بازار خودرو، آشفتهتر از طلا
ضرورت ورود حاکمیت به ساماندهی قیمتگذاری خودرو
به قلم دکتر محمد محمدیپور
در اقتصاد هر کشوری، بازارهای سرمایهای و مصرفی زمانی به تعادل میرسند که «مرجع قیمت» مشخص، شفاف و قابل اتکا وجود داشته باشد. هرگاه این مرجع از بین برود یا نظارت بر قیمتگذاری تضعیف شود، دلالی، سوداگری، التهاب روانی و بیاعتمادی عمومی جایگزین منطق اقتصادی خواهد شد. امروز بازار خودرو در ایران دقیقاً گرفتار همین بحران است؛ بحرانی که در مقایسه با بازار طلا، تفاوت ساختاری آن کاملاً قابل مشاهده است.
در بازار طلا، سالهاست که سازوکار مشخصی برای تعیین قیمت وجود دارد. نرخ جهانی اونس، قیمت ارز، میزان اجرت و سود قانونی مبنای محاسبه قرار میگیرد و در نهایت قیمتها توسط اتحادیه طلا و جواهر و مراجع تخصصی اعلام میشود. به همین دلیل، حتی اگر قیمت طلا نوسان داشته باشد، مردم میدانند این نوسان مبتنی بر فرمول، شاخص و داده واقعی است، نه صرفاً خواست و سلیقه فروشنده.
اما در بازار خودرو چنین نظم و شفافیتی وجود ندارد. امروز هر فروشندهای میتواند خودروی خود را در پلتفرمهایی مانند دیوار یا سایر سایتهای خرید و فروش، با هر مبلغی که تمایل دارد آگهی کند؛ بدون آنکه هیچ مرجع تخصصی، کارشناسی یا قانونی صحت آن قیمت را تأیید کرده باشد. همین قیمتهای سلیقهای به مرور تبدیل به «مرجع ذهنی بازار» میشود و فروشندگان دیگر نیز بر همان مبنا قیمتهای جدید و بالاتر تعیین میکنند. در واقع، بازار خودرو نه بر پایه ارزش واقعی، بلکه بر پایه روانسازی تورم و انتظارات کاذب حرکت میکند.
نکته مهم آن است که خودرو برخلاف طلا، کالایی مصرفی و مورد نیاز خانوار است. التهاب در بازار خودرو فقط یک مسئله سرمایهگذاری نیست، بلکه مستقیماً بر معیشت، امید اجتماعی و قدرت خرید طبقه متوسط و ضعیف اثر میگذارد. هنگامی که یک خودرو داخلی طی مدت کوتاه چند صد میلیون تومان صرفاً بر اساس آگهیهای مجازی افزایش قیمت پیدا میکند، مردم احساس میکنند هیچ معیار عدالت و نظارتی در اقتصاد وجود ندارد. این احساس بیعدالتی، خود به ناامیدی اجتماعی و بیاعتمادی عمومی دامن میزند.
از منظر حقوقی و اجرایی نیز کشور فاقد ظرفیت نیست. قانون و ساختارهای تخصصی متعددی برای کنترل این وضعیت وجود دارد. میتوان از توان کانون کارشناسان رسمی دادگستری، کارشناسان خودرو، نهادهای نظارتی و سامانههای هوشمند قیمتگذاری استفاده کرد تا ارزش واقعی خودرو بر اساس مدل، سال ساخت، کارکرد، وضعیت فنی و شرایط بازار محاسبه شود. همانگونه که در بسیاری از معاملات رسمی، نظر کارشناس ملاک عمل قرار میگیرد، در بازار خودرو نیز میتوان سازوکاری تعریف کرد که ثبت قیمت در سایتهای آگهی تنها پس از تأیید کارشناسی امکانپذیر باشد.
اگر چنین نظارتی ایجاد شود، بخش بزرگی از قیمتسازیهای کاذب، دلالی و التهاب روانی حذف خواهد شد. در غیر این صورت، هر فرد میتواند با درج چند قیمت غیرواقعی، انتظارات تورمی جدید ایجاد کند و کل بازار را دچار آشفتگی نماید؛ اتفاقی که امروز نهتنها در خودرو، بلکه در برخی بازارهای دیگر مانند مسکن نیز مشاهده میشود.
واقعیت این است که اقتصاد بدون مرجع قیمت، به سمت هرجومرج حرکت میکند. همانطور که بازار طلا با وجود نوسانات، از یک چارچوب مشخص تبعیت میکند، بازار خودرو نیز نیازمند نظام رسمی ارزشگذاری و نظارت مؤثر است. حمایت از حقوق مصرفکننده، مقابله با سوداگری و بازگرداندن آرامش به بازار، بدون اصلاح ساختار قیمتگذاری ممکن نخواهد بود.
امروز مطالبه مردم نه قیمتگذاری دستوری، بلکه شفافیت، عدالت و جلوگیری از قیمتسازیهای کاذب است؛ مطالبهای که تحقق آن میتواند اعتماد از دسترفته جامعه به نظم اقتصادی را تا حدی بازگرداند.













