کمترین کمیسیونی که رو حساب ecn یه بروکر دیدید چقدر بوده؟

سلام خوشگلای من. یه سوال از بچه هایی که حساب Ecn دارن تو بروکرا.

داشتم حسابای ECN بروکرا رو رو نگاه می‌کردم کنجکاو شدم بدونم کمترین کمیسیونی که خودتون تو یه بروکر دیدید چقدر بوده؟ واقعا اندازه همون کمیسیون هزینه کم میکردن یا هزینه پنهانیم این وسط وجود داشت؟

من با حسابای ECN مشکل ندارم کلا با تبلیغ بیش از حدش مشکل دارم چون بعضی بروکرا طوری نشون میدن انگار این حسابا یعنی سود تضمینی در حالی که فقط مدل هزینه فرق کرده

امارکتس همون کمیسیون رو فقط میگیره اگه حساب اسلامی نداشته باشی اخر هر روز سواپم بهش اضافه میشه که برای سواپ اگه معاملت سود باشه سواپ حساب میشه و از حسابت کسر میشه ولی اگه معاملت ضرر بشه سواپی که در نظر گرفتع میشه حساب نمیشه مبلغی از سرمایت کسر نمیشه این حرکتش خیلی قشنگ بود

درکل کمیسیون حساب زیرو برای فارکس خیلی بالاس حداقل کمیسیونش ۱۰ درصده!! و حداکثر ۳۵ یا۴۰ درصد کمیسیون!!! البته اسپرد حساب ای سی ان حذف شده به شکل کمیسیون درومده با این حال به صرفست

ولی برای طلا اسپردش ۲۰ درصده با این نوسان و اسپرد ۰ روی طلا بهترین گزینه ترید مخصوصا اسکالپ زیر ۱ دیقه یا ۳۰ ثانیه!!!

ولی اگه تایم بالا کار میکنی فارکس هم خوبه حساب زیروش ولی کمیسیون کم میخای بدی ای سی ان هم گزینه خوبی هست اسپردشم مناسبه

بروکر های دیگه ایم که کار کردم مثل ترندو هم کمیسیونش خوبه و هم اسپردش خیلی کمه ولی سرمایه زیادی باهاش کار نکن اول با ۵۰ دلار کار کن برداشت بزن اوکی بود با ۱۰۰ دلار

یهو حجم زیاد وارد بروکر نکن درکل قبلش قشنگ تست بگیر

دقیقا بازم همون سختی های ترید رو پیش رو داریم هممون حالا هر حسابی میخواد باشه ولی اگه سر این هزینه های معاملاتی هوامون رو داشته باشن باز از یه طرف ذهن آدم آروم میشه

من الان بروکر وینگو رو هم دارم تست میکنم این بروکری که گفتی رو هم میذارم تو لیست اوکیه

وینگو رو بزار کنار نصیحت من به تو

کمیسیونِ چی؟

لایت فایننس روی هر لات معامله : جفت ارز اصلی ۳/۵ تا۴ دلار

جفت ارز فرعی ۴/۵ تا۵ دلار

طلا ۵ دلار

هزینه پنهان :در نمودارهای بالای ۱پیپ اسپرد پریدن از روی حد ضرر

من یه حساب enc دیدم که کمیسیونش حدود ۳ دلار هر سمت بود. ولی واقعیت اینه که فقط عدد کم مهم نیست اجرای سفارش و شفافیت مهم‌تره الان تو بعضی بروکرا مثل وینگو حتی با اینکه فقط روی عدد کمیسیون مانور نمیدن ولی کل ساختار هزینه شفاف‌تر حس میشه. حالا بازم دوستان اگه نظری دارن بگن منم استفاده کنم

عرض ادب و احترام

چون این سوال برای اکثرمون پیش اومده چیزی که فهمیدم اینه که پایین‌ترین کمیسیونی که تو بروکرای واقعاً معتبر و باسابقه (از نوع retail-ECN که اکثرمون باهاش کار می‌کنیم) دیده می‌شه یه‌جایی حدود ۶ تا ۷ دلار رفت‌وبرگشت به ازای هر لاته. بروکرای institutional/بانکی بزرگ‌تر در واقع کمیسیون پایین‌تری دارن، ولی حداقل سپرده‌شون خیلی بالاتره و پلتفرمشون معمولاً MT4/MT5 نیست پس عملاً برای اکثر تریدرای معمولی گزینه نیستن. اگه یه بروکر عدد خیلی پایین‌تر از این نشون میده اول چک کن ببین این عدد فقط برای یه طرف معامله‌ست یا کل رفت‌وبرگشت چون خیلی هامون همینجا اشتباه می‌کنیم و مقایسه غلط از آب درمیاد.

