بهترین کتابی که تو حوزه ترید خوندین

کتاب سایکوسایبرنتیک و کتاب رازهای ترید غیراحساسی

در بعد ذهنی و روانشناسی خیلی خیلی کمک کننده هست

کتاب market profile lary
کتاب minde market over
یکی از بهترین و سنگین ترین کتاب هایی بوده که مطالعه کردم و پیشنهاد میدم به افرادی که به صورت تخصصی تو این بیزنس هستن مطالعه بفرمایین

کتاب معجزه rtm به سبک fscm اثر استاد یاشار محمدی کتاب بسیار کامل و تخصصی است رو دستش کتابی نیست.

بسیار عالی و قابل فهم است.

تریدر کامل
از مارک داگلاس و همسرش

بروزترین کتاب از مارک داگلاس هست

1 لایک کرده

کاملا موافقم.همه چی در نهایت خلاصه میشه در روانشناسی بازار.

و در کل هر کتابی یه تیکه از مسیر در هر علمی هست،طی کردن و پیمودن مسیر هست که ما رو در اون علم به مهارت میرسونه.دانش به تنهایی کافی نیست.دانش فقط یه تیکه از پازل این مسیر هست.

کتاب قوی سیاه از نسیم نیکلاس طالب

1 لایک کرده

:white_check_mark:
۲۲ کتاب روانشناسی معاملگری
مهم و پر تاثیر در حوزه ذهنی

1- مربی معاملگری روزانه (۱۰۱ درس)

2- معامله گر منظبط

3- معامله گر کامل

4- معامله گری با ذهن آگاهانه

5- معاملگری با ضمیر ناخودآگاه

6- راز های ترید غیر احساسی

7- تحلیل تکنیکال ذهنی یا بنیادی (تریدینگ زوون)

8- شیوه لاکپشت

9- تفکر نامطمئن

10-سرمایه گذار هوشمند

11-مثل راهبه ترید کن

12-قوی سیاه

13-جادوگران بازار نوین

14- 7 گناه کشنده در معاملگری

15- عادت معامله گران برتر

16-بازی ذهنی معاملگری(جردن تندلر)

17- بازی ذهنی معاملگری (محسن طالبی)

18- امپراطوری بازار

19- 18سال تجربه تریدینگ

20- قانون انضباط در معاملات فارکس

21- چرا احساسات معاملات شما را بر هم می زند

22- سال تجربه ترید در وال استریت

این تاپیک رو بوکمارک کنید که سیو و ذخیره داشته باشید :white_check_mark:

زهرا نصرالهی هستم من کتاب های rtmاستاد یاشار. محمدی به سبک fscmسفارشات پنهان خوندم عالیه دید به چارت واقعی نشون میده و کلا تغییرم داد

1 لایک کرده

سطح خیلی از کتاب ها پایین بود

تا رسیدم به این پیشنهاد

تو‌این لول کتاب بخونید

نه هر کتاب زردی که میره زیر چاپ

2 لایک کرده

بهترین کتابی که در حوزه بازارهای مالی جهانی خوندم

معجزه RTM از استاد یاشار محمدی

کامل و جامع با زبانی ساده و مهمتر از همه کاملا حرفه ای

کتاب جاناتان مرغ دریایی

داداش یاشار

خسته شو

1 لایک کرده

دوستان کسی پی دی اف این کتاب رو داره؟

بنظرم یکی از بهترین ها که هر شخصی میتونه بخونه تو این مسیر کتاب برتری خفیف هست…

یه جایی توی کتاب یه مثال میزنه که به نظرم خیلی خیلی شبیه به موفقیت تو تریده…

میگه فرض کنید یک سنگ آسیاب روبروتون هست از نظر سایز 2 برابر شما، قراره حرکتش بدید…
اوایل تکون نمیخوره و فقط کمی عقب جلو میشه

مقدار زمانی میگذره و این تکون ها بیشتر میشه

به مرور زمان و تلاش شما سنگ به حرکت در میاد و به کندی حرکت میکنه

هرچی جلو تر میره آروم آروم سرعت سنگ بیشتر میشه

از یه جایی به بعد وزن خود سنگ باعث حرکت سنگ میشه و شما فقط یه حول کوچیک بهش میدید

و از یک لحظه طلایی که هیچ کس نمیدونه چه زمانی هست دیگه شما حتی دست به سنگ نمیزنید و سنگ با سرعتی فوق العاده با نیروی حرکتی و وزنی خودش میچرخه و سرعتی باورنکردنی پیدا میکنه…

