من فکر میکنم سقف ضرر روزانه وقتی واقعا ارزش داره که از قبل مشخص شده باشه و در لحظه ضرر هم بدون استثنا بهش پایبند بمونیم چون مشکل معمولا این نیست که نمیدونیم افزایش حجم یا اوورترید خطرناکه بلکه وقتی چند معامله پشت سر هم نتیجه نمیده ذهن دنبال جبران سریع میره ثبت ریسک و محدودیت روزانه کمک میکنه تصمیم گیری رو از حالت احساسی خارج کنیم و نذاریم یک روز بد به خاطر چند تصمیم عجولانه تبدیل به آسیب بزرگ تری برای حساب بشه
پس میشه گفت کسی که پایبند هستش به قوانینش
کسی هستش که به بلوغ رسیده باشه
جمع بندی خوبیه به نظرم ![]()
تو این زمینه خیلی باهات موافقم داداش
البته من کاری به ترید کردن ندارم
صرفا به صورت یک مسئله کلی میخوام عرض کنم خدمتت که شما تو هیچ موردی که توش موفق هستی به جز مواقع ضروری حرفی نزن
تجربه دارم که میگم
کافیه تو هر چیزی که موفقی و عالی هستی با کسی حرفی بزنی تو اون موج های منفی و حسادت به سمتت بیاد و ثمره اشو تو کارت ببینی
خیلی چیز مزخرفیه خدایی
من خودم دیگه عادت کردم که خوب و بد یا هر کاری که میکنم رو وقتی کسی ازم بپرسه سعی میکنم تا جایی که میشه در موردش اطلاعات ندم و فقط با جملات کلیشه ای ردش کنم
کاملا درسته حرفت
اینم در واقع برمیگرده به همون اصل مدیریت حساب و سرمایه ات و قوانینی که نوشته شده از قبل
در جمع بندی که کردم به نظر خودم همون پایبندی بهش میشه ساده ترین و معقولانه ترین تعریف
اینکه آدم تجربه های شخصیش رو با هر کسی در میون نذاره قابل درکه چون همه لزوما با نیت خوب سوال نمیپرسن و بعضی وقت ها مقایسه و قضاوت دیگران میتونه روی آرامش آدم اثر بذاره ولی من فکر میکنم نباید هر اتفاق بدی رو هم به حسادت یا انرژی منفی نسبت بدیم چون خیلی وقت ها ممکنه تغییر شرایط یا حتی حساس شدن ذهن خودمون باعث بشه اتفاقات رو متفاوت ببینیم بهتره آدم برای حریم شخصیش حد و مرز داشته باشه و در عین حال اجازه نده این تجربه باعث بی اعتمادی به همه بشه
منم معتقدم لازم نیست همه از جزئیات زندگی و کارمون خبر داشته باشن مخصوصا وقتی هنوز در حال ساختن یه مسیر هستیم و ترجیح میدیم تمرکزمون حفظ بشه بعضی تجربه ها رو بهتره فقط با آدم هایی در میون بذاریم که اهل شنیدن و گفت و گوی سالم هستن ولی به نظرم مهمه که بین محتاط بودن و پنهان کردن همه چیز از ترس واکنش دیگران تفاوت قائل بشیم چون در نهایت چیزی که مسیر ما رو جلو میبره تصمیم ها و عملکرد خودمونه نه برداشت بقیه از موفقیت ما
دقیقا به نظرم آدم هرچی بیشتر روی مسیر خودش تمرکز کنه کمتر درگیر اثبات خودش به بقیه میشه لازم نیست همه بدونن چقدر جلو رفتیم یا کجا اشتباه کردیم مهم اینه که خودمون بدونیم داریم چه کار میکنیم و از تجربه هامون درس بگیریم البته داشتن یکی دو نفر که بشه راحت باهاشون حرف زد هم خیلی ارزشمنده چون گاهی یه گفت و گوی درست بیشتر از کلی فکر کردن تنهایی به آدم کمک میکنه
حرفات یه بخش مهم از فشار ترید توی ایران رو نشون میده وقتی آدم همزمان باید با بازار و نگرانی مالی و قضاوت اطرافیان بجنگه دیگه فقط بحث استراتژی و مدیریت ریسک نیست آدم به یه فضای امن نیاز داره که بتونه بدون فشار تصمیم بگیره و اشتباهاتش رو بررسی کنه چون تصمیمی که از روی عجله برای فرار از شرایط گرفته بشه ممکنه اوضاع رو سخت تر کنه
سخت ترین بخشش شاید همین حس گیر افتادن باشه که آدم فکر میکنه باید هرچه زودتر به نتیجه برسه و خودش رو از شرایط فعلی نجات بده ولی ترید هم با عجله و فشار روانی سازگار نیست بهتره تا جای ممکن حریم شخصی و استقلال مالی رو قدم به قدم ساخت و اجازه نداد فشار اطرافیان باعث بشه ریسک هایی کنیم که تمام زحمتمون رو به خطر بندازه امیدوارم هر کسی که توی این شرایطه بتونه راهی برای رسیدن به آرامش و استقلال خودش پیدا کنه