نکته مهم‌تر اینه که فقط به عدد کمیسیون نگاه نکنی. باید اسپرد رو هم باهاش جمع کنی. مثلاً یه بروکر با کمیسیون ۴.۵ دلار و اسپرد ۰.۵ پیپ در کل نزدیک ۹.۵ دلار هزینه هر لات میشه. ولی یه بروکر دیگه با کمیسیون بالاتر (مثلاً ۶ دلار) ولی اسپرد خیلی کمتر (۰.۱ پیپ)، آخرش میشه حدود ۷ دلار. یعنی همون بروکری که کمیسیونش بیشتره، در عمل ارزون‌تر درمیاد. برای اینکه اسپرد واقعی رو ببینی نه اون رقمی که تو سایت تبلیغ می‌کنن بهتره یه حساب دمو باز کنی و تو سه تا بازه زمانی مختلف (لندن، نیویورک، و ساعتای بی‌حجم مثل نیمه‌شب) اسپرد رو چک کنی و میانگین بگیری.

اون هزینه‌های پنهانی هم که پرسیده بودی واقعاً وجود دارن منتها معمولاً از جای دیگه‌ای میان تا خود کمیسیون مثل کارمزد برداشت وجه ( انتقال بانکی ) _ کارمزد عدم فعالیت حساب_ سواپ شبانه (مگه اینکه فری کرده باشی)که کاملاً جدا از کمیسیونه و اگه پوزیشنت رو نگه میداری خیلی مهم‌تر از کمیسیون میشه و اسلیپیج تو اخبار مهم که بهتره از تجربه واقعی بقیه بپرسی نه فقط حساب دمو.

حالا اینکه اصلاً ارزش این‌همه دقت رو داره یا نه به حجم معامله‌ت بستگی داره. اگه ماهی چند لات معامله می‌کنی تفاوت کمیسیون بین بروکرا میشه چند دلار در ماه و زیاد وقت گذاشتن روش به‌صرفه نیست. ولی اگه اسکالپر هستی یا حجم بالا کار می‌کنی همین تفاوت میشه صدها دلار در ماه و اونجا واقعاً باید دقیق باشی.

مسئله‌ای که بیشتر از کمیسیون ارزش وقت و انرژی گذاشتن داره اینا هستند: اول از همه رگوله بودن بروکر (که تقریباً همیشه هر بروکری که به ایرانی تک‌تابعیتی خدمات میده یا آفشوره یا وایت‌لیبل دیگه خود حدیث مفصل بخوان از این حکایت… خیلی موارد دیدم که حساب‌های کوچیک زیر ۱۰۰۰ دلار سود چند سنتی‌ رو کاربر بلافاصله برداشت میزد) . مورد بعد مدیریت ریسک و حجم پوزیشن خودت. بعد کیفیت اجرای سفارش یعنی ریکوت نداشته باشه و اسلیپیجش کم باشه. بعد استراتژی معاملاتی و پایبندی بهش و کمیسیون واقعاً آخرین چیزیه که باید روش وقت گذاشت مگر اینکه حجمت اونقدر بالا باشه که چند دلار تفاوت واقعاً به چشم بیاد.

