موافق پراپ هستم،چون:

قبل از انتخاب باید سه چیز رو کنار هم گذاشت استراتژی و مدیریت ریسک خودت هزینه و محدودیت های پراپ و در نهایت اعتبار و شفافیت مجموعه اون موقع ممکنه برای یه نفر پراپ منطقی تر باشه و برای یه نفر سرمایه شخصی

نکته اصلی همینجاست خیلیا پراپ رو با حذف ریسک اشتباه میگیرن در حالی که ریسک فقط شکلش عوض میشه

توی حساب شخصی سرمایه خودته و اگر ضرر کنی مستقیم از سرمایه خودت کم میشه ولی توی پراپ هم هزینه چالش داری هم احتمال از دست رفتن حساب و مهم تر از همه محدودیت هایی داری که ممکنه اصلا با مدل معاملاتی خودت سازگار نباشه

مثلا یه استراتژی ممکنه روی حساب شخصی کاملا منطقی باشه ولی چون ذاتش دراداون شناور بیشتری داره یا بعضی معاملاتش مدت بیشتری باز میمونن روی یه پراپ عملا قابل اجرا نباشه

برای همین به نظرم قبل از اینکه بگی پراپ خوبه یا حساب شخصی بهتره اول ببینی استراتژی و مدیریت ریسک خودت با قوانین اون مجموعه همخوانی داره یا نه چون در نهایت مهم اینه که ابزار انتخابی اجازه اجرای درست سیستم معاملاتی خودت رو بهت بده

یکی از اشتباهات رایج همینه که بعضیا فکر میکنن پراپ یعنی ریسک کمتر در حالی که فقط نوع ریسک تغییر میکنه

توی حساب شخصی حداقل ساختار ریسک کاملا مشخصه و سرمایه متعلق به خودته ولی توی پراپ علاوه بر هزینه اولیه باید قوانین و محدودیت های حساب رو هم در نظر بگیری چون ممکنه حتی یه استراتژی که از نظر معاملاتی منطقیه به خاطر محدودیت هایی مثل دراودان یا حد ضرر روزانه نتونه عملکرد واقعی خودش رو نشون بده

در نهایت چیزی که مهمه اینه که قبل از انتخاب بین حساب شخصی و پراپ فقط به مقدار سرمایه نگاه نکنیم و کل ساختار ریسک هزینه ها قوانین و سازگاری اون مدل با سبک معاملاتی خودمون رو بررسی کنیم چون سرمایه بیشتر لزوما به معنی ریسک کمتر نیست

نمیشه برای همه یک نسخه پیچید چون انتخاب بین پراپ و سرمایه شخصی خیلی به اندازه سرمایه فشار روانی و سبک معاملاتی فرد بستگی داره ولی نکته ای که درباره کم شدن فشار سرمایه گفتی واقعا قابل توجهه مخصوصا وقتی سرمایه شخصی برای فرد مبلغ سنگینی باشه

از طرف دیگه پراپ هم هزینه و محدودیت خودش رو داره و نباید صرفا به عدد سرمایه اسمی نگاه کرد قوانین دراودان محدودیت ریسک شرایط برداشت و حتی اعتبار خود شرکت هم جزو چیزی هست که باید کنار اون سرمایه بزرگ دیده بشه وگرنه ممکنه روی کاغذ سرمایه زیادی داشته باشی ولی آزادی عمل خیلی کمتری نسبت به حساب شخصی داشته باشی

برای همین من بیشتر این دو تا رو دو ابزار متفاوت میبینم تا اینکه یکی رو ذاتا بهتر بدونیم اگر کسی سرمایه شخصی محدودی داره و با قوانین پراپ راحت میتونه ریسک خودش رو کنترل کنه پراپ میتونه براش منطقی باشه و اگر کسی سرمایه کافی داره و آزادی عمل و کنترل کامل حساب براش مهمتره سرمایه شخصی مزیت خودش رو داره مهم اینه که هزینه ریسک و محدودیتهای هر دو طرف رو واقعی و کنار هم مقایسه کنیم

پراپ خوبه به شرطی که از جای معتبره خریداری کنید
من به شخصه شرکت های پراپ ایرانی رو قبول ندارم
و هیچوقت هم ازشون خرید نکردم . هر چند وقت یکبارم آمار یکی شون در میره که اسکم شده

اینکه اعتبار شرکت پراپ رو قبل از خرید جدی بگیریم کاملا منطقیه چون فقط بحث هزینه چالش نیست و قوانین حساب شرایط پرداخت برداشت و سابقه شرکت همگی روی ریسک واقعی معامله گر تاثیر دارن ولی در مورد شرکتهای ایرانی شاید بهتر باشه بین تجربه شخصی و یک حکم کلی تفاوت بذاریم چون ممکنه کیفیت و سابقه شرکتها با هم متفاوت باشه

