تجربه نهایی من برای هدج این بود مه هدج ابزار کاهش ریسک و کم کردن زیانه… به هیچ عنوان هدفش ارتقا سود نیست…
ذاتش کم کردن ضرره فقط…
تجربه نهایی من برای هدج این بود مه هدج ابزار کاهش ریسک و کم کردن زیانه… به هیچ عنوان هدفش ارتقا سود نیست…
ذاتش کم کردن ضرره فقط…
تجربه شما واقعا ارزشمنده ممنون از وقتی که گذاشتی
گشتممممم نبود نگرد راهی جز پرایس اکشن نیست
خیلی از عزیزان با این روشا سود میکنن ولی من اسم هیچ کدام و تریدر نمیگذارم
به نظرم نکتهای که مطرح شده قابل تأمله. هج کردن در بعضی شرایط شاید بتواند بهعنوان یک ابزار مدیریت پوزیشن استفاده شود، اما اگر جایگزین استاپلاس و مدیریت سرمایه شود، در بلندمدت احتمالاً مشکلساز خواهد شد.
اصل کار در ترید داشتن نقطه ورود مشخص، حد ضرر منطقی، حجم مناسب و پذیرش ضررهای کوچک است. خیلی وقتها تلاش برای فرار از استاپ، فقط ضرر را به زمان دیگری منتقل میکند و حتی ممکن است با فشار مارجین، شرایط سختتری ایجاد کند.
البته هر روشی ارزش تست و بررسی دارد، ولی بهتر است روی دادههای کافی، بکتست و حساب دمو آزمایش شود تا مشخص شود در چه بازار و چه شرایطی واقعاً مزیت دارد. در نهایت این سیستم و انضباط معاملاتی است که نتیجه میسازد، نه صرفاً یک تکنیک خاص.
نکته خوبی مطرح شد. هج میتونه در شرایط خاص ابزار مدیریت پوزیشن باشه، اما نباید جایگزین استاپلاس و مدیریت سرمایه بشه. در نهایت چیزی که یک تریدر رو ماندگار میکنه، داشتن پلن مشخص، پذیرش ضررهای منطقی و اجرای منظم سیستمه؛ نه فرار از استاپ با تکنیکهای مختلف
من اون اوایل که وارد بازار فارکس شدم این کار را به نوعی انجام میدادم. استاپ نمی ذاشتم، معامله که وارد ضرر سنگین میشد در جهت روند جدید دوباره اسکالپ میکردم تا بالاخره قیمت از یه جایی برگرده سمت معامله اولم و برم تو سود! نه اینکه نشه میشه ولی خیلی انرژی گیره.
یعنی معامله ایی که نهایت ۱۰دقیقه یه ربع بسته میشد تا چند ساعت باز می موند تا به سرانجام برسه!
اصلا با این روش موافق نیستم.طولانی مدت نمیشه انجامش داد. به نظرم یه استاپ حساب شده بخوری خیلی بهتره .
سلام و درود،
به شخصه طبق چیزی که دیدم، اکثر کسانی که هج میکنند، حسابشون با ضرر لیکویید میشه.
خیلی سخت میشه کنترلش کرد.
به نظرم هج زمانی جواب میده که شما تو یک بازه کوتاهی، مطمئن باشی که قطعا، برگشت داری.
در کل توصیه نمیکنم واقعا هج کردن رو
بهترین کار اینه قبول کنید، یه وقتایی تحلیلتون اشتباه بوده و پوزیشن رو ببندید. بعد به دنبال جبران باشید.
ولی بازم سلیقه اس
در کل تاپیک خوبی زدی و موضوع جالبی بود. چون خیلی ها با همین هج کردن، از چاه در میان و دوباره تو چاه میوفتن و به نظرم خوبه در موردش بحث بشه و مزایا و معایبش مشخص بشه!
افرین ![]()
این یک روش شناخته شده هست و به شرطی جواب میده که مدیریت سرمایه رو رعایت کنید . فرض کنید که با نصف حجمی که مدیریت سرمایه به شما اجازه میده پوزیشن بگیرید و وقتی معامله دوم که همجهت این معامله هست رو میگیرید تازه به حجم استاندارد خودتون میرسید و این کار هیچ تهدیدی نداره ولی بشرطی که در این حالت حتما استاپ داشته باشید تا مشکل پیدا نکنید .
بنظرم هج کردن یعنی باز کردن دو معامله در دو جهت مخالف! اگر ندونی داری چکار میکنی با قمار هیچ فرقی نداره. اگر هم بدونی، ریسک خودشو داره.
فرض: تحلیل من در تایم فریم بالا درسته. روند مثلا نزولیه. تو تایم فریم پایین جای نادرست رفتم سل، معامله رفته تو ضرر. تا زمانیکه گام ۱۵ دقیقه نشکنه و نزولی باقی بمونه بله شما معامله خلاف روند باز کنی ضرر معامله اول را پوشش دادی و قیمت بسمت معامله اول بر خواهد گشت و میری تو سود.
ولی اگر اشتباه کرده باشی و روند صعودی باشه و گام قیمت در ۱۵ دقیقه بشکنه، دیگه قیمت سمت معامله اول بر نمیگرده! حالا چالش اینجاست که آیا میتونی معامله ایی که تو ضرر سنگین افتاده را ببندی؟ یا دستت روی موس خشک میشه؟!
