اگر سان تزو یک تریدر بود، چه میگفت؟
وقتی برای اولین بار کتاب «هنر جنگ» را میخوانی، تصور میکنی درباره ارتشها، فرماندهان و میدانهای نبرد صحبت میکند. اما اگر سالها در بازارهای مالی فعالیت کرده باشی، کمکم متوجه میشوی که سان تزو در واقع دارد درباره چیزی بسیار شبیه معاملهگری صحبت میکند.
در بازارهای مالی هم جنگ وجود دارد؛ اما نه با شمشیر و تفنگ. اینجا جنگ بر سر سرمایه، اطلاعات، احساسات، نقدینگی و تصمیمگیری است.
بزرگترین نکتهای که از هنر جنگ میتوان برای معاملهگری گرفت این است:
بازار دشمن تو نیست؛ احساسات و اشتباهات خودت دشمن واقعی تو هستند.
بیشتر معاملهگران فکر میکنند باید بازار را شکست دهند، اما معاملهگران حرفهای میدانند که باید ابتدا خودشان را شکست دهند.
اصل اول: بهترین معامله، معاملهای است که لازم نباشد انجام شود
مشهورترین جمله سان تزو:
«بالاترین هنر جنگ این است که بدون جنگ پیروز شوی.»
در معاملهگری ترجمه این جمله میشود:
بهترین معامله، معاملهای است که مجبور نباشی برای سود گرفتن ریسک غیرضروری بکنی.
اکثر تریدرها احساس میکنند باید همیشه داخل بازار باشند.
اما حرفهایها میدانند:
-
همیشه معامله نکردن یک موقعیت معاملاتی است.
-
نقد بودن یک پوزیشن است.
-
صبر کردن بخشی از استراتژی است.
گاهی بهترین معامله هفته، معاملهای است که اصلاً انجام نمیدهی.
اصل دوم: اگر خودت را نشناسی، بازار تو را نابود میکند
سان تزو میگوید:
اگر دشمن را بشناسی و خودت را نشناسی، نیمی از نبردها را میبازی.
در بازار:
-
دشمن = بازار
-
خودت = شخصیت معاملاتی
بیشتر افراد استراتژی ندارند؛ مشکل بزرگتر این است که خودشان را هم نمیشناسند.
باید بدانی:
-
آیا ریسکپذیر هستی؟
-
آیا عجول هستی؟
-
آیا بعد از ضرر انتقام میگیری؟
-
آیا بعد از سود بیش از حد اعتمادبهنفس پیدا میکنی؟
بسیاری از حسابهای معاملاتی نه به خاطر تحلیل اشتباه، بلکه به خاطر شخصیت کنترلنشده نابود میشوند.
اصل سوم: سرمایه مهمتر از سود است
سان تزو بارها تأکید میکند:
فرمانده خوب اول شکستناپذیر میشود، سپس به دنبال پیروزی میرود.
این شاید مهمترین اصل معاملهگری حرفهای باشد.
اکثر مبتدیها میپرسند:
“چطور سود بیشتری بگیرم؟”
حرفهایها میپرسند:
“چطور نابود نشوم؟”
اولین هدف تریدر حرفهای:
-
حفظ سرمایه
-
سپس رشد سرمایه
نه برعکس.
اصل چهارم: جنگ طولانی ارتش را نابود میکند
سان تزو اعتقاد داشت جنگهای طولانی منابع را میسوزانند.
در معاملهگری نیز:
-
اورترید (Overtrading)
-
نگاه مداوم به نمودار
-
گرفتن معاملات بیکیفیت
همان جنگ فرسایشی هستند.
بسیاری از ضررها به خاطر تحلیل اشتباه نیست.
به خاطر خستگی ذهنی است.
معاملهگر خسته تقریباً همیشه معاملهگر خطرناکی است.
اصل پنجم: صبر، سلاح مخفی معاملهگر
سان تزو هیچوقت از حمله بیموقع حمایت نمیکند.
او معتقد است:
تا زمانی که شرایط ایدهآل نشده، صبر کن.
این دقیقاً چیزی است که اکثر تریدرها نمیتوانند انجام دهند.
بازار روزانه صدها حرکت ایجاد میکند.
اما شاید فقط یک یا دو حرکت ارزش معامله کردن داشته باشند.
معاملهگر حرفهای شکارچی است.
شکارچی دنبال شکار نمیدود.
منتظر میماند شکار وارد منطقه مناسب شود.
اصل ششم: وارد نبردی نشو که مزیت نداری
سان تزو میگوید:
فرمانده خردمند در زمین دشمن و با قوانین دشمن نمیجنگد.
در بازار نیز:
اگر استراتژی تو:
- روندی است
نباید در بازار رنج معامله کنی.
اگر استراتژی تو:
- اسکالپ است
نباید سوییگ ترید کنی.
بزرگترین اشتباه تریدرها این است که در هر شرایطی میخواهند معامله کنند.
در حالی که حرفهایها فقط زمانی وارد میشوند که مزیت آماری دارند.
اصل هفتم: نقدینگی همان میدان جنگ است
سان تزو اهمیت زیادی برای شناخت زمین قائل بود.
