مطالب از عقب نشینی تا ترید قسمت 1

دقیقا درسته ..
این تازه راند اوله و هنوز ادامه داره داستان و مطمعنا آخر دست ماها بعنوان برنده میره بالا .
ینفر تونسته پس همه میتونن :heart::heart:

دقیقا زمان توی ترید خیلی بیشتر از چیزی که فکر میکنیم مهمه چون گاهی مشکل اصلی این نیست که بلد نیستیم مشکل اینه که ماه ها و سال ها یه اشتباه رو با شکل های مختلف تکرار میکنیم

فقط یه نکته به نظرم مهمه اینکه این ۳۰ درجه تغییر وقتی معنی داره که بدونیم دقیقا کجای کار مشکل داریم

اگر سیستم هنوز تست نشده باشه یا ندونیم کجا مزیت آماری داریم صرفا بهتر اجرا کردن هم لزوما ما رو به سوددهی نمیرسونه

دقیقا خیلی وقتا مسئله کمبود دانش نیست بلکه اینه که یک اشتباه بدون اینکه درست شناسایی بشه بارها تکرار میشه و زمان زیادی صرف همون الگوی اشتباه میشه

برای همین ثبت معاملات و مرور منظم عملکرد اهمیت زیادی داره چون وقتی اشتباهات تبدیل به داده میشن راحت تر میشه فهمید مشکل دقیقا کجاست و آیا واقعا در حال پیشرفتیم یا فقط داریم همون رفتار قبلی رو با ظاهر متفاوت تکرار میکنیم

به نظرم یکی از تفاوت های اصلی تجربه با صرفا گذشت زمان هم همینه چون شش سال ترید کردن لزوما به معنی شش سال تجربه نیست اگر هر سال همون اشتباهات تکرار شده باشه تجربه واقعی زمانی شکل میگیره که از هر دوره چیزی یاد بگیری و رفتارت رو اصلاح کنی

دقیقا وقتی ذهن آدم سوددهی رو به یک اتفاق بزرگ و تعیین کننده تبدیل میکنه هر معامله بیش از حد اهمیت پیدا میکنه و همین فشار میتونه باعث بشه از پلن خارج بشه تمرکز روی اجرای درست کمک میکنه ارزش هر معامله رو در حد خودش ببینیم و نتیجه رو به کل مجموعه معاملات واگذار کنیم

دقیقا ثبت معاملات وقتی ارزش پیدا میکنه که فقط تبدیل به آرشیو معاملات نشه و واقعا بعد از مدتی مرور بشه چون اون موقع میشه الگوهایی رو دید که وسط معامله معمولا متوجهشون نمیشیم مثلا اینکه بیشتر خطاها در ساعت خاصی اتفاق میفتن یا بعد از چند ضرر رفتارمون تغییر میکنه اینجوری مشکل از حالت حدس و احساس خارج میشه و تبدیل به چیزی میشه که میشه بررسیش کرد

حتی به نظرم یکی از مهمترین فایده های مرور معاملات اینه که ممکنه بفهمیم بعضی وقتها چیزی که فکر میکردیم پیشرفت بوده فقط تغییر شکل همون اشتباه قبلی بوده مثلا قبلا زود وارد میشدیم و حالا دیر وارد میشیم ولی ریشه هر دو تصمیم عجله یا ترس از جا موندنه وقتی این الگوها ثبت بشن اصلاح رفتار خیلی هدفمندتر میشه و میفهمیم دقیقا کدوم بخش از کارمون واقعا بهتر شده

دقیقا گاهی تغییر رفتار با اصلاح رفتار اشتباه گرفته میشه در حالی که فقط شکل اشتباه عوض شده مثلا تریدر بعد از اینکه چند بار به خاطر ورود زود ضرر کرده این بار اونقدر صبر میکنه که عملا بخش اصلی حرکت رو از دست میده و فکر میکنه پیشرفت کرده در صورتی که ریشه هر دو تصمیم میتونه همون ترس از جا موندن یا فشار برای گرفتن نتیجه باشه

برای همین مرور معاملات وقتی ارزش واقعی پیدا میکنه که فقط نتیجه معامله رو بررسی نکنیم و دلیل تصمیم رو هم کنار اون ثبت کنیم بعد از یک تعداد معامله میشه فهمید یک اشتباه واقعا کمتر شده یا فقط به شکل دیگه ای خودش رو نشون میده این نگاه باعث میشه اصلاح رفتار خیلی دقیق تر بشه و آدم به جای اینکه صرفا احساس کنه بهتر شده بتونه با داده ببینه کدوم قسمت کارش واقعا تغییر کرده

دقیقا وقتی دلیل تصمیم کنار نتیجه معامله ثبت بشه بعد از چند ده یا چند صد معامله میشه الگوهایی رو دید که با نگاه کردن به سود و ضرر مشخص نیست مثلا ممکنه تعداد ورودهای عجولانه کم شده باشه ولی هنوز خروج های زودهنگام ادامه داشته باشه اینطوری به جای یک برداشت کلی از پیشرفت میشه دقیقا فهمید کدوم بخش رفتار بهتر شده و کدوم بخش هنوز نیاز به کار داره

