باورنکردنی ترین ضررهای تاریخ ترید قسمت اول

مثلا خیلی وقتها آدم میدونه جابجا کردن استاپ یا زیاد کردن حجم بعد از ضرر کار درستی نیست ولی همون لحظه دنبال توجیه برای انجامش میگرده اینجا دیگه مشکل تحلیل بازار نیست مشکل اینه که نتیجه تصمیم رو میدونی ولی باز هم برخلافش عمل میکنی

شاید بلوغ واقعی جایی شکل میگیره که قبول کنی قرار نیست همیشه سود کنی و بعضی تصمیمهای درست هم ممکنه ضررده بشن از اونجا به بعد تمرکز از نتیجه یک معامله میره روی کیفیت تصمیم و اینکه بتونی همین رفتار رو در تعداد زیادی معامله تکرار کنی

حرفی که درباره فشار محیط میگی رو میشه از یک زاویه مهم دید چون وقتی تریدر احساس کنه باید خیلی زود از بازار پول دربیاره یا مدام جواب پس بده تصمیم های معاملاتی هم تحت تاثیر همون فشار قرار میگیرن اونجاست که عجله برای جبران یا بالا بردن حجم میتونه خودش تبدیل به مشکل اصلی بشه و حتی یک سیستم معاملاتی خوب رو هم خراب کنه

به نظرم مهمه که این فشار بیرونی رو با راه حل معاملاتی قاطی نکنیم چون ترید قرار نیست مشکلات مالی و خانوادگی و آینده آدم رو در چند معامله حل کنه هرچقدر نیاز به نجات فوری بیشتر باشه احتمال اینکه ریسک غیرمنطقی وارد تصمیم ها بشه هم بیشتر میشه داشتن یک فضای امن برای یادگیری و سرمایه ای که از دست دادنش زندگی رو به هم نمیریزه شاید از خود استراتژی هم مهم تر باشه وگرنه آدم به جای اینکه برای ساختن مسیر بلندمدت معامله کنه مدام دنبال یک معامله برای نجات خودش میگرده

جذاب‌ترین بخش این داستان خود ضرر ۴۹ میلیاردی نیست حجم ریسکیه که پشتش بوده. وقتی اندازه پوزیشن از حد کنترل خارج بشه حتی یه تصمیم اشتباه می‌تونه کل نتیجه رو عوض کنه.

این داستان یه یادآوری خوبه که بعد از ضرر نباید برای جبران حجم معامله رو بی‌منطق بالا برد. حفظ سرمایه باید قبل از فکر کردن به سود بعدی باشه.

ولی ادامه این سری هم جالبه مخصوصاً اگه کنار داستان ضرر دقیق‌تر بررسی بشه که چه اشتباه مدیریتی باعث شده اون ضرر اصلاً ممکن بشه.

حرفی که درباره فشار محیط میگی از این جهت قابل درکه که وقتی تریدر احساس کنه باید خیلی سریع به درآمد برسه خود ترید از یک فعالیت احتمالی تبدیل میشه به راه نجات و همینجا ریسک میتونه خیلی خطرناک بشه چون ذهن دیگه دنبال اجرای درست سیستم نیست دنبال نتیجه فوریه و نتیجه فوری هم معمولا با بالا بردن حجم و شکستن قوانین ریسک خودش رو نشون میده

به نظرم فضای تنفس فقط با تغییر کشور یا مخفی کاری کامل ایجاد نمیشه بخشی از اون با ساختن یک ساختار مالی و روانی قابل تحمل ایجاد میشه یعنی تا جایی که ممکنه هزینه زندگی از نتیجه چند معامله جدا باشه و سرمایه ترید پولی نباشه که قرار باشه مشکلات فوری زندگی رو حل کنه چون وقتی این دو تا به هم گره بخورن حتی بهترین استراتژی هم زیر فشار تصمیم های عجولانه قرار میگیره

از اون طرف نگرانی درباره امنیت دارایی و محدودیت های داخل ایران هم موضوعیه که نمیشه ساده از کنارش رد شد ولی به نظرم نباید اجازه بدیم مجموع این فشارها ما رو به این نتیجه برسونه که برای نجات باید یک شبه چند برابر ریسک کنیم چون دقیقا همین عجله میتونه چیزی رو که طی مدت طولانی ساختیم از بین ببره

اگر هدف واقعا رسیدن به رفاه و آزادیه شاید مسیر منطقی تر این باشه که موفقیت رو به معنی یک سود بزرگ و سریع تعریف نکنیم بلکه سرمایه رو حفظ کنیم ریسک رو قابل تحمل نگه داریم درآمد و هزینه زندگی رو تا حد ممکن از حساب ترید جدا کنیم و قدم به قدم فضای بیشتری برای تصمیم گیری ایجاد کنیم چون آزادی مالی وقتی ارزش داره که خود مسیر رسیدن بهش ما رو مجبور به ریسک های غیرقابل جبران نکنه

