عرضم به حضور مبارکتون که
دریا طوفانی
قایق سوراخ
پارو شکسته
دریا پر کوسه
ولی انگیزه
انگیزه خیلی زیاد
باز میشه این در
صبح میشه این شب
به ما هم میرسه
عرضم به حضور مبارکتون که
دریا طوفانی
قایق سوراخ
پارو شکسته
دریا پر کوسه
ولی انگیزه
انگیزه خیلی زیاد
باز میشه این در
صبح میشه این شب
به ما هم میرسه
از نظر احساسم:
شب تاریک و بیم ِ موج و گردابی چنین هایل // کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها
چه اتفاقی دوست دارم بیفته:
بر سر آنم که اگر از دست برآید // دست به کاری زنم که غصه سر آید
در مورد مقابله با غمِ از دست دادن (grief) ، یه قاعدهٔ سرانگشتی هست که به 3C معروفه : Choose (انتخاب کن)، Connect (با دیگران ارتباط برقرار کن)، و Communicate (حرفِ دلت رو بزنه / از احساست بگو). میخوام از این روش استفاده کنم. بخش اولش - انتخاب کارایی که میخوام بکنم، مثلا امروز یه ساعت مشخص دو ساعت کتاب بخونم یا نیم ساعت ورزش کنم- به جای تسلیم احساس «چرا من؟» شدن و مثلا جلوی تلویزیون روی مبل دراز کشیدن یا تو موبایل چرخیدن. تسلیم نشدن میتونه حس اختیار زندگی خودم رو داشتن رو تا حد خوبی برگردونه. خیلی از اروپاییها تو جنگ جهانی دوم شش سال زیر بمباران و اشغال زندگی کردند. سختی و گرسنگی کشیدند ولی الان در امنیت و رفاهند.
ارتباط برقرار کردن، بخصوص با آدمهای جدید، - شده قدم زدن توی خیابون یا پارک یا رفتن به سینما و کافه- آدم رو از تنهایی احساسی درمییاره که باز هم تسلیم نشدن به میل به گوشهگیری ناشی از غمه. دل به دل گفتن هم، نوعی روبروشدن با احساسهای منفیه که فشار اونها رو کم میکنه. البته باید بشه به طرف مقابل اعتماد کرد. خاطرات روزانه نوشتن (journaling) هم روش متداولیه که تا حدی کمک میکنه.
رفیق بشدت پتانسیل داری در پکیج فروش شدن در خلوت خودت فکری بهش بکن
(شوخی)
حالمون مضخرفه نت نداریم
یکی دو بار بهش فکر کردم البته توی مستراب فکر خوبی بود ولی فقط در حد مستراب
![]()