موفقیت در ترید، بیش از آنکه به تحلیل تکنیکال یا مدیریت سرمایه مربوط باشد، به انضباط ذهنی وابسته است.
بازار ذاتاً محیطی ساختارنیافته است. برخلاف بسیاری از حوزههای زندگی که قوانین مشخصی دارند، در بازار هر لحظه منحصربهفرد است و هر اتفاقی ممکن است رخ دهد. در چنین محیطی، اگر شما برای خودتان قوانین مشخصی نداشته باشید، قوانین بازار شما را خواهد بلعید.
تریدری که سیستم ندارد، مدام در حال تصمیمگیری لحظهای و احساسی است. یک روز با ترس وارد معامله میشود، روز دیگر با طمع. نتیجهاش هم چیزی جز عملکرد نوسانی و غیرقابلاعتماد نیست.
سیستمسازی یعنی فکر کردن در قالب احتمالات.
یک تریدر موفق نیازی ندارد بداند بازار در آینده چه خواهد کرد. او میداند که باید در فضای احتمالات حرکت کند.
به عبارت دیگر، سیستمسازی یعنی پذیرش این واقعیت که:
هر معامله ممکن است برنده یا بازنده باشد. نتیجهی یک معاملهی منفرد اصلاً مهم نیست. آنچه اهمیت دارد، عملکرد کلی سیستم در طول زمان است.
وقتی شما به این نگاه برسید، دیگر از یک معاملهی بازنده ناامید نمیشوید و از یک معاملهی برنده دچار غرور کاذب نمیگردید. هر معامله فقط یک داده در میان دادههای دیگر است.
دقیقا همین تغییر نگاه باعث میشه تریدر کمتر اسیر بالا و پایین شدن نتیجه معاملاتش بشه چون وقتی بعد از هر ضرر به کل روشش شک کنه یا بعد از چندتا سود فکر کنه دیگه همه چیز رو فهمیده عملا فرصت ارزیابی درست سیستم رو از خودش میگیره مهم اینه که ببینیم در مجموع طبق قوانین عمل کردیم یا نه و آمار معاملات بعد از تعداد کافی چه چیزی رو نشون میده
یه نکته مهم اینه که حتی وقتی میدونیم نتیجه هر معامله قطعی نیست باز هم در عمل ممکنه موقع ضرر تحت تاثیر احساسات قرار بگیریم برای همین فقط پذیرفتن این موضوع کافی نیست باید از قبل مشخص کرده باشیم تا چه حد ضرر طبیعیه و در چه شرایطی اصلا اجازه تغییر سیستم رو داریم اینجوری تصمیم هامون بر اساس شواهد گرفته میشه نه حال و هوای همون لحظه
من خودم اوایل با چندتا ضرر سریع به استراتژیم شک میکردم و میرفتم سراغ یه روش جدید ولی آخرش فقط گیجتر میشدم. وقتی فهمیدم باید به یه سیستم فرصت بدم اوضاع بهتر شد.
مهم اینه از قبل بدونی تا چه حد ضرر رو میپذیری و چه زمانی قراره استراتژیت رو تغییر بدی. وگرنه هر معامله میتونه باعث بشه تصمیم احساسی بگیری و کل برنامهات به هم بریزه.
دقیقا وقتی از قبل مشخص نکرده باشیم چه مقدار ضرر توی محدوده طبیعی سیستممونه بعد از چند تا معامله ناموفق ممکنه کلا نگاهمون به بازار عوض بشه در حالی که شاید همون ضررها بخشی از رفتار عادی استراتژی باشن برای همین باید قبل از شروع بدونیم چه چیزی قابل قبوله و چه چیزی واقعا نیاز به بررسی داره
تغییر استراتژی هم باید بر اساس اطلاعات و تعداد معامله کافی باشه نه صرفا چون چند روز نتیجه نگرفتیم اگه بعد از هر ضرر قوانین رو عوض کنیم هیچ وقت فرصت نمیدیم بفهمیم روش واقعا چه عملکردی داره بهتره از قبل معیار مشخصی برای بازبینی داشته باشیم تا تصمیم هامون تحت تاثیر نتیجه آخرین معامله نباشه