مدیریت ریسک و ظرف ذهنی معامله‌گر: چقدر به ظرفیت روانی خودتون پایبند می‌مونید؟»

تقریباً همه‌ی ما می‌دونیم مدیریت ریسک پایه‌ی اصلی بقا توی بازارهای مالیه…

اما واقعیت اینه که دانستن با انجام دادن خیلی فرق داره.

خیلی از معامله‌گرها «ظرف ذهنی» مشخصی برای ریسک‌پذیری خودشون دارن، ولی در عمل بارها ازش عبور می‌کنن و بعدش اثراتش رو روی حساب و ذهنشون می‌بینن.

هدف این تاپیک اینه که با هم صادقانه درباره‌ی این سؤال‌ها حرف بزنیم:

ظرفیت واقعی شما برای ریسک در هر معامله چقدره؟

چند بار از این ظرفیت عبور کردید؟ چه اتفاقی افتاده وقتی قوانین‌تون رو زیر پا گذاشتید؟ نتایجش روی موجودی حساب و روی ذهن‌تون چی بوده؟ برای هر معامله چه مقدار ریسک در نظر می‌گیرید؟ ثابت یا شناوره؟

تجربیات مثبت و منفی هر دو ارزشمند هستن و می‌تونه به بقیه کمک کنه نگاه شفاف‌تری به مدیریت ریسک خودشون پیدا کنن. ممنون میشم تو این بحث شرکت کنید تا به هم دیگه کمک کنیم

2 لایک کرده

راستش من همیشه فکر می‌کردم مدیریت ریسک چیزیه که «بلدم»، اما توی عمل بارها شده از ظرف ذهنی خودم عبور کنم. مخصوصاً وقتی چند تا معامله پشت‌سر هم اشتباه میشه، ناخودآگاه میرم سمت ریسک بیشتر که جبران کنم… و خب اغلب هم نتیجه‌ش بدتر بوده.

برای خودم ریسک هر معامله رو حدود ۱ تا ۲ درصد گذاشتم، ولی صادقانه بگم بیشتر اوقات این حد رو رد میکردم.. معمولاً هم وقتی این کار رو کردم حسابو بدجور وارد ضرر کردم و عملا باعث اورترید میشد.

2 لایک کرده

اینجا همه خدای ترید هستن و ضرر ده فقط منم. ظرف ذهنی من 8 دلاره. معمولا تی پی 2 می گیرم. روزی هم بیشتر از 3 معامله انجام نمی دم. بعدش چه سود چه ضرر میرم میخوابم چون خوابیدن رو خیلی دوست دارم.

هر وقت برای جبران تلاش کردم بدتر غرق شدم.

2 لایک کرده

ممنون بابت نظرت، دقیقا اینجا همه یه پا البروکس هستن و اینو بگم اتفاقاً همین صداقت شماست که ارزشمنده. فکر می‌کنم خیلی‌ها در خلوت خودشون همین احساسات و محدودیت‌ها رو داشته باشن، ولی شاید کمتر کسی مثل شما با این صراحت بیانش کنه.

1 لایک کرده

من با توجه به این که استراتژیم بهم میگه در بدترین حالا x تا ضرر پشت هم میخوری

مشکلی با استاپ شدن ندارم چون میدونم طبق فورواد تست و بکتستم برایندم مثبته ، ولی با این که در داخل هیستوری یا بخش ترید متاتریدر اون عدد سود و ضرر قرمز یا ابی میشه مشکل دارم

واسه همین فقط حجمو تنظیم میکنم و معاملات من جورین یا باید تی پی بشن یا استاپ و استاپ تی پیم مشخصن دیگه دست بهشون نمیزنم .

وقتیم وارد معامله میشم دیگه کلا پنجره ترید و هیستوری رو باز نمیکنم تا اینارو نبینم

من اینجوری تونستم باهاش کنار بیام

تنها زمانی اجازه دارم وارد بخش ترید بشم که ساعت یازده بروکر شده باشه و بخام تمام معاملاتم رو کلوز کنم

2 لایک کرده

واقعیتش اینه من چون از اول کریرم به RR فکر میکردم این تفاوت دلاری حساب های مختلف زیاد واسم مسئله نبود. برای من ظرفیت ذهنی بیشتر به مدت زمانیه که میتونم پرفورمنس خوب داشته باشم ربط داره. یعنی مثلا حداکثر چه تعداد میتونم ضرر متوالی رو تحمل کنم، سعی میکنم این ظرفیت رو بهبود بدم.
یا مثال دیگه ش همون Burnout هست، منظم بودن و پروسه محور بودن مقدار زیادی انرژی از ذهن مون میبره، چه متوجه ش باشیم یا نباشیم. و توی ذهنم این ظرفیت رو اینجوری درنظر میگیرم که اون دوره ایی که میتونم پرفورمنس خوبی داشته باشم رو بیشتر کنم. یعنی مدت زمانی که میتونم توی زون قرار بگیرم رو بصورت مستمر با قدم های کوچیک بهبود ببخشم.

2 لایک کرده

سلام دوستان من خودم بیشتر از یک معامله در روز نمیگیرم اونم توی ساعت مشخص بعضی روزها هم اصلا ترید نمیکنم باید خودتو بشناسید

1 لایک کرده

من کلا ساختار ذهنی سیستماتیک دارم. و ستاپی هم برای خودم ساختم که مثل رباط انجامش بدم توی زمان خاصی ستاپ انجام شد وارد میشم اصلا نیاز به فکر در زمان ورود ندارم. کلا چه ضرر یا سود که میکنم حس خاصی ندارم شاید بگین پولی که برای بالانس گذاشتین ناچیزه ولی نیست. درضمن بگم تریدر سود دهی هم نیستم یربه یرم. یهو نگین اومای گاد استاد ترید😂
وقتی خارج از اصول و یه پترن خاص یا الگوی ترید کنم ذهنم آشفته میشه.

3 لایک کرده

دقیقا درستش همینه و قسمت سختش هم همینه که بتونم مثل یه رباط عمل کنید تو ساعت مشخص تایم فریم مشخص نماد مسخص و ستاپ مشخص وو ریسک مشخص ورود کنیم و نتیجه‌رو هم به برایند هفتگی یا ماهانه بسپاریم

دقیقا اون خودشناسیه خیلی مهمه و خیلی تاثیر داره

در کل غیر ممکنه حسی نباشه ولی خب زمان ترید با اون همه احساساتی که یهو فوران میکنه. باید سیستماتیک بری جلو چون مغز تو احساسی ترین حالت خودشه

2 لایک کرده

سلام دوستان مدیتیشن خیلی کمک می کنه حتما انجام بدید برای کنترل احساسات و کلا تو زندگی تاثیر می ذاره

2 لایک کرده