من فکر میکنم باید بین چیزی که تحت کنترل ماست و چیزی که نیست تفاوت قائل بشیم ما نمیتونیم نتیجه یک معامله رو از قبل تعیین کنیم ولی میتونیم روی انتخاب ستاپ مدیریت ریسک و پایبندی به قوانین کنترل داشته باشیم وقتی تمرکز از سود گرفتن در هر معامله به اجرای درست یک مجموعه از معاملات منتقل بشه دیگه یک استاپ به معنی شکست نیست و یک سود هم به تنهایی نشونه درست بودن تصمیم محسوب نمیشه چیزی که اهمیت داره عملکرد سیستم در تعداد کافی معامله است
مطلب خیلی خوبی بود ولی به نظرم یک نکته ای رو بهتره این جا اشاره کنیم
عقب نشینی از خود ترید هم خیلی مفیده
من اولش اصلا اشتباه تاپیک رو خوندم
فکر کردم نوشتید عقب نشینی از ترید و منظورتون این هستش که ترید کردن یه وقتایی بهتره عقب نشینی کنیم و این چیزا
خلاصه جا داره این نکته رو بگم که گاهی وقت ها نیاز به عقب نشینی از ترید هم هستش
یه وقتایی همه چیز اوکیه
شما استراتژیت خوبه
بک تست داشتی و همه چیز عالی بوده ولی یک زمانی پیش میاد که شما کلا هر کاری میکنی
زمین و زمان با شما سازگار نمیشه و همش بدشانسی میاری
اینطور مواقع به نظرم عقب نشینی از ترید کردن هم خیلی جذاب و مفید میتونه باشه
یه وقتایی انگار بازار میگه الان وقت ترید کردن نیست
الان من تحلیل پذیر نیستم
بنابراین اینکه ما بخواهیم بجنگیم هیچ دردی رو دوا نمیکنه که هیچ
صرفا مارو خسته میکنه
دقت باید بشه که ما زندگی دیگه ای هم داریم
پس فشار و بار روانی روی ما خیلی مضاعف میشه
پس یه وقتایی اینکه بخواهیم با بازار بجنگیم اشتباه ترین کار ممکنه
گاهی وقت ها باید عقب نشینی کرد
باید اجازه داد بازار ارام بگیره و ما بعدش موج سواری کنیم
فرض کنید دریا متلاطم باشه و بعدش بخواید برید موج سواری
ایا میتونید؟ به نظر من که نه و همش شکست میخورید و بعد اونوقت حتی باعث میشه فکر کنید که استراتژیتون مشکل داره
اما نه این بازار هستش که کلا تصمیم گرفته شماهارو فقط اذیت کنه
در کل یک وقتایی بهترین تصمیم کاری نکردن و استراحت کردن هستش
شاید مطالبی که عرض کردم زیاد مرتبط با اصل قضیه این تاپیک نباشه ولی صلاح دونستم باهاتون به اشتراک بزارم
امیدوارم خوب بوده باشه
دقیقا چون وقتی از هر معامله انتظار سود داریم عملا داریم چیزی رو کنترل میکنیم که در اختیار ما نیست و همین باعث میشه با کوچکترین حرکت مخالف بازار تصمیممون رو تغییر بدیم به نظرم بهتره نتیجه هر معامله رو از کیفیت تصمیم گیری جدا کنیم یعنی اگر ورود طبق قوانین بوده و ریسک هم درست رعایت شده حتی بسته شدن معامله با ضرر لزوما به معنی اشتباه بودن تصمیم نیست وقتی این نگاه جا بیفته راحت تر میتونیم به سیستم فرصت بدیم تا در تعداد کافی معامله عملکرد واقعی خودش رو نشون بده
منم فکر میکنم تمرکز روی اجرای پلن فشار روانی رو کمتر میکنه چون به جای اینکه مدام حساب کنیم چقدر سود کردیم یا چقدر از دست دادیم فقط بررسی میکنیم آیا کاری که باید انجام میدادیم رو درست انجام دادیم یا نه البته این به معنی بی اهمیت بودن نتیجه مالی نیست بلکه نتیجه باید در بلندمدت و در کنار داده های کافی ارزیابی بشه اگر هر معامله رو به تنهایی قضاوت کنیم ممکنه با چند برد مغرور بشیم و با چند باخت هم سیستم رو کنار بذاریم در حالی که ثبات در اجرای قوانین فرصت میده تصمیم منطقی جای واکنش احساسی رو بگیره
