بگید ببینم چی تو سرتونه؟
اگه بخوام یک چیز غیر از روانشناسی بگم اینه که قبل از اینکه دنبال ستاپ بهتر و اندیکاتور جدید باشی آمار سیستم خودت رو کامل بشناس بدون نرخ بردت چقدره میانگین برد و باختت چقدره چند باخت پشت سر هم ممکنه داشته باشی و دراداون منطقی سیستم چقدره وقتی اینا رو ندونی حتی یک استراتژی خوب هم ممکنه با چند معامله ناموفق برات غیرقابل اعتماد بشه
هیچ وقت کیفیت یک سیستم رو با چند معامله قضاوت نکن اگر یک روش رو تست کردی باید با تعداد نمونه کافی بررسیش کنی و ببینی در شرایط مختلف بازار چه رفتاری داره خیلی وقت ها مشکل از استراتژی نیست بلکه حجم ریسک بیش از حد بالاست و باعث میشه چند باخت طبیعی تبدیل به یک ضرر سنگین بشه ریسک رو طوری انتخاب کن که حتی یک دوره بد هم نتونه سرمایه و توان ادامه دادنت رو از بین ببره
یک توصیه دیگه اینکه بین تحلیل درست و معامله درست تفاوت بذار ممکنه تحلیل کاملا مطابق سیستم باشه ولی ورودت دیر انجام شده باشه یا استاپ رو جابه جا کرده باشی یا اصلا خارج از قوانین وارد شده باشی اینا رو جداگانه ثبت کن چون اگر همه ضررها رو به حساب استراتژی بذاری ممکنه یک سیستم خوب رو بدون دلیل کنار بذاری
هر بار که چند معامله بد داشتی سریع سیستم رو عوض نکن اول بررسی کن ببین این ضررها داخل آمار تاریخی سیستم بوده یا واقعا یک ایراد جدید پیدا شده خیلی از تریدرها مدام بین روش های مختلف جابه جا میشن و هیچ وقت فرصت نمیدن یک سیستم در یک نمونه آماری مناسب خودش رو نشون بده گاهی بهترین پیشرفت اینه که کمتر تغییر بدی و بیشتر اندازه گیری کنی
دقیقا قبل از اینکه دنبال ستاپ جدید یا اندیکاتور بیشتر بگردیم باید بدونیم سیستم فعلی دقیقا چه آماری داره نرخ برد میانگین برد و باخت طولانی ترین زنجیره باخت و دراداون قابل انتظار وقتی اینا مشخص باشن چند معامله ناموفق دیگه لزوما باعث نمیشه فکر کنیم سیستم خراب شده و تصمیم احساسی برای عوض کردن روش بگیریم
خیلی وقت ها مشکل از خود استراتژی نیست از اینه که تریدر آمار واقعی سیستمش رو نمیشناسه و انتظارش از نتایج با واقعیت فاصله داره اگر بدونیم سیستم در گذشته چه تعداد باخت متوالی و چه میزان دراداون داشته اون دوره ها دیگه غیرمنتظره نیستن و میتونیم با داده تصمیم بگیریم که باید سیستم رو اصلاح کنیم یا فقط به اجرای همون Edge ادامه بدیم
دقیقا وقتی آمار واقعی سیستم رو نداشته باشیم هر چند باخت میتونه تبدیل بشه به بهانه ای برای عوض کردن روش در حالی که ممکنه همون تعداد باخت کاملا داخل محدوده طبیعی سیستم باشه اگر نرخ برد میانگین برد و باخت طولانی ترین زنجیره باخت و دراداون تاریخی مشخص باشه میشه عملکرد فعلی رو با انتظار واقعی سیستم مقایسه کرد و تصمیم بر اساس داده گرفت نه فشار چند معامله اخیر
به نظرم قبل از اضافه کردن هر ستاپ و اندیکاتور باید ببینیم سیستم فعلی اصلا چه رفتاری داره چون ممکنه مشکل از خود روش نباشه و فقط تریدر تحمل دوره باخت طبیعی سیستم رو نداشته باشه داشتن آمار باعث میشه بدونیم مثلا یک زنجیره چند باختی تا چه حد برای این سیستم عادیه و دراداون قابل انتظار چقدره بعد اگر عملکرد از محدوده آماری خودش خارج شد اون موقع بررسی و اصلاح منطقیه وگرنه تغییر مداوم روش بیشتر از اینکه مشکل رو حل کنه ارزیابی سیستم رو هم خراب میکنه
صبر داشته باش… فکر کن رفتی دانشگاه نصف زمانتو درس بخون و یاد بگیر ونصف زمانتو کارکن تا زندگیت رو بگذرونی. هر سال رشد میکنی و نتایج رو میبینی
«خام بودم، پخته شدم، سوختم»
وقتی سوختی میشی تریدر
وقتی از مرحله خامی به مرحله پختگی برسی، میشی تریدر.
