چرا تحلیل‌گر خوب لزوماً تریدر موفقی نیست؟ ۸ اصل کاربردی برای ثبات معاملاتی

همیشه و از همه جا شنیدیم که تحلیل کردن با ترید کردن متفاوته . یعنی میشه تو تحلیل گری توانمند باشی ولی توانایی انجام دادن ترید های سودده رو نداشته باشی .

مشکل از کجاست ؟

به نظر من یکی از علت های مهم برای عدم توانایی استفاده درست از تحلیل هامون بر میگرده به عدم تمرکز و شلختگی ذهنی ما در ترید .

چرخش مداوم بین تایم فریم های مختلف ، استفاده از انواع اندیکاتور ها و ترکیب استراتژی های مختلف در کنار عجله و ایده آل گرایی مفرط و همچنین عدم پایبندی به مدیریت سرمایه ( تلاش برای یک شبه پولدار شدن ) باعث میشه فرصت های پیش رو از دست برن و ما رو گرفتار حس جاماندگی و ورود هیجانی به بازار و در نهایت پوزیشن های ضررده یا کم بازده کنند .

راه حل

با بیش از ۶ سال تجربه عمدتا ناموفق در بازار توصیه های زیر رو به همه دارم :

۱- فراگیری فقط یک سبک و متبحر شدن در آن بطوری که بدون نیاز به کمک های بیرونی توانایی تشخیص الگوها بصورت چشمی برای مان ایجاد گردد .

۲- انتخاب سبک ترید . تکلیف تان را با خودتان روشن کنید . شما یا سویینگ تریدر هستید یا تریدر روزانه و یا اسکلپر . پریدن از هر سبک به سبک دیگر تمرکز ذهنی را از بین برده و باعث اتخاذ تصمیم های اغلب اشتباه میگردد . برای هر سبک ۳ تایم فریم استاندارد وجود دارد و نیازی به دیگر تایم فریم ها برای ترید ( نه تحلیل ) ندارید .

سویینگ تریدر ها : ماهانه —> روزانه —> ۱ ساعته

تریدر های روزانه : هفتگی —> ۴ ساعته —> ۱۵ دقیقه ( یا ) روزانه —> ۱ ساعته —> ۵ دقیقه

اسکلپر ها : ۴ ساعته —> ۱۵ دقیقه — > ۱ دقیقه

در تایم فریم بالا روند اصلی را شناسایی کنید . در تایم فریم وسط اصلاح را تحلیل کنید و در تایم فریم کوچک به دنبال تریگر و تنظیم ستاپ ورود و خروج باشید

۳- میزان ریسک را طوری تنظیم کنید که سود و ضرر حاصل از ترید بی اهمیت ترین موضوع شما باشد . وقتی می توانید خود را از شر دو احساس مخرب طمع و ترس خلاص کنید که ارزش هر معامله برای شما تمام زندگی تان نشود و در حد یک احتمال برد و باخت برابر کاهش پیدا کند

۴- مدیریت معامله : اگر از اون دسته تریدر هایی هستید که ستاپ اند فورگت میکنید و یک تی پی برای خودتون دارین توصیه ای براتون ندارم ولی اگر پای چارت مدام به حرکات کندل ها چشم میدوزی این توصیه رو حتما جدی بگیر

اول : در R/R=۱ یک سوم پوزیشن رو ببند و حد ضرر رو به نقطه ورود انتقال بده

دوم : در R/R=۲ یک سوم دیگه از پوزیشن رو ببند

سوم : در R/R=۳ کامل از پوزیشن خارج شو

چهارم : اگر دنبال R/R های بالاتر از ۳ هستی فقط ۱۰ درصد از ریسک هر معامله رو بهش اختصاص بده و به جای تارگت از تریلینگ حد ضررت با گام هایی که از ATR درمیاری استفاده کن

۵- هر ضرر رو بعنوان یک کلاس آموزشی که بابتش x درصد از سرمایه و چند ساعت زمانت رو براش هزینه کردی در نظر بگیر و ساده ازش رد نشو . حداقل دنبال ۱۰ اشتباه باش که چرایی حد ضرر خوردنت رو پاسخ بده و از اونها یک فیلتر معاملاتی جدید درست کن

۶- اگر تریدهات رو ژورنال نکنی مسیر عصبی جدیدی که نیاز داری باهاش بصورت شهودی معامله کنی در بدنت شکل نمی گیره . اگر تو ژورنال نویسی سردرگمی از هر پوزیشنت در ورود و خروج هات عکس بگیر و تو چت تلگرام ذخیره شون کن بهمراه یک ویس که علت ورود و خروج رو برای خودت شرح میدی . ( البته نوشتن چندین برابر اثر بیشتری داره )

۷- پایبند به پلن معامله گری ات باش ( یعنی کمتر ترید کن یعنی اینقدر چشم به چارت ندوز یعنی تو تایم فریم های پایین نچرخ و هزار تا یعنی دیگه که خودت با حفظ دیسیپلین شخصی ات بهشون میرسی )

۸- ( خیلی مهم ) همیشه یادت باشه که نتایج یک ماه رفتار درست با یک دقیقه تصمیم غلط به باد میره . اغلب کسانی که حساب شون رو از دست میدن کسانی هستند که به سوددهی رسیدن و با اعتماد به نفس کاذب و رها کردن پلن معاملاتی حساب شون رو نابود کردن

**** اگر سرمایه ات برای ترید اونقدر نیست که هزینه هات رو برای زندگی دلخواهت پوشش بده دنبال راه میونبر نباش . بازار از تو و از همه ما زرنگتره و در کمتر از ۹۰ روز ۹۰ درصد همون خرده سرمایه ات رو ازت میگیره و تو میمونی و هزاران حسرت و احساس شکست و …

پرسود و سلامت باشید : :heart:

سهیل

من خودم فکر میکنم قبل از اینکه دنبال استراتژی جدید بریم باید ببینیم همین چیزی که داریم رو چند وقت واقعا درست و منظم اجرا کردیم چون خیلی وقتا مشکل از سیستم نیست از اجرا و دیسیپلینه

ژورنال هم دقیقا همینجا به درد میخوره چون بعد از یه مدت مشخص میشه ضررهام بیشتر از کجا میان و چه اشتباهاتی مدام تکرار میشن

مهمترین بخشش همون تفاوت بین تحلیل و اجراست خیلی وقتا مشکل از این نیست که تحلیل بلد نیستیم مشکل اینه که موقع اجرا ذهنمون هزار جا میره و همون چیزی که روی کاغذ درست بوده رو نمیتونیم اجرا کنیم

دقیقا مشکل من رو گفتید

شما از چه سبکی استفاده میکنید ؟

من همیشه ابتدا روند ها رو تو تایم فریم بالایی تشخیص میدم . بعد منتظر اصلاح تو تایم فریم وسطی میمونم .

از نظر من روند باید بصورت چشمی قابل مشاهده باشه مثلا در روند صعودی باید بتونم چشمی های و لو های بالاتر و ببینم

شرط اصلاح برای من هم تداخل پیوت هاست . ( البته دارم اینجا کلی میگم )

کی وارد معامله میشم ؟

وقتی تو تایم فریم پایین این ستاپی که برات میفرستم رو ببینم ( مثلا روند صعودی ) وارد معامله خرید میشم .

از دوتا استراتژی دیگه هم برای همراهی روند جدید ایجاد شده استفاده میکنم تا آخرت سودمو از بازار بگیرم .

**** مهمترین استراتژی من برای اولین ورود به پوزیشن هم جهت روند

مرسی عالی گفتید

دقیقا این تفاوت تحلیل و ترید خیلی بیشتر از چیزی که اول مسیر به نظر میاد خودش رو نشون میده

ممکنه روی چارت بتونی یه سناریو رو خیلی خوب ببینی ولی وقتی چند دقیقه بعد باید با پول واقعی تصمیم بگیری همون تحلیل دیگه به اون شکل اجرا نشه

این چرخش بین روش ها و تایم فریم ها هم به نظرم بیشتر از اینکه اطلاعات اضافه بده ذهن رو شلوغ میکنه و باعث میشه برای هر حرکت بازار دنبال یه دلیل جدید بگردیم

آخرش تحلیل خوب وقتی ارزش پیدا میکنه که بتونی با یه چارچوب مشخص همون چیزی که دیدی رو بارها و بارها اجرا کنی

تو چطوری این مشکل و حل کردی ؟ تجربه ای داری بهمون بگی ؟

قسمت مهم حرفت دقیقا همون تفاوت بین تحلیلگر بودن و تریدر بودن هست چون تحلیل خوب فقط میگه بازار چه سناریوهایی داره ولی ترید کردن یعنی وقتی پولت وسطه بتونی یکی از اون سناریوها رو طبق پلن اجرا کنی و اینجاست که شلختگی ذهنی واقعا خودش رو نشون میده مدام تایم فریم عوض کردن اندیکاتور اضافه کردن و دنبال تأیید بیشتر گشتن خیلی وقتا از بیرون شبیه تحلیل بیشتره ولی در عمل باعث میشه همون ستاپی که اول منطقی بوده رو خودمون با اطلاعات اضافه خراب کنیم

نکته دیگه ای که خیلی بهش اعتقاد دارم اینه که انتخاب سبک ترید و محدود کردن چارچوب واقعا میتونه بار ذهنی رو کم کنه ولی لزوما برای همه یک نسخه ثابت مثل همین سه تایم فریم وجود نداره مهم اینه که ساختار مشخص و قابل تکراری داشته باشی و بدون دلیل از چارچوبت خارج نشی و از همه مهمتر اون بخش سومه که متن ناقص مونده یعنی ریسک باید جوری باشه که نتیجه یک معامله نتونه حالت ذهنی معامله بعدی رو عوض کنه وقتی با یک ضرر احساس کنی باید فوری جبرانش کنی یا با یک سود فکر کنی

حالا باید حجم رو بیشتر کنی عملا تحلیل خوب هم دیگه کمکت نمی کنه به نظرم تجربه شش سال ناموفق هم اگر باعث شده به این نتیجه برسی که مشکل فقط پیدا کردن استراتژی جدید نیست خودش تبدیل به یک بخش ارزشمند از مسیرت شده چون خیلی وقتا چیزی که تریدر لازم داره سیستم پیچیده تر نیست بلکه یک سیستم ساده و محدود و قابل تکراره که اونقدر اجراش کنه تا تصمیم گیری از حالت لحظه ای و احساسی خارج بشه

سلام هدیه

ممنون از توضیحاتت نکته های خیلی درستی گفتی

در ضمن من متن رو کامل ارسال کردم اگر برای تو ناقص اومده بگو تا در خصوصی ات بفرستم

دقیقا تجربه چند سال شکست اگر درست بررسی شده باشه خودش میتونه تبدیل به داده خیلی ارزشمندی بشه چون نشون میده مشکل همیشه از پیدا نکردن یک استراتژی جدید نیست و گاهی مشکل اصلی در اجرا و مدیریت ریسکه

زیاد کردن حجم هم لزوما راه حل نیست چون اگر سیستم هنوز از نظر آماری و اجرایی تثبیت نشده باشه فقط اندازه نتیجه خوب یا بد رو بزرگتر میکنه به نظرم اول باید یک مدل ساده و مشخص داشت که بشه بارها با شرایط مشابه اجراش کرد

وقتی یک سیستم ساده رو به اندازه کافی اجرا و ثبت میکنی کم کم تصمیم گیری از واکنش لحظه ای فاصله میگیره و تبدیل میشه به اجرای یک فرآیند مشخص و شاید همین تغییر از پیدا کردن استراتژی جدید خیلی مهمتر باشه

دقیقا اگر شکستها فقط به عنوان نتیجه بد دیده نشن و علتشون بررسی بشه بعد از چند سال خودشون تبدیل به یک دیتای خیلی ارزشمند میشن مثلا ممکنه بارها مشخص بشه که استراتژی در شرایط مشخص عملکرد قابل قبولی داشته ولی ورودهای عجولانه حجم نامناسب یا جابجا کردن حد ضرر باعث خراب شدن نتیجه شده