و در آخر این که کمیسیون تنها یه بخش کوچیک از کل ماجراست و اگه میخوای وقتت رو درست صرف کنی اول رو امنیت و رگوله بذار (که رگوله درست حسابی نداریم و مجبوریم با همین آفشورها کار کنیم که باز همین آفشورها بهتر از وایت‌لیبل‌ها هستند به‌خصوص اگه مجوز نیم‌بندی هم که دارن حداقل از یه کشور اروپایی باشه). بعد ریسک و اجرا و آخر سر اگه لازم بود برو سراغ چونه زدن رو چند دلار کمیسیون :folded_hands:

من با حسابای ECN مشکل ندارم کلا با تبلیغ بیش از حدش مشکل دارم چون بعضی بروکرا طوری نشون میدن انگار این حسابا یعنی سود تضمینی در حالی که فقط مدل هزینه فرق کرده

من یه حساب توی بروکر ارانته دارم کمیسیون صفر هست حساب اسلامی است تا یک هفته سواپ هم نداره . اسپرد نمادها هم فوق العاده کم و نزدیک است

توصیه میکنم حتما بروکر ارانته رو بررسی کنید

سلام. ممنون از توضیحات خوب و با جزئیاتتون. واقعا خیلی چیزا رو برام روشن کرد.

آره اینم هست واقعا

این که گفتی تا یک هفته سواپ نداره رو متوجه نشدم

یعنی وقتی معامله باز هست تا یک هفته برای اون معامله باز سواپ در نظر نمیگیره یا این که وقتی اکانتتو باز میکنی فری سواپ بودن اکانت یک هفته اس فقط؟

درمورد بروکر های بانکی میشه بیشتر توضیح بدید؟ اولین باره به همچین چیزی برخوردم

درود و عرض ادب .

ممنون از سوال خوب و دقیقتون :folded_hands: این‌جور سوال‌ها باعث می‌شه بحث از سطح کلی‌گویی درآد و بریم سراغ ریشه‌ی واقعی ماجرا. اجازه بدید از پایه توضیح بدم که «بروکر بانکی» از کجا میاد و چرا اصلاً به وجود اومده. (برای انتقال روان‌تر و ساختاریافته‌تر این مطلب، از هوش مصنوعی در مرحله‌ی ویرایش و دسته‌بندی استفاده شده)

۱. بازار فارکس یه هرمه، نه یه بازار یک‌دست

فارکس برخلاف بورس سهام، یه بازار متمرکز نیست؛ یه شبکه‌ست از رابطه‌های دوطرفه بین نهادهای مختلف که شکل یه هرم داره. بالای این هرم، بانک‌های خیلی بزرگ بین‌المللی نشستن (سیتی‌بانک، جی‌پی‌مورگان، دویچه‌بانک، یو‌بی‌اس و امثالشون) که بهشون می‌گن بانک‌های Tier-1. این بانک‌ها مستقیم با هم قیمت رد و بدل می‌کنن و عملاً خودشون قیمت واقعی و لحظه‌ای هر جفت‌ارز رو می‌سازن.

۲. چرا این بانک‌ها به هرکسی دسترسی مستقیم نمی‌دن

اتصال مستقیم به این بانک‌ها نیازمند یه رابطه‌ی رسمی و سنگین به اسم Prime Brokerage هست که سرمایه‌ی اولیه‌ش اغلب میلیونیه و احراز هویت و اعتبارسنجی‌ش هم بسیار سخت‌گیرانه‌ست. این سخت‌گیری اتفاقی نیست؛ ریشه‌ش برمی‌گرده به بحران مالی ۲۰۰۸.

۳. ریشه: چه اتفاقی افتاد؟

قبل از ۲۰۰۸، بانک‌های آمریکایی وام مسکن به آدم‌هایی می‌دادن که صلاحیت مالی کافی نداشتن (بهش می‌گن وام ساب‌پرایم). این وام‌ها رو با هم بسته‌بندی می‌کردن و به‌شکل اوراق بهادار به سرمایه‌گذارها و بانک‌های دیگه سراسر دنیا می‌فروختن، طوری‌که ریسک این وام‌های مشکل‌دار تو کل سیستم مالی جهان پخش شد. وقتی حباب قیمت مسکن ترکید، این اوراق که «امن» به‌نظر می‌رسیدن یهو بی‌ارزش شدن. یکی از قربانی‌های اصلی این ماجرا، لیمن برادرز بود؛ این بانک به‌شدت درگیر همین وام‌های ساب‌پرایم بود و وقتی بحران بالا گرفت، در ۱۵ سپتامبر ۲۰۰۸ با بیش از ۶۰۰ میلیارد دلار دارایی اعلام ورشکستگی کرد، که تا امروز بزرگ‌ترین پرونده‌ی ورشکستگی تو تاریخ آمریکاست. این سقوط باعث شد بانک‌های دنیا به هم بی‌اعتماد بشن و بحران به کل دنیا سرایت کنه.