دقیقا چون سود و ضرر به تنهایی تصویر کاملی از پیشرفت نمیدن ممکنه هنوز نتیجه مالی تغییر زیادی نکرده باشه ولی تعداد ورودهای خارج از پلن کمتر شده باشه یا مدیریت ریسک و خروج ها منظم تر شده باشن به نظرم اگر این موارد رو در بازه های مشخص ثبت و مقایسه کنیم بهتر میفهمیم کدوم بخش واقعا اصلاح شده و کجا هنوز مشکل داریم فقط باید حواسمون باشه که مقایسه صد معامله با صد معامله قبلی وقتی ارزش بیشتری داره که شرایط و قوانین سیستم هم تا حد ممکن یکسان باشن
من برای ارزیابی پیشرفت ترجیح میدم کیفیت تصمیم گیری رو جدا از نتیجه هر معامله بررسی کنم مثلا ببینم چند درصد معاملات طبق پلن اجرا شدن چند بار به خاطر ترس زود خارج شدم یا بعد از ضرر دنبال جبران رفتم و چند مورد خطای اجرایی داشتم اگر این شاخص ها در طول زمان بهتر بشن حتی با وجود نوسان سود و ضرر میشه نشونه هایی از پیشرفت دید البته بهتر شدن فرآیند تضمین سوددهی نیست ولی کمک میکنه بفهمیم داریم منظم تر عمل میکنیم یا فقط نتیجه چند معامله اخیر روی قضاوتمون تاثیر گذاشته
دقیقا چون نتیجه یکی دو معامله تصویر دقیقی از پیشرفت نمیده ممکنه یک معامله خارج از پلن سود خوبی بده و آدم فکر کنه تصمیمش درست بوده یا یک معامله کاملا اصولی با ضرر بسته بشه و باعث بشه به روش خودش شک کنه برای همین ثبت درصد پایبندی به پلن و تعداد خروج های زودهنگام و خطاهای اجرایی میتونه معیار بهتری برای بررسی روند پیشرفت باشه وقتی این شاخص ها رو در بازه های زمانی مشخص مقایسه کنیم بهتر متوجه میشیم که واقعا کیفیت اجرای ما بهتر شده یا فقط تحت تاثیر نتایج اخیر قرار گرفتیم
منم فکر میکنم باید بین پیشرفت در معامله گری و سوددهی سیستم تفاوت قائل بشیم چون ممکنه از نظر انضباط و کنترل احساسات بهتر شده باشیم ولی هنوز استراتژی مزیت آماری کافی نداشته باشه یا برعکس یک دوره سودده باشیم اما بخش زیادی از نتیجه حاصل شانس و شرایط خاص بازار باشه به نظرم وقتی هم کیفیت اجرا رو جداگانه ثبت کنیم و هم عملکرد سیستم رو روی نمونه کافی بسنجیم تصویر واقع بینانه تری از وضعیت خودمون به دست میاریم و میتونیم دقیق تر تصمیم بگیریم که نیاز به اصلاح رفتار داریم یا بازنگری در روش معاملاتی
دقیقاً. سود و ضرر نهایی فقط یک عدد روی اکسله و کیفیت واقعی تصمیمگیری رو نشون نمیده. وقتی دلیل ورود و خروج رو با جزئیات یادداشت میکنی، در واقع داری از رفتار خودت دادهی آماری استخراج میکنی.
دقیقاً. سود و ضرر نهایی فقط یک عدد روی اکسله و کیفیت واقعی تصمیمگیری رو نشون نمیده. وقتی دلیل ورود و خروج رو یادداشت میکنی، در واقع داری از رفتار خودت دادهی آماری میسازی. اینطوری مچ خودت رو میگیری و میفهمی مشکل مثلاً در ورودهای ایمپالس و هیجانی حل شده اما هنوز توی خروجها دچار استرس میشوی و زود پوزیشن رو میبندی. این یعنی دیتای دقیق برای فیکس کردن باگهای سیستم معاملاتی.