اگر به شما بگن کدوم روز یا کدوم حول یا کدوم قدرت عجیب این سنگ رو با این سرعت به حرکت درآورده نمیتونید توضیح بدید… چون جمعی از تلاش ها و روزها در نهایت اون سرعت باورنکردنی سنگ رو به وجود آورده و نه یک قدرت خاص و لحظه ای خاص…

موفقیت تو ترید هم همینه باید صبور باشید، سنگتون رو حل بدید و ایمان داشته باشید روزش که برسه اون خودش شروع میکنه با سرعتی فوق العاده حرکت کردن و شما به تمام چیز هایی که تو این مسیر بهش فکر کردید خواهید رسید….

موفقیت تو ترید و کسب درآمد واقعا یه سنگ آسیابه 2 یا حتی شاید 3 برابر سایز خود تریدر …

3 لایک کرده

اصول مشترک چه موضوعی هستش؟

بهترین و کامل ترین کتاب در حوزه آموزش ترید کتاب معجزه rtmدر هشت جلد و به همراه دوره است که نوشته استاد یاشتر محمدیه

فصل یازدهم : قفسِ شیر و شلاقِ فراموش‌شده - خوش‌بینی غیرواقعی و اعتماد به نفس بیش از حد -Overconfidence

سینا در دو هفته‌ی گذشته، یک ماشینِ اجرای بی‌نقص بود. غلبه بر «تردید» و رهایی از «زندان اطلاعات»، ذهنش را شفاف کرده بود. او حالا دقیقاً می‌دانست چه می‌خواهد، استراتژی‌اش را بدون اضافه کردنِ اندیکاتورهای گیج‌کننده اجرا می‌کرد و سودهای مستمری به دست می‌آورد. پنج معامله‌ی اخیر او، همگی با دقتِ یک جراح به حد سود خورده بودند. اما سینا نمی‌دانست که در دنیای معامله‌گری، خطرناک‌ترین لحظه زمانی نیست که در دره‌ی ضرر دست و پا می‌زنی؛ بلکه دقیقاً لحظه‌ای است که بر قله‌ی سود ایستاده‌ای و بادِ غرور در موهایت می‌پیچد. در این لحظه، ایگو نقابِ جدیدی به چهره می‌زند: نقابِ «من بالاخره خدای بازار شدم!».

توهمِ پیشگویی

عصر سه‌شنبه بود. نور نارنجی خورشید از پنجره به داخل اتاق می‌تابید. سینا با حالتی کاملاً ریلکس، پاهایش را روی هم انداخته بود و چای می‌نوشید. او چارتGBP/JPYپوند به ین ژاپن را باز کرد؛ جفت‌ارزی که به دلیل نوسانات وحشیانه‌اش به «هیولا» معروف اس ت.

قیمت در حال فشرده شدن زیر یک مقاومت سنگین در ناحیه 190.50 بود. ذهنِ سینا که از بردهای متوالی سرمست بود، شروع به داستان‌سرایی ک رد:

«دیدی چقدر راحت بازار رو می‌خونی؟ این الگو دقیقاً همون چیزیه که دیروز روی طلا سود داد. این مقاومت قطعا می‌شکنه .»

طبق پلن معاملاتی، سینا مجاز بود در هر معامله تنها 1% از سرمایه‌اش را ریسک کند. اما صدای جدیدی در سرش با لحنی وسوسه‌انگیز گفت:

«وقتی می‌دونی تحلیلت درسته، چرا با حجم کم وارد بشی؟ این یه فرصت طلاییه. اگر حجم رو سه برابر کنی، سودِ یک ماهت رو تو یک ساعت می‌گیری. تو دیگه یه آماتور نیستی که بتر سی!»

آدرنالین در خون سینا ترشح شد. او دیگر به احتمالات فکر نمی‌کرد؛ او به «قطعیت» رسیده بود. بدون ذره‌ای تردید، حجم معامله را به 3% افزایش داد. دکمه‌ی خریدBuy را در قیمت 190.55 فشرد.

در پنج دقیقه‌ی اول، همه‌چیز عالی به نظر می‌رسید. قیمت با یک کندل سبز مقاومت را شکست و به 190.70 رسید. سینا لبخند مغرورانه‌ای زد و به صندلی تکیه داد. اما بازار، حافظه‌ای برای بردهای قبلی سین ا نداشت.