۴. واکنش قانون‌گذار: قانون ولکر

چند سال بعد، برای جلوگیری از تکرار این ماجرا، «قانون ولکر» (Volcker Rule) تصویب شد؛ به اسم پل ولکر، رئیس سابق فدرال رزرو. این قانون بخشی از یه بسته‌ی بزرگ‌تر به اسم Dodd-Frank Act بود که سال ۲۰۱۰ تصویب و از ۲۰۱۵ کاملاً اجرایی شد. کاری که کرد این بود که بانک‌ها رو از معامله‌ی پرریسک با پول خودشون برای سود شخصی خودشون منع کرد؛ ولی فعالیت‌های دیگه‌شون مثل کارگزاری برای مشتری یا مارکت‌میکینگ همچنان مجازه.

۵. واکنش دوم و مهم‌تر: بازل ۳

هم‌زمان، یه نهاد بین‌المللی دیگه (کمیته‌ی بازل، مستقر تو شهر بازل سوئیس) یه بسته‌ی مقررات جدید به اسم بازل ۳ نوشت که سه محور اصلی داره:

بانک باید سرمایه‌ی واقعی کافی نگه داره تا اگه ضرر کرد، همین سرمایه ضرر رو جذب کنه، نه سپرده‌ی مردم.
بانک باید همیشه به‌قدر کافی نقدینگی نگه داره تا بتونه حداقل چند هفته یه بحران رو بدون کمک بیرونی سر کنه.
بانک نمی‌تونه بی‌نهایت با پول قرضی بزرگ بشه؛ یه سقف مطلق روی نسبت کل دارایی‌هاش به سرمایه‌ی خودش گذاشته شده.

نکته‌ی کلیدی برای بحث ما اینه: هر اعتباری که بانک به یه نهاد دیگه (مثل یه شرکت واسطه یا صندوق) بده، خودش جزو دارایی‌های ریسکی بانک حساب میشه و طبق بازل ۳، بانک باید در ازاش سرمایه کنار بذاره. یعنی هرچی بانک به نهادهای بیشتر و کوچیک‌تری اعتبار بده، هزینه‌ی سرمایه‌ای‌ش هم بیشتر میشه. برای همین بانک‌ها ترجیح میدن به‌جای صدها رابطه‌ی کوچیک، فقط با چندتا نهاد بزرگ و باسرمایه کار کنن.

۶. پس بروکر ریتیل ما از کجا نقدینگی می‌گیره؟

از یه لایه‌ی واسط به اسم Prime of Prime (به‌اختصار PoP). این شرکت‌ها خودشون رابطه‌ی prime brokerage با چندتا بانک Tier-1 دارن (چون سرمایه‌ی کافی براش دارن)، قیمت این بانک‌ها رو جمع می‌کنن، بهترینش رو انتخاب و به بروکرهای کوچیک‌تر پاس می‌دن، و همون اعتباری که بروکر برای نگه‌داشتن پوزیشن‌های باز مشتری‌هاش لازم داره رو هم فراهم می‌کنن. اکثر بروکرهایی که با پلتفرم MT4/MT5 کار می‌کنیم، دقیقاً از همین مسیر نقدینگی می‌گیرن، نه مستقیم از بانک.

۷. پس بالاخره «بروکر بانکی» یعنی چی؟

این عنوان هیچ‌وقت رسمی یا قانونی نبوده. وقتی می‌گیم یه بروکر «بانکی» یا institutional هست، یعنی یکی از این دو حالته:

یا خودِ اون بروکر مستقیم زیر یه رابطه‌ی prime brokerage واقعی با بانک بزرگ کار می‌کنه (یعنی خودش در حد همون شرکت‌های PoP یا نزدیک بهشونه)،
یا نسبت به یه بروکر retail-ECN معمولی، لایه‌های واسط کمتری بین مشتری و بازار واقعی داره، یعنی قیمتش به قیمت خام بانکی نزدیک‌تره.