دقیقا وقتی آدم احساس میکنه باید هرچه زودتر از شرایطش خارج بشه ممکنه ناخواسته ترید رو تبدیل به تنها راه نجاتش کنه و همین فشار باعث تصمیم های پرریسک بشه برای همین خیلی مهمه که زندگی و آرامشمون رو فقط به نتیجه معاملات گره نزنیم و اجازه بدیم مسیر پیشرفت با ثبات و منطقی جلو بره
گاهی خود این حس عجله بیشتر از ضررهای بازار به آدم آسیب میزنه چون باعث میشه بخواد چند سال مسیر رو توی چند ماه طی کنه استقلال مالی هم طبیعتا یک شبه ساخته نمیشه و هر قدم کوچیکی که بدون به خطر انداختن سرمایه و آرامشمون برمیداریم ارزشمنده مهم اینه که برای فرار از فشار امروز تصمیمی نگیریم که فردا فشار بیشتری بهمون تحمیل کنه
دقیقا سخت ترین بخش مدیریت ریسک همون لحظه ایه که چندتا ضرر پشت سر هم میاد و آدم احساس میکنه با یه معامله دیگه میتونه همه چیز رو جبران کنه برای همین سقف ضرر روزانه باید قبل از شروع معامله تعیین شده باشه و جای چونه زدن با خودمون رو باقی نذاره چون همون تصمیمی که برای جبران گرفته میشه ممکنه ضرر معمولی رو به یه مشکل جدی تبدیل کنه
نکته مهم اینه که قانون رو نباید فقط برای روزهای خوب نوشت ارزش واقعی مدیریت ریسک وقتی مشخص میشه که بعد از چند ضرر هم بتونیم به همون برنامه پایبند بمونیم ثبت ریسک و توقف به موقع کمک میکنه آخر روز به جای اینکه درگیر جبران ضرر باشیم عملکردمون رو بررسی کنیم و با ذهن آروم تر برای روز بعد تصمیم بگیریم
دقیقا واکنش بعد از ضرر خیلی چیزها رو درباره کیفیت اجرای تریدر مشخص میکنه چون تا وقتی همه چیز خوب پیش میره پایبند موندن به قوانین کار سختی نیست ولی بعد از استاپه که میل به جبران میتونه تصمیم ها رو تغییر بده اگر حجم و تعداد معاملات همچنان طبق پلن باقی بمونه یعنی تریدر تونسته نتیجه یک معامله رو از تصمیم بعدی جدا نگه داره
برای همین خوبه از قبل قانون مشخصی برای بعد از ضرر داشته باشیم مثلا ریسک معامله بعدی بدون توجه به نتیجه قبلی ثابت بمونه و اگر شرایط ذهنی اجازه اجرای درست نمیده به جای افزایش حجم یا ورود عجولانه مدتی از بازار فاصله بگیریم اینطوری ضرر قبلی فقط یک داده برای بررسی عملکرد میمونه نه دلیلی برای گرفتن تصمیمی که خارج از سیستم بوده
دقیقا پایبندی به قانون وقتی معنی پیدا میکنه که اجرای اون برامون سخت شده باشه روزی که چندتا معامله سودده داشتیم رعایت ریسک کار سختی نیست ولی بعد از چند ضرر تازه مشخص میشه چقدر به برنامه ای که برای خودمون نوشتیم متعهدیم مخصوصا وقتی ذهن مدام دنبال یه فرصت میگرده که نتیجه روز رو تغییر بده و اجازه نمیده همون جا کار رو تموم کنیم
من فکر میکنم ثبت ریسک و مشخص کردن نقطه توقف یه فایده مهم دیگه هم داره و اون اینه که آخر روز مجبور نیستیم بر اساس حس و حال خودمون درباره عملکردمون قضاوت کنیم ممکنه روز منفی بوده باشه ولی طبق برنامه پیش رفته باشیم و همین خودش ارزشمنده از اون طرف ممکنه سود کرده باشیم اما چند بار از قوانینمون عبور کرده باشیم که باید جدی بررسیش کنیم اینطوری روز بعد رو با یه ذهنیت واقعی تر شروع میکنیم نه با هیجان سود یا فشار جبران ضرر
دقیقا به نظرم این یکی از مهمترین مزیت های ثبت ریسکه چون آخر روز دیگه معیارمون فقط این نیست که چقدر سود کردیم یا چقدر ضرر کردیم بلکه میتونیم ببینیم چقدر درست اجرا کردیم
ممکنه یه روز ضررده باشه ولی تمام معاملات طبق قوانین انجام شده باشن که از نظر فرایند روز موفقی محسوب میشه و برعکس ممکنه روز سوددهی داشته باشیم ولی چند بار قانون شکسته باشه که اتفاقا باید جدی بررسی بشه این نگاه کمک میکنه روز بعد نه با هیجان سود وارد بازار بشیم نه با فشار جبران ضرر بلکه با ارزیابی واقعی تری از عملکرد خودمون شروع کنیم