ناگهان، بدون هیچ خبر خاصی، قدرت فروشندگان بانک‌ها و موسسات وارد بازار شد. کندل سبز، در عرض چند ثانیه تبدیل به یک پین‌بار نزولیِ وحشتناک شد. قیمت با شتابی خردکننده به زیر مقاومت برگشت. 190.40 190.20… و در نهایت حد ضرر سینا در 190.00 با بی‌رحمی تما م لمس شد.

سینا بهت‌زده به مانیتور خیره ماند. چای در لیوانش سرد شده بود. در کمتر از ده دقیقه، سودِ تمامِ آن پنج معامله‌ی بی‌نقصِ قبلی، به همراه مقداری از اصل سرمایه، دود شده و به هوا رفته بود. او به خاطر یک تحلیل اشتباه نباخته بود؛ او به خاطر توهمِ «شکست‌ناپذیری» و زیر پا گذاشتنِ مدیریت ریسک، نقره‌دا غ شده بود.

ژورنال‌ن ویسی سینا

آن شب، نوشتنِ ژورنال برای سینا شبیه به خوردن زهر بود. غرورش خرد شده بود و دستش روی کاغذ سن گینی می‌کرد:

:memo:صفحه ژورنال - تاریخ: 1405/01/22

:bar_chart: بخش معاملاتی:

· ن ماد:GBP/JPY

· نقطه ورود: 190.55 خرید - روی شکست مقاومت

· حد ضرر لمس شده: 190.00

· حد سود: 191.50

· ریسک اعمال شده: 3% سه برابرِ ریسک مجازِ پلن معاملاتی!

· دلیل تکنیکال:الگوی فشردگی قیمت و انتظار برای شکست. اما دلیل اصلیِ ورود با این حجم، تکنیکال نبود؛ طمع و غرورِ محض بو د.

:broken_heart:بخش احساسی:

احساس می‌کنم یک احمقِ تمام‌عیارم. چند معامله‌ی موفق باعث شد فکر کنم کنترل بازار در دست من است. فکر می‌کردم بازار قرار است به من پاداش بدهد چون «من هستم». من قانونِ اول بقا را فراموش کردم و با سرمایه‌ام قمار کردم. دردناک‌ترین قسمتش این است که اگر با همان ریسکِ استاندارد 1% وارد شده بودم، این ضرر فقط یک دست‌انداز کوچک در مسیرم بود، اما حالا ماشینم را به دره انداخته‌ام. بازار خیلی بی‌رحمانه به من یادآور ی کرد که هیچ‌کس نیستم.

جلسه بررسی با آریا: ق انونِ رام‌کننده‌ی شیر

فردای آن روز، سینا با شانه‌هایی افتاده در دفتر آریا نشسته بود. آریا ژورنال را خواند. برخلاف دفعات قبل، هیچ نشانی از تعجب در چهره‌اش نبود. او حتی لبخندِ تلخی زد و د فترچه را روی میز انداخت.

آریا گفت: «آه… سندرومِ “خداوندگارِ چارت”! منتظرش بودم سینا. هر تریدری که در مسیر رشد قرار می‌گیرد، دیر یا زود به این ایستگاه می‌رسد. تو به خاطر مهارتت مغرور شدی و بازار تو را به ت نظیمات کارخانه برگرداند.»

سینا با صدای آرامی گفت: «من فقط فکر کردم بالاخره فهمیدم بازار چطور کار می‌کنه. تحلیلم درست بود آریا، فقط یه ش کست جعلیFakeout رخ داد.»

آریا از جایش بلند شد و یک مجسمه‌ی کوچکِ برنجی از یک شیر را که روی کتابخانه‌اش بود، برداشت و روی میز، جلوی سینا گذاشت.

آریا با لحنی پخته و نافذ گفت: «سینا، معامله‌گری دقیقاً مثل شغلِ یک “رام‌کننده‌ی شیر” در سیرک است. یک رام‌کننده ممکن است صد روزِ متوالی وارد قفس شود، شلاقش را تکان دهد و شیر را وادار کند از داخل حلقه‌ی آتش بپرد. او کارش را بی‌نقص انجام می‌دهد و تماشاچیان تشویقش می‌کنند.»

آریا خم شد و به چشمان سینا خیره شد: «اما وای به حالِ روز صد و یکم! روزی که رام‌کننده به خاطر آن صد اجرای موفق، مغرور شود. روزی که با خودش بگوید “این شیر دیگر دوستِ من است، من ذاتِ او را می‌شناسم”. و آن روز، بدون شلاق و بدون صندلیِ محافظ وارد قفس شود. فکر می‌کنی شیر چه کار می‌کند؟ شیر به رزومه‌ی آن مرد نگاه نمی‌کند؛ شیر ذاتِ وحشیِ خودش را اجرا می‌کند و رام‌کننده را تکه‌تکه می‌کند.»