دقیقاً به همین دلیل هم حداقل سپرده‌ی این بروکرها اونقدر بالاست؛ چون رسیدن به این سطح از بازار، سرمایه و اعتباری می‌طلبه که خیلی فراتر از یه حساب معمولیه.

خلاصه‌ی زنجیره‌ی کامل:
بحران ۲۰۰۸ اتفاق افتاد ← بانک‌ها فهمیدن سرمایه‌شون در برابر ریسک خیلی نازک بوده ← قانون‌گذار با قانون ولکر و بازل ۳ جواب داد ← این قوانین اعتباردادن بانک به نهادهای کوچیک رو گرون‌تر و سخت‌تر کرد ← بانک‌ها فقط با چند نهاد بزرگ و مطمئن (prime broker) رابطه گرفتن ← لایه‌ای به اسم Prime of Prime شکل گرفت تا این نقدینگی رو به بروکرهای کوچیک‌تر برسونه ← وقتی می‌گیم یه بروکر «بانکی»ه، داریم درباره‌ی فاصله‌ی همون بروکر با بالای این هرم صحبت می‌کنیم.

خیلی ممنون بابت توضیحات.

پس چیزی که از مطلب شما و اطلاعات خودم متوجه شدم اینه

یه بروکر institutional داریم که مستقیم زیر نظر بانکه که سرمایه میلیون دلاری لازم داره

یه بروکر A-Book داریم که فید قیمتی و لیکویدیتی رو مستقیم از بانک میگیره که فکر نمیکنم داخل ایران داشته باشیم

و در آخر یه بروکر B-book داریم که با یه سری واسطه به بانک متصله, همون بروکر هایی که ما داخل ایران بهشون دسترسی داریم

درسته?

ببینداینجا لازم دو مورد رو از هم تفکیک کنیم و بهم ربط ندیم
یکی اینه که بروکر «قیمتش» رو از کجا میاره. یعنی زنجیره‌ی بانک بزرگ ← چندتا واسطه ← بروکر. هرچی این زنجیره کوتاه‌تر باشه بروکر بهش می‌گیم بانکی/institutional.
یکی هم کاملاً جدا از این، اینه که وقتی تو معامله می‌کنی، بروکر واقعاً چیکار می‌کنه با پوزیشنت. اگه A-Book باشه یعنی معامله‌ت رو واقعاً می‌فرسته بیرون به بازار واقعی و طرف حساب تو نیست. اگه B-Book باشه یعنی اصلاً بیرون نمی‌فرسته، خودش می‌شینه جلوت؛ تو ضرر کنی اون سود می‌کنه و بلعکس .
حالا نکته‌ای که باید تصحیح کنم اینه: B-Book بودن اصلاً به این معنی نیست که بروکر «با واسطه به بانک وصله». دقیقاً برعکسه؛ یه بروکر B-Book اصلاً لازم نیست هیچ ربطی به هیچ بانکی داشته باشه، چون معامله‌ت هیچ‌وقت از در بروکر بیرون نمی‌ره، همون‌جا داخلی می‌مونه.
پس این‌جوری ببینش: اینکه بروکر چقدر به بانک نزدیکه یه داستانه، اینکه با پول تو چیکار می‌کنه یه داستان کاملاً جداست. یه بروکر می‌تونه هم به بانک وصل نباشه هم B-Book باشه (اکثر بروکرای دم‌دست ما همینن)، یا حتی می‌تونه یه بروکر بزرگ باشه که هم وصله به بانک هم یه بخشیش رو B-Book نگه می‌داره، این‌ها با هم تناقضی ندارن.
و آره حرف آخرت درسته؛ اکثر بروکرایی که ما تو ایران بهشون دسترسی داریم چون رگوله سنگین ندارن و حجم مشتریاشون هم اونقدر بالا نیست، عمدتاً B-Book یا نیمه‌B-Book‌ان و رابطه‌ی مستقیم با بانکای بزرگ اصلاً ندارن.

متوجه شدم, خیلی ممنون❤