دقیقا بعد از ضرر مهمترین کار اینه که اجازه ندیم خود ضرر اندازه ریسک معامله بعدی رو تعیین کنه چون معمولا میل به جبران باعث میشه حجم بالا بره و تعداد معاملات بیشتر بشه در حالی که هنوز همون شرایط قبلی بازار رو داریم حفظ سرمایه یعنی اول اجازه بدیم سیستم خودش ضرر قبلی رو در طول مجموعه معاملات جبران کنه نه اینکه با یک معامله پرریسک بخوایم سریع برگردیم

به نظرم یکی از معیارهای مهم حرفه ای بودن همین رفتاریه که تریدر بعد از ضرر نشون میده اگر ریسک معامله بعدی بر اساس قوانین قبلی باقی بمونه یعنی هنوز کنترل فرآیند دست تریدره ولی اگر ضرر قبلی باعث افزایش حجم و ورودهای بیشتر بشه عملا معامله بعدی دیگه بخشی از سیستم نیست و تبدیل به تلاش برای جبران شده

گاهی بهترین تصمیم بعد از یک ضرر این نیست که سریع دنبال معامله بعدی باشیم بلکه اینه که ببینیم اصلا ستاپ بعدی واقعا طبق سیستم وجود داره یا نه بازار قرار نیست ضرر قبلی ما رو پس بده اول باید سرمایه و توان ادامه دادن حفظ بشه چون تا وقتی در بازی بمونیم فرصت اجرای مزیت آماری سیستم رو داریم

جبران ضرر در یک سیستم معاملاتی قرار نیست با افزایش ریسک اتفاق بیفته بلکه باید از طریق اجرای تعداد کافی معامله با همان ریسک تعریف شده انجام بشه ممکنه چند معامله زمان ببره ولی این روش اجازه میده نتیجه از آمار سیستم بیاد نه از یک تصمیم هیجانی و پرریسک

دقیقا جبران ضرر نباید با تغییر ریسک اتفاق بیفته چون با افزایش حجم بعد از ضرر عملا داریم ساختار آماری سیستم رو تغییر میدیم و ممکنه یک ضرر معمولی تبدیل به آسیب جدی به حساب بشه اگر سیستم واقعا امید ریاضی مثبت داشته باشه جبران باید از مسیر اجرای تعداد کافی معامله با همان ریسک تعریف شده انجام بشه نه از طریق تلاش برای پس گرفتن سریع پول

این نگاه باعث میشه هر معامله مستقل از معامله قبلی دیده بشه یعنی اگر معامله قبلی ضرر کرده دلیل نمیشه معامله بعدی با حجم بیشتر گرفته بشه وقتی ریسک ثابت بمونه نتیجه نهایی بیشتر تابع توزیع واقعی سیستم میشه و نه واکنش ما به چند نتیجه اخیر شاید جبران کمی بیشتر زمان ببره ولی در عوض احتمال اینکه برای جبران یک ضرر وارد ضرر بزرگتری بشیم خیلی کمتر میشه

دقیقا همینطوره به نظرم یکی از مهم ترین اصول معامله گری اینه که اجازه ندیم نتیجه معامله قبلی روی تصمیم بعدی اثر بذاره چون بازار هیچ تعهدی نداره که ضرر ما رو جبران کنه و افزایش حجم هم صرفا برای پس گرفتن پول میتونه ریسک رو چند برابر کنه وقتی یک سیستم مزیت آماری داشته باشه باید بهش فرصت بدیم در تعداد کافی معامله خودش رو نشون بده نه اینکه با تصمیم های احساسی مسیر نتایج رو تغییر بدیم

به نظرم بخش سخت ماجرا اینه که از نظر ذهنی بپذیریم لازم نیست هر روز یا بعد از هر ضرر به سود برسیم گاهی بهترین تصمیم اینه که معامله بعدی رو فقط زمانی بگیریم که شرایط کامل پلن فراهم باشه حتی اگر به معنی چند ساعت یا چند روز صبر کردن باشه ثبت ریسک هر معامله و داشتن سقف ضرر روزانه هم کمک میکنه قبل از اینکه فشار روانی باعث افزایش حجم یا اوورترید بشه یک محدودیت از پیش تعیین شده جلوی ادامه تصمیم های اشتباه رو بگیره

یکی از مهم ترین تغییرات ذهنی توی ترید اینه که قبول کنیم بازار هیچ تعهدی نداره هر روز به ما فرصت سود بده و قرار نیست ضرر امروز حتما با سود فردا جبران بشه وقتی این انتظار رو کنار بذاریم راحت تر میتونیم منتظر ستاپ مناسب بمونیم و صرفا برای اینکه از بازار عقب نمونیم وارد معامله نشیم چون گاهی بهترین عملکرد یک معامله گر اینه که ساعت ها بازار رو ببینه ولی هیچ کاری نکنه