بررسی ادعای پرداخت سودهای بالا در پراپ فرم‌ها

با توجه به آخرین مقالات و آمارهای منتشر شده، کاربران کدام سیستم در بلندمدت عملکرد بهتری داشته‌اند؟

(Long‑Term Performance: Do Traders Perform Better in Prop Firms or Brokers?)

برای مقایسه عملکرد بلندمدت معامله‌گران در بروکرها و پراپ‌فیرم‌ها، باید به داده‌های آماری واقعی توجه کرد؛ زیرا تجربه‌های فردی یا روایت‌های شبکه‌های اجتماعی تصویر دقیقی از واقعیت ارائه نمی‌دهند. مطالعات منتشر شده توسط رگولاتورها، بروکرهای بزرگ و برخی پژوهش‌های دانشگاهی نشان می‌دهد که اکثریت معامله‌گران خرد در بازارهای مالی در بلندمدت زیان‌ده هستند. این موضوع مستقل از نوع پلتفرم یا مدل فعالیت است و بیشتر به ساختار بازار، هزینه‌های معاملاتی و رفتار انسانی مربوط می‌شود. با این حال، تفاوت‌هایی میان کاربران بروکرها و معامله‌گران پراپ‌فیرم‌ها دیده می‌شود که می‌تواند در تحلیل عملکرد بلندمدت مهم باشد.

طبق داده‌های منتشر شده توسط رگولاتورهای مالی اروپایی مانند ESMA و FCA، بین حدود ۷۴٪ تا ۸۹٪ از معامله‌گران خرد در CFD و فارکس در بروکرها زیان‌ده هستند. این آمار در گزارش‌های افشای ریسک که بروکرها موظف به انتشار آن هستند نیز دیده می‌شود. در بسیاری از این گزارش‌ها، نسبت معامله‌گران سودده معمولاً بین ۱۱٪ تا ۲۶٪ قرار دارد. اما حتی در میان همین درصد کوچک، بسیاری از معامله‌گران سودده در بازه‌های زمانی کوتاه‌مدت موفق هستند و تعداد معامله‌گرانی که بتوانند چندین سال به‌طور پایدار سودده باقی بمانند بسیار کمتر است.

یکی از دلایل اصلی این نرخ بالای زیان در بروکرها، ترکیب چند عامل ساختاری است: هزینه‌های معاملاتی (اسپرد، کمیسیون و سواپ)، استفاده گسترده از اهرم بالا، رفتارهای هیجانی معامله‌گران، و نبود محدودیت‌های مدیریتی روی ریسک. در بسیاری از موارد، معامله‌گران تازه‌کار با سرمایه محدود وارد بازار می‌شوند و برای جبران سرمایه کم از اهرم بالا استفاده می‌کنند. این مسئله باعث می‌شود نوسانات طبیعی بازار به زیان‌های بزرگ تبدیل شود و حساب‌های معاملاتی در مدت کوتاهی از بین بروند.

در مورد پراپ‌فیرم‌ها، داده‌های آماری متفاوتی وجود دارد زیرا این صنعت هنوز به اندازه بروکرها شفاف و قانون‌گذاری‌شده نیست. با این حال، اطلاعات منتشر شده توسط برخی شرکت‌های بزرگ پراپ نشان می‌دهد که درصد معامله‌گرانی که موفق به عبور از مراحل ارزیابی می‌شوند معمولاً بین حدود ۵٪ تا ۱۵٪ است. از میان این گروه نیز تنها بخشی از معامله‌گران قادرند در بلندمدت سود پایدار تولید کنند و به برداشت‌های منظم برسند.

نکته مهم این است که پراپ‌فیرم‌ها به‌طور ساختاری نوعی «فیلتر عملکرد» دارند. معامله‌گران قبل از دسترسی به سرمایه شرکت باید آزمون‌هایی شامل اهداف سود، محدودیت دراودان و قوانین مدیریت ریسک را پشت سر بگذارند. این فیلتر باعث می‌شود افرادی که به مرحله حساب واقعی می‌رسند معمولاً نظم معاملاتی بالاتری نسبت به میانگین معامله‌گران بروکر داشته باشند. در نتیجه، اگر فقط معامله‌گران پاس‌شده در پراپ را با کل جامعه معامله‌گران بروکر مقایسه کنیم، عملکرد میانگین گروه پراپ معمولاً بهتر به نظر می‌رسد.

با این حال، اگر کل کاربران هر سیستم را در نظر بگیریم—یعنی تمام افرادی که آزمون پراپ را شروع می‌کنند در مقابل تمام کسانی که در بروکر حساب باز می‌کنند—تفاوت عملکرد چندان بزرگ نیست. در پراپ‌فیرم‌ها بسیاری از کاربران چندین بار آزمون را از دست می‌دهند و هرگز به مرحله برداشت سود نمی‌رسند. بنابراین نرخ موفقیت واقعی در سطح کل کاربران نیز نسبتاً پایین باقی می‌ماند.

عامل مهم دیگر در عملکرد بلندمدت، «مدیریت ریسک اجباری» در پراپ‌فیرم‌ها است. محدودیت‌های دراودان روزانه و کلی باعث می‌شود معامله‌گران نتوانند زیان‌های بزرگ ایجاد کنند. این قوانین عملاً رفتار معاملاتی محافظه‌کارانه‌تری را تحمیل می‌کند. در بروکرها چنین محدودیتی وجود ندارد و معامله‌گر می‌تواند در مدت کوتاهی کل سرمایه را از دست بدهد. همین تفاوت باعث شده برخی تحلیل‌ها نشان دهند که معامله‌گران پراپ در صورت تطبیق با قوانین، پایداری بیشتری در نتایج خود دارند.

با این حال، پایداری عملکرد در پراپ به معنی سود قطعی نیست. بسیاری از معامله‌گران حتی پس از دریافت حساب فاندد نیز به دلیل فشار قوانین، عبور از حد ضرر یا تغییر شرایط بازار حساب خود را از دست می‌دهند. به همین دلیل، تعداد معامله‌گرانی که بتوانند در چند سال متوالی از پراپ درآمد پایدار داشته باشند هنوز بسیار محدود است و داده‌های عمومی گسترده‌ای درباره آن وجود ندارد.

در جمع‌بندی آماری می‌توان گفت: در سطح کل کاربران، هر دو سیستم نرخ موفقیت پایینی دارند و اکثریت معامله‌گران در بلندمدت سود پایدار کسب نمی‌کنند. اما در سطح معامله‌گرانی که از فیلترهای اولیه عبور می‌کنند، معامله‌گران پراپ به دلیل وجود قوانین مدیریت ریسک و ساختار ارزیابی معمولاً عملکرد پایدارتر و نوسان کمتر در نتایج دارند. در مقابل، معامله‌گران بروکر آزادی بیشتری دارند اما همین آزادی باعث می‌شود نوسان عملکرد و احتمال زیان شدید در بلندمدت بیشتر باشد.

به‌طور خلاصه، آمارهای موجود نشان می‌دهد که هیچ‌یک از این دو سیستم به‌طور ذاتی تضمین‌کننده موفقیت نیستند. موفقیت بلندمدت بیشتر به مهارت، مدیریت ریسک، کنترل هیجان و تجربه معامله‌گر بستگی دارد. تفاوت اصلی در این است که پراپ‌فیرم‌ها با اعمال محدودیت‌ها تلاش می‌کنند احتمال رفتارهای پرخطر را کاهش دهند، در حالی که بروکرها چنین محدودیتی ندارند و مسئولیت کامل مدیریت ریسک بر عهده خود معامله‌گر است.

2 لایک کرده