یک رفتار عجیب در بازار هست که احتمالا همه چه با کندل کار میکنند، چه با Order Flow تجربهاش کردهاند گاهی یک ناحیه روی چارت آنقدر واضح است که بچهگربه هم میتواند بکشدش.
حمایت/مقاومت تمیز، لیکوییدیتی واضح، هزار بار تست شده…
اما درست همین ناحیه یا اصلاً کار نمیکند
یا با یک حرکت تیز Stop Hunt میشود.
در مقابلش گاهی بازار روی یک سطح به ظاهر «بیاهمیت» واکنش قدرتمند میدهد سطحی که اگر نشانش بدهی نصف تریدرها میگویند
کجاش ناحیه بود؟
![]()
اینجاست که سؤال اصلی شکل میگیرد:
چرا بازار دقیقا به سطحی واکنش نشان میدهد که اکثر تریدرها حتی نگاهش هم نکردهاند؟برای کسانی که با Price Action کار میکنند چطور تشخیص میدهید که کدام سطح واقعا مهم است؟ چیزی فراتر از چون سه بار لمس شده و این حرفها.
![]()
برای کسانی که Order Flow نگاه میکنند وقتی قیمت نزدیک یک سطح کماهمیتمیشود، در DOM یا Footprint دنبال چه نشانهای میگردید؟ Imbalance؟ Absorption؟ Hidden Liquidity؟
یا چیز دیگری؟ و یک سؤال چالشبرانگیزتر
آیا ممکن است اهمیت سطح را اشتباه بفهمیم چون فقط Output چارت را میبینیم
نه Inputحجم سفارشات و زمان ورودشان؟دوست دارم دیدگاه هر دو گروه را بشنوم.
![]()
از صفر مکدی استفاده کنید برا تشخیص لولهای مهم
یک نگاهی به این فیلم بنداز شاید کمکت کنه
به نظر من ارزش این دیتا ها به خاطر عقب موندن از لایو بازار ارزش معاملاتی ندارن اگر امکانش هست منطق رو توضیح بدید نه صرفا استفاده از یک اندیکاتور. ![]()
خوب شما فیلم رو ندیده دنبال منطقش هستید اونم حاضر و آماده یکی بیاد براتون توضیح بده ، در حق خودتون بی انصافی نکنید کمی کنکاش کنید،
دیدم دوست عزیز.بعد دیدن نظرمو گفتم
منطقش این هست که بازار به میانگینها و لولهای تعادل بر میگرده این میانگینها لزوما ۵۰ درصد یک مسیر نیستن و یا واضحتر بگم نمیدونیم اصلا مسیر از کجا شروع شده مکدیهای صفر دو جا تشکیل میشن یکی موقع چرخش بازار و دیگری در وسطهای مسیر جایی که اصلاح می کنه روند، و این مکدی میاد تعادل اون اصلاح رو نسبت به مسیری که طی کرده میسازه. لذا در صورت ادامه روند خودش یکنوع میانگین مسیر هست درست مثل سوئیچ ابر کومو
اگر محور صفر مکدی هملول با سوئیچ کومو باشه اعتبار بیشتری میگیره.
این توضیحات سادش بود اگر کمی علمی تر می خواید بررسی کنید اینجا رو ببینید
نکته جالبی گفتی درباره محور صفر MACD و تعادل مسیر در واقع اگر از دید آماری نگاه کنیم، عبور یا نزدیک شدن MACD به صفر معمولا یعنی قیمت به نوعی میانگین مومنتوم اخیربرگشته و بازار در یک وضعیت تعادلی قرار گرفته. از این نظر حرفت کاملاً قابل درک است.اما چیزی که همیشه برای من سؤال بوده اینه اگر آو ناحیه واقعا تعادلبازار استچرا بعضی وقتها دقیقا در همان نقطه حجم زیادی از Market Orderها وارد میشود ولی قیمت تقریبا حرکت نمیکند؟
در دیتای Order Flow خیلی وقتها میبینیم که نزدیک همین نواحی ظاهرا تعادلی، یک Passive Absorption سنگین شکل میگیرد یعنی خریدار یا فروشنده بزرگی در Limit ایستاده و جریان سفارشات تهاجمی را جذب میکند.
برای همین برایم جالب شد که بدونم وقتی MACD صفر یک ناحیه مهم نشان میدهد،آیا تا حالا دقت کردین که در همان محدوده رفتار حجم و سفارشاتچه شکلی است؟چون گاهی به نظر میرسد چیزی که ما روی اندیکاتور به عنوان تعادلمیبینیم، در واقع نتیجهی جنگ سفارشات در پشت صحنه است.
من نظرم این هست که از فکر خریدار و فروشنده بیرون بیاید چون چارت بر اساس تعادل کار می کنه حالا یکجایی میبینید اردرهای زیادی هست بخاطر موسسات مالی بزرگ هست و اونها میدونن روی کدوم تعادل یا محدوده سفارش بگذارن. طور دیگه بخوام بگم اونها سفارشها رو اونجا میگذارن چون میدونن قراره قیمت برگرده نه اینکه چون اونجا سفارش گذاشتن قیمت برگشته.
بطور مثال در مورد نفت قیمت قرار بود برگرده و بالا بره جنگ فقط توی سرعت افزایش قیمت تاثیر داشت یک نگاهی هم به این فیلم کوتاه در مورد نفت بندازید
یه سوال دارم با این منطقی که گفتی.اگر موسسات فقط میدونن تعادل کجاست و به خاطر همون اونجا سفارش میذارن، پس چرا خیلی وقتها درست قبل از برگشت قیمت میبینیم Market Orderها شدیدا وارد میشن ولی قیمت جلو نمیره؟یعنی مثلا خریدارها دارن تهاجمی میخرن، اما قیمت تکون خاصی نمیخوره.این معمولا وقتی اتفاق میفته که یک طرف داره اون جریان سفارشات رو جذب میکنه.برای همین همیشه برام سواله واقعاًتعادل باعث میشه سفارشات بزرگ اونجا قرار بگیرهیا این سفارشات بزرگ هستن که بعدا روی چارت چیزی شبیه «تعادل» میسازن؟چون اگر اون سفارشات اونجا نبود، همون Market Orderها باید قیمت رو خیلی راحت جلو میبردن.ویدیو رو دیدم ![]()
شاید سوالتون رو من علمش رو نداشته باشم ولی چیزی که بنظر من میرسه جایی که اردرهای سنگین هست پر کردن سفارشات هم می تونه زمانبر باشه لذا حرکات رفت و برگشتی زیادی دیده میشه و این رفت و برگشتها رو دقت کنید بالا و پایینشون اختلاف خیلی اندکی داره درست مثل همین فیلم نفت که لینک دادم.
ولی در کل بگم چون علم کافی ندارم در این مورد نمی خوام پاسخ گمراه کننده ای بدم
نکتهای که گفتی درباره زمان لازم برای پر شدن سفارشها قابل تامله.
در عمل هم خیلی وقتها حرکتهای ریز بازار دقیقا به همین فرایند جذب تدریجی نقدینگی برمیگرده.در نهایت بازار جایی میایسته که نقدینگی کافی برای اجرای سفارشات بزرگ وجود داشته باشه.
به نظرم اصل ماجرا هم همینجاست پیدا کردن جایی که اون حجم واقعا میتونه بدون لغزش جدی اجرا بشه.بازم ممنونم از شما که نظرتونو باهام در میون گزاشتین ![]()