یادمه سال ۹۸ وقتی میخواستم از کارم استعفا بدم و کسب و کار خودمو راه بندازم مدیرم بهم گفت «عرفان من از ترید و این چیزا چیزی نمیدونم ولی یادت باشه کسب و کار آدم مثل بچهش میمونه وقتی که تازه کسب و کارت رو راه میندازی باید فکر کنی که یه نوزاد داری…»
۷ سال از اون موقع میگذره با چنگ و دندون با کلی سختی اون نوزاد رو بزرگش کردم بهش راه رفتن یاد دادم ، بهش یاد دادم چه کاری خوبه چه کاری بد ، بهش یاد دادم چجوری رفتار کنه و…
حالم با بچهام خیلی خوب بود اما بچه منو از ۹ اسفند دزدیدن و گروگان گرفتن
نمیدونم کجاست ، بهم پسش میدن یا نه ، در قبال پس دادنش چی ازم میگیرن…
نمیدونم ، فقط میدونم حس پدری رو دارم که بچهش رو گم کرده و نمیدونه کی دوباره میتونه بچهش رو ببینه