در معاملهگری:
زمین = نقدینگی
بانکها، صندوقها و بازیگران بزرگ معمولاً به دنبال نقدینگی حرکت میکنند.
به همین دلیل:
-
سقفهای مهم
-
کفهای مهم
-
استاپهای تجمعی
اغلب هدف اصلی حرکت قیمت هستند.
تریدر حرفهای یاد میگیرد:
به جای دنبال کردن قیمت، نقدینگی را دنبال کند.
اصل هشتم: بازار همیشه فریب میدهد
سان تزو میگوید:
تمام جنگ بر پایه فریب است.
در بازار:
-
شکست فیک
-
تله گاوی
-
تله خرسی
-
شکار استاپها
همگی نمونههای همین اصل هستند.
به همین دلیل حرفهایها:
اول واکنش بازار را میبینند.
بعد تصمیم میگیرند.
نه اینکه صرفاً بر اساس ظاهر کندل وارد معامله شوند.
اصل نهم: احساسات دشمن اصلی هستند
در هنر جنگ بارها به کنترل فرمانده اشاره شده است.
در معاملهگری نیز:
بزرگترین دشمن:
-
ترس
-
طمع
-
انتقام
-
غرور
هستند.
معاملهگر موفق کسی نیست که بهترین تحلیل را دارد.
بلکه کسی است که هنگام ضرر و سود، همچنان منطقی باقی میماند.
اصل دهم: هر معامله فقط یک نبرد است، نه کل جنگ
یکی از بزرگترین اشتباهات معاملهگران این است که هر معامله را مسئله مرگ و زندگی میبینند.
سان تزو جنگ را مجموعهای از نبردها میداند.
در بازار نیز:
هر معامله فقط یک نمونه از صدها معامله آینده است.
بنابراین:
-
ضرر کردن طبیعی است.
-
اشتباه کردن طبیعی است.
-
استاپ خوردن طبیعی است.
آنچه اهمیت دارد نتیجه بلندمدت است.
اصل یازدهم: اطلاعات، مهمتر از تحلیل است
سان تزو برای جاسوسان و اطلاعات اهمیت فوقالعادهای قائل بود.
در بازار نیز:
معاملهگر باید بداند:
-
روند کلان چیست؟
-
سیاست بانکهای مرکزی چیست؟
-
جریان سرمایه به کدام سمت میرود؟
-
سنتیمنت بازار چیست؟
-
بازیگران بزرگ چه میکنند؟
نمودار تنها بخشی از داستان است.
اصل دوازدهم: نسبت ریسک به بازده، همان نامتقارن جنگ است
سان تزو همیشه دنبال نبردهایی بود که:
-
ریسک کم
-
پاداش زیاد
داشته باشند.
این دقیقاً مفهوم Risk/Reward است.
یک معاملهگر حرفهای به دنبال:
-
احتمال بالا
-
ریسک کم
-
سود بالقوه زیاد
است.
نه اینکه صرفاً جهت بازار را درست حدس بزند.
اصل سیزدهم: انعطافپذیری
سان تزو میگوید:
آب شکل ظرف خود را میگیرد.
بازار دائماً تغییر میکند.
معاملهگری که فقط یک سناریو در ذهن دارد، دیر یا زود شکست میخورد.
حرفهایها:
-
دیدگاه دارند
-
تعصب ندارند
اصل چهاردهم: پیروزی قبل از ورود به معامله اتفاق میافتد
سان تزو جملهای دارد که تقریباً فلسفه تمام معاملهگران بزرگ دنیاست:
«پیروزمندان ابتدا پیروز میشوند و سپس وارد جنگ میشوند.»
در بازار این یعنی:
قبل از زدن دکمه Buy یا Sell باید مشخص باشد:
-
نقطه ورود
-
حد ضرر
-
هدف
-
اندازه حجم
-
سناریوی جایگزین
اگر اینها مشخص نیستند، معامله از قبل بازنده است.
نتیجهگیری نهایی
اگر بخواهیم تمام کتاب هنر جنگ را برای معاملهگری در یک جمله خلاصه کنیم:
«هدف تریدر حرفهای سود کردن نیست؛ هدف او حذف اشتباهات است. سود، نتیجه طبیعی این فرآیند است.»
بعد از سالها معاملهگری، متوجه میشوی بازار را نمیتوان کنترل کرد.
اما میتوان کنترل کرد:
-
میزان ریسک را
-
حجم معامله را
-
زمان ورود را
-
زمان خروج را
-
احساسات را
-
اجرای سیستم را
و این دقیقاً همان چیزی است که سان تزو ۲۵۰۰ سال پیش میخواست بگوید:
«کسی که بر خودش مسلط باشد، حتی در سختترین میدانها نیز شکستناپذیر میشود.»
برای یک تریدر، هنر جنگ در نهایت به این اصل ختم میشود:
سرمایه را حفظ کن، صبر داشته باش، فقط در مواقعی که مزیت داری حمله کن، و هرگز اجازه نده احساسات جای استراتژی را بگیرند.
ارادتمند همگی امیر حسین نظری