هج هم یک سبکه دیگه اگر مستر بشی میتونی سود ساز بشی
کاملا درست میگید اقای فرقانی
دقیقا نکته اش همینه که باید تو مدیریت سرمایه اش خدا باشی وگرنه عین تله میمونه و صرفا شمارو هی تو معاملات و ضررهای زیاد، غرق میکنه
حالا علت اینکه منم نوشتم ریسکه، به خاطر همین هستش که واقعا چند درصد از تریدرها روی مدیریت سرمایه تسلط کافی دارند؟ خیلی زیاد نیستند. درنتیجه همون اشخاص با عدم تسلط و دانش کافی به سراغ هج میرن و در نهایت هم لیکویید میشن متاسفانه.
بدون دانش لازم و تسلط، هر سبکی رو استفاده کردن خطریه به نظرم
هج را در بانک ها و موسسات و …با حجم بالا شنیدم انجام میدن. مصاحبه ها و کتب و … مثال قراردادهای بزرگی هست که سفارش سنگین میانگین ۱۰۰ خریده ، مثال چندتا بانک و … حالا یه اتفاقی و خبر بدی مقابل سمت اونها میاد ، و حجم سنگین معاملات معکوس اونها وارد بازار میشه ، اونها برای اینکه کوتاه مدت با هجمه بازار مقابله نکنن ، با بازار همراه میشن ، که میشه همون هج کرد معامله قبلی ، زمان را نمیدونم ولی فکر کن شاید یک روز و یک هفته ، بعد که بازار از تب و تاب افتاد ، دوباره بازار را به سمت پوزیشن اصلی خودشون هل میدن . گاهی هم نمیتونند و ضرر میکنند . بله در واقع هیچ کس همیشه سود نمیکنه ، حتی انها که صدها ملیون و یا میلیارد دلار حجم معامله میکنند . ولی برایند مهمه . هج کار خیلی سختیه ، من چندین بار انجام دادم ، خیلی مشغول و گرفتارت میکنه ، در کل و در نهایت وقتی میخای ببندی معامله را ، یعنی یکیشون را ، تازه میرسی به جایی که مانند باز کردن یک معامله با سرنوشت نامعلومه . پیشنهاد میکنم اصلا به سمت مطالعه کردنش هم نرید . ترید ساده و معمولی ، تمرکز و مدیریت بهتری داره . موفق باشزد
نکته خوبی مطرح شد هج میتونه در شرایط خاص ابزار مدیریت پوزیشن باشه، اما نباید جایگزین استاپلاس و مدیریت سرمایه بشه. در نهایت چیزی که یک تریدر رو ماندگار میکنه، داشتن پلن مشخص، پذیرش ضررهای منطقی و اجرای منظم سیستمه؛ نه فرار از استاپ با تکنیکهای مختلف
دقیقاً چالش اصلی همینه؛ اون لحظهای که «روانشناسی تریدر» جلوی «منطق» رو میگیره. وقتی دو طرفه باز میکنی، در واقع داری با زمان و شکستِ ساختار میجنگی، که اگه اشتباه کنی، ضرر دوبرابر میشه و بستن پوزیشنِ تو ضرر، از نظر ذهنی کابوسه.
گل گفتی. اون مدل هجینگ که توی بانکها و مؤسساتدمیبینی، اصلاً با اون چیزی که خردهتریدرها توی پراپفرمها یا حسابهای شخصی اجرا میکنن قابل مقایسه نیست. اونا برای مدیریتِ «پورتفولیوهای سنگین» و کاهش «ریسکِ سیستماتیک» هج میکنن، نه برای فرار از «ضررِ ناشی از تحلیل اشتباه».
نکتهای که گفتی درباره لحظه بستن پوزیشن، شاهکلیدِ ماجراست:
وقتی یک پوزیشن رو میبندی تا اون یکی رو آزاد کنی، عملاً داری «یک معامله جدید با ریسک جدید» باز میکنی. تازه اون وسط، هزینه سواپ و اسپرد هم داری که به مرور تورو ذوب میکنه.
این «گرفتاری» که گفتی، دقیقاً همون چیزیه که تمرکزِ تریدر رو نابود میکنه. تریدری که درگیرِ مدیریتِ هجِ پیچیده میشه، دیگه «پرایس اکشن» رو نمیبینه، فقط داره «حسابکتابِ ضرر و زیان» میکنه.
هج کردن برای تریدرهای خُرد فقط «سرپوش گذاشتن روی واقعیت» و فرار از پذیرشِ ضرره. این کار بهجای مدیریت ریسک، تمرکزت رو نابود میکنه و معمولاً به کالمارجین ختم میشه.
تریدِ حرفهای یعنی: پذیرشِ ضررِ کوچک، تنها راهِ بقا در بازاره. موفق باشی!
حالا جالبه بدونی من حتی یه مدت تمرین میکردم تو حساب دمو، معاملاتی که میرن تو ضرری که انتظار شو نداشتم را ببندم. دیدم نمی تونم! یعنی هر چقدر سعی کردم نشد! هی امید الکی بخودم میدادم و …
یعنی اگه میشد، دیگه تو ریل، استاپ نمیذاشتم و با خیال راحت معامله میکردم. چون میدونم که میتونم ضررش را جبران کنم. ولی وقتی استاپ نذاری و بعدشم نتونی معامله در ضرر را ببندی، دیگه کلک حساب کندست.
هر چقدر هم شما تریدر خفنی باشی، خلاصه میرسه روزی که اشتباه کنی. خب پس باید ضررت یه حدی داشته باشه تا بشه جبرانش کرد.