به نظرم قبل از خرید بهتره سابقه پرداختها شرایط برداشت قوانین دراداون و نقض قوانین و همینطور تجربه تعداد زیادی از کاربران بررسی بشه چون صرفا چند گزارش مثبت یا منفی نمیتونه اعتبار یک مجموعه رو مشخص کنه در نهایت چیزی که مهمه اینه که معامله گر قبل از پرداخت هزینه بدونه دقیقا با چه ریسک قراردادی و عملیاتی روبروه

به نظرم نکته اصلی این بحث اینه که پراپ رو نباید صرفا به عنوان جایگزین سرمایه شخصی دید چون برای کسی که سرمایه محدودی داره میتونه امکان دسترسی به سرمایه بزرگتر رو فراهم کنه و از طرف دیگه قوانین مشخصش حتی میتونه جلوی بخشی از ریسک های هیجانی رو بگیره ولی همین قوانین برای یک سبک معاملاتی دیگه ممکنه محدودیت جدی ایجاد کنه

در مورد بحث نقدینگی و کیفیت اجرا هم نکته مهمی مطرح شده ولی بهتره این موارد رو جداگانه بررسی کرد چون صرف اینکه یک پراپ از چارت یا فید یک مجموعه بزرگ استفاده میکنه لزوما به این معنی نیست که اجرای سفارش هم دقیقا با همون شرایط انجام میشه در نهایت چیزی که برای من مهم تره اینه که تریدر قبل از انتخاب بدونه دقیقا با چه مدلی طرفه قوانین برداشت و دراداون چیه و آیا محدودیت های اون مجموعه با استراتژی خودش سازگاره یا نه چون اگر این بخش ها روشن نباشه بزرگ بودن عدد حساب به تنهایی مزیت زیادی ایجاد نمیکنه

دقیقا به نظرم بین فید قیمت و کیفیت اجرای سفارش باید تفاوت قائل شد چون اینکه نمودار یک پراپ از یک منبع معتبر گرفته بشه به تنهایی چیزی درباره نحوه اجرای سفارش و اسلیپیج و شرایط پر شدن معامله به ما نمیگه برای همین تجربه واقعی اجرای سفارش و گزارش های قابل بررسی میتونه اطلاعات خیلی مهمتری از صرفا اسم منبع چارت بده

از طرف دیگه عدد بزرگ حساب هم نباید به تنهایی معیار انتخاب باشه چون چیزی که در نهایت روی عملکرد تریدر اثر میذاره میزان دراداون واقعی شرایط برداشت محدودیت های معاملاتی و سازگاری قوانین با استراتژیه اگر این موارد قبل از شروع کاملا روشن باشن اون وقت میشه فهمید سرمایه اسمی بزرگ واقعا چه مقدار ارزش عملی برای تریدر ایجاد میکنه و کجا فقط یک عدد جذاب روی کاغذه

دقیقا همینطوره و به نظرم قبل از مقایسه پراپ و سرمایه شخصی باید ببینیم خود سیستم معاملاتی ما چه الزاماتی داره مثلا میزان ریسک در هر معامله تعداد معاملات فاصله استاپ و نحوه مدیریت پوزیشن با قوانین اون مجموعه سازگار هست یا نه چون چیزی که برای یک تریدر باعث نظم بیشتر میشه ممکنه برای یک نفر دیگه محدودیت جدی ایجاد کنه

پراپ ذاتا نه بهتره نه بدتر بلکه یک مدل متفاوت برای دسترسی به سرمایه و کنترل ریسکه و مهم اینه که قوانینش با روشی که قبلا تست شده هماهنگ باشه

حتی بعضی وقتا یک تریدر با سرمایه شخصی آزادی عمل بیشتری داره ولی همین آزادی اگر مدیریت ریسک مشخصی نداشته باشه میتونه تبدیل به نقطه ضعف بشه و برعکس قوانین پراپ برای بعضی افراد مثل یک چارچوب اجباری عمل میکنه و جلوی ریسک های هیجانی رو میگیره

در نهایت بهتره تصمیم رو بر اساس اسم پراپ یا سرمایه شخصی نگیریم بلکه هزینه واقعی محدودیت ها دراداون مجاز و شرایط برداشت و مهمتر از همه سازگاری اون مدل با استراتژی و آمار واقعی خودمون بررسی بشه

دقیقا آزادی سرمایه شخصی فقط وقتی مزیت محسوب میشه که کنار اون آزادی یک سیستم مشخص برای کنترل ریسک هم وجود داشته باشه وگرنه همین که محدودیت اجباری نداری ممکنه باعث بشه بعد از چند ضرر حجم رو بالا ببری یا بیشتر از حد معمول معامله کنی پراپ هم از طرف دیگه میتونه با محدودیت هاش برای بعضی تریدرها نقش ترمز داشته باشه ولی اگر قوانینش با روش معاملاتی فرد ناسازگار باشه همین چارچوب تبدیل به محدودیت جدی میشه