آریا مجسمه شیر را به عقب هل داد و گفت: «بازار، همان شیرِ وحشی است. استراتژی و مدیریت ریسک همان ریسک 1%، شلاق و صندلیِ محافظِ تو هستند. وقتی چند معامله را می‌بری، بازار اهلی نشده است؛ این تویی که مهارت استفاده از ابزارت را پیدا کرده‌ای. اما لحظه‌ای که به دلیل اعتماد به نفسِ کاذب، مدیریت ریسک را کنار می‌گذاری و حجم را بالا می‌بری، یعنی بدون شلاق وارد قفس شده‌ای. اعتماد به نفس در ترید، یعنی “من می‌دانم در صورت ضرر چطور از خودم محافظت کنم”، نه اینکه “من می‌دانم قطع اً در این معامله سود می‌کنم”.»

آزمون مجدد و پیروزی: احترام به قفس

چند روز گذشت. سینا توانسته بود از نظر روانی خودش را بازیابی کند. او پای چارتAUD/USDدلار استرالیا به دلار آمریکا نشسته بود. بازار در یک روند صعودی زیبا قرار داشت و اکنون به یک سطح حمایت ی پولبک در 0.6550 رسیده بود.

الگوی تکنیکال بسیار تمیز بود. سینا در دو روز گذشته، دو معامله‌ی موفقِ دیگر ثبت کرده بود و دوبا ره احساسِ تسلط به سراغش آمده بود.

صدای وسوسه‌گر در ذهنش بیدار شد: «سینا، این الگو حرف نداره. اگر الان حجم رو دو برابر کنی، هم سود این معامله رو می‌بری، هم ضررِ سنگینِ اون روزِ پوند-ین رو جبران می‌کنی. فقط همین یک بار!»

دست سینا روی بخش تعیین حجمLot Size رفت. او عدد را پاک کرد تا حجم را دو برابر کند.

اما ناگهان، تصویرِ آن مجسمه‌ی برنجی در دفتر آریا و غرشِ خاموشِ شیر در ذهنش زنده شد: “بازار رزومه‌ی تو را نمی‌شناسد. بدون شلاق وارد قفس نشو!”

سینا نفس عمیقی کشید. او متوجه شد که بازار در حال آزمایشِ بلوغِ اوست. او با صدای بلند به خودش گفت: «م ن رام‌کننده‌ی شیر هستم، نه غذای شیر!»

او عدد حجم را پاک کرد و با قاطعیت، همان ریسکِ ثابت و استاندارد 1% را وارد کرد. دکمه‌ی خریدBuy را در 0.6550 زد، حد ضرر را در 0.6520 و حد سود را در 0.6610 تنظیم کرد.

چند ساعت بعد، بازار حرکت صعودی‌اش را آغاز کرد. قیمت به نرمی بالا رفت و حد سود سینا را در 0.6610 لمس کرد.

سودِ مالیِ این معامله، اندازه‌ی استانداردِ خودش را داشت و آن ضررِ بزرگِ قبلی را یک‌شبه جبران نکرد؛ اما سودی که سینا در روح و روانش به دست آورد، بی‌قیمت بود. او توانسته بود در برابر خطرناک‌ترین توهمِ یک تریدر—یعنی توهمِ کنترلِ بازار—بایستد. او حالا می‌دانست که حرفه‌ای بودن، در درست پیش‌بینی کردنِ هر معامله نیست، بلکه د ر رعایتِ تواضع در برابر عظمتِ بازار است.

2 لایک کرده

درود

چقدر زیبا و دلنشین بود

حال کردم

دوست بزرگوار این متن از چه کتابی هست ؟

معامله گری و راز های تکامل

2 لایک کرده

کتاب خوندن برای یادگرفتن معامله گری مثل اینکه برا بچه ات کتاب آموزش شنا بخری :rofl:
آموزش معامله گری فقط با سال‌ها ترید و پوزیشن گرفتن تو بازار فوروارد تست و بک تست استراتژی‌های مختلف به دست میاد. تا وقتی توی فضای واقعی بازار و با پول واقعی معامله نکنید هیچ اتفاقی در یادگیری نمیوفته