اونایی که میسوزند، مرحله پختگی را تجربه نکردند. چون صبر نداشتند و شعله تریدر شدنشون بالا بوده سوختند!
دوباره بخون. من درباره آشپزی صحبت نمیکنم .
تشبیه جالبیه ولی به نظرم پختگی توی ترید بیشتر از اینکه به گذشت زمان مربوط باشه به کیفیت تجربه ها بستگی داره یکی ممکنه چند سال معامله کنه ولی همچنان اشتباهات قبلی رو تکرار کنه و یکی با بررسی دقیق معاملاتش زودتر متوجه ضعف هاش بشه صبر هم وقتی ارزش داره که کنار یادگیری و اصلاح روش باشه وگرنه صرفا تحمل کردن ضرر آدم رو پخته نمیکنه
به نظرم شعله بالا فقط عجله نیست گاهی آدم با توقع سود سریع و ریسک سنگین وارد میشه و فرصت نمیده سیستمش خودش رو در تعداد کافی معامله نشون بده پختگی یعنی بتونی حتی وقتی نتیجه دیر میاد به قوانینت پایبند بمونی و همزمان اگر داده ها نشون دادن روش ایراد داره با تعصب ادامه ندی چون صبر بدون ارزیابی میتونه فقط تکرار اشتباه باشه
به نظرم تشبیه دانشگاه خیلی درسته چون ترید هم مثل هر مهارت جدی دیگه ای نیاز به زمان و تمرین داره ولی یه تفاوت مهم اینه که صرف گذشت زمان تضمین نمیکنه رشد کنیم باید هر دوره بفهمیم کجا اشتباه کردیم و چی رو بهتر انجام دادیم وگرنه ممکنه سال ها فقط یک چرخه از ضرر و جبران رو تکرار کنیم پخته شدن وقتی اتفاق میفته که تجربه رو تبدیل به تغییر در رفتار و تصمیم گیری کنیم
اون جمله خام بودم پخته شدم سوختم خیلی خوب مسیر رو توصیف میکنه ولی به نظرم لازم نیست حتما آدم بسوزه تا تریدر بشه بخش زیادی از این هزینه رو میشه با ریسک کم و تمرین و ثبت معاملات کنترل کرد تجربه واقعی مهمه اما تجربه ای که ازش درس نگیریم فقط ضرر رو تکرار میکنه هدف این نیست که از بازار زخم بیشتری بخوریم هدف اینه که با هر دوره معاملاتی منطقی تر و منظم تر بشیم
دقیقا به نظرم فرق تریدر پخته با کسی که فقط مدت زیادی توی بازار بوده همین جا مشخص میشه چون صرف ضرر کردن و تجربه تلخ داشتن به معنی پیشرفت نیست مهم اینه که بعد از هر اشتباه بفهمیم کجای تصمیم گیری یا اجرای ما ایراد داشته و برای تکرار نشدنش چه تغییری لازمه اگر با ریسک کنترل شده معامله کنیم و نتیجه ها رو درست ثبت کنیم میتونیم خیلی از درس ها رو بدون پرداخت هزینه های سنگین یاد بگیریم
منم موافقم که قرار نیست مسیر حرفه ای شدن حتما با سوختن حساب و فشار مالی شدید همراه باشه اتفاقا اگر کسی بتونه از همون اول ریسک رو محدود نگه داره و به جای دنبال کردن سود سریع روی کیفیت اجرا تمرکز کنه فرصت بیشتری برای یادگیری پیدا میکنه البته تجربه واقعی قابل حذف نیست ولی میشه کاری کرد که هر اشتباه هزینه مشخصی داشته باشه و بعدش هم ازش یک نتیجه عملی دربیاد وگرنه اگر فقط ضرر کنیم و بدون بررسی دوباره همون رفتار رو تکرار کنیم اسمش تجربه نیست فقط تکرار یک چرخه فرسایشی هست