گاهی یک اشتباه واقعا حذف نمیشه فقط شکلش عوض میشه و اگر فقط نتیجه مالی رو نگاه کنیم ممکنه فکر کنیم مشکل حل شده برای همین ثبت دلیل ورود دلیل خروج شرایط ذهنی و میزان ریسک خیلی کمک میکنه چون بعد از یک نمونه آماری مشخص میشه یک رفتار واقعا کمتر شده یا فقط از یک مرحله تصمیم گیری به مرحله دیگه منتقل شده

مرور معاملات وقتی مفیده که آخرش به یک تغییر مشخص در رفتار منجر بشه مثلا اگر متوجه شدیم بعد از چند ضرر پشت سر هم کیفیت انتخاب ستاپ پایین میاد باید ببینیم این اتفاق در معاملات بعدی چقدر تکرار شده و آیا قانون مشخصی تونست جلوش رو بگیره اینجا ژورنال از یک دفتر ثبت معاملات تبدیل میشه به ابزار اندازه گیری و اصلاح عملکرد

اینکه آدم حس کنه نسبت به چند ماه قبل بهتر شده خوبه ولی برای تصمیم گیری حرفه ای کافی نیست وقتی داده داشته باشیم میتونیم پیشرفت رو قابل اندازه گیری کنیم مثلا ببینیم تعداد معاملات خارج از سیستم کمتر شده میانگین ریسک ثابت تر شده یا تصمیم های عجولانه کاهش پیدا کرده این تفاوت بین احساس پیشرفت و پیشرفت قابل اثباته

دقیقا حس بهتر شدن ارزشمنده ولی به تنهایی نمیشه باهاش درباره پیشرفت تصمیم گرفت چون ممکنه بعد از چند ماه احساس کنیم منظم تر شدیم ولی هنوز تعداد زیادی معامله خارج از سیستم داشته باشیم وقتی ژورنال داشته باشیم میتونیم این تغییر رو عددی کنیم مثلا درصد معاملات خارج از قوانین تعداد ورودهای عجولانه میانگین ریسک و حتی تعداد دفعاتی که بعد از ضرر رفتارمون تغییر کرده و اینجوری مشخص میشه واقعا رفتار بهتر شده یا فقط حس میکنیم بهتر شدیم

به نظرم پیشرفت واقعی وقتی ارزش بیشتری پیدا میکنه که قابل مقایسه باشه مثلا عملکرد صد معامله اخیر رو با صد معامله قبلی مقایسه کنیم و ببینیم خطاهای اجرایی کمتر شده یا نه اینطوری حتی اگر سود هنوز خیلی تغییر نکرده باشه میشه فهمید کیفیت فرآیند در حال بهتر شدنه چون در ترید ممکنه اول رفتار و اجرای درست اصلاح بشه و تاثیرش روی نتیجه مالی با تاخیر خودش رو نشون بده

دقیقا برای همین نباید پیشرفت رو فقط با سود و ضرر سنجید ممکنه هنوز نتیجه مالی تغییر زیادی نکرده باشه ولی تعداد معاملات خارج از پلن کمتر شده باشه یا مدیریت ریسک منظم تر شده باشه مقایسه دو نمونه هم اندازه کمک میکنه بفهمیم واقعا رفتارمون بهتر شده یا فقط چندتا نتیجه خوب و بد روی آمار اثر گذاشته البته بهتره شرایط بازار و نوع ستاپ ها رو هم در نظر بگیریم تا مقایسه منصفانه باشه

یه نکته مهم اینه که اصلاح فرآیند معمولا زودتر از نتیجه مالی خودش رو نشون میده وقتی عجله در ورود یا جابه جایی حد ضرر کمتر میشه یعنی بخشی از کنترل تصمیم ها بهتر شده اما برای اینکه مطمئن بشیم این تغییر واقعا مفیده باید کنار ثبت خطاها شاخص هایی مثل امید ریاضی و دراوداون رو هم دنبال کنیم چون هدف فقط منظم تر شدن نیست بلکه باید این نظم در بلندمدت به عملکرد قابل اتکاتری منجر بشه

دقیقا مشکل از جایی شروع میشه که از هر معامله انتظار داریم نتیجه خاصی بگیریم و همین باعث میشه موقع ورود یا مدیریت معامله بیشتر از قوانین به سود و ضرر لحظه ای فکر کنیم در حالی که حتی یک سیستم با مزیت آماری هم ممکنه چند ضرر پشت سر هم داشته باشه به نظرم اگر معیار موفقیت هر معامله رو اجرای درست پلن بدونیم فشار روانی کمتر میشه و تصمیم هامون هم ثبات بیشتری پیدا میکنن