یکی از مهمترین تفاوت های تریدر با تجربه با کسی که هنوز درگیر نتیجه معاملاتشه همین موضوعه که بتونه کیفیت تصمیم گیریش رو مستقل از سود و ضرر بررسی کنه وقتی فقط نتیجه رو معیار قرار میدیم ممکنه یه معامله اشتباه که شانسی به سود رسیده رو موفقیت حساب کنیم و از اون طرف یه معامله کاملا اصولی که به حد ضرر رسیده رو شکست بدونیم در صورتی که هیچ کدوم لزوما درست نیستن
من فکر میکنم وقتی این شاخص ها رو به شکل مستمر ثبت و بررسی کنیم تازه میتونیم متوجه بشیم تغییراتمون واقعی بوده یا صرفا تحت تاثیر چند معامله اخیر قرار گرفتیم البته همونطور که گفتین بهتر شدن اجرای پلن به تنهایی تضمین کننده سوددهی نیست و باید مطمئن باشیم خود استراتژی هم واقعا مزیت آماری داره ولی وقتی هم سیستم رو درست ارزیابی کنیم و هم کیفیت اجرای خودمون رو زیر نظر بگیریم خیلی راحت تر میشه فهمید مشکل دقیقا از کجاست و برای اصلاحش باید روی چه چیزی کار کنیم
دقیقا باید آمار رو توی بازه طولانی تر بررسی کرد چون چند معامله خوب یا بد میتونه آدم رو به این نتیجه برسونه که پیشرفت کرده یا سیستمش دیگه جواب نمیده وقتی هم مزیت آماری استراتژی مشخص باشه و هم کیفیت اجرای معاملات ثبت بشه میشه خیلی دقیق تر فهمید تغییرات واقعا نتیجه داده یا فقط نوسان طبیعی نتایج بوده
نکته مهم اینه که عملکرد سیستم و عملکرد خود تریدر رو جداگانه بسنجیم ممکنه استراتژی از نظر آماری خوب باشه ولی با ورودهای اشتباه و خروج زودهنگام نتیجه خراب بشه یا برعکس اجرای پلن عالی باشه اما خود سیستم مزیت کافی نداشته باشه این تفکیک کمک میکنه به جای تغییر دادن همه چیز همزمان فقط همون بخشی رو اصلاح کنیم که واقعا مشکل داره
دقیقا وقتی معیار موفقیت رو فقط سود و ضرر هر معامله قرار بدیم خیلی راحت تحت تاثیر چندتا برد یا باخت قرار میگیریم و تصمیم های عجولانه میگیریم اما وقتی تمرکزمون روی اجرای درست پلن باشه میتونیم بدون فشار اضافه به سیستم فرصت بدیم خودش رو نشون بده البته به شرطی که قبلا با داده کافی بررسی شده باشه و واقعا از نظر آماری قابل اتکا باشه
یه نکته مهم هم اینه که نتیجه مالی رو نباید کنار بذاریم بلکه باید در بازه مناسب بررسیش کنیم ممکنه امروز تمام قوانین رو رعایت کنیم ولی ضرر کنیم و یه روز هم با چندتا تصمیم اشتباه سود بگیریم چیزی که در بلندمدت اهمیت داره اینه که هم کیفیت اجرا رو بسنجیم هم ببینیم آمار سیستم هنوز با انتظارات و نتایج قبلی هماهنگه یا نه اینجوری نه با چند ضرر ناامید میشیم نه با چند سود بیش از حد به خودمون اطمینان پیدا میکنیم
ممکنه نتیجه معاملات هنوز تغییر خاصی نکرده باشه ولی کیفیت اجرای ما بهتر شده باشه یا برعکس یه دوره سودده داشته باشیم در حالی که هنوز کلی تصمیم اشتباه میگیریم وقتی دلیل ورود و خروج رو جداگانه بررسی کنیم میفهمیم پیشرفتمون واقعا از کدوم بخش بوده و نباید همه چیز رو فقط با موجودی حساب بسنجیم