگیره
دقیقا همینطوره چون ممکنه یه استراتژی از نظر سوددهی عملکرد خوبی داشته باشه ولی وقتی محدودیت دراوداون روزانه و کل حساب رو وارد محاسبات میکنیم دیگه نتونه همون نتیجه رو حفظ کنه برای پراپ فقط سودآور بودن سیستم کافی نیست باید ببینیم با قوانین مدیریت ریسک شرکت هم سازگاره یا نه
به همین دلیله که قبل از خرید چالش باید قوانین پراپ رو وارد بک تست کنیم و فقط به وین ریت و سود نهایی اکتفا نکنیم مثلا تعداد ضررهای متوالی و بیشترین افت سرمایه و ریسک هر معامله رو بررسی کنیم چون ممکنه سیستم در حالت عادی سودده باشه اما با یه دوره ضرر معمولی از محدودیت حساب عبور کنه و کل زحمتمون از بین بره
دقیقا چون ممکنه یه پراپ روی کاغذ خیلی وسوسه کننده باشه ولی وقتی هزینه چالش و احتمال ریست و قوانین دراوداون و شرایط برداشت رو کنار هم میذاری ببینی اصلا اونقدری که فکر میکردی به صرفه نیست از اون طرف سرمایه شخصی هم فقط به خاطر اینکه قوانین دست خودته لزوما انتخاب راحت تری نیست مهم اینه که با عدد و آمار ببینیم کدوم مدل با سرمایه و استراتژی و میزان ریسک پذیری خودمون سازگاره نه اینکه صرفا کدوم ظاهر جذاب تری داره
یه نکته مهم هم اینه که نباید برای پاس کردن پراپ استراتژی ای رو که قبلا تست کردیم از ریشه تغییر بدیم چون اگه برای رسیدن به تارگت مجبور بشیم ریسک رو بالا ببریم یا بعضی ستاپ ها رو به زور بگیریم دیگه نتیجه ای که از سیستم میشناختیم قابل اتکا نیست من قبل از انتخاب هر مدل اول هزینه واقعی و محدودیت ضرر و شرایط برداشت رو بررسی میکنم بعد میبینم آیا میتونم با همون ریسک و همون قوانین معاملاتی خودم کار کنم یا نه چون حسابی که فقط با تغییر رفتار قابل پاس کردنه شاید اصلا مناسب ما نباشه
دقیقا مشکل اینجاست که خیلیا فقط به سود نهایی بک تست نگاه میکنن و وقتی میبینن سیستم مثلا چند برابر سود داده فکر میکنن برای پراپ هم جواب میده ولی کافیه همون استراتژی توی یه دوره بد چندتا ضرر پشت سر هم بده تا محدودیت روزانه یا دراوداون کل حساب رو از بین ببره باید ببینیم سیستم توی بدترین شرایط چه رفتاری داره نه فقط وقتی بازار طبق انتظارمون حرکت میکنه
گاهی تریدر دنبال سیستمی میگرده که سود بیشتری بسازه در حالی که برای پراپ شاید مهمتر این باشه که سیستم چقدر قابل تحمل و قابل مدیریت باشه چون وقتی دراوداون کنترل شده باشه فرصت بیشتری برای برگشت داریم و مجبور نمیشیم برای جبران ضرر ریسک رو بالا ببریم البته این به معنی انتخاب سیستمی با سود کم به هر قیمتی نیست باید سود و افت سرمایه رو کنار هم دید و مهمتر از همه بررسی کرد که با قوانین واقعی پراپ میشه همون سیستم رو بدون دستکاری اجرا کرد یا نه
دقیقا مشکل از جایی شروع میشه که آدم به جای انتخاب پراپ متناسب با سیستمش سعی میکنه خودش رو با قوانین چالش وفق بده و کم کم چیزهایی رو تغییر میده که قبلا براش جواب داده بودن مخصوصا وقتی به تارگت نزدیک میشه فشار بیشتر میشه و ممکنه با خودش بگه این دفعه یه مقدار ریسک رو بالا ببرم تا زودتر تموم بشه ولی همین تصمیم میتونه کل مزیت استراتژی رو از بین ببره
من همیشه فکر میکنم قبل از خرید چالش باید حساب کنیم اگر قرار باشه با ریسک معمول خودمون پیش بریم و حتی یه دوره ضرر هم داشته باشیم آیا هنوز فرصت کافی برای رسیدن به تارگت داریم یا نه چون فقط پاس کردن مرحله اول مهم نیست باید بعدش هم بتونیم با همون روش ادامه بدیم و به برداشت برسیم اگر قوانین یه پراپ با سبک معامله گری ما جور نباشه حتی قیمت مناسب و تارگت جذابش هم دلیل خوبی برای انتخابش نیست
به نظرم قبل از خرید چالش باید واقع بینانه بررسی کنیم که استراتژی ما با میزان ریسک معمول و حتی بعد از یک دوره ضرر چقدر شانس رسیدن به تارگت رو داره چون اگر برای پاس کردن مجبور بشیم حجم معاملات رو بالا ببریم یا از قوانین خودمون خارج بشیم عملا داریم احتمال موفقیت بلندمدت رو کاهش میدیم
نکته مهم اینه که انتخاب پراپ فقط برای عبور از چالش نیست بلکه باید شرایط حساب ریل و قوانین برداشت هم با سبک معاملاتی ما سازگار باشه بنابراین بهتره قبل از پرداخت هزینه تمام محدودیت ها و شرایط رو بررسی کنیم تا صرفا به خاطر قیمت پایین یا تارگت جذاب وارد مسیری نشیم که ادامه دادنش با روش معاملاتی